13 مهر 1394, 13:51
ویژگی ها
ایشان بسیار کم می خوابید و فرزندانش را به کم خوابی و مطالعه و عبادت تشویق می کرد و آنان را به فکر نکردن در امور دنیوی تشویق می کرد. یکی از فرزندان، روزی به ایشان عرض می کند: چرا نمی خوابی؟ او در جواب می گوید: به زودی در قبر، خواب طولانی می کنم. من خوابم را برای قبر به تأخیر انداخته ام[12].
او در زمان خود، به تقوا و حسن خلق و خوش رویی مشهور بود.
نورالدین شاهرودی در کتاب خود اسرة المجدد الشیرازی می نویسد:
«مردی مؤدب به آداب کامل بود با گفتاری نیک و لطیف و رفتاری حکیمانه که در خور یک عالم دینی است. چهره اش نورانی و همیشه می درخشید و شکوه وقار در رفتارش موج می زد. ساده زیستی و قناعت از خلقیات دائمی او بود. تا پایان عمر مانند طلبه ای ساده زندگی کرد. این، در حالی بود که اموال و وجوه شرعی، مانند سیل همیشه به سوی خانه اش سرازیر و جاری بود. دعوت هر کسی را می پذیرفت و حتی اگر فقیری او را به خانه ی خود فرا می خواند، نزد او می رفت. در تشییع جنازه ی مؤمنان شرکت می کرد و همیشه به دیدار تازه واردین شهر می رفت. اگر کسی از او سؤالی داشت، در میان سرما و گرمای خشک عراق، گاه تا یک ساعت همان جا و سرپا می ایستاد و جواب سؤال کننده را می داد، حتی اگر کودک باشد. خواب و خوراک را تنها به عنوان نیاز طبیعی می شناخت و اهمیتی به این گونه امور نمی داد. هیچ کس به یاد نمی آورد که او از غذا و یا از نوع پخت آن ایرادی گرفته باشد. حتی المقدور لباسش را خودش می دوخت و جوراب هایش را با دستان خود وصله می زد. زحمت شستن لباس هایش را به هیچ کس نمی داد و همیشه اتاقش را خود جارو می کرد و گاهی نیز غذا می پخت. هر گاه یکی از فرزندان یا همسرش بیمار می شدند، خود از آنان پرستاری می کرد و داروهایشان را به آنان می داد و اگر کودکی از خوردن دارو طفره می رفت، با وعده های شیرین و تشویق، او را به خوردن دارو ترغیب و راضی می کرد.
به قول و وعده ی خود بسیار پای بند بود و حتی اگر از شخصی عادی و معمولی نامه ای کم اهمیت به وی می رسید، آن را بی پاسخ رها نمی کرد. در حد توانش به مردم نیازمند قرض می داد و نیاز نیازمندان را شخصاً بر طرف می کرد. اگر کسی در حق او ظلم و بدی روا می داشت یا او را می بخشید و از گناهش می گذشت و یا با احسان و خوبی خجلش می کرد. گاهی نیاز شدید یا زیاده خواهی، بعضی را وا می داشت که نامه هایی پر از دشنام و فحش و ناسزا برایش بنویسند، اما او که به راستی پرهیزکار و تربیت شده در مکتب اهل بیت پیامبر اکرم، علیهم السلام، بود، به رفع نیازهایشان می پرداخت و با نامه هایی مؤدبانه و صمیمانه، پاسخ شان را می داد.».[13]
منبع:فرهیختگان تمدن شیعه
علامه عبدالحسین امینى مىگوید: چند فصل از آن را به خط مؤلف دیدهام که در خاتمه فصل احیاءالموات عبدالصمد همدانى نوشته بود. «این آخرین نوشتهاى است که بر قلم مؤلف گناهکارش عبدالصمد همدانى در کربلاى حسینى روان گشت در حالى که بر هجرت نبوى 1195 سال مىگذشت.» این شرح به خوبى موید آن است که مؤلف در فقه، اصول، حدیث و زبان و ادبیات عرب تبحرى وافر داشته است. شیخ آقا بزرگ تهرانى نوشته است: بخشى از آن را، از بحث لقطه تا مواریث، به خط عبدالصمد همدانى نزد سادات آل خراسان در نجف دیدم که حاوى نقل قولهاى وى، احادیث و تحقیقات زیادى بود و به نظر مىرسد از ریاض المسایل و حیاض الدلائل سید على طباطبائى مفصلتر باشد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان