دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اثرات سازنده ذكر در زندگی

No image
اثرات سازنده ذكر در زندگی

يكي از زيباترين جلوه‌هاي ارتباط عاشقانه با خدا و اساسي‌ترين راه‌هاي سير و سلوك، ذكر است؛ يعني مترنم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حسناي الهي و شاداب نگه داشتن گل روح در زير باران ياد حق. ذكر خدا، از يادبردن هستي محدود خويش در رهگذر ياد اسماي الهي است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روي دل مي‌زدايد؛ زيرا غفلت و فراموشي حق تعالي، ساحت دل را مكدر مي‌كند. از اينجاست كه يكي از رسالت‌هاي اولياي الهي و كتاب‌هاي آسماني، برطرف کردن اين كدورت و تاريكي است و به همين علت «ذكر» را از اوصاف پيامبر(ص) و از نام‌هاي قرآن برشمرده‌اند؛ چنانكه قرآن مجيد به ذكر بودن پيامبر (ص) چنين اشاره مي‌كند: «خداوند ذكري (رسولي) را به سوي شما فرستاد تا آيات خدا را بر شما تلاوت كند». همچنين از نام‌هاي قرآن مجيد ذكر است: «ما ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم و آن را حفظ خواهيم كرد». وجه نامگذاري پيامبر صلي‌ا... عليه ‌و ‌الله و قرآن به ذكر اين است كه موجب يادآوري خداوند متعال هستند؛ زيرا يادآوري منوط به دانش قبلي است و اين پيامبران و كتاب‌هاي آسماني هستند كه پرده غفلت و فراموشي را از روي دل كنار زده و نور الهي را بدان مي‌تابانند. بنابراين ياد خدا انسان را از حضيض ماديت به اوج معنويت مي‌رساند و اميد را در انسان زنده مي‌كند و ياس و نااميدي را كه از تنگناهاي زندگي مادي و معادلات بشري ناشي مي‌شود، برطرف مي‌كند. ذكر خدا ارتباط معنوي عبد سالك با رب مالك است و اين انسان است كه نبايد خود را وقف زندگي مادي كند و مقصد را در خود و دنياي خود محدود سازد، بلكه بايد خود را براي سفر پر فراز و نشيب ابديت آماده و مهيا كند. ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب‌آور و باشكوهي دارد كه هر يك از آنها در سازندگي روحي و اخلاقي انسان تأثير به‌سزايي دارد. عمده‌ترين اين آثار و ثمرات به شرح زير است:

ياد خدا نسبت به بنده

نخستين اثر ياد خدا اين است كه خداي متعال نيز انسان را ياد مي‌كند: «فاذكروني اذكركم...» «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم».

روشنی دل

حضرت علي (ع) نخستين سفارششان به امام حسن مجتبي (ع) - در نامه‌اي كه به فرزند ارجمندشان نوشته‌اند - اين است كه بيش از هرچيز به آباداني دل خويش بپردازد: «پسرم! تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا، آباد كردن قلب و روح با ذكر او و چنگ زدن به ريسمان الهي توصيه مي‌كنم...». يكي از مؤثرترين عوامل علاج مرگ دل و احياي دوباره آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ اين ثمره ذكر را حضرت علي (ع) چنين گوشزد مي‌كند: «خداوند متعال ياد خويش را جلاي قلب‌ها قرار داده كه در اثر آن گوش، پس از سنگيني مي‌شنود و چشم پس از كم‌سويي مي‌بيند و بدين وسيله پس از لجاجت و دشمني منقاد و رام مي‌گردد».

آرامش قلب

سومين اثري كه براي ياد خدا بيان مي‌شود آرامش دل آدمي است. به تعبير قرآن طمأنينه و سكون قلب از جمله آثار مستقيم ياد خداست: «كساني كه ‌ايمان آورده‌اند و دل‌هايشان به ياد خداست، بدانيد تنها با ياد خدا دل‌ها آرام مي‌گيرد». قرآن مجيد تنها نسخه شفابخش اضطراب را ياد خدا مي‌داند و تنها پاسخ نداي فطرت را ذكر خدا مي‌بيند ولي مقصود ذكر قلبي است نه ذكر زباني؛ زيرا قرآن كريم آن ذكر زباني را كه با ذكر قلبي همراه نيست، ممدوح نمي‌شمارد بلكه مذموم مي‌داند و درباره نماز نیز مي‌فرمايد: «نماز را با ياد من اقامه كن». و در سوره ماعون مي‌فرمايد: «واي بر نمازگزاراني كه از نمازشان غافل‌اند». درباره اين بحث كه ياد خدا و ذكر قلبي آرام‌بخش دل‌هاست، امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «دل آدمي از درون مضطرب مي‌شود و در حقيقت خواهان حق است پس آنگاه كه به حق رسيد، آرام و قرار مي‌گيرد».

بخشش گناهان

از آثار و ثمرات اخروي ياد خداوند، مغفرت الهي است كه شامل حال يادكنندگان خدا مي‌شود و اضافه بر آن، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نيز به ايشان داده است. قرآن مجيد در اين باره مي‌فرمايد: «مردان و زناني كه بسيار ياد خدا كنند، خداي متعال براي آنان آمرزش و پاداش بزرگ آماده کرده است». انسان مؤمن بر اثر لغزش‌هايي كه در مدت عمر داشته است، در اندوه و نگراني به سر مي‌برد و دائم به دنبال انجام كارهايي است كه باعث آمرزش گناهان وي شود. از طرفي خداي غفار، باب توبه و آمرزش خود را بر روي بندگان خود گشوده و فرموده است: «بگو‌ اي بندگان من كه با ارتكاب گناهان بر خود زياده‌روي نموديد از رحمت خداوند نوميد نباشيد؛ زيرا خداوند متعال جميع گناهان را مي‌آمرزد».

مقبوليت و پذيرش

يكي از نشانه‌هاي اينكه فرد بداند مورد رضايت خداوند است يا نه، اين است كه فرد ببيند اهل ذكر است يا نه. آنان كه مي‌بينند توفيق ذكر خدا را دارند بايد مطمئن باشند كه مقبول خداي تعالي و مورد عنايت او هستند. تا وقتي كه خداوند از بنده‌اي خشنود نباشد، اجازه نمي‌دهد نام پاكش بر دهان او جاري شود و مداومت در ذكر داشته باشد.

كنترل قوای فكری

يكي ديگر از آثار و ثمرات ذكر، كنترل قواي فكري و حواس است. در مسير تهذيب نفس، انسان بايد به تدريج بر قواي دروني و همه ابعاد گفتاري و رفتاري وجود خود مسلط شود. يكي از ابعاد گريزپا و سركش درون انسان قوه تفكر اوست. يكي از عوامل بسيار مؤثر در كنترل فكر، مداومت در ذكر است: امام صادق (ع) از سيره پدر بزرگوارش امام باقر (ع) نقل مي‌كند: «پدرم امام باقر (ع) بسيار ذكر خدا مي‌گفت. من همواره با ایشان راه مي‌رفتم و ایشان به ياد خدا بود و با ایشان غذا مي‌خوردم و ایشان ذكر خدا مي‌گفت و حتي وقتي با مردم حرف مي‌زد، شركت در جلسات مردم ایشان را مانع از ذكر خدا نبود و من مرتب مي‌ديدم كه لا‌الله الا ا... مي‌گويد و ایشان پيوسته ما را جمع مي‌كرد و بين الطلوعين بيدار نگه مي‌داشت و ما را به خواندن ذكر، دعا و قرآن امر مي‌فرمود تا آفتاب طلوع كند». بنابراين ذكر زياد و توبه به معناي آن به تدريج انسان را توانا مي‌كند تا تمركز حواس كسب كند و هر لحظه به هرچه اراده كرده، بينديشد و فكر را از سركشي مانع شود و اين قدرت در ابعاد بسياري مي‌تواند فكر و قواي دروني را مهار كند.

زدودن غم و اندوه

غم و اندوه غالباً بر اثر از دست دادن يك چيز، به دست نياوردن مطلوب، ترديد و بلاتكليفي و مشاهده صحنه‌هاي تأثرانگيز پيش مي‌آيد. ياد خدا در همه اين موارد مي‌تواند به نحو معجزه‌آسايي غم و غصه را برطرف سازد. گاهي غمي كه بر دل شخص سنگيني مي‌كند ناشي از تأسف او به خاطر از دست دادن يك فرصت، يك موقعيت يا چيزي از مال و مقام دنياست. خداوند متعال مي‌فرمايد: نسبت به آنچه از دست داده‌ايد افسوس نخوريد». با ياد خدا مي‌توان به مرحله‌اي از معرفت دست يافت كه به خاطر از دست دادن هيچ چيزي اندوهگين نشد. كسي كه صرفاً به ياد خداست مي‌آموزد كه پيوسته حاجات خود را از خدا بخواهد و به لطف و كرم او اميد ببندد. حضرت يعقوب (ع) فرمود: «من غم و درد دل خود را به خدا مي‌گويم و مي‌دانم از خدا آنچه را شما نمي‌دانيد».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS