24 اردیبهشت 1396, 23:1
از منظر قرآن کريم چه علل و اسبابي موجبات انحطاط و سقوط تمدن ها و حکومت ها را فراهم مي آورد؟
در بخش نخست پاسخ به اين سؤال ضمن تأکيد بر سنت هلاکت در قرآن کريم به دو عامل انحطاط و سقوط تمدن ها و حکومت ها شامل: 1- ناسپاسي و کفران نعمت 2- ظلم، استکبار، کفر ورزيدن و تکذيب آيات الهي اشاره کرديم. اينک در بخش دوم اين مبحث دنباله مطلب را پي مي گيريم.
يکي ديگر از علل انحطاط و نابودي تمدن ها در طغيان، ظلم و تقليد کورکورانه و کفر ورزيدن است که نمونه بارز آن قوم نوح(ع) بودند. در مورد حضرت نوح(ع) آمده است: «و او از انبيا مرسل است و او را شيخ الانبيا مي گويند و آزار او از ساير پيغمبران بيشتر است. چون از عمر او چهارصد سال گذشت بر پيغمبري بر او نازل شد، او را بلاهاي عظيم پيش آمد و نهصد و پنجاه سال خلق را دعوت کرد و يک دم زبان او از دعوي تسکين نمي يافت.» (موسوي، 1368: 43)(28)
قوم نوح، بت پرست بودند و چون نوح به آنها تأکيد کرد که به آئين من بگرويد که عذاب پروردگار نزديک است، آنها گفتند: «ما از خدايان خويش دست باز نداريم و چون خدايان خويش را مي بينيم، آنها را خواهيم پرستيد و بر آنها ستايش خواهيم کرد:
قرآن شکوه نوح(ع) از بت پرستي قومش را اين گونه نقل مي فرمايد: (و قالوا لاتذرن الهتکم و لاتذرن ودا و لاسوعا و لايغوث و يعوق و نسرا) (و (قوم نوح) گفتند هرگز خدايان خود را رها نکنيد و به خصوص دست از پرستش (اين پنج بت) و دو سواع و يغوث و يعوق و نسر هرگز برنداريد.) (نوح- 23)
همچنين خداوند در سوره هاي عنکبوت و القمر به رسالت حضرت نوح(ع) و تکذيب نبوت وي از سوي قومش اشاره مي کند.
(و قوم نوح لما کذبوا الرسل اغرقناهم و جعلناهم للناس آيةً و اعتدنا للظالمين عذابا اليما)
(و نيز قوم نوح چون رسولان حق را تکذيب کردند، ما آنها را به طوفان هلاک سپرديم و آيت عبرت مردم قرار داديم و براي ستمکاران عذاب دردناک مهيا گردانيديم.) (فرقان- 37)
تقليد کورکورانه از بزرگان قوم نيز يکي از عوامل سقوط تمدن ها مي باشد خداوند سرگذشت عده اي از کافران را در روز جزا اين گونه ترسيم مي نمايد:
(يوم تقلب وجوههم في النار يقولون يا ليتنا اطعنا اله و اطعنا الرسولا* و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبراءنا فاضلونا السبيلا)
(در آن روز صورتهاشان بر آتشي دگرگون بگردد (و فرياد پشيماني از دل برکشند) گويند اي کاش، که ما (در دنيا) خدا و رسول را اطاعت مي کرديم و گويند اي خدا ما اطاعت امر بزرگان و پيشوايان فاسد خود کرديم که ما را به راه ضلالت کشيدند) (احزاب-66) پيامبران الهي در طول مبارزات خود در تلاش براي ايجاد محيط توحيدي و يکتاپرستي با مردمي روبرو بودند که عادات غلط پيشينيان آنها را منحرف ساخته و باعث شده بود که پيامبران و فرستادگان خدا را تکذيب کنند.
(بل قالوا انا وجدنا اباءنا علي امةً و انا علي آثارهم مهتدون)
(بلکه گفتند ما پدران خود را به عقايد و آئيني يافتيم و البته ما هم در پي آنان به راه هدايت هستيم.) (زخرف - 22)
روزنامه كيهان، شماره 21535 به تاريخ 25/10/95، صفحه 8 (معارف)
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان