دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احضار summoning

No image
احضار summoning

احضار، احضاريه، متهم، مظنون، شهود، مطلعين، ابلاغ، جلب، عذر موجه، مقام قضايي

نویسنده : محسن نجف پور

احضار در لغت به معنای حاضر کردن، فرا خواندن و به حضور خواستن؛ آمده است[1] و در اصطلاح نیز عبارت است از؛ دستور به حاضر شدن و فرا خواندن شخص یا اشخاص به عنوان مظنون یا متهم و یا شاهد و مطلع به وسیله بازپرس یا دادگاه برای ادای توضیحات یا بازجویی و هر امر لازم دیگر در نزد ایشان و در زمان معین.[2]

احضار نامه ورقه ویژه‌ای است که بوسیله دادگاه خطاب به مظنون یا متهم یا شاهد به منظور حضور یافتن نزد دادگاه یا بازجو با قید زمان و مکان حضور صادر می‌شود و مضمون احضارنامه عبارت است از اسم و شهرت احضار شده و تاریخ و علت احضار و محل حضور و نتیجه عدم حضور که معمولاً ذیل احضارنامه مرقوم می‌شود و احضارنامه باید مورخ و به مهر و امضای مرجع صادر کننده آن باشد. احضار متهم فقط بوسیله احضارنامه صورت می‌گیرد و احضار متهم از طریق تلفن و پیک و غیره فاقد مجوز قانونی است و ضمانت اجرا ندارد طبق نظریه شماره 696/ 339 مورخ 18/ 11/ 1365 اداره حقوقی و نظریه مشورتی شماره 6737/ 7 – 12/ 12/ 1365 اداره حقوقی قوه قضائیه.[3]

موضوع و مورد احضار

‌أ.احضار متهم

پس از آنکه دلایل و مدارک جرم جمع آوری شد نوبت به تعقیب متهم می‌رسد که با احضار او شروع می‌شود. باید توجه داشت که بدون دلیل و مدارک متهم احضار نشود؛ چرا که احضار بدون دلیل تخلف انتظامی می‌باشد. مطابق ماده 124 ق.آ.د.ک و برای صدور احضارنامه نخست باید از طرف مقام قضایی دستور احضار داده شود و دستور خطاب به دفتر دادگاه یا دادسرا صادر می‌شود که باید صریح و روشن باشد.[4]

‌ب. احضار شهود

اگر رسیدگی کیفری بر اساس شکایت شاکی باشد و شاهدی را معرفی کند که دادگاه علم به شاهد گرفتن او در هنگام وقوع جرم داشته باشد و یا احقاق حق متوقف به شهادت شاهدی باشد که دادگاه علم به شاهد بودن وی دارد و یا تحقیق به جهت ارتباط جرم با امنیت و نظم عمومی باشد احضار شاهد جایز است. (مطابق ماده 86 ق.آ.د.ک) هر یک از شهود و مطلعین باید در موعد مقرر حاضر شوند در صورت عدم حضور برای بار دوم احضار می‌شوند؛ چنانچه بدون عذری موجه حضور نیابند به دستور دادگاه جلب خواهند شد. (مطابق ماده 159 ق.آ.د.ک) در ترتیب احضار شهود محدودیتی وجود ندارد و قاضی به هر طریق ممکن است شاهد را احضار می‌کند. چنانچه شهود و مطلعین برای حضور در دادگاه مدعی ضرر و زیانی از حیث شغل و کار و یا هزینه ایاب و ذهاب نمایند؛ دادگاه پس از تشخیص ورود ضرر میزان آن را معین و مدعی احضار مکلف به تودیع آن در صندوق دادگستری می‌باشد. چنانچه شهود بیمار بوده و نتواند حاضر شود و یا تعداد شهود زیاد بوده و در یک محل مقیم باشند در اینصورت قاضی به محل اقامت آنها رفته و اظهارات آنها را اخذ می‌کند. اگر شهود در خارج از حوزه مأموریت قاضی باشند به دادگاه محل شهود نیابت در اخذ شهادت می‌دهد که اظهارات شهود را صورت جلسه نمود و عودت دهد. در صورتی که یکی از شهود از تابعیت نیروهای مسلح باشد باید حداقل 24 ساعت قبل از تحقیق از طریق فرمانده یا رئیس او احضار شود و فرمانده مکلف به اعزام فرد به دادگاه می‌باشد. (مطابق ماده 150 آ.د.ک)[5]

ابلاغ احضارنامه

احضارنامه در دو نسخه تنظیم می‌شود که یک نسخه را متهم گرفته و نسخه دیگر را امضاء کرده به مأمور احضار ردّ می‌کند. هرگاه ابلاغ احضاریه به واسطه معلوم نبوده محل اقامت ممکن نباشد و به طریق دیگری هم ابلاغ احضاریه ممکن نگردد، با تعیین وقت رسیدگی متهم یک نوبت به وسیله یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار یا محلی احضار و در صورت عدم حضور رسیدگی به ترتیب غیابی انجام می‌گیرد.

قانون آیین دادرسی کیفری خود را از بیان ترتیبات ابلاغ احضارنامه که در حالات مختلف ضوابط خاصی دارد بی نیاز دانسته و به آیین دادرسی مدنی ارجاع داده است. (طبق ماده 115 ق. آ. د. ک)[6]

ضمانت اجرای احضار نامه

متهم احضار شده مکلف است و در وقت مقرر و یا در مهلت تعیین شده شخصاً نزد مرجع احضار کننده حاضر شود. نوشتن لایحه دفاعیه یا معرفی وکیل نمی‌تواند متهم را از حضور در نزد مرجع قضایی معاف کند. اگر متهم نتواند حضور یابد چنانچه عذر موجهی داشته باشد؛ می‌‌تواند آن را اعلام کند. در ماده 116 ق. آ .د.ک شش مورد عذر موجه بیان شده است ولی متهمی که حضور پیدا نکرده و گواهی عدم امکان حضور هم نفرستاده باشد به دستور قاضی جلب می‌شود.(مطابق ماده 117 ق.آ.د.ک)

بنابراین ضمانت اجرای احضارنامه جلب است.[7]

شرایط جلب متهم

1. متهم احضار شده باشد؛

2. احضارنامه به متهم ابلاغ شده باشد؛

3.ابلاغ احضارنامه صحیحاً صورت گرفته باشد؛

4.متهم حاضر نشده باشد؛

5.متهم برای عدم حضور، عذر موجهی اعلام ننموده باشد.

با اجتماع این شرایط مقام قضایی دستور جلب متهم را صادر خواهد نمود.[8]

تفاوت احضارنامه با برگ جلب

1- در احضارنامه برای متهم فرصت کافی داده می‌شود و تا در مهلت تعیین شده شخصاً نزد مرجع احضار کننده حاضر شود ولی در برگه جلب چنین فرصتی داده نمی‌شود.

2- برگ احضارنامه را کارکنان دفتری امضاء می‌کنند ولی برگ جلب را فقط مقام قضایی می‌تواند امضاء نماید.

3- عذرهایی که برای عدم حضور متهم وجود داشت برای عدم جلب متهم عذر موجه قانونی وجود ندارد.[9]

ضوابط ناظر به احضار متهم

‌أ.ضابطه ماهوی

که در ماده 124 ق.آ.د.ک بیان شده است که مقام قضایی برای احضار یا جلب متهم و مظنون باید دلایل کافی داشته باشد.

‌ب. ضابطه شکلی

1- احضار باید کتبی و به وسیله فرم چاپی مخصوص که حاوی نکات قانونی است و عنوان احضاریه دارد انجام گیرد.

2- در فرم احضاریه باید اسم و شهرت احضار شونده و تاریخ و ساعت و علت احضار و محل حضور و نتیجه عدم حضور قید شود.

3- در ابلاغ احضاریه به متهم باید مقررات و ترتیبات مربوط به ابلاغ مذکور در ق. آ. د. م مراعات شود.

4- چنانچه محل اقامت متهم معلوم نباشد و به این جهت یا به طریق قانونی دیگری هم نتوان احضاریه را به متهم ابلاغ نمود توسط انتشار آگهی در روزنامه احضاریه صورت خواهد گرفت.[10]

مقاله

نویسنده محسن نجف پور
جایگاه در درختواره حقوق جزا و جرم شناسی - آیین دادرسی کیفری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS