دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیه و آیات

No image
آیه و آیات

كلمات كليدي : قرآن، آيه، آيات، نشانه، معجزه، عبرت

نویسنده : حجت ذبيحي فر

آیه به معنی نشان، علامت و عجائب ‌است؛[1] ولی به نظر برخی به معنای علامت و نشانه‌ی روشن و واضحی است که در محسوسات و معقولات به کار می‌رود.[2] تثنیه‌ی آن "آیتین" و جمع آن "آیات" است.[3]

در اصطلاح تاریخ قرآن به کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن که ماقبل و مابعدش را جدا می‌سازد، "آیه" اطلاق می‌گردد؛[4] به عبارتی آیه بخشی از حروف، کلمات یا جمله‌هایی است که از طریق نقل و روایت حدود آنها مشخص شده است.[5]

ترتیب و توالی آیه‌ها، توقیفی است و با ارشاد پیامبر اسلام صورت گرفته است؛ یعنی به امر الهی و راهنمایی جبرئیل از طریق وحی انجام گرفته‌ و در مواردی که حضرت محمد –صلی‌الله علیه و آله- آیه یا آیاتی را جابجا می‌کرد، نیز به رهنمود وحی بوده ‌است و صحابه در آن نداشتند.[6]

معنای اصطلاحی در برخی آیات[7] و روایات نبوی و ائمه‌ی اطهار –علیهم‌السلام- نیز به‌کار رفته است.

رسول خدا(ص) فرمودند:

«مَنْ قَرَأَ أَرْبَعَ آیَاتٍ مِنْ أَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ آیَتَیْنِ بَعْدَهَا وَ ثَلَاثَ آیَاتٍ مِنْ آخِرِهَا لَمْ‌یَرَ فِی نَفْسِهِ وَ مَالِهِ شَیْئاً یَکْرَهُهُ وَ لَایَقْرَبُهُ شَیْطَانٌ وَ لَایَنْسَى الْقُرْآن»[8]

«کسی که چهار آیه اول سوره بقره و آیةالکرسی و دو آیه بعد از آن و سه آیه آخر سوره بقره را قرائت کند در جان و مال خود بد نخواهد دید»

امام صادق(ع) فرمودند:

«سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی‌ قَالَ هِیَ سُورَةُ الْحَمْدِ وَ هِیَ سَبْعُ آیَات‌»[9]

«سبع من المثانی، همان سوره حمد است که هفت آیه دارد»

نحوه‌ی استعمال آیه در قرآن

آیات قرآن متشکل از چند کلمه یا چند جمله است و گاهی یک کلمه بوده؛ مانند: «مدهامتان»[10] و گاه از حروف مقطعه تشکیل یافته است؛ نظیر: «یس» و «الر». بلندترین آیه‌ی قرآن آیه‌ی 282 سوره‌ی بقره است که به "آیه‌ی دَین‌" معروف است و کوتاه‌ترین آیه را می‌توان همان "مدهامَتان" دانست. واژه‌ی "آیه" 84 بار به صورت مفرد و 148 بار به صورت جمع در قرآن کریم به کار رفته است.

معانی واژه‌ی "آیه" در قرآن

1. معجزه

یکی از معانی لفظ "آیه" معجزه است که در مواردی از قرآن به این معنی اشاره شده است؛[11] از جمله:

«سَلْ بَنی‌‌إِسْرائیلَ کَمْ آتَیناهُمْ مِنْ آیةٍ بَینَةٍ وَ مَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ»[12]

«از بنى‌اسرائیل بپرس: چه اندازه نشانه‌هاى روشن به آنها دادیم؟ (ولى آنان، نعمت‌ها و امکانات مادى و معنوى را که خداوند در اختیارشان گذاشته بود، در راه غلط به کار گرفتند) و کسى که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد، تبدیل کند (و در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهى خواهد شد) که خداوند شدیدالعقاب است.‌‌»

این آیات همان ید بیضا، تبدیل شدن عصاى موسى به مار عظیم، شکافتن دریا، سایه انداختن ابر بر آنها، فرستادن "منّ و سلوى" و مانند آنهاست که در گذشته به بنى‌اسرائیل عنایت شده بود.[13]

آیه‌ی دیگری که حکایت از معنای معجزه بودن "آیه" دارد، مربوط به مشرکان بهانه‌جو است که جهت ایمان آوردن به پیامبر اسلام(ص) از حضرت معجزه می‌خواستند:[14]

«وَ یقُولُونَ لَوْلا أُنْزِلَ عَلَیهِ آیةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین‌»[15]

«مى‌گویند: چرا معجزه‌اى از پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟! بگو: غیب (و معجزات) تنها براى خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (شما در انتظار معجزات بهانه‌جویانه باشید، و من هم در انتظار مجازات شما!)»

2. دلیل و نشانه

یکی دیگر از معانی "آیه"، دلیل و برهان است که در برخی آیات به صورت مفرد و جمع ذکر شده[16] که در این مقاله به یک نمونه از آن اشاره می‌شود.

وقتی بنى‌اسرائیل به مأموریت طالوت نبی از سوى خداوند اطمینان پیدا نکردند، از او خواهان نشانه و دلیل شدند؛ لذا پیامبرشان صندوق عهد را به عنوان نشانه‌ی حکومت خویش بیان نمود:[17]

«وَ قالَ لَهُمْ نَبِیهُمْ إِنَّ آیةَ مُلْکِهِ أَنْ یأْتِیکُمُ التَّابُوتُ فیهِ سَکینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ...»[18]

«و پیامبرشان به آنها گفت: نشانه‌ی حکومت او این است که (صندوق عهد) به سوى شما خواهد آمد. (همان صندوقى که) در آن، آرامشى از پروردگار شما [است]...»

3. عبرت

عبرت به معنای پندپذیری است.[19] به عبارت دیگر، حالتی است که با آن از شناخت محسوس به شناخت غیر محسوس دست می‌یابند.[20] خداوند در سه مورد از قرآن پس از برشمردن بعضی از حوادث و رویدادها، همگان را دعوت به عبرت گرفتن از این حوادث فراخوانده است.[21] این رویدادها گاهی خوابیدن و مردن است؛ چرا که انسان متفکر از همین خوابیدن و مردن متوجه مى‌شود که مدبر امور خداست، و روزى تمام مخلوقات به سوى خدا برمى‌گردد،[22] و گاهی مرگ و محو طاغوت‌هاست.[23] اینک به یک مورد از آن اشاره می‌شود:

«فَالْیوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیةً وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیاتِنا لَغافِلُون»‌[24]

«ولى امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‌دهیم، تا عبرتى براى آیندگان باشى! و بسیارى از مردم، از آیات ما غافلند!»

در رابطه با نحوه‌ی عبرت گرفتن از این آیه، اغلب مفسران بر این باورند که چون خداى تعالى فرعون و قومش را غرق کرد، برخى از بنى‌اسرائیل باور نمى‌کردند که وى غرق شده باشد و می‌گفتند: او بزرگ‌تر از آن بود که غرق شود، از این‌رو خداى تعالى پیکرش را از آب بیرون انداخت تا وى دیده و عبرتى براى آیندگان پس از خود باشد.[25]

4. عمارت

از جمله معانی دیگر "آیه" عمارت است که در سوره‌ی شعرا با لفظ مفرد به کار رفته است. این آیه لحنی کاملا انتقادی دارد؛ مخاطب این انتقادها قوم هود و عاد هستند؛ این اقوام متمکن و ثروتمند براى خودنمایى و تفاخر بر دیگران بناهایى بر نقاط مرتفع کوه‌ها و تپه‌ها، همچون برج و مانند آن مى‌ساختند که هیچ هدف صحیحى براى آن نداشتند، جز اینکه توجه دیگران را به آن جلب نموده و قدرت و نیروى خود را به رخ سایرین بکشند:[26]

«أَتَبْنُونَ بِکُلِّ ریعٍ آیةً تَعْبَثُون‌»[27]

«آیا شما بر هر مکان مرتفعى نشانه‌اى از روى هوا و هوس مى‌سازید؟!»

منظور از آن مکان، عمارت یا قصرهاى بلند است که بر روى کوه‌ها و زمین‌هاى مرتفع یا برج‌هاى دیدبانى بر سر راه‌ها ساخته شده بود بدون اینکه نیازى به وجود آنها داشته باشند؛ یا ‌بناهایی براى اشراف بر رهگذران و مسخره کردن آنها و یا عمارتی که براى بازی‌هاى بیهوده می‌ساختند، مراد است.[28]

5. نعمت

نعمت یکی دیگر از معانی لفظ "آیه" است که در قرآن به صورت مفرد و جمع به کار رفته است. خداوند در ادامه‌ی شمارش نعمت‌های خود، به یک نعمت ویژه‌ی دیگری نیز اشاره نموده و می‌فرماید:

«وَ آیةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّیتَهُمْ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُون‌»[29]

«نشانه‌اى (دیگر از عظمت پروردگار) براى آنان است که ما فرزندانشان را در کشتی‌هایى پر (از وسایل و بارها) حمل کردیم»[30]

این نعمت همان مَرکب و وسیله‌ی نقلیه است که از ضروریات زندگى بشر بوده و نشانه‌اى از لطف و تدبیر الهى است‌.[31] این آیه حکایت از دریاها و بخشى از نعمت‌ها و مواهب دریا یعنى حرکت کشتی‌هاى تجارى و مسافربرى بر صحنه‌ی آنها دارد.[32] به عبارت دیگر، سیاق آیه تأکید دارد بر این که کشتى انباشته از کالا، به سبب سنگینى به خطر غرق شدن نزدیک‌تر است؛ ولی با این حال چنین اتفاقی روی نمی‌دهد که این هم بارزترین دلالت بر نعمت خداست که انسان و ما یحتاج او را با هم و یک مرتبه حمل می‌کند.[33]

6. شگفتی‌های آفرینش

یکی دیگر از معانی "آیه" شگفتی آفرینش است که به طور مفصل در قرآن به این معنا اشاره شده و این آیات غالبا به صورت جمع (آیات) استعمال شده‌اند. آیاتی هستند که بیان‌گر شگفتی‌های آفرینش و همچنین نشانه‌هاى قدرت خداوند در آفرینش هستند.[34] اغلب مفسرین بر این نظر هستند که در این آیات، لفظ "آیه" به معنای شگفتی آفرینش معنا شده است:[35]

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَالْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُون‌»[36]

«و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست؛ سپس هنگامى که شما را (در قیامت) از زمین فراخواند، ناگهان همه خارج مى‌شوید (و در صحنه‌ی محشر حضور مى‌یابید)!»

با توجه به سیاق آیات قبل، این آیه علاوه بر اینکه به آیات آفاقى اشاره کرده، به تدبیر نظام آسمان و زمین و ثبات و بقاى آنها نیز اشاره دارد؛ چرا که علاوه بر آفرینش آسمان‌ها که در آیات قبل به آن اشاره شد، آیتى از آیات الهی به حساب می‌آیند. همچنین برپایى و ادامه‌ی نظام آنها نیز آیتى دیگر ‌است؛ چون این شگفتی بزرگ در گردش منظم خود احتیاج به امور زیادى دارد که مهم‌ترین آنها محاسبه‌ی ‌پیچیده‌ی تعادل نیروى جاذبه و دافعه‌ی زمین است.[37]

7. آیات قرآن

یکی دیگر از معانی "آیه"، آیات مصطلح قرآن است که اول مقاله به آن اشاره شد و در این بحث به ذکر دو نمونه بسنده می‌شود. خدای تبارک در بیان تقسیم آیات به محکم و متشابه می‌فرماید:

«هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهات‌...»[38]

«او کسى است که این کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات "محکم" [صریح و روشن‌] است که اساس این کتاب مى‌باشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر با مراجعه به اینها برطرف مى‌گردد.) و قسمتى از آن، "متشابه" است‌...»

این آیه یکی از مهم‌ترین مباحث علوم قرآنی به شمار می‌آید؛ چراکه درصدد بیان مطلب مهمى درباره‌ی قرآن است که اساس فهم درست آیات قرآنى به شمار می‌آید‌.[39] سخن در این آیه روی لفظ "آیات" است که به صورت جمع به کار رفته و در صدد بیان این نکته است که آیات قرآن بر دو دسته هستند؛ مفهوم برخی آیات آن‌چنان روشن است که جاى هیچ‌گونه انکار، توجیه و سوء استفاده در آن نیست و آنها را "محکمات" گویند و برخی دیگر به خاطر بالا بودن سطح مطلب یا گفتگو درباره‌ی عوالمى که از دسترس ما بیرون است، مانند عالم غیب، جهان رستاخیز و صفات خدا چنان هستند که معنى نهایى و اسرار و کنه حقیقت آنها نیاز به سرمایه‌ی خاص علمى دارد که آنها را "متشابهات" گویند.[40]

همچنین، خداوند به خاطر بیان عظمت و بزرگی آیات قرآن، به آیاتی از قرآن اشاره می‌نماید که نشان از اوصاف این کتاب آسمانی دارند؛ اوصافی که ترسیم روشن و گویایى از چهره‌ی اصلى قرآن دربردارد.[41] اوصافی که بیان‌گر عدم اختلاف در آیات هستند؛ چراکه عدم اختلاف در آیات، خود شاهد صدق قرآن است:[42]

«کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیاً لِقَوْمٍ یعْلَمُون‌»[43]

«کتابى که آیاتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو کرده، در حالى که فصیح و گویاست براى جمعیتى که آگاهند!»

[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، بیروت، دارالصادر، 1414ق، چاپ سوم، ج14، ص63 و طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین، تهران، مرتضوی، 1375ش، چاپ سوم، ج1، ص 39.

[2]. راغب اصفهانی، حسین‌بن‌محمد؛ المفردات فی غریب ‌القرآن‌، دمشق بیروت‌، دارالعلم الدارالشامیة، 1412ق‌، چاپ اول، ص 103.

[3]. همان.

[4]. خرمشاهی، بهاءالدین؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان، ج1، ص70.

[5]. حجتی کرمانی، سید محمدباقر؛ پژوهشی در تاریخ قرآن کریم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1377ش، چاپ یازدهم، ص65.

[6]. همان، ص66.

[7]. نحل/101، بقره/106 و یونس/1.

[8]. کلینی، محمد بن یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، بی‌تا،‌ ج2، ص621.

[9]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، موسسه‌ی وفا، 1404ق، ج82، ص20.

[10]. الرحمن/64.

[11]. رعد/38، قمر/2، طه/22 و....

[12]. بقره/211.

[13]. طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران‌، ناصر خسرو، 1372ش‌، چاپ سوم، ج‌2، ص540.

[14]. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، چاپ اول، ج‌8، ص 253.

[15]. یونس/20.

[16]. از جمله یس/33 و روم/22.

[17]. مدرسی، محمدتقی؛ من هدی القرآن، تهران، دارالمحبی الحسین، 1419ق، ج1، ص427.

[18]. بقره/248.

[19]. فیومی، احمدبن محمد؛ المصباح‌المنیر، بیروت، دارالهجرة، 1405ق، ج1، ص390.

[20]. مفردات فی غریب القرآن، ص543.

[21]. هود/103، زمر/42 و یونس/92.

[22]. طباطبایی(علامه)، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعه مدرسین، 1417ق، ج‌17، ص 269.

[23]. مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص199.

[24]. یونس/92.

[25]. طبرى ابوجعفر، محمد بن جریر؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن‌، بیروت‌، دارالمعرفة، 1412ق، چاپ اول‌، ج11، ص113 و مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، ج5، ص199.

[26]. طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا، ج‌8، ص 45.

[27]. شعراء/128.

[28]. گنابادی، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، تهران، موسسه‌ی اعلمی، 1408ق، چاپ دوم،‌ ج‌3، ص 158.

[29]. یس/41.

[30]. آیه‌ی دیگری که دلالت بر نعمت بودن معنای "آیه" بوده، آیه‌ی 23 سوره‌ی روم است.

[31]. قرائتی، محسن؛ تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1383ش، ج9، ص544.

[32]. تفسیر نمونه، ج18، ص394.

[33]. من هدی القرآن، ج11، ص134.

[34]. روم/20 – 22، لقمان/31 و ص/29.

[35]. تفسیر نمونه، ج1، ص85، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن، ج8، ص484 و زحیلی، وهبة بن مصطفی؛ التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، بیروت، دارالفکر، 1418ق، چاپ دوم، ج‌21، ص 105.

[36]. روم/25.

[37]. تفسیر نمونه، ج16، ص402.

[38]. آل عمران/7.

[39]. جعفری، یعقوب، کوثر، قم، هجرت، 1376ش، ج2، ص65.

[40]. طبرسی، مجمع البیان، ج2، ص700 و مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج2، ص 432.

[41]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج20، ص210.

[42]. فضل الله، سید محمدحسین؛ تفسیر من وحى القرآن‌، بیروت، دارالملاک، 1419ق‌، چاپ دوم، ج12، ص164.

[43]. فصلت/3.

مقاله

نویسنده حجت ذبيحي فر
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - علوم قرآنی - تاریخ قرآن - نزول

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS