دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اجرای حکم حبس

No image
اجرای حکم حبس

اجراي حكم، حبس، توقيف، حكم، حكم قطعي، زندان، مجازات تعزيري، قرار تأمين، محكوميت مالي

نویسنده : سيد علي حاتم‌زاده

حبس در لغت به معنای زندانی کردن و بازداشت می‌باشد.[1]

حبس در اصطلاح به سلب آزادی تن و اختیار خروج از محوطۀ خاص بنام زندان برای مدتی معین یا نامحدود به حکم دادگاه صالح که قبل از پایان مدت، حالت انتظار برای آزادی وجود ندارد مگر در مواردی خاص به حکم قانون.[2]

حبس یکی از متداول‌ترین می در جهان معاصر است. مجازات حبس یکی از مجازات‌های سالب آزادی است و در بیشتر جرائم به عنوان مجازات اصلی اعمال می‌شود.[3] نهاد کیفری حبس از کیفرهای مهم و پردامنۀ حقوق جزا است.[4]

اجرای احکام کیفری: یعنی اعمال مجازات علیه محکوم علیه، یعنی مجازات بزهکار طبق حکم قطعی و نهائی دادگاه صلاحیتدار.[5]

مادۀ 294 آئین دادرسی کیفری

«اشخاصی که محکوم به حبس هستند، با اعلام نوع جرم و میزان محکومیت برای تحمل کیفر به زندان معرفی می‌شوند.»

توضیح

دادگاه به موجب برگ رسمی به نام برگ اعزام به زندان، زندانی را به زندان معرفی می‌کند و زندانی در بازداشتگاه‌های موقت یا زندان‌های بسته، نیمه باز یا باز نگهداری می‌شود. تشخیص آن بعهدۀ مقام قضائی یا شورای طبقه‌بندی زندان است مقررات مربوط به نحوۀ نگهداری زندانیان در آئین نامۀ‌ قانونی و مقررات اجرائی سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب 15/1/1372 پیش بینی شده است.[6]

نظریۀ 3474/7-24/4/1380 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه مقرر داشته:

«پس از صدور حکم قطعی که تحت شرایط قانونی، محکوم‌له تقاضای بازداشت محکوم علیه را نموده و محکوم علیه مجلوباً[7] حاضر شده به زندان معرفی می‌گردد و چنانچه دسترسی (به لحاظ روز تعطیلی) به پرونده و قاضی مربوط که اجرای احکام تحت نظر ایشان انجام وظیفه می‌نماید نباشد، با شمارۀ برگ جلب به زندان معرفی می‌گردد، النهایه در اولین ساعت روز اداری مراتب به مرجع مربوطه اعلام که اگر لازم باشد در تصحیح و یا نحوۀ معرفی وی به زندان و اینکه به چه اتهامی و چه مدتی باید تحمل کیفر نماید اقدام شود.»[8]

مواد 18ق.م.ا و 295 آ.د.ک

بنابر مادۀ 18 ق.م.ا و نیز مادۀ 295 ق.آ.ک: مدت تمام کیفرهای حبس از روزی شروع می‌شود که محکوم علیه به موجب حکم قطعی قابل اجرا، حبس شود.

تبصره م 18 ق.م.ا: چنانچه محکوم علیه قبل از صدور حکم به علت اتهام یا اتهاماتی که در پروندۀ امر مطرح بوده بازداشت شده باشد دادگاه پس از تعزیر، از مقررات تعزیر تعیین شده یا مجازات بازدارنده به میزان بازداشت قبلی وی کسر می‌کند.»

نکات:

1- ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه در نظریۀ شمارۀ 1604/7- 18/2/1380 در این خصوص مقرر داشته است: «با توجه به اطلاق و شمول صدور مادۀ 295 ق. آ. د. ک 1378 در تمام محکومیت‌های به حبس بازداشت قبلی محاسبه می‌گردد و این امر تکلیفی قطعی است که اگر دادگاه هم دستور آن را ندهد اجرای احکام موظف به اجرای آن می‌باشد.»[9]

2- ادارۀ حقوقی قوه قضائیه نیز در این خصوص در نظریۀ شمارۀ 8085/7- 18/9/71 مقرر داشته: «با توجه به اینکه تبصره مادۀ 18 ق. م. ا در مقام بیان احتساب حبس ایام گذشته است بنابراین کلمۀ تعزیر مذکور در تبصرۀ مادۀ 18 ق. م. ا ناظر به مجازات حبس است و لاغیر.»[10]

در خصوص تبصرۀ مادۀ 295 ادارۀ حقوقی قوه قضائیه در نظریۀ شمارۀ 1127/7- 12/3/ 1382 مقرر داشته: «تبصرۀ ذیل مادۀ 295 ق. آ. د. ک 1378 صرفاً ناظر به محکومیت‌های حبس صادره از دادگاه‌های عمومی و انقلاب است و شامل محکومیت‌های جزای نقدی نمی‌شود.»[11]

3- در خصوص تبصرۀ مادۀ 18 ق. م. ا رأی وحدت رویۀ 654-10/7/1380 چنین مقرر داشته: «به موجب تبصرۀ مادۀ 18 ق. م. ا دادگاه مکلف است که ایام بازداشت قبلی محکوم علیه در پروندۀ مورد حکم را از مجازات‌های تعزیری یا بازدارنده کسر نماید. و چون حبس و جزای نقدی هر دو یک نوع و از مجازات‌های تعزیری و بازدارنده می‌باشند و عدم محاسبه و مرعی نداشته ایام بازداشت قبلی برخلاف حقوق و آزادیهای فردی است، علیهذا به حکم تبصرۀ مذکور، کسر مدت بازداشت از محکومیت جزای نقدی و احتساب و تبدیل آن به8 جزای نقدی قانونی است...»[12]

4- کلمۀ بازداشت که در تبصرۀ مادۀ‌ 295 ق. آ. د. ک به کار رفته به طور مطلق و شامل بازداشت پلیسی هم می‌شود، اما بنظر می‌رسد که منظور مقنن از بازداشت، بازداشتی باشد که به موجب قرار تأمین قضائی صورت گرفته باشد.[13]

5- احتساب ایام بازداشت قبلی از تاریخ اعزام متهم به زندان است، خواه متهم به علت صدور قرار بازداشت، که در قانون به عنوان تأمین برای اتهام منتسبه، تعیین شده، زندانی شده باشد و خواه در اثر صدور سایر قراردادهای تأمین مانند وثیقه و کفالت. (نظریۀ شمارۀ 9535/7- 26/12/1377 ا. ح . ق)[14]

6- کسر مدت بازداشت قبلی از محکومیت‌های جزای نقدی موضوع رأی وحدت رویه 654- 10/7/1380 ، فقط ناظر به آراء دادگاه‌های نظامی و مخصوصاً محکومین آن دادگاه‌هاست. (نظریۀ 1127/7- 12/3/ 1380 ا. ح .ق)[15]

مادۀ 296 ق. آ. د. ک:

«کودک شیرخوار را از مادری که محکوم به حبس یا تبعید شده نباید جدا کرد مگر اینکه مادر با رضایت، او را به پدر یا نزدیکان دیگرش بسپارد.»

توضیح

شیر دادن به کودک حق مادر است و وظیفۀ او نیست و مادر می‌تواند از این حق صرف نظر نماید و نمی‌توان مادر را مجبور به شیر دادن و همراه داشتن کودک کرد مگر اینکه حیات کودک وابسته به شیر مادر باشد و تفاوتی ندارد که کودک شیرخوار از راه مشروع متولد شده باشد یا نامشروع اما باید متعلق به مادر محکوم به حبس باشد.[16]

مادۀ 291 ق. آ. د. ک:

«بیماری محکوم علیه موجب توقف اجرای مجازات حبس نمی‌شود مگر اینکه به تشخیص دادگاه اجرای حکم موجب شدت بیماری و تأخیر در بهبودی محکوم علیه باشد، که در این صورت دادگاه با تشخیص پزشک قانونی یا پزشک معتمد و اخذ تأمین مناسب اجازۀ معالجه در خارج از زندان را صادر می‌نماید و اگر محکوم علیه تأمین ندهد به تشخیص پزشک و دستور دادگاه در زندان یا بیمارستان تحت نظر ضابطین دادگستری معالجه می‌شود.

تبصره: در صورت جنون، محکوم علیه تا بهبودی در بیمارستان روانی نگهداری می‌شود.»

که نظریۀ 2718/7-24/4/1380 ادارۀ حقوقی قوۀ قضائیه نیز مؤید این ماده می‌باشد.

نکات

1- زندانیانی که به لحاظ عجز از پرداخت جزای نقدی در بازداشت به سر می‌برند نیز مشمول حکم مقرر در مادۀ 291 ق. آ. د. ک 1378 می‌باشند. لیکن زندانیانی که به علت عجز از پرداخت محکوم به مالی در اجرای مادۀ 2 قانون نحوۀ اجرای محکومیت‌های مالی بازداشت می‌باشند، چون محکوم علیه کیفری محسوب نمی‌شوند مشمول مادۀ 291 ق. آ. د. ک 1378 نمی‌گردند.[17] (نظریۀ شمارۀ 1896/7- 16/7/ 1380 ا. ح. ق)

2- چنانچه محکوم در زندان باشد هزینۀ درمان طبق مادۀ 109 قانون و مقررات اجرای سازمان زندانها صورت می‌گیرد و اگر محکوم در زندان نباشد هزینۀ معالجه بر عهدۀ خودش خواهد بود.[18] (نظریۀ شمارۀ 2224/7- 1/6/1378 ا.ح.ق)

3- نمی‌توان محکوم علیه را که در اجرای حکم قطعی زندانی است به استناد تبدیل تأمین از زندان مرخص کرد.[19] (نظریۀ شمارۀ 1576/7- 1/3/1378 ا. ح. ق)

4- مادۀ 291 ق. آ. د. ک1378 یکی از اصول اجرای احکام کیفری را بیان می‌کند و آن اصل «تأخیر ناپذیری اجرای حکم است» بنابراین دادگاهی که دستور شروع اجرای حکم را صادر کرده است نمی‌تواند دستور توقف عملیات اجرائی را بدهد مگر اینکه دستور وی در چهارچوب مقررات قانونی باشد.[20] که برخی از موارد توقف یا تأخیر در اجرای حکم به موجب قانون عبارتند از: مواد 275، 288، 291، و تبصرۀ 2 مادۀ 268 ق. آ. د. ک و مواد 91، 262، 292، 302، 303 ق. م. ا و تبصرۀ مادۀ ‌3 قانون نحوۀ اجرای محکومیت‌های مالی مصوب 1377.[21]

5- با اتمام مدت حبس مقرر در حکم بدوی، قبل از صدورحکم تجدید نظر مجوزی برای ادامۀ بازداشت متهم نیست همانطور که دادگاه بدوی اگر حکم برائت متهم را صادر کند نیز مجوز برای نگهداشتن متهم در زندان تا صدور حکم تجدید نظر وجود ندارد. (نظریۀ شمارۀ 5107/7- 21/11/ 1377 ا.ح.ق)[22]

مقاله

نویسنده سيد علي حاتم‌زاده
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS