13 مهر 1394, 13:51
هم زمان با خلیل طبیبى مى زیست که مبتلایان به نوعى از کم بینى چشم را مداوا مى کرد. پس از مدّتى آن طبیب از دنیا رفت و دردمندان را با مرض خود، تنها گذارد. خلیل بن احمد که وضع را چنان دید سؤال کرد: آیا نسخه اى از وى به جاى مانده؟
گفتند: نه.
گفت: آیا ظرفى که در آن، دارو را تهیّه مى کرده وجود دارد؟
گفتند: آرى.
خلیل درخواست نمود آن ظرف را آوردند و با بوییدن آن ظرف، داروهاى به کار برده شده و مقدار آن ها را یکى پس از دیگرى نام برد تا پانزده نوع. آن گاه با این پانزده نوع، دارویى تهیّه کرد و مبتلایان به آن مرض را معالجه نمود. پس از مدّتى نسخه اى از آن طبابت پیدا شد و ملاحظه کردند مجموع موجود در نسخه، شانزده مورد بوده و خلیل تنها به یک مورد پى نبرده بود.([30])
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان