دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخطل

No image
اخطل

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، غياث بن غوث، اخطل، شاعر عصر اموي، وليد بن عبدالملك، مسيحي

نویسنده : فاطمه پهلوان پور

اخطل شاعر نامدار عصر اموی هم ردیف جریر و فرزدق بود که به سبب درازی زبان و هجوگویی، به فحش‌گوی و پرگوی لقب گرفته است. وی به درخواست یزید بن معاویه، انصار را هجو می‌گفت و بر مرگ یزید نیز مرثیه سرود. وی از نصرانیان مونوفیزی (معتقد به طبیعت واحد مسیح) بود و به خدمت حکام اموی درآمد و همانند دیگر افراد قبیله خود به یاری امویان برخاست و آنان را مدح گفت. شعر او را شاید بتوان نخستین گونه شعر سیاسی در ادب اسلامی دانست.

اخطل از تولد تا شهرت

ابومالک غیاث بن غوث بن صلت تغلبی بن طارق[1] از قبیله نیرومندی بود که خود از عربستان مرکزی بیرون آمده، در نواحی بسیار آباد بین‌النهرین ساکن شده بودند و به دین نصرانی (مسیحی) گرویده بودند و حتی اسقفی داشتند که همان (جرجیس) نویسنده معروف سریانی بود. اخطل به یک احتمال در رصافه و به احتمال قوی‌تر در حیره در سال 12هجری متولد شد.[2] مادرش لیلا از قبیله مسیحی ایاد بود.[3] اخطل در کودکی مادرش را از دست داده بود و پدرش زنی دیگر را اختیار کرده بود که با اخطل رفتاری ناخوشایند داشت. همین بی‌مهری نامادری و رنج‌های کودک نابغه باعث ظهور نخستین بارقه‌های نبوغ و شاعری در هجای آن زن گردید و وی نخستین ابیات هجوآمیز خود را در خطاب به همسر پدرش خواند.[4] روایاتی دیگر نشان داد آن چه که نخستین بار سبب شهرت وی شد، اشعار هجوآمیزی بود که درباره‌ی شاعر هم قبیله‌اش کعب بن جعیل سرود. کعب که شاعر بنی‌تعلب بود منزلتی درخور در میان قبیله‌اش داشت. گفته شده که روزی وارد مجلسی شد که بنی‌مالک که تیره‌ای از تغلب که اخطل از آنان بود، در آن‌جا حضور داشتند و آنها برایش خیمه‌ای برپا کردند و هدایایی به وی پیشکش کردند؛ اما اخطل که در آن هنگام کودکی بیش نبود با او به گستاخی و بی‌حرمتی رفتار کرد و کعب برآشفت و او را کودکی بی‌خرد خواند و اخطل ابیاتی گزنده و استوار در هجای او سرود. این امر حیرت همگان را برانگیخت و از آن پس نام وی در میان قبیله بر سر زبان‌ها افتاد.[5]

p

مسائل اخلاقی اخطل

اخطل دو بار ازدواج کرد همسر اولش عبله را بعد از مدتی طلاق داد و زنی دیگر را که مطلقه بود، به همسری برگزید؛ اما گویا زن دوم نیز باعث خوشبختی او نشد و او را نیز طلاق داد.[6] خصوصیات اخلاقی اخطل چندان زیبنده نبود. هم با زنان آوازه خوان رفت و آمد می‌کرد و هم شراب را به حد افراط دوست می‌داشت و آن را مانند دیگر شاعران که همه هم مسیحی نبودند، مایه الهام می‌دانست.[7] شاید همین نکته معنای ظریف گویی‌هایی باشد که وی در پاسخ خلفائی که به اسلام می‌خواندشان ادا می‌کرد.[8] وی تقریبا همیشه پاسخ می‌داد که نه می‌تواند از شراب چشم بپوشد و نه روزه ماه رمضان را تحمل کند. این پاسخ یا از سر عشق شدید او به باده بود و یا از سر زیرکی(تا بدین ترتیب از موضوع‌های خطرناکتر گریخته باشد).[9]

گرایشات دینی اخطل

در مورد آئین اخطل گفته شده که مسیحی بود؛ اما شعر او نیز مانند زندگی زناشویی‌اش نشانی از این اعتقاد ندارد. مع ذلک در قصائد او اشاراتی به سرجیس قدیس فطیر متبرک صلیب و کاهنان مسیحی شده است و قسم‌هایی که یاد می‌کند از نوع قسم‌های نصرانی است.[10] با این همه اگرچه اخطل از مسیحیت جز اطلاعی سطحی نداشت و قوانین آن را آشکارا نقض می‌کرد باز هم آن مذهب را عزیز می‌دانست؛ اما آن غرور جسارت‌آمیز بدوی که اخطل بدان مجهز شده و به دربار دمشق گام می‌نهاد و در سایه آن از پذیرفتن اسلام سر باز می‌زد و با بی‌حرمتی از آیین‌های آن سخن می‌گفت نشانی از تعلق آن به نصرانیت نداشت، بلکه تعلق او به دین مسیح بیشتر و از رفتار او سرسپردگی حقارت آمیزش جلوه می‌کرد که او نسبت به مرکز مسیحی از خود نشان می‌داد. حال آن که این مرکز از سرزنش یا تنبیه او ولو به ضرب چوب خودداری نمی‌کرد.[11]

القاب اخطل

وی القاب چندی داشته است: دوبل؛ یعنی خرد و کوتاه دم، ذوالعبایه و ذوالصلیب، اخطل؛ یعنی بدزبان گستاخ یا کسی که گوش‌های پهن و افتاده دارد.[12]

اخطل مداح بنی‌امیه:

اخطل در دوران خلافت بنی‌امیه به دستگاه خلافت بنی‌امیه پیوست و با سرودن اشعاری در مدح امویان و هجو دشمنان آن‌ها عملا پا به میدان کشمکش‌های سیاسی گذاشت. وی قصیده‌ای بلند به اشاره بنی‌امیه در هجو انصار سرود، سپس قصیده‌ای بلند در ستایش یزید. وی که پایگاه خود را در میان مسلمانان از دست داده بود، تنها امیدش یزید بود. با روی کار آمدن یزید، اخطل در زمره ندیمان وی درآمد و رسما شاعر دربار شد.[13] پس از یزید اخطل هم چنان به جانشینان وی وفادار ماند به خصوص در روزگار عبدالملک بن مروان در زمره ندیمان خاص خلیفه درآمد و عبدالملک او را شاعر بنی‌امیه خواند و به او پاداش فراوانی داد.[14] اخطل نیز زیباترین مدایحش را تقدیم وی می‌کرد.[15] اخطل علاوه بر عبدالملک کارگزاران وی بویژه بشر بن مروان را بسیار ستوده است،[16] هم چنین در مدح حجاج بن یوسف حاکم بصره نیز اشعاری سروده است. به روایتی وقتی شهرت اخطل بر سر زبان‌ها افتاد حجاج از خلیفه خواست تا اخطل را نزد او بفرستد، خلیفه 10 هزار درهم به اخطل داد و او را به همراه فرزندش روانه بصره کرد.[17] با روی کار آمدن ولید بن عبدالملک دوران کامیابی اخطل نیز پایان یافت. ولید چندان توجهی به شاعران نداشت و بیشتر به جنگ‌ها و فتوحات می‌پرداخت و از سوی دیگر به مسیحیان سخت می‌گرفت و آن‌ها را به پرداخت مالیات‌های سنگین وادار می‌کرد. از این رو شاعر مورد بی‌مهری قرار گرفته و خلیفه ترجیح داد، شاعری مسلمان به جای وی بگیرد[18] با این حال اخطل گاهی اوقات در دربار ظاهر می‌شد و مدایحی را به ولید تقدیم می‌کرد و پس از آن بیشتر به حاکمان و امیران روی آورد.[19]

مرگ اخطل

وی در روزگار خلافت ولید بن عبدالملک وفات یافت که به احتمال زیاد سال 95 هجری بوده است.[20]

مضمون اشعار اخطل

اخطل شاعری بدوی است و گرفتار سنت‌های قبیله‌ای و گرفتار در عصبیتی جاهلی که سراسر زندگی خود را وقف خدمت به آرمان‌های قبیله‌ای کرده است. موضوع اشعار وی را بیشتر مدح و هجو تشکیل می‌دهد. مدح حامیان قبیله و هجو دشمنان آن. شاعر به جنگ‌ها و برادرکشی‌های مسلمانان نیز آلوده شد و قبیله او در آن ماجراها جانب امویان را گرفت. اخطل در اشعار خود به ستایش دلاوری‌ها و پیروزی‌های آنان پرداخت.[21] تقریبا هیچ قصیده‌ای از اخطل نمی‌توان یافت که با مسائل قومی و قبیله‌ای مربوط نشود. از این رو اشعار وی از لحاظ تاریخی و بررسی اوضاع سیاسی آن روزگار بسیار سودمند است.[22] اشعار اخطل حاوی بعضی نکات پندآمیز نیز هست و از آن جمله است: «توجه مردم به همین دنیا و زندگی در آن است، در حالی که دراز عمری جز بدبختی و سبک مغزی به بار نمی‌آورد و هر گاه که نیازمند اندوخته‌ای شدی بدان که گنجینه‌ای مانند کارهای نیک نخواهی یافت.»[23]

اخطل بنی‌امیه را با قصاید شیوایی ستوده است؛ ولی قصیده‌ای در مدح عبدالملک مروان سروده از درخشان‌ترین سروده‌های او درباره بنی‌امیه است. او در این قصیده می‌گوید: «بنی‌امیه از چنان ستیز و عدالتی برخوردارند که مردم بی‌اختیار مقهور و مطیع آن می‌شوند؛ اما هم ایشان به هنگام قدرت یافتن بردبارترین آدمیانند.»[24] دیوان اخطل در بیروت چاپ و قصیده او هم که در مدح بنی‌امیه سروده با ترجمه لاتینی آن در لندن چاپ شده است.[25]

مقاله

نویسنده فاطمه پهلوان پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS