دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اذیت و آزار

No image
اذیت و آزار

اذيت و آزار، ضرب و جرح، آسيب روحي و رواني، شكنجه، اقرار به عنف، سرقت مقرون به آزار

نویسنده : سيد علي حاتم‌زاده

اذیت و آزار در لغت هم معنی هستند و در اصطلاح کیفری و عرف قضائی نیز مصادیق و معنای یکسان دارند، هر چند که برخی حقوق‌دانان معتقدند آزار شدید تر از اذیت است.[1]

اذیت و آزار به رفتارها و اعمالی اطلاق می‌شود که موجب آسیب یا درد و رنج جسمی یا آسیب و آزردگی روحی، روانی گردد، بدون آنکه عرفاً و اصطلاحاً «ضرب و جرح» به شمار آیند. همچنین نباید از واژه «آسیب» به جای اذیت و آزار استفاده کرد، زیرا آسیب از نتایج اذیت و آزار است، و نه خود آن؛ در واقع آسیب، نقص و زیانی است که بر جسم و حیثیت (مواد 621 و 633 ق.م.ا) و یا بر روان اشخاص (ماده 88 ق.آ.د.ک) وارد می‌آید که ممکن است یا از اذیت و آزار ناشی شود و یا در نتیجه اعمال و رفتارهای دیگر باشد.[2]

ماده 578 ق.م.ا:

«هریک از مستخدمین و مامورین قضائی یا غیر قضائی دولتی برای اینکه متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد... و اگر متهم بواسطه‌ی اذیت و آزار فوت کند مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات آمر قتل را خواهد داشت.»

تبیین ماده

در اصل 38 قانون اساسی نیز به این امر اشاره گردیده است و در ماده 2 اعلامیه اسلامی حقوق بشر (مصوب 5 اوت 1990 قاهره) نیز به منع شکنجه روحی و بدنی اشاره شده است حتی دولتهایی که طرف هیچ یک از معاهدات یا قراردادهای حقوق بشر قرار نگرفته‌اند.[3]

عنصر مادی جرم

شکنجه یا اذیت و آزار بدنی متهم برای اخذ اقرار به عنف است. اذیت و آزار بدنی دارای مصادیق متعدد و متنوعی است که می‌تواند به طرق مختلفی و از طریق فعل مثبت یا ترک فعل محقق گردد؛ مانند ندادن غذا یا آب یا دارو به متهم. شکنجه ممکن است از طریق اذیت و آزار روحی متهم نیز محقق شود، لیکن این امر در ماده 578 ق.م.ا تصریح نگردیده لذا چنین به نظر می‌رسد که اذیت و آزار روحی متهم برای اخذ اقرار را نتوان مشمول مقررات این ماده دانست مگر آنکه این امر منجربه اذیت و آزار بدنی متهم شود یا منشاء آن صدمات بدنی باشد.

مرتکب جرم

مستخدمین و مأمورین قضائی یا غیر قضائی دولتی است که به مناسبت شغل و وظیفه‌ی رسمی خود، مرتکب این بزه گردند. چنانچه صدمات بدنی و ایذاء و اذیت جسمی، نتیجه فعل شخص یا اشخاصی باشد که در دستگاه دولتی سمت رسمی ندارند، فعل آن‌ها مشمول احکام ضرب و جرح و سایر تعرضات، به موجب قوانین موضوعه‌ی دیگر خواهد بود.

مجنی علیه جرم

اذیت و آزار متهم دستگیر شده یا تحت بازجوئی و استنطاق است.

عنصر معنوی

جرم موضوع ماده 578 ق.م.ا از جرائم عمومی است که عنصر معنوی آن سوء نیت عام به معنی قصد انجام عمل مجرمانه و سوء نیت خاص به معنی قصد اخذ اقرار به عنف است. لذا چنانچه مرتکب به مقاصد دیگری مانند اخذ شهادت یا الزام به اتیان سوگند متهم را اذیت و آزار نموده باشد، نمی‌توان عمل وی را مشمول مقررات این ماده دانست، زیرا سوء نیت خاص منظور مقنن در اینجا محقق نشده است.[4]

ماده 622 ق.م.ا:

«هرکس عالماً عامداً به واسطه ضرب یا اذیت و آزار زن حامله، موجب سقوط جنین می‌گردد، علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص، حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.»

عنصر مادی جرم

ایراد ضرب یا اذیت و آزار زن حامله است که موجب سقط جنین وی گردد، چنانچه زن حامله‌ای به موجب ایراد ضرب یا اذیت و آزار قانونی(فرضاً بر اثر اجرای حکم مجازات شلاق توسط مأمور اجرای احکام) سقط حمل نماید، عمل مشمول حکم این ماده نمی‌باشد، چنانچه جنین به موجب این ضرب و آزار بدنی، زنده متولد شود، لکن بعد از گذشت مدتی، فوت شود و بر مبنای نظریه‌ی پزشکی قانون فوت به علت ضرب و اذیت و آزار قبلی بوده باشد، عمل وی مشمول حکم این ماده می‌باشد.[5]

نکته: منظور از اذیت و آزار در این ماده هر نوع آزار بدنی نا مشروع است، بنابراین اگر در اثر همبستری زوجه با زوج و انجام متعارف اعمال زناشویی، جنین سقط شود، عمل از مشمول ماده 578 ق.م.ا خارج است.[6]

عنصر معنوی جرم: مراد از عالماً در متن ماده آگاهی از حامله بودن زن است نه آگاهی به حکم و منظور از عمد، عمد در سقط جنین است نه عمد در ضرب یا اذیت و آزار، بنابراین اگر کسی فقط به قصد ایذاء مبادرت به ایراد ضرب زن حامله کند ولی ضربات وارده منجر به سقط جنین شود، مورد با این ماده منطبق نیست.[7]

ماده 651 ق.م.ا: در بند 5 ماده مذکور آمده است: «در ضمن سرقت کسی را آزار یا تهدید کرده باشد» و آنرا از عوامل مشدده سرقت تعزیری دانسته است.

چند نکته:

1- تهدید یا آزار باید قبل یا مقاربن با سرقت صورت گیرد، از این رو، چنانچه مرتکبین جرم، پس از انجام سرقت، صاحبخانه ای را که تازه از راه رسیده مورد ضرب و شتم یا تهدید قرار دهند، نمی‌توان عنصر مشدده «تهدید یا آزار» را مورد ماده 651 محقق دانست. تهدید یا آزار باید برای تسهیل و موفقیت در ارتکاب سرقت صورت گیرد.[8]

2- به نظر برخی از حقوق‌دانان سرقت مذکور در این ماده سرقت ساده نیست بلکه منظور از آن سرقتهای مقررون به تهدید و آزار و سرقت‌های مشدده و نهب و غارت اموال است که مقابله با آن توسل به قوای مهریه را ایجاب می‌نماید.[9]

3- ضرورتی ندارد که اعمال زود یا تهدید علیه صاحب مال صورت گرفته باشد، بلکه صرف اعمال زور یا تهدید علیه کسی (اعم از صاحب مال یا ثالث، مثل ناظر حال یا امین) در ضمن سرقت برای تحقق عنوان مشدده سرقت کفایت می‌کند.[10]

ماده 652 ق.م.ا:

«هرگاه سرقت مقرون به آزار باشد و یا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا ده سال و شلاق تا (74) ضربه محکوم می‌شود....»

عنصر مادی جرم

سرقت همراه با آزار یا سرقت مسلحانه. اگر سرقت شروع شود اما به پایان نرسد و همین مقدار از عملیات، مقرون به آزار باشد یا با اسلحه انجام شود از عوامل تشدید مجازات نیست، چون خود سرقت باید مقرون به این‌ها باشد و شروع به سرقت با خود سرقت تفاوت دارد. آزار مذکور اعم از آزار بدنی و آزار روحی است اما آزار باید اعمال مجزای از سرقت باشدمانند ایراد ضرب، تهدید و... وگرنه هر سرقتی خود بخود موجب آزار است.[11] شعبه 5 دیوانعالی کشور در این خصوص اظهار نظر نموده:

«اگر در حین سرقت صاحب خانه بیدرا شود و بخواهد سارق را دستگیر کند و سارق او را مجروح سازد این عمل سرقت مقرون به آزار یا شروع به آن تلقی نمی‌شود برای اینکه عمل سرقت که هنوز در مرحله‌ی شروع بوده با بیدار شدن صاحبخانه خاتمه یافته و ایراد ضرب، پس از ختم آن واقع شده.»[12] حکم شماره 1057-5/5/1317

چند نکته:

1- ضرورتی ندارد که آزار و اذیت موضوع این ماده علیه صاحب مال صورت گرفته باشد، بلکه صرف آزار کسی اعم از صاحب مال یا اعضاء خانواده یا میهمانان آن‌ها برای تحقق جرم این ماده کفایت می‌کند.

2- سرقت مقرون به آزار نیز مانند دیگر اقسام سرقت، زمانی محقق می‌شود که عنصر مادی سرقت به تمام واقع شده باشد و مال از حیطه‌ی مالکانه مالک خارج شده باشد، از این رو چنانچه مرتکب سرقت مقرون به ازار قبل از خاتمه‌ی سرقت دستگیر شده باشد و سرقت به اتمام نرسیده باشد، عمل ارتکابی شروع به سرقت مقرون به آزار نخواهد بود.[13]

3- چنانچه سارقین متعدد باشند و تنها یک نفر از آن‌ها مبادرت به آزار مجنی علیه نموده باشد، در صورتیکه عمل ارتکابی آن‌ها مشمول مواد دیگری ماننده ماده 651 یا ماده 654 ق.م.ا نباشد، در این صورت شمول ماده 652 ق.م.ا بر عمل آنان بعید به نظر نمی‌رسد زیرا موضوع این ماده «سرقت مقرون به آزار» است و فرقی نمی‌کند که این آزار به وسیله‌ی یکی از سارقین اعمال شده باشد یا توسط همگی آنان از اینرو وقتی سرقت واحد مقرون به آزار است، عمل تمامی سارقان شرکت کننده در جرم مشمول مقررات این ماده خواهد بود.[14]

ماده 263 ق.م.ا:

«قصاص با آلت کند و غیر برنده که موجب آزار مجرم باشد ممنوع است......»

و در ذیل ماده 282 ق.م.ا نیز آمده:

«........ ایذای جانی بیش از مقدار جنایت او ممنوع است.»

مقاله

نویسنده سيد علي حاتم‌زاده
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS