دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیه اکمال دین

No image
آیه اکمال دین

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : آيه تبليغ، ولايت، امامت، وصايت، غدير

……الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‌ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً …[1]

واقعه غدیر هم به دستور خداوند با آیه ابلاغ به وقوع پیوست و هم بعد از آن خداوند نتایجی را بر این اجراء مترتب فرمود و فورا از به کمال رسیدن دین و نهایت نعمت در آیه مذکور یاد نمود.اینک به شأن نزول این آیه و مفاد آن و مطابقت آن با مصداقش بحث را پی می­گیریم.

مفاد آیه

معنی آیه نسبت به شأن نزول آیه سازگاری کامل دارد.اکنون باید به معنی آیه دقت کرد که چه مطلبی را در آخرین سال عمر پیامبر(ص) نازل نموده­است. مفاد آیه را در چند بند بیان می­کنیم:

الف. خداوند از موقعیتی خبر می­دهد که در آن کافران از دین مسلمین مأیوس شدند و دیگر نمی­توانند برای انحراف اسلام نقشه بکشند.

ب.اطاعت نکردن از فرمان خداوند چیزی جز گستاخی و عدم خوف در برابر خداوند نیست و همپیمان شدن با کافران جز به علت ترس از کافران نیست.

ج. خداوند از موقعیت کامل شدن دین و به نهایت رسیدن نعمت بر بندگانش حکایت می­کند.

د. خداوند از رضایت خود به دین اسلام برای مردم خبر می­دهد.

واضح است که این آیه برای مومنین بشارت و برای دشمنان ناراحتی وجود دارد.[2] با توجه به معنی آیه و توجه به روایات شیعه و سنی از پیامبر(ص) و اهل­بیت(ع) مورد این آیه را به راحتی می­توانیم تشخیص دهیم؛ چراکه جز اعلام ولایت علی(ع) و بیعت با او نمی­تواند چنین اثراتی را داشته باشدو در واقع ثمره رسالت چیزی جز ولایت نیست و بدون آن دین و رسالت و نعمت هدایت ناقص خواهد بود. آیا چیزی جز مسأله ولایت، کافران و منافقان را به طمع برای انحراف اسلام می­انداخت و آیا اعلام ولایت علی(ع) ایشان را مأیوس نکرد؟ اینک باید دید از نظر شیعه و سنی چه مدارکی را می­توان براین مدعی بیان نمود.

شأن نزول آیه نزد اهل­سنت

اهل­سنت در مورد شأن نزول این آیه اختلاف دارند، برخی گفته­اند: این آیه روز جمعه، بعد از ظهر روز عرفه در حجة الوداع سال دهم هجرت نازل شد و پیغمبر(ص) سوار بر ناقه عضباء (گوش شکافته) بود. عبدالرحمن بن حمدان با اسناد از طارق بن شهاب روایت مى‌کند که مردى یهودى نزد عمر آمد و گفت یا امیرالمؤمنین شما مسلمانان آیه‌اى در کتابتان مى‌خوانید که اگر بر ما نازل شده بود آن روز را عید مى‌گرفتیم.عمر پرسید آن آیه کدام است؟ گفت: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ...عمر پاسخ داد به خدا من روز و ساعت نزول آن را هم مى‌دانم. غروب روز عرفه بود، آن روز که عرفه به جمعه افتاد.

حاکم ابو عبدالرحمن شادیاخى با اسناد از عباد بن عمار روایت مى‌کند که ابن­عباس آیه بالا را قرائت کرد، و یک یهودى که آنجا بود گفت: اگر این آیه بر ما نازل شده بود روز نزول آن را عید قرار مى‌دادیم. ابن عباس پاسخ داد: اتفاقا این آیه در دو عید توأمان نازل شد، جمعه و عرفه با هم.[3] اما در تفسیر درالمنثور از ابی­هریره و ابی­سعید خدری نقل شده که: وقتی رسول­خدا(ص) علی(ع) را به امامت در روز غدیر نصب کرد و او را به ولایت خواند (من کنت مولاه فعلی مولاه)، جبرئیل با این آیه نازل شد.[4]همچنین در شواهد التنزیل نیز از ابی­هریره و ابی­سعید خدری و ابن­عباس روایت شده که این آیه مربوط به علی(ع) می­شود. چنانکه گفته شده وقتی این آیه نازل شد پیامبر(ص) فرمود: الله اکبر که دین کامل شد و نعمت به نهایت رسید و پروردگار به رسالت من و به ولایت علی(ع) بعد از من نعمت را به نهایت رضایت داد. سپس دست امیرالمومنین علی(ع) را بلند نمود و فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. در این هنگام عمر گفت: آفرین بر تو ای پسر ابی­طالب، در حالی روز بر تو گذشت که مولای من و مولای هر زن و مرد مومن هستی.[5]در مناقب خوارزمی به این مطلب تصریح شده و شرح آن را با واقعه غدیر آورده­است.[6]همچنین جمع زیادی از علماء اهل­سنت این آیه را در رابطه با اعلام ولایت امیرالمومنین علی(ع) ذکر کرده­اند که برخی از ایشان از قرن چهارم تا قرن دهم عبارتند از:[7]

1- أبوجعفر محمّد بن جریر الطبری،

2- أبوالحسن علیّ بن عمر الدارقطنی

3- أبوحفص ابن شاهین،

4- أبوعبداللَّه الحاکم النیسابوری،

5- أبوبکر ابن مردویه الأصفهانی،

6- أبونعیم الأصفهانی،

7- أبوبکر أحمد بن الحسین البیهقی،

8- أبوبکر الخطیب البغدادی،

9- أبوالحسین ابن النقور،

10- أبوسعید السجستانی،

11- أبوالحسن أبو المغازلی الواسطی،

12- أبوالقاسم الحاکم الحسکانی.

13- الحسن بن أحمد الحدّاد الأصفهانی،

14- أبوبکر ابن المزرفی،

15- أبوالحسن ابن قبیس،

16- أبوالقاسم ابن السمرقندی،

17- أبوالفتح النطنزی،

18- أبومنصور شهردار بن شیرویه الدیلمی،

19- الموفّق بن أحمد المکّی الخوارزمی،

20- أبوالقاسم ابن عساکر الدمشقی،

21- أبوحامد سعد الدین الصالحانی.

22- أبوالمظفّر سبط ابن الجوزی،

23- عبدالرزّاق الرسعنی،

24- شیخ الإسلام الحموینی الجوینی،

25- عمادالدین ابن کثیر الدمشقی،

26- جلال­الدین السیوطی،[8]

شأن نزول آیه نزد تشیع

در مکتب شیعه این آیه بعد از اعلام ولایت امیرالمومنین علی(ع) در غدیر­خم، نازل شده­است. از ائمه اطهار(ع) روایاتی در این باره به ما رسیده است که به برخی از آنها اشاره می­کنیم.

1. امام­رضا(ع) فرمودند که خداوند در حجة الوداع آیه الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ... را نازل نمود. امر امامت از امور نهائی دین است. پیامبر(ص) مردم را ترک نکرد مگر بعد از اینکه نشانه­های دین را بیان نمود و راه را برای مردم روشن نمود و علی(ع) را به عنوان نشانه و امام برای مردم تعیین نمود.[9]

2.امام­باقر(ع)فرمودند:فرائض الهی یکی بعد از دیگری نازل می­شد.ولایت آخرین فریضه بود که خداوند آن را با آیه الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ.. نازل نمود. خداوند با این آیه بیان می­کند که فرائض را کامل نمودم و بعد از فریضه ولایت، فریضه­ای نازل نمی­کنم.[10]

3. امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: برای پیامبر(ص) شبه منبری درست کردند و ایشان بالای آن قرار گرفت و من را خواند و بازویم را گرفت و بلند کرد و فرمود:هرکس که من مولای او هستم علی نیز مولای اوست....خداوند نیز آیه الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ.. را نازل نمود. پس ولایت من نهایت دین و رضایت پروردگار است.[11]

4. پیامبر(ص) قبل از وفات خویش خبر ارتحال خود را به مردم داده بود و منافقین در نقشه تخریب دین بعد از رسول­الله(ص) بودند (که خلافت را بدون دردسر به نام خود تمام کنند)اما بعد از واقعه غدیر خم گفتند که حیله و نقشه ما باطل شد که خداوند آیه الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ...را نازل نمود.[12] اما به فرموده امام­صادق(ع) کفر پیشگان مأیوس شدند ولی ظالمین طمع کردند.[13] (و بعد از رحلت پیامبر(ص) حوادث غصب خلافت پیش آمد)

5. بعد از اعلام ولایت علی(ع) شک کنندگان و منافقین و صاحبان دلهای مریض از فرمایش پیامبر(ص) بیزاری جستند و به آن راضی نشدند و آن را حکم قطعی ندانستند که آیه نازل شد و پیامبر(ص)فرمود:قطعا نهایت دین و نعمت و رضایت پروردگار به رسالت من به سبب ولایت علی بن ابی­طالب بعد از من است.[14]

منافقین ناراضی

منافقینی که به حکم پیامبر(ص) رغبت نشان ندادند دو گروه بودند.دسته اول کسانی بودند که به اظهار نارضایتی خود در برابر رسول­الله(ص)پرداختند که در این مورد فردی به نام حارث بن نعمان فهری است که دشمنی خود را اظهار کرد و چنین گفت:اگر این پیام از سوی خداست پس سنگی برمن فرود آید که ناگهان سنگی به او خورد و مرد.[15]این حادثه در مورد جابر بن نضر بن حارث نیز گفته شده­است.[16]اما برخی دیگر از منافقین بعد از اعلام پیامبر(ص)، به امیرالمومنین(ع)تبریک گفتند ولی نفاق خود را به گونه­ای دیگر اظهارمی­کردند؛ مثلا وقتی پیامبر(ص)از ایشان خواست تا به علی(ع)به عنوان امیرمومنان سلام کنند، تعجب کردند و از پیامبر(ص) توضیح خواستند که آیا این فرمان خداوند است یا فرمان رسول خدا(ص)؟ پیامبر(ص) فرمود فرمان خدا و رسول اوست.[17] ابوبکر و عمر و عثمان .... از جمله این افراد بودند که عناصر اصلی در غصب خلافت می­باشند.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS