دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اختلالات پیری

No image
اختلالات پیری

كلمات كليدي : اختلالات پيري، زوال عقل، پارانوئيد، افسردگي، خودبيمارانگاري، آسيب شناسي رواني

نویسنده : طيبه خلج

یکی از مشکلات دوران پیری، عدم فعالیت و قدرت و انرژی جوانی است. اغلب مردان پیر با بازنشستگی و کاهش قدرت جسمانی، احساس ناایمنی و از دست دادن مقام اجتماعی می‌کنند. آنها تصور می‌کنند که کسی به وجودشان نیاز ندارد و دیگران اهمیتی برای آنها قائل نیستند. برای افراد مسن، مهم است که احساس کنند که دیگران هنوز به وجود آنها محتاجند و قادرند به فعالیت روزانه خود (البته در حد امکان) ادامه دهند. اگر آنها به این اندازه احساس اهمیت و ایمنی کنند، به احتمال زیاد در معرض ابتلای به امراض روانی و جسمی که در این سنین خیلی شایع است، قرار نخواهند گرفت.[1]

تغییرات مرتبط با پیری

در این دوره از زندگی، حواس تحت تأثیر قرار می‌گیرند. افراد سالخورده با دقت کمتری می‌بینند و می‌شنوند. تغییرات مرتبط با سن، در بینایی معمولا در اواسط 30 تا 40 سالگی آغاز می‌شوند. عدسی‌های چشم شکننده می‌شوند، بنابراین سالخوردگان کمتر می‌توانند روی حروف ریز یا اشیای مجاور تمرکز کنند. تغییرات دیگر پیری می‌توانند به مشکلات چشم، مانند آب‌مروارید و آب‌سیاه منجر شوند. آب‌مروارید، عدسی را تیره می‌کند، متمرکز کردن نور روی شبکیه را مختل می‌سازد و به دید تار و کوری احتمالی منجر می‌شود. آب‌سیاه، در اثر افزایش فشار در کره چشم ایجاد می‌شود و به سخت شدن کره چشم و کوری احتمالی می‌انجامد. این بیماری‌ها به وسیله دارو یا جراحی درمان می‌شوند. حس شنوایی نیز با افزایش سن، در مردان سریع‌تر از زنان، تحلیل می‌یابد. سمعک، صداها را تقویت می‌کند و اغلب ضعف شنوایی شدید را جبران می‌نماید. هنگامی که افراد پیر می‌شوند، جداره‌های ریه سخت می‌شوند و دیگر به راحتی دوران جوانی منبسط نمی‌شوند. بین 20 تا 70 سالگی، حجم ریه ممکن است به 40 درصد یا بیشتر کاهش یابد. اما ورزش منظم، می‌تواند به مقدار زیاد از این کاهش جلوگیری کند. در هنگام پیری، میزان سوخت‌وساز، عمدتا به علت کاهش بافت عضلانی و افزایش چربی بدن، کاهش می‌یابد. عضله، کالری‌ها را بیشتر از چربی می‌سوزاند، یعنی میزان سوخت‌وساز بیشتری دارد. در هنگام پیری افراد برای حفظ وزن خود به کالری کمتری نیاز دارند و کالری‌های اضافی به صورت چربی ذخیره می‌شوند. بنابراین، افراد مسن اگر به اندازه دوران جوانی خود غذا بخورند، وزن بیشتری را کسب می‌کنند. با افزایش سن، کارآیی سیستم قلبی ـ عروقی کمتر می‌شود. در اوایل میانسالی، استخوان‌ها به‌تدریج تراکم خود را از دست می‌دهند که به پوکی استخوان منجر می‌شود. تغییرات مرتبط با سن بر عملکرد جنسی و همین‌طور سایر زمینه‌های عملکرد تأثیر می‌گذارند. با این حال، افرادی که از لحاظ جسمانی سالم هستند، قادرند از تجربه جنسی لذت ببرند. مردان و زنان مسن ممکن است علاقه کمتری به آمیزش جنسی داشته باشند که از قرار معلوم به سطح کمتر تستوسترون در هر دو جنس مربوط می‌شود. تغییرات مرتبط با سن در سیستم عصبی، زمان واکنش (مقدار زمانی که طول می‌کشد تا به محرک پاسخ داده شود) را افزایش می‌دهد. برای مثال، رانندگان مسن برای پاسخ دادن به چراغ‌های راهنمایی و شرایط جاده به زمان بیشتری نیاز دارند. در هنگام پیری، سیستم ایمنی نیز کمتر به نحو مؤثری عمل می‌کند و ما را نسبت به بیماری‌هایی مانند سرطان آسیب‌پذیر می‌کند.[2]

رشد شناختی

رشد شناختی در بزرگسالان چندین جنبه دارد: خلاقیت، عملکرد حافظه و هوش. سالخوردگان معمولا در رابطه با عملکرد حافظه مشکلاتی دارند، مانند یادآوری اسامی افراد یا حل کردن مسئله‌های ریاضی. افراد سالخورده، در حل کردن مسئله‌هایی که به هوش سیال نیاز دارند، مانند کنار هم چیدن قطعه‌های معما نیز با مشکلاتی روبرو می‌شوند. اما عملکرد در تکالیفی که به هوش متبلور نیاز دارند، از جمله مهارت‌های واژگان و توانایی به‌کار بردن دانش یا اطلاعات فراگیری‌شده، نسبتا سالم می‌ماند. خوشبختانه، اغلب تکالیفی که در محیط کار با آنها روبرو می‌شویم، به هوش متبلور نیاز دارند.[3]

سالخوردگی و تغییر شخصیت

انواع متعدد مسائل رفتاری و روان‌شناختی با سالخوردگی پیوند دارند. دلایل قابل توجهی در دست است تا نتیجه‌گیری شود که سالخوردگان نسبت به پیامدهای جدی تغییرات مغز، مانند زوال عقل کهولت، آسیب‌پذیری خاص دارند. 25 درصد از پذیرش‌های اولیه در بیمارستان‌های عمومی، افراد بالای 65 سال هستند که 80 درصد این بیماران به عنوان مبتلا به زوال عقل تشخیص داده می‌شوند. حمله‌های افسردگی نیز با گذشت سال‌های زندگی، هم از نظر فراوانی و هم از نظر عمق افزایش می‌یابند. با کم شدن قوای بدنی، فعالیت‌های یک فرد مسن، محدود می‌شود و ابتلاء به یک بیماری توانکاه ممکن است سبب شود که شخص روحیه‌اش را ببازد و احساس درماندگی کند. ساعت‌های خالی و بدون برنامه که ره‌آورد دوران بازنشستگی است، احتمالا از احساس عزت نفس و ارزشی که فرد برای خود قائل است، می‌کاهد. مرگ همسر، برادر و خواهر و یا یک دوست، به‌ویژه برای کسانی که دور از فرزندان خود زندگی می‌کنند، می‌تواند احساس تنهایی غیرقابل تحملی را سبب شود.[4] افسردگی‌های زودگذر که معمولا از خطر اقدام به خودکشی یا فشار روانی غیرقابل تحمل خالی است، می‌تواند تقریبا در 30 درصد یا بیشتر سالخوردگان اتفاق بیفتد. اما، تنها نسبت کوچکی از این افراد ممکن است با اختلال خلقی شدید مطابقت داشته باشند. بعضی از موارد اسکیزوفرنی نیز می‌تواند در سن پیری بروز کند. کسانی که این تشخیص را در سال‌های آخر عمر خود دریافت کرده‌اند، حدود 10 درصد اسکیزوفرنیا‌های سالخورده را تشکیل می‌دهند. اما بیشتر اسکیزوفرنیاهای سالخورده، آنهایی هستند که در نیمه اول عمر به این اختلال دچار شده‌اند. در آنهایی که دچار اسکیزوفرنی دیرآغاز بوده‌اند، در مقایسه با اسکیزوفرنیاهای جوان، احتمال وجود تاریخچه خانوادگی این بیماری کمتر است، اما در مقایسه با کل جامعه سالخورده، این احتمال بالاتر است.[5]

تفکر پارانوئیدی در افراد سالخورده افزایش می‌یابد و احتمال زیادی دارد که در افرادی رخ دهد که در طول زندگی حساس و شکاک بوده‌اند. واکنش‌های پارانوئیدی، غالبا با نقص‌های بینایی و شنوایی که نفوذ این نوع تفکر را تسهیل می‌کنند، همراه است. افراد سالخورده‌ای که واکنش‌های پارانوئیدی دارند، غالبا به مکانیزم‌های دفاعی فرافکنی و انکار متوسل می‌شوند. چون نمی‌توانند با نقص‌های زیست‌شناختی که در حال وقوع است مقابله کنند، ممکن است آنها را انکار کنند یا به جهان خارج فرافکنی کنند و اصرار داشته باشند که دارند قربانی افرادی می‌شوند که دروغ می‌گویند و تقلب و دزدی می‌کنند.[6]

خودبیمارانگاری، که در آن ترس از بیماری‌های شدید و مسایل مربوط به خواب، ذهن بیمار را به خود مشغول می‌کند، ممکن است نسبت به سایر موارد کمتر ویرانگر باشد، اما در میان سالمندان متداول است و منجر به مراجعات بالینی مکرر می‌شود. خودبیمارانگاری در زمان سالخوردگی با این واقعیت که بسیاری از افراد سالمند شواهدی از ناتوانی‌های جسمانی مزمن دارند، پیچیده‌تر می‌شود، گرچه به نظر می‌رسد در شکوه‌های آنها تا حدی مبالغه شده باشد. اما وجود واقعی مسائل عضوی را نمی‌توان نادیده گرفت. علاوه بر تغییرات زیست‌شناختی، فشار روانی به صورت عدم امنیت اقتصادی، از دست دادن نقش معتبر اجتماعی و ترس از انحطاط و کاهش کارکرد ذهنی، در آسیب‌پذیری شخص سالخورده نسبت به خودبیمارانگاری نقش دارند. با افزایش سن، در الگوهای خواب نیز تغییراتی به وجود می‌آید. مقدار زمانی که شخص در رختخواب بیدار می‌ماند، پس از 40 سالگی افزایش می‌یابد. اشخاص سالخورده‌تر اگر فعالیت بدنی داشته باشند، بهتر می‌خوابند. درد جسمانی مثل آرتروز از عوامل رایج بی‌خوابی است.[7]

گرچه دوران پیری با مسائلی همراه است، اما نتایج یک بررسی درباره افراد 70 تا 79 ساله نشانگر آن است که پیر شدن لزوما بد نیست. 75 درصد افراد مورد بررسی از زندگی دوران بازنشستگی خود راضی بودند، اکثر آنها در حد رضایت‌بخشی فعال بودند، احساس تنهایی نمی‌کردند و تنها در معدودی از آنها نشانه‌هایی از فرتوتی و اختلال‌های روانی دیده می‌شد. دوران پیری زمان بازنگری و تأمل است. دورانی که شخص در آن رویدادهای زندگی خویش را بازنگری می‌کند. هرقدر شخص در برخورد با مسائل پیشین به شیوه موفقیت‌آمیزتری عمل کرده باشد، در این مرحله احساس کمال‌یافتگی و تمامیت بیشتری می‌کند. اما اگر فرد کهنسال با پشیمانی به گذشته خود بنگرد و از آن احساس شکست کند، واپسین سال‌های عمر او آکنده از ناامیدی خواهد بود.[8]

مقاله

نویسنده طيبه خلج

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS