16 دی 1396, 11:4
قال علی (ع): «الإفتِخارُ مِن صغرِ الأقدار» ( میزان الحکمه ، ج9، حدیث 15820، ص63)
یکی از صفات بسیار زشتی که در قرآن و روایات مورد نکوهش قرار گرفته، فخرفروشی است. این صفت، از صفات شیطانی است؛ که از بیمقداری و پستی انسان نشأت میگیرد.
فخرفروشی این است که انسان بهواسطه آنچه که آنرا کمالی برای خود میشمارد، مباهات ورزد و خود را برتر از دیگران بشمارد و نسبت به دیگران احساس فخر کند.[1]
خداوند در قرآن میفرماید :
«إنّالله لایُحِبُّ کلَّ مُختالٍ فَخُورٍ»[2]
«بدرستی که خداوند هرگز انسان متکبّر و فخرفروش را دوست ندارد.»
شیطان، اوّلین کسی است که فخرفروشی و تکبر ورزید و بهواسطه همین فخرفروشی و تکبر از بهشت رانده شد. حضرت علی(ع) در نهج البلاغه در وصف شیطان میفرماید :
شیطان به آفرینشِ خود بر آدم نازید و به خلقت خود که از آتش است بر او تعصب ورزید. دشمنِ خدا پیشوای تعصّبکنندگان است ... پس بندگان خدا، بپرهیزید از اینکه شیطان شما را به بیماری خود مبتلا گرداند.[3]
روزی کفار قریش بر یکدیگر تفاخر و فخرفروشی میکردند؛ سلمان فارسی که در آنجا حاضر بود، گفت: اما من از نطفهای خلق شدهام و مردار خواهم شد؛ آنگاه که بهسوی میزان اعمال رفتم، اگر ترازوی عمل من سنگین بود، کریم هستم؛ ولی اگر سبک باشد، پست خواهم بود.[4] سلمان فارسی با این سخن خود میخواست به آنها بفهماند که انسانی که آغاز و سرانجام او این است، نباید بهخاطر امور واهی از قبیل پول، ثروت و ریاست، دچار خود بزرگبینی شود، خود را از دیگران بالاتر بداند و نسبت به دیگران فخرفروشی کند.
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان