دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های فرهنگی آیت الله محمد آصف محسنی

No image
فعالیت های فرهنگی آیت الله محمد آصف محسنی

خدمات

آیت الله شیخ محمد آصف محسنى در ضمن سال هاى حضور در حوزه علمیه کهن نجف چند مرتبه براى زیارت فامیل و بستگان و نیز بررسى و مشاهده اوضاع سیاسى و اجتماعى کشورش ـ بخصوص شیعیان ـ به افغانستان بازگشت و از وضع اسفبار شیعیان اطلاع کامل یافت. او براى آخرین بار که وارد کشور شد، با درایت و سعه صدر، خدمات ارزشمند و ماندگارى را از خود به یادگار نهاد که عمده ترین آنها عبارتند از:

مجموعه فرهنگى قندهار (حوزه علمیه، حسینیه و مساجد)

وى در سال 1346 ش به زادگاهش برگشت. در آن زمان شیعیان قندهار جمعیت کوچکى را تشکیل مى دادند.[15] آنها به علل مختلف ـ از جمله تعصبات شدید مذهبى ـ فاقد مجالس و مراکز مذهبى بودند. وى با عزم استوار بزرگترین محافل دینى وعظ و تبیین معارف اهل بیت(علیهم السلام)و احکام دینى را به راه انداخت و با پشتیبانى مالى شیعیان قندهار، مدرسه علمیه و حسینیه و مسجد باشکوهى را تأسیس نمود.[16]

علاوه بر آن به تأسیس بناهاى مذهبى در مرکز قندهار و شهرهاى اطراف پرداخت. خود مى گوید:

«کارهاى من همین کارهاى سنتى بود. در قندهار در ناحیه اوّل شهر مدرسه علمیه درست کردم و با جمع آورى وجوهات شرعى و خرید چند منزل مسکونى به این کار موفق شدم و در کنار حوزه دینى، مسجد و حسینیّه براى ترویج معارف اسلامى نیز بنا گردید و چندین مسجد در چند ناحیه اطراف شهر قندهار درست کردم. مانند: گرشک، لشکرگاه، فراه، ترین، هلمند و... که همه آنها با کمک مردم آن مناطق و دعوتى که از من مى شد، به آنجا رفته و آن بناهاى مذهبى را تأسیس مى کردم.»[17]

تبلیغ مسائل دینى

از آنجا که آیت الله محسنى با دو زبان درى و پشتو و متون فقهى و تاریخى اهل سنت آشنا بود، توانست تعصبات مذهبى و قومى را به طور بسیار چشمگیر کاهش دهد و زمینه تفاهم و تعامل میان شیعیان و سنى هاى قندهار را فراهم آورد. در این مورد مى گوید:

«با سخنرانى هاى که من مى کردم، برادرهاى سنّى با من خیلى خوب شده بودند. به منبر من مى آمدند. اغلب به منزل من مى آمدند با هم در باره مسائل مختلف صحبت مى کردیم و روزهاى عاشورا شاید چند صد نفر از برادرهاى سنى ما در پاى سخنرانى این جانب حاضر مى شدند و طرز تفکرشان نسبت به شیعه و اهل بیت(علیهم السلام)تغییر کرده بود و اما در سطح رسمى و دولتى تعصب و بدبینى زیاد بود. مثلاً من براى همین ساختمان هاى که در قندهار و هلمند و جاهاى دیگر ساختم، یعنى همان ساختمان هاى مذهبى، یک افغانى و یا یک تومان ایرانى از ایران نگرفتم و نه با هیچ یک از ایرانى ها ارتباط داشتم و حتى در آن زمان در همین سفارت ایران در کابل ما توهین مى شدیم.[18] توریست هاى غربى را ویزا مى دادند، وقتى که (نوبت) به من مى رسید، به سر و کله من نگاه مى کردند و مى گفتند: آقا نمى شود، به شما ویزا داد! و در داخل هم از طرف حکومت متهم بودیم که این پول هاى نفت است که در افغانستان این مسجدها و حسینیه ها را درست مى کنیم و علتش این بود که ایرانى ها شیعه اند و پس آنها به شیعیان (افغانستان) کمک مى کنند، در حالى که دستگاه پهلوى نه دین را قبول داشت و نه روحانیت را.»[19]

شوراى علماء

تأسیس شوراى علماء شیعه افغانستان از جمله خدمات ماندگار آیت الله محسنى است که مرکز آن در شهر کابل مى باشد و نمایندگى هایى در تمام شهرهاى افغانستان دارد.

از عمده ترین وظایف این شورا رسیدگى به مشکلات علما و طلاب، نظارت بر برنامه هاى آموزشى علوم دینى و سازماندهى تبلیغات دینى در بین مردم است. او مى گوید:

«براى اوّلین بار در پى فعالیت ها و گفت گوها با علماء و همکارى علماء و روحانیون تشکیلات جامعه روحانیت شیعه افغانستان را تأسیس نموده و ریاست آن را طبق انتخابات اعضاء آن به عهده دارم. در پرتو تلاش این شورا است که مشکلات عدیده روحانیت شیعه افغانستان بر طرف مى شود و توفیق روحانیون در امر تعلیم و تبلیغ دین افزایش مى یابد.»[20]

این شورا سالى یک مرتبه مجمع عمومى دارد که چند نفر از تمام نمایندگى ها شرکت مى کنند و درباره مشکلات تبلیغى و آموزشى و... به تبادل نظر مى پردازند.

در این شورا کمیسیونى به نام «شوراى اخوت اسلامى» هست که وظیفه اش تبادل نظر علماى شیعه و سنى است. معظم له در این باره مى گوید:

«الآن ما در شوراى علماء شیعه افغانستان یک کمیسیون به وجود آورده ایم بنام «شوراى اخوت اسلامى» که یک عده از علماء شیعه و یک عده از علماء اهل سنّت در آن کار مى کنند. من همین عید فطر امسال (1385 ش.) چند روز در هرات بودم که یک عده از علماء سنى و شیعه پیش من آمدند. من به آنها گفتم: باید یک انجمن اخوت دایر شود و این طرح (انجمن اخوت) باید در سراسر کشور به مرحله اجرا در بیاید.»[21]

رسمیت بخشیدن مذهب جعفرى

از دیگر خدمات مهم و به یادماندنى این فقیه مجاهد به رسمیت رساندن مذهب شیعه و تصویب آن در قانون اساسى افغانستان مى باشد. شیعیان افغانستان براى اولین بار در تاریخ این کشور هویت مذهبى، فرهنگى و اجتماعى خویش را پیدا کردند. در پى رسمى شدن این مذهب مناسبتهاى اسلامى چون عاشورا و... در سراسر کشور تعطیل عمومى اعلام شد و مورد احترام دولت و ملت قرار گرفت.

نکته قابل توجه اینکه: اعتبار و جایگاه علمى آیت الله محسنى چیزى است که علماى شیعه و سنى و قشرهاى مختلف آن را قبول دارند. به همین دلیل بود که بالاترین مدرک علمى کشور افغانستان از آکادمى علوم این کشور در تاریخ 10/5/1386 به ایشان اعطاء گردید و به عنوان اکادمسین کشور معرفى شد. جالب اینکه رئیس جمهورى افغانستان زیر ان مدرک علمى را امضاء نمود.[22]

سالیان سال بود که بحث رسمى شدن این مذهب نقل مجالس عالمان شیعه و سنى بود. هربار که تقاضاى آن از سوى شیعیان مطرح مى شد، مورد مخالفت شدید حاکمان و عالمان اهل سنّت قرار مى گرفت. این مسئله به ویژه در سالهاى بعد از خروج روسها از افغانستان با جدیت بیشتر مطرح شد. در این مسیر چه خونها که ریخته نشد! با این حال، مورد پذیرش قرار نگرفت. در دوره حاکمیت جدید این کشور، و درست بعد از انهدام گروه طالبان، بار دیگر این مسئله بر سر زبانها افتاد که یکى از پیگیر کنندگان آیت الله محسنى قندهارى بود. او بعد از زحمات بسیار، سرانجام موفق شد رسمیت این مذهب را در قانون اساسى کشور بگنجاند و به تصویب نمایندگان پارلمان افغانستان برساند.

یکى از عوامل عمده این موفقیت شهرت علمى و سابقه درخشان این عالم پارسا بود. معظم له در این خصوص مى گوید:

«من در یک جلسه به کرزاى ـ رئیس جمهور وقت افغانستان ـ گفتم: شیعه از تو توقع دارد، شیعیان در اصول تاریخ افغانستان محروم بودند و با توجه به نقشى که در روند جهاد و آزاد سازى کشور داشتند، امروز مى خواهند به حقوق خود برسند، این یک تعارف نیست.

به وى گفتم: من در سال 1270 ش. دوره عبدالرحمن، دیکتاتورى که هزاران دختر و پسر شیعه را به عنوان کنیز و غلام به پشتون ها فروخت را درک نکرده ام که بگویم: دوره او خوب بود و یا دوره سیاه طالبان ولى این قدر مى دانم که او از ملاهاى دربارى فتوا گرفته و زن هاى شیعه (طایفه هزاره) را به قندهار برده و به حیث اسیر همانند اسیران عصر جاهلیت (قدیم) به پشتون ها فروختند و سرهاى شهداى شیعه را در چهار دروازه قندهار آویزان کرده بودند. ولى طالبان این کار را نکردند، چرا که شرایط زمان اجازه این کار را نمى داد. و بدان که دوره سیاه طالبان هم گذشت. و این را هم باید بدانى که با توجه به جمعیت شیعه، ما پنج یک را از دولت خواهانیم و بالاخره پس از تلاش هاى پى گیر و قاطعانه ما پنج وزیر در کابینه داریم و در حالى که در دوران حکومت هاى پیشین، شیعیان حتى یک مدیر کل هم نداشتند.

از آن بالاتر مسئله رسمیت مذهب شیعه در ماده 131 و 40 قانون اساسى افغانستان آمده است. ما اکنون از طریق شوراى علماء با استرمحکمه، (دیوان عالى کشور) در ارتباط هستیم که محاکم جعفرى باید از محاکم اهل سنّت جدا شود و دستورالعمل به همه محاکم رفته است که فعلاً باید علما و شیعه ها تا جدا شدن محاکم در آنجا رفته و به دعاوى شیعیان رسیدگى نمایند.

علاوه بر آن در نتیجه تلاشى که ما کردیم به این موفقیت نیز دست یافتیم که وزارت معارف (آموزش و پرورش) موافقت کرده است که در کتاب هاى درسى بر اساس ماده 45 قانون اساسى عقاید و فقه جعفرى گنجانیده شود. براى من یک چیز بسیار جالب بود. و آن اینکه در لُوى جرگه[23]وقتى که ماده 131 قانون اساسى که به رسمیت یافتن مذهب شیعه اختصاص دارد، و ماده 45 آن که به عقاید و فقه شیعه مربوط مى شود، نوشته شد و بناشد براى تصویب، به آراء گذاشته شود رئیس جمهور به من گفت: من ماده هاى 131 و 45 را قبول دارم و سفارش هم مى کنم، ولى جواب علماء اهل سنّت در لُوى جرگه به عهده شماست. گفتم: عیب ندارد، شما بفرستید به مجمع لوى جرگه و من خود با علماى اهل سنّت صحبت مى کنم و این امید را داشتم که با بحث و استدلال علمى آنها را راضى کنم و با اکثریت آراء به تصویب برسانم ولى وقتى که در کمیسیون تفاهم رفتم، با کمال تعجب ـ که براى من تازگى داشت ـ دیدم ماده 131 و 45 قانون اساسى که به شیعیان مربوط مى شد، از جمله موادى بود که با رأى اکثریت به تصویب رسیده و حتى یکى از علماء و برادران اهل سنّت ما، مخالفت نکرده است.»[24]

تأسیس مجتمع علمى خاتم النبیّینیکى دیگر از خدمات ارزنده و عام المنفعه این عالم خدوم و کوشا تأسیس مجتمع علمى، فرهنگى و خدماتى خاتم النّبیّین است که با مساحت چهل هزار متر مربع در مرکز شهر کابل، و در ناحیه اى به نام «کارته سه» ساخته شده است که هم اکنون (که 27 / 8 / 1386 مى باشد) وى در کابل بوده و این مجتمع را سرپرستى مى کند. این مجتمع بخش هاى مختلفى دارد که به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

الف) حوزه علمیه

1. مدرسه علمیه مخصوص پسران و دختران این مدرسه به نحوى طراحى و ساخته شده است که هیچ گونه اختلاطى بین زنان و مردان به وجود نمى آید و راه هاى ورودى و خروجى آن نیز کاملاً از هم جداست.

2. پذیرش و جذب محصلان دروس علوم دینى بر اساس شرایط مشخص شده صورت مى گیرد. یکى از اهداف این حوزه تعلیم و تربیت فرزندان شیعه و سنّى در کنار هم است، تا الفت و برادرى در جامعه پایه ریزى شود.

3. مواد درسى این حوزه شامل علوم و معارف اسلامى چون: فقه، کلام، تفسیر، حدیث، رجال، منطق، ادبیات و... و نیز علوم جدیدى چون: جامعه شناسى، روانشناسى، تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، ریاضى و... تدریس مى شود. جالب اینکه: در تبیین علوم اسلامى، آراء تمام مذاهب اسلامى مطرح شده است.

ب) مسجد جامع

در بخشى از این مجتمع مسجدى ساخته شده که داراى گنبد و مناره بسیار زیبا است و از نظر مهندسى، تلفیقى است بین معمارى سنّتى اسلامى و ساختمان سازى جدید.

این مسجد گنجایش حدود 000/2 نفر نمازگزار را دارد.

ج) کتابخانه

بخشى از این مجتمع عظیم علمى را کتابخانه آن در برگرفته است. در این کتابخانه 000/200 جلد کتاب وجود دارد که با سیستم پیشرفته و رایج دنیا اداره مى شود.

تلویزیون تمدن اسلامى

ایجاد شبکه تلویزیونى تمدن اسلامى یکى دیگر از شاهکارها و خدمات ارزنده این عالم پرتلاش است. وى با توجه به رویکرد تبلیغاتى جدید غرب در افغانستان و هجمه هاى گوناگون استکبار جهانى ـ بخصوص رسانه هاى تصویرى ـ وجود شبکه پرقدرت تلویزیونى را که با برنامه هاى اسلامى همراه باشد لازم و ضرورى مى دید. از این رو در ایجاد و انجام آن تلاش بسیار کرد. و اکنون در کابل برنامه هاى آن را زیر نظر و هدایت خود دارد.

این شبکه تلویزیونى بوسیله متخصصان داخلى و خارجى ساخته شده که با استفاده از ابزارهاى مدرن تبلیغى، به تنویر افکار عمومى جامعه اسلامى مى پردازد و آنها را از دام هاى سقوط و فریب باز مى دارد.[25]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

محمد آصف محسنی

محمد آصف محسنی

Powered by TayaCMS