دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آفازی Aphasia

No image
آفازی Aphasia

كلمات كليدي : آفازي حسي، آفازي حركتي، ناحيه بروكا، ناحيه ورنيكه، آفازي مادرزادي، آفازي اكتسابي، آسيب شناسي رواني

نویسنده : كوثر يوسفي

آفازی، یکی از بیماری‌های مغزی است که بحث‌های بسیاری را به دنبال داشته و دارد. معمولا این بیماری بر اثر آسیب ناحیه جلو کورتکس که به نام "ناحیه تکلم"[1] مشهور است، به وجود می‌آید. این آسیب در قسمت نیمکره چپ مسلط مغز، در افراد راست‌دست و در نیمکره مسلط راست مغز، در افراد چپ‌دست رخ می‌دهد. تعدادی از روان‌شناسان و روان‌پزشکان چند نوع آفازی را مشخص کرده‌اند. مثلا نوعی آفازی حرکتی[2] که عبارت است از ناتوانی در بیان حروف، لغات و یا جملات. نوع دیگر، آفازی حسی[3] است که نشان‌دهنده ناتوانی فرد در فهم معنی، مفهوم لغات و جملات است. شکل دیگر آن الکسیا[4] نام دارد که شامل عدم قدرت درک زبان و نوشته می‌شود و نوع چهارم، اگرافیا[5] است که در این حالت فرد قادر به برگرداندن علایم کلامی یا کلام شفاهی به علایم نوشته یا کلام کتبی نیست.[6]

البته انواع دیگری از اختلالات تکلمی وجود دارد که مربوط به آفازی می‌شود. با آنکه می‌گویند هر نوع آفازی، نتیجه آسیب یک قسمت مشخص از ناحیه جلوی مغز است، ولی در تحقیقات مفصلی که شوئل(Shuell) و همکارانش در سال 1974 انجام دادند به این نتیجه رسیدند که آفازی شامل گروهی از اختلالات مشخص نیست؛ بلکه نوعی اختلال کلی و تعمیم‌یافته کلامی است که گاه با عدم شنوایی لغات یا گیجی و عدم شناخت زبان نوشته و یا انواع دیگر آفازی توأم می‌شود. آنها می‌نویسند:«به نظر ما، آفازی در اصل نوعی اختلال تکلم است که ممکن است با اختلالات مختلف ادراکی، حسی و حرکتی و با آسیب مغزی توأم باشد.»[7]

بیمار مبتلا به آفازی، اختلالات کلی در لغات، قدرت درک، ارائه پیام‌ها و علایم کلامی دارد. آسیب قسمت جلوی مغز، ممکن است در اثر ایجاد مانعی در گردش خون مثل لخته شدن باشد که معمولا به دلیل باریک شدن مویرگ‌های خون و کند شدن سرعت جریان خون ایجاد می‌شود و یا ناشی از غده‌های مغزی، بیماری‌های عفونی و ضربه‌هایی باشد که از محیط به مغز فرد وارد می‌شود. این بیماری در هر سنی ممکن است رخ دهد ولی بیشتر در سنین پیری مشاهده می‌شود. بیمار آفازیک معمولا از ناتوانی خود در استفاده از کلام، آگاه است و به این علت، اغلب احساس محرومیت، اضطراب و افسردگی می‌کند؛ شدت این حالات به قدری است که گاهی آنان را با بیماران پسیکوتیک اشتباه می‌گیرند. البته آفازی غالبا با علایم اولیه اختلال مغزی(مانند اختلال در حافظه و جهت‌یابی) توأم است.[8]

آفازی مادرزادی congenital aphasia

آفازی مادرزادی، نشانگان نادری است که وخیم‌ترین انواع اختلال‌های سازمان‌یافتگی زبان را دربردارد. کودک مبتلا به این اختلال بدون نارسایی قابل ملاحظه دستگاه‌های حسی و حرکتی یا تأخیر عقلی، در حدود 5 سالگی هنوز هیچ زبانی را نیاموخته یا تنها چند کلمه آموخته است. این تعریف، تأخیرهای تحولی زبان را که به اختلال‌های رفتاری، شنیداری، حرکتی خاص و یا معلولیت عقلی کلی نسبت دادنی است، در خارج از میدان خود قرار می‌دهد.

بنتون(Benton) فرایند تشخیص این اختلال را بدین‌گونه تشریح می‌کند:«وقتی تمامی موارد تأخیر وخیم دریافت و بیان زبان که ناشی از عوامل کلی نارسایی عقلی، اختلال‌های وخیم شخصیت و اختلال‌های عصبی – حرکتی بودند حذف شدند، ما توانستیم یک گروه از کودکان را ردیابی کنیم که حرف زدن را بدون علت آشکاری که بتواند این تأخیر را تبیین کند، یاد نمی‌گرفتند».

از دیدگاه محققان اخیر آنچه به رغم درجات مختلف نابهنجاری، آفازی مادرزادی را مشخص می‌کند، وجود یک یا چند نارسایی در قلمرو فهم و بیان علایم زبان‌شناختی و همچنین ناتوانی در دریافت توالی محرک‌های شنیداری است. این نارسایی قبل از سن 30 سالگی آغاز می‌شود.[9]

تشخیص آفازی مادرزادی بین سنین 3 تا 6 سالگی بسیار مشکل است. در واقع معمولا براساس تحول یا عدم تحول زبان پس از 5 سالگی است که می‌توان این اختلال را ردیابی کرد.

ضوابط تشخیصی آفازی مادرزادی

به طور کلی، 6 ضابطه را برای تشخیص آفازی مادرزادی در نظر گرفته‌اند که از آن میان، 4 ضابطه‌ نخست به عنوان ضوابط اصلی محسوب می‌شوند و ضوابط 5 و 6، ویژگی‌هایی را که معمولا با این اختلال همراهند، مشخص می‌کنند.

ضابطه اول؛ تأخیر وخیم دریافت و بیان زبان شفاهی: آنچه کودکان مبتلا به آفازی مادرزادی را از مبتلایان به دیگر اختلال‌های وخیم زبان متمایز می‌کند، وجود نابهنجاری‌های رفتاری، ادراکی – حرکتی و یا عقلی آشکارتری است که گروه اخیر در تمامی موقعیت‌های کلامی و غیرکلامی نشان می‌دهد.

ضابطه دوم؛ نارسایی در دریافت و حفظ محرک‌های متوالی: ناتوانی در ایجاد تمایز بین محرک‌های شنیداری، ‌نارسایی در سازمان‌دهی و ذخیره‌سازی اطلاعات ناشی از محرک‌های کنونی و ناتوانی در مرتبط کردن این اطلاعات با اطلاعات کسب‌شده از محرک‌های پیشین، ناتوانی در ارائه یک پاسخ افتراقی در برابر محرک‌های متوالی.

ضابطه سوم؛ نارسایی شنیداری خاص: معمولا براساس یک آزمایش شنوایی‌سنجی ردیابی نمی‌شود اما از لحاظ کنشی، آشکار است.

ضابطه چهارم؛ وجود تأخیر شناختی: براساس نتایج حاصل از آزمون‌های هنجار‌گزینی‌شده، کارآمدی عقلی مشخص نمی‌شود؛ چرا که فاصله معناداری بین بهره هوش کلامی و غیرکلامی مبتلایان به آفازی مادرزادی وجود دارد.

ضابطه پنجم؛ برجاماندگی، ناپایداری پاسخ‌ها، فزون‌کنشی و نوسان‌های هیجانی از ویژگی‌های ثانوی مبتلایان به آفازی مادرزادی محسوب می‌شوند.

ضابطه ششم؛ محدودیت گستره حافظه شنیداری کوتاه‌مدت نیز از جمله نارسایی‌هایی است که اغلب با آفازی مادرزادی همراه است.[10]

سبب‌شناسی آفازی مادرزادی

بسیاری از مؤلفان، با توجه به جدول بالینی وخیم آفازی مادرزادی، عقیده دارند که تنها وجود یک ضایعه مغزی می‌تواند چنین عواقبی داشته باشد و بخش‌های ثانوی کرتکس شنیداری نیمکره چپ مغز را مسؤول این اختلال می‌دانند و در سال‌های اخیر، پژوهشگران تلاش کردند تا با استفاده از فنون تصویربرداری، نقش نابهنجاری‌های کانونی مغز را تعیین نمایند.[11]

درمان آفازی در اکثر بیماران توسط روش‌های بازآموزی، امکان‌پذیر است. این درمان معمولا شامل تحریک شنوایی است که از ساده به پیچیده تکامل می‌یابد. هنگامی که بیمار در اثر یادگیری و تحریک سمعی، یاد می‌گیرد که به‌تدریج از انعکاس صدا قادر به تشخیص حروف، کلمات و جملات گردد، اختلالات خاص کلامی نیز در چارچوب کلی روش‌های دیداری و شنیداری قابل درمان می‌شود. همیشه روان‌درمانی تقویتی باید با این درمان همراه باشد.[12]

آفازی اکتسابی

گونه‌ای اختلال زبان که پیامد آسیب‌دیدگی عینی سیستم عصبی مرکزی است و در فردی که به درجه‌ای از درک و بیان کلامی رسیده بروز می‌کند، آفازی اکتسابی نامیده می‌شود. این تعریف مستلزم وجود دو ضابطه است:

1. ضابطه عصب‌شناختی: وقوع یک ضایعه مغزی عینی.

2. ضابطه روان‌شناختی: آغاز تحول بهنجار زبان قبل از آسیب‌دیدگی مغز.

نشانه‌شناسی آفازی اکتسابی

الف. در آفازی اکتسابی، اختلال‌های بیانی بر اختلال‌های دریافتی غلبه دارند.

ب. در قلمرو بیان شفاهی، اختلال موجب کاهش زبان ارتجالی می‌شود و ممکن است در آغاز، شاهد حالت خاموشی نیز باشیم. همچنین ساده شدن ساختار نحوی، کاهش خزانه لغات و بروز اختلال‌های تلفظی را نیز خاطر نشان کرده‌اند.

ج. درباره اختلال‌های فهم و دریافت زبان، میزان توافق بین مؤلفان کمتر است و با آنکه همگی معتقدند که اهمیت اختلال‌های دریافتی کمتر از اختلال‌های بیانی است، اما فراوانی بروز آنها را، محققان مختلف گزارش کرده‌‌اند.

د. اغلب مؤلفان درباره فقدان اختلال‌های مثبت مانند پرگویی توافق دارند.

هـ. تمامی پژوهشگران بر اهمیت اختلال‌های نوشتاری تأکید می‌کنند.[13]

خاموشی اکتسابی

از دست دادن زبان گفتاری را در فردی که قبلا حرف می‌زده است، خاموشی اکتسابی می‌نامند. می‌توان دو نوع خاموشی را از یکدیگر متمایز کرد: خاموشی کامل اکتسابی و خاموشی انتخابی. خاموشی کامل اکتسابی، خود بر سه قسم است:

خاموشی هیستریکی: خاموشی توأم با نشانه‌ها یا اختلال‌های هیستریکی شخصیت.

خاموشی عاطفی: بروز خاموشی پس از یک ضربه شدید عاطفی.

خاموشی واکنشی: بروز خاموشی در کودکان واجد تأخیر زبان.

خاموشی انتخابی، تنها در حضور برخی از اشخاص و یا در یک چارچوب معین بروز می‌کند، بیش از پیش گسترش می‌یابد و در نهایت می‌تواند به یک خاموشی کامل اکتسابی منتهی شود.[14]

درباره فراوانی خاموشی کامل اکتسابی که اغلب پس از یک ضربه عاطفی بروز می‌کند و به‌خصوص در دوره نوجوانی مشاهده می‌شود، آمار دقیقی در دست نیست. طول مدت این اختلال متغیر است و در بیشتر مواقع، جنبه موقت دارد.

اختلال خاموشی انتخابی نیز اختلالی نادر است و کمتر از یک‌ درصد از افرادی را که به سازمان‌های تخصصی مراجعه می‌کنند، دربرمی‌گیرد. آغاز خاموشی انتخابی معمولا قبل از 5 سالگی است، اما ممکن است به هنگام ورود به مدرسه، توجه را به خود جلب کند. خاموشی درون‌خانوادگی اغلب در حدود 3 سالگی به عنوان اعتراض نسبت به بی‌توجهی خانوادگی متجلی می‌شود. اگر چه طول مدت اختلال معمولا بیش از چند ماه نیست، اما گاهی مدت زمان بیشتری تداوم می‌یابد و حتی ممکن است سال‌ها باقی بماند. کودکان مهاجری که با زبان رسمی کشور پذیرنده، به اندازه کافی مأنوس نیستند ممکن است از حرف زدن با افراد بیگانه در این محیط جدید امتناع کنند. چنین رفتاری را نباید به عنوان خاموشی انتخابی تلقی کرد. خاموشی انتخابی در دختران، اندکی بیش از پسران است(DSM IV).[15]

دیدگاه کلاسیک آفازی

آفازی‌ها به‌ویژه اصول سازمان مکانی و چپ – راست مغز را نشان می‌دهند. گفتار عمدتا توسط نورون‌هایی کنترل می‌شود که در قسمت قطعه پیشانی به نام منطقه "بروکا"[16] قرار دارند. این نام به افتخار پل بروکا، عصب‌شناس قرن نوزدهم بر این منطقه گذاشته شده است که اولین بار این نشانگان را شرح داد. وارد شدن آسیب به این منطقه، موجب بروز مشکلاتی در بیان می‌شود.

آفازی بیانی Expressive aphasia

در این اختلال، درک و فهم زبان معمولا کم و بیش سالم است، اما گفتار پرزحمت، با توقف و غیر دستوری است. بسیاری از کلمه‌های کوتاه رایج حذف می‌شوند. این نوع آفازی مربوط به ناحیه بروکا است.

آفازی دریافتی Receptive aphasia

درک گفتار عمدتا در قسمتی از قطعه پیشانی چپ صورت می‌گیرد که منطقه "ورنیکه"[17] نامیده می‌شود. آسیب وارده به این منطقه موجب آفازی دریافتی می‌شود که معمولا در این حالت، توانایی شنیدن صداهای غیرگفتاری از دست نمی‌رود. بیمار از نظر درک و یا فهم گفتار دچار مشکلات می‌شود و به همین خاطر نمی‌تواند دستورات را دنبال کند.[18]

مقاله

نویسنده كوثر يوسفي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS