دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آذربایجان کجاست

آذربایجان آذربایجان نامی است که تا اوائل قرن بیستم و پایان جنگ اول جهانی در سال 1918 منحصراً به سرزمین‌هائی که اکنون دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی را در شمال غربی ایران تشکیل می‌دهند اطلاق می‌شد.
No image
آذربایجان کجاست این سرزمین‌ در هزارۀ قبل از میلاد مسیح محل سکونت اقوام ماد بوده و زرتشت پیامبر بنیانگذار دین باستانی ایران نیز درحدود قرن نهم قبل از میلاد در این سرزمین پا به عرصۀ وجود نهاده است. نام باستانی آذربایجان «آتورپاتکان» بوده که مرکب از «آتور» به معنی آتش و «پات» به معنی یاد یا نگهبان و کان یا گان نیز پسوندی است که در آخر نام های بسیاری از شهرها و روستاهای ایران مانند گرگان و اردکان و زنگان (زنجان) و شادکان آمده است.
زبان مردم آذربایجان به موجب اسناد و مدارک معتبر تاریخی، از جمله «الفهرست» ابن الندیم و «مفاتیح العلوم» ابوعبدالله محمدبن احمد خوارزمی و «معجم البلدان» یاقوت حموی شعبه‌ای از زبان پهلوی یا «فهلویه» بوده که به گویش آذری شهرت داشته است. حمدالله مستوفی نیز در کتاب «نزهة القلوب» آن را «پهلوی مغیر» یا پهلوی دگرگون شده می‌نامد.
آمیخته شدن زبان آذری با زبان ترکی، که گویش کنونی مردم آذربایجان منتجه‌ای از آن است، از قرن پنجم هجری (قرن یازدهم میلادی) که اقوام ترک به این سرزمین نفوذ کردند آغاز می‌شود که با تسلط قبایل ترک قبچاق و سپس اقوام مغول که در اوائل قرن هفتم به ایران هجوم آوردند همراه بود.
هلاکوخان مغول شهر مراغه را پایتخت خود قرار داد و جانشینان او نیز مقر حکومت خود را تبریز قرار دادند.
 در روزگار صفویان زبان ترکی بیش از پیش در آذربایجان رواج یافت و حملات ترکان عثمانی به آذربایجان که گاه با اشغال طولانی شهرهای غربی آذربایجان همراه بود نفوذ زبان ترکی را در این سرزمین تثبیت کرد.
با وجود همۀ این حوادث مردم این سرزمین خصوصیات قومی و نژادی خود را از دست نداده و حتی زبان ترکی را هم که زبان محاورۀ قدرت‌های حاکم بود به طور کامل پذیرا نشدند به طوری‌که زبان امروز مردم آذربایجان به کلی با زبان ترکی که در میان اقوام ترک و اهالی ترکیه امروز و حتی با زبان ترکی قفقاز  (با وجود شرایط مشابه تسلط اقوام ترک) متفاوت است
و کلمات و اصطلاحات ترکی در این زبان از یک سوم مجموع کلماتی که به کار می‌رود تجاوز نمی‌کند.
اما بخشی از قفقاز، که در شمال رود ارس، بین ایران و دریاچه خزر و جمهوری‌های روسیه و گرجستان و ارمنستان قرار گرفته و اکنون به نام جمهوری آذربایجان استقلال یافته است، قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، یکی از جمهوری‌های پانزده گانۀ شوروی به شمار می‌آمد، جمهوری آذربایجان قریب 86000 کیلومتر مربع وسعت دارد و مشتمل بر چند جمهوری خود مختار از جمله نخجوان و قره‌باغ علیا (ناگورنو – قراباغ) است. از هفت میلیون نفر جمعیت این جمهوری هشتاد درصد مسلمان و بقیه روسی یا ارمنی هستند. در«تاگورنو – قراباغ» اکثریت با ارامنه است از این رو برای کسب استقلال یا پیوستن به جمهوری ارمنستان، از سال 1990 به این طرف زد و خوردهای خونینی بین قوای دولتی و استقلال طلبان ارمنی واقع شده است.
این سرزمین در سده‌های قبل از میلاد به «آلبانیا» معروف بوده و بخشی از آن که جمهوری آذربایجان فعلی را در بر می‌گیرد «آران» نام داشته است. آران تا اواخر قرن هفتم میلادی که اعراب بر آن مسلط شدند مدتی در تصرف رومیان و سپس جزئی از امپراتوری ساسانیان بوده است. اعراب پس از تصرف این سرزمین با افزودن حرف تعریف عربی بر نام آران، به آن «الرّان» می گفتند که به مرور زمان به «ارّان» تبدیل گردید.
بخش اعظم سرزمین قفقاز در قرن‌ های هفدهم تا اوائل قرن نوزدهم میلادی در تصرف ایران بود. در سال 1803 آلکساندر اول دست به حملات تازه‌ای در قفقاز زد و به دنبال ده سال جنگ بین ایران و روس، به موجب قراردادی که در قریۀ گلستان واقع در قره‌باغ به امضا رسید قسمت اعظم متصرفات ایران در قفقاز به روسیه واگذار گردید، دوازده سال پس از امضای این قرارداد، روس‌ها مجدداً دست به تعرض زدند و پس از زد و خوردهایی در سال 1827 نه فقط  سراسر قفقاز بلکه پس از اشغال تبریز تا نزدیکی قافلانکوه پیش رفتند. با دخالت انگلیسی‌ها، فتحعلی شاه قاجار ناچار به شرایط سنگین روس‌ها برای خاتمۀ‌جنگ گردن نهاد و به موجب قراردادی که روز دهم فوریه 1828 در قریۀ «ترکمن‌چای» امضا و به همین نام شهرت یافته است علاوه بر پرداخت غرامات سنگین جنگی تمام سرزمین‌های واقع در شمال رود ارس را به روس‌ها واگذار نمود.
نکتۀ قابل توجه این است که در هیچ یک از قراردادهای گلستان و ترکمن‌چای، که اسامی نقاط مختلف قفقاز مانند ایروان و گنجه و شیروان و دربند و باکو و قره‌باغ و نخجوان نام برده شده نام آذربایجان مطلقاً به چشم نمی‌خورد و تا نود سال پس از امضای قرارداد ترکمن‌چای نیز هیچ یک از مناطق متصرفی روس‌ها در شمال رود ارس به نام آذربایجان خوانده نمی‌شد.  
   برای نخستین بار نام «آذربایجان» در سال 1918 و به دنبال انقلاب بلشویکی در روسیه بر بخشی از سرزمین‌های جنوبی قفقاز اطلاق شد و این نامگذاری هم از آن حکومت بلشویکی نبود، بلکه گروهی در این تاریخ از سقوط حکومت تزاری و آشفتگی در روسیه استفاده کرده و تشکیل حکومت جمهوری آذربایجان را اعلام نمودند وخواهان استقلال این سرزمین و جدا ساختن آن از قلمرو حکومت بلشویکی بودند.
بنیان‌گذاران «جمهوری مستقل آذربایجان» رهبران حزب موسوم به «حزب دمکراتیک اسلامی مساوات» بودند این حزب از آغاز با هدف جدائی از روسیه و تشکیل یک کشور اسلامی تحت رهبری ترکان آسیای صغیر (ترکیۀ فعلی) به وجود آمد.
مساواتیان در سال 1917 و مقارن سقوط حکومت تزار به حزب فدرالیست‌های ترک پیوستند و هم زمان با استقرار حکومت بلشویکی در روسیه، نخستین کنگرۀ حزب تشکیل و به «حزب دمکراتیک فدرالیست‌های مساواتی ترک» تغییر نام داد. مساواتیان در ژوئن سال 1918 که حکومت بلشویکی روسیه با مشکلات عظیمی دست به گریبان بود و عملاً بر قسمت بزرگی از امپراتوری عظیم تزاری و از جمله قفقاز تسلط نداشت تشکیل حکومت جمهوری مستقل آذربایجان را علام کردند. مقر این حکومت ابتدا شهر گنجه بود ولی پس از تصرف باکو به وسیلۀ نیروهای ترک در سپتامبر 1918، رهبران این حکومت که از حمایت ترک‌ها برخوردار بودند پایتخت خود را به باکو انتقال دادند.
انتخاب نام «آذربایجان» برای این جمهوری تازه تأسیس از همان آغاز با سوء نیت توأم بود و «پان ترکیست» ها که رهبران حزب مساوات را تحت نفوذ خود داشتند می‌خواستند بدین وسیله به رویای دیرین خود که تشکیل یک امپراتوری ترک زبان با انضمام آذربایجان ایران به این امپراتوری بود جامۀ عمل بپوشانند و چنین وانمود سازند که گویا آذربایجان نام سرزمین واحدی است که بر اثر جنگ‌ها و اختلافات ایران و روس دو پاره شده و پس از آزادی بخش شمالی آن از استیلای روس، بخش جنوبی آن هم باید از سلطۀ ایران آزاد گردد!
ترک‌های عثمانی که در جنگ بین‌المللی اول با آلمان متحد شده بر بسیاری از کشورهای اسلامی، از جمله سوریه و لبنان و فلسطین و عراق و اردن و عربستان مسلط شده بودند تشکیل یک امپراتوری اسلامی را در سر می‌پروراندند، ولی با شکست در این جنگ و از دست دادن متصرفات خود آرزوهای توسعه‌طلبانۀ خود را در تشکیل کشور واحدی از ترک زبانان خلاصه کردند و تقویت مساواتیان برای تشکیل حکومتی به نام «آذربایجان» در قفقاز قسمتی از این نقشه بود.
اما دوران فرمانروائی مساواتیان بر سرزمینی که خود نام آذربایجان بر آن نهاده بودند دیری نپائید و حکومت بلشویک در اوائل بهار سال 1920 به نواحی جنوبی قفقاز حمله‌ور شد و دولت مساواتیان را سرنگون و بسیاری از سران آن را دستگیر و اعدام کرد.
اما شگفت این‌که رهبران حکومت بلشویکی روسیه نیز پس از ساقط کردن حکومت جدائی طلبان قفقاز، نام آذربایجان را تغییر ندادند و به هنگام تشکیل جمهوری‌های سوسیالیستی در قالب «اتحاد جماهیر شوروی» نام جمهوری سوسیالیستی آذربایجان را برای سرزمینی که هنوز به همین نام خوانده می‌شود انتخاب کردند. در مورد هدف از این انتخاب دانشمند و محقق برجستۀ روسی «بارتولد» در کتابی که در سال 1963 در مسکو چاپ شده می‌نویسد «نام آذربایجان برای جمهوری سوسیالیستی آذربایجان از آن جهت انتخاب شد که گمان می‌رفت با برقراری جمهوری آذربایجان، آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یکی شوند!...».
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در سال 1982 بار دیگر نغمۀ انضمام آذربایجان ایران را به آذربایجان شوروی ساز کرده شد که با واکنش تند وطن پرستان ایرانی خاموش گردید.
با فروپاشی شوروی، توطئه‌های دیگری در قالب این فکر که کشور واحد و مستقلی از پیوستن دو آذربایجان به وجود آید شکل‌گرفته است، که برخی از کشورهای همسایه در اندیشۀ بهره‌برداری از این نقشه‌هاست.در سال 1385نیز  عده ای از پان ترکیست های افراطی که توسط عوامل خارجی تحریک و تغذیه می شدند با دستاویز قرار دادن مطلب توهین آمیزی که در روزنامه ایران به چاپ رسیده بود به تحرکات و اغتشاش هائی در شهرهای آذربایجان شرقی و غربی دست زدند.(برگرفته از فرهنگ جامع سیاسی؛محمود طلوعی)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS