دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتداد

No image
ارتداد

كلمات كليدي : ارتداد، مرتد، اسلام، كفر، آزادي عقيده

نویسنده : مهدي جدي

ارتداد در لغت به معنای رجوع و بازگشتن آمده است.[1] و در اصطلاح دینی به معنای خارج شدن از اسلام و ورود به کفر می باشد.[2] این خروج دو صورت دارد:

1. برگشت از دین اسلام و انکار آن؛

2. انکار برخی از آموزه های مسلم و ضروری دین.

فقها مرتد را به اعتبار سابقة اسلام وی به دو قسم فطری و ملی تقسیم کرده‌اند؛ مرتد ملی کسی است که ابتدا کافر بوده و سپس مسلمان شده و دوباره به کفر بازگشته است. و مرتد فطری کسی است که از پدر و مادر مسلمان متولد شده و سپس تغییر عقیده داده و کافر شده است.[3] البته برخی مسلمان بودن ابتدایی والدین را در هنگام تولد فرزند کافی ندانستند و استمرار آن را نیز شرط کرده‌اند؛ بدین معنا که والدین فرزند به اسلام خود باقی مانده و او را در محیطی اسلامی تربیت کرده و فرزند نیز با مشاهدة اسلام والدین یا یکی از آنان، در دوران رشد و بلوغ خود آیین اسلام را برگزیند. حال اگر بعد از آن راه ارتداد را پیش گیرد وصف ارتداد فطری تحقق می‌یابد. به دیگر سخن، مقصود پرورش و تربیت کودک در زیر چتر تبلیغات اسلامی است، هر چند که والدین وی از هنگام تولد فوت کرده باشند.[4]

احکام فقهی مرتد

1. استتابه مرتد

استتابه به معنای درخواست توبه از مرتد است. پس از اثبات ارتداد، نخستین وظیفه مومنان یا حکومت اسلامی، دعوت شخص مرتد به اسلام و درخواست توبه از اوست. اگر مرتد بعد از استتابه اسلام را بپذیرد هیچ حکمی در مورد او اجرا نمی شود، اما اگر توبه نکند دیگر احکام ارتداد در مورد او اجرا می گردد. به نظر مشهور فقهای شیعه وجوب درخواست توبه از مرتد، به مرتد ملی اختصاص دارد و در مورد مرتد فطری استتابه ای نیست.[5] برخی از فقهای امامیه بین مرتد ملی و فطری فرقی نگذاشته و گفته اند: بر حکومت اسلامی واجب است توبه را بر همة مرتدان عرضه کنند و اگر آنان توبه کردند توبه آنها پذیرفته می شود.[6]

2. توبه مرتد

بر مرتد واجب است که از عمل خود توبه کرده و به اسلام برگردد. هرگاه مرتد، خالصانه از درگاه الهی طلب بخشش کند، طبق آیات قرآن کریم[7] خداوند توبه اش را می پذیرد و عذاب اخروی را از او برمی دارد. اما در صورتی که توبه او خالص نبوده و ظاهری[8] باشد، توبه اش پیش خداوند متعال پذیرفته نخواهد بود. نکته قابل توجه این است که بین پذیرش توبه مرتد از سوی خداوند و برداشته شدن آثار دنیوی و فقهی مترتب بر آن، هیچ ملازمه ای نیست؛ چرا که رفع آثار فقهی و دنیوی مترتب بر جرم و گناه، بسته به جعل و تشریع شارع مقدس است و گرنه توبه به خودی خود هیچ یک از این آثار را بر نخواهد داشت.[9] با توجه به این نکته فقیهان اسلامی با در نظر گرفتن ادلة فقهی، دربارة مرتد ملی برآن اند که توبه اش در دنیا نیز پذیرفته است و با پذیرش توبة او همة پیامدهای فقهی مترتب بر ارتداد مرتفع می شود[10] اما دربارة مرتد فطری معتقدند که با توبه او، مجازات های دنیوی او که در روایات به آنها اشاره شده برداشته نمی شود و باید این مجازات‌ها را تحمل کند.[11] این مجازات ها عبارتند از:

الف. کشتن مرتد

مرتد فطری در هر صورت باید کشته شود و توبه او پذیرفته نیست ولی مرتد ملی در صورت توبه کشته نمی شود.

ب. نقض زوجیت مرتد

زن یا مرد مسلمانی که از اسلام بازگشته و آیین دیگری برگزیند از همسر مسلمان خود جدا می گردد.

ج. تقسیم شدن اموالش

با ارتداد فرد مسلمان، اموال وی بین وراثش تقسیم می شود.[12]

شرایط اجرای حکم مرتد

در اجرای حکم ارتداد از جمله کشتن مرتد، شرایطی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. یقین معرفت شناختی به آموزه های دینی: شرط مهم ارتداد یک شخص، این است که انکار آموزه های دین از سوی وی، بعد از این باشد که او آموزه های دین را با برهان و استدلال بدست آورده باشد و به اصطلاح، یقین او یقین منطقی و معرفت شناختی باشد نه یقین روانی که از روی جهل و تقلید از دیگران حاصل می شود. با توجه به این نکته اگر شخصی به خاطر قرار گرفتن در خانواده مسلمان، با تقلید از آنها مسلمان شد و سپس در اعتقادات خود دچار تردید شد و یا آنها را انکار کرد احکام ارتداد در مورد وی اجرا نمی شود. استاد جوادی آملی در این باره می گوید:

ارتداد آن است که کسی محققانه دین را بپذیرد، سپس دین را کنار بگذارد، در ارتداد یک نکته مهم این است که پیش از این، دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد ... بنابراین ارتداد یعنی کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از آن اعلام بیزاری نماید.[13]

2. ارتداد علنی: برخی از اندیشمندان اسلامی بر این اعتقادند که ارتداد در صورتی ثابت می شود که فرد اعتقاد قلبی و باطنی خود را ابراز کند و یا علاوه بر ابراز به ترویج و تبلیغ آن نیز اقدام کند و صرف انکار قلبی، موجب مرتد شدن فردی نمی شود.[14] حتی در صورتی که از راههایی دیگر به عقیدة باطنی او علم پیدا کنیم.

3. ارتداد عنادی: مرتد با توجه به انگیزه او به دو قسم تقسیم می شود:

- مرتد معاند، که غرض از ارتدادش، عناد و لجاجت با اسلام یا پیامبر است.

- مرتد اعتقادی، که هدف وی عناد نیست، بلکه ارتدادش محصول شک، شبهه، جهل، تبلیغ مبلغان گمراه و یا اشتباهاتی است که در مطالعات برای او روی داده است.[15]

احکام فقهی ارتداد، مختص صورت اول است که با وجود علم و آگاهی و از روی غرض ورزی به انکار و دشمنی با دین می پردازد.

4. مرتد فعال: برخی مرتد معاند را به دو قسم تقسیم می‌کنند:

- مرتدی که به صرف عناد از اسلام برگشته و در حال شک به سر می برد یا آیین خاصی را برگزیده است، اما با این وجود دست به هیچ اقدام مسلحانه یا فرهنگی مثل نشر و ترویج افکار باطل خود و تضعیف اسلام نمی زند و به زندگی شخصی خود با حفظ موضع عنادش مشغول است؛

- مرتدی که علاوه بر عناد، دست به انواع توطئه علیه اسلام می زند؛ برای مثال در صدد تضعیف باورهای دینی مسلمانان بر می آید و افکار انحرافی خود را در جامعه اسلامی تبلیغ می کند یا دست به اقدام مسلحانه علیه اسلام می زند. این مرتد را می توان «مرتد فعال» نامید.

برخی، شرط اجرای حکم مرتد از جمله قتل را فعال بودن او می دانند.[16]

فلسفه مجازات مرتد

می‌توان در مورد علت مجازات سنگین فرد مرتد، به موارد زیر اشاره کرد:

الف. تزلزل عقاید مسلمانان و تضعیف نظام اسلامی

قبلاً بیان شد که احکام ارتداد تنها درباره کسانی است که بعد از شناخت اسلام از آن دست برداشته و با اظهار و اعلان ارتداد خویش درصدد تبلیغ و ترویج باورهای کفرآمیز خود برآمده‌اند، نه افرادی که در پی تحقیق درباره اصل یا ضروریات دین به شک و تردید افتاده‌اند و یا افرادی که بر اثر جهل و ناآگاهی تغییر عقیده داده یا منکر برخی از ضروریات دین گشته‌اند و یا کسانی که ارتداد خویش را اعلان و تبلیغ نمی کنند. با توجه با عین مطلب روشن می شود که ارتداد ماهیتی مجرمانه و عنادآمیز دارد. و علت وضع چنین حکم شدیدی برای مقابله با جرم مرتد این است که بازگشت این افراد از دین، از روی عناد و دشمنی و به قصد ضربه زدن به اسلام خواهد بود که نتیجه آن سست شدن عقاید مسلمانان و نظام اسلامی که مبتنی بر باورهای دینی است، خواهد شد.[17] در آیه‌ای از قرآن کریم به این نکته اشاره شده است:

«و قالت طائفة من اهل الکتاب آمِنوا بالذی انزل علی لذین آمَنوا وجهَ النهار و اکفروه آخرَه لعلهم یرجعون»[18]

و جمعی از اهل کتاب گفتند: بروید در آغاز روز به آنچه بر مسلمانان نازل شده ایمان آورید و در پایان روز کافر شوید تا مسلمانان از دین خود بازگردند.

توجه به مضمون این آیه ما را به این نکته رهنمون می کند که در صدر اسلام مخالفان اسلام اعم از یهودی و مسیحی برای تضعیف روحیه مسلمانان و عقلانیت شریعت اسلام به هم کیشان خود توصیه می کردند که به صورت ظاهری به آیین حضرت محمد ایمان بیاورند و بعد از مدت کوتاه با ادعای این که این آیین، آیین حق و عقلانی نیست، از آن خارج شوید تا بدین سان در اسلام و روحیه مسلمانان آسیب و خلل وارد کنید تا آیین نو پای اسلام رو به افول نهد.

ب. تجاوز به حق معنوی

یکی از بزرگترین حقوق ار انسان بهره مندی او از نعمت دین دین است که از بالاترین نعمت هاست، زیرا که دین برنامه الهی است که خداوند متعال برای زندگی انسان، تشریع کرده است که در سایه آن سعادت دنیا و آخرت انسان تامین می شود. شخص مرتد، بخاطر اینکه بازگشت از دین خود را علنی ساخته و به صورت صریح در میان مومنان به تبلیغ عقاید خود می پردازد، باعث می شود که مومنان مخصوصا افرادی که از قدرت تحلیل کافی در مسائل دینی برخوردار نیستند، در معرض خطر بی ایمانی قرار بگیرند که قطعا این امر مجازات متناسب با خود را خواهد داشت. اگر شخصی به صورت عمدی، کسی را بکشد استحقاق مرگ را دارد، زیرا که حق حیات ظاهری را از او سلب کرده است، این مجازات سنگین در مورد کسی که حق حیات معنوی- که موجب سعادت دنیا و آخرت است- را سلب کرده باشد نیز باید اجرا شود چرا که ارزش و اهمیا حیات معنوی بیشتر از حیات ظاهری و مادی است.[19]

ارتداد و آزادی عقیده

یکی از مباحث مهم در مسئله ارتداد، توهم تنافی احکام آن با آزادی عقیده است. به باور برخی، احکام مرتد را به سبب منافات آن با حق مسلم آزادی عقیده نمی‌توان پذیرفت. در این زمینه دو نوع شبهه را مطرح می کنند:

الف. برخی حکم مرتد را مخالف حقوق بشر می دانند؛ زیرا طبق اعلامیه حقوق بشر، انسان در اختیار یا ترک هر عقیده ای آزاد است و حق دارد هر دینی را برای خود برگزیند یا اساساً همه ادیان را رها کرده و بی دین و ملحد زندگی کند و کسی حق ندارد او را به داشتن یک عقیده ملزم کرده یا او را برای ترک عقیده‌ای سرزنش یا مجازات کند، زیرا انتخاب یا ترک یک عقیده و مذهب حق هر انسانی است و نمی‌توان کسی را برای استفاده از حق خودش مذمت یا مجازات کرد. برخی از روشنفکران در این زمینه گفته اند:

اگر ما از منظر حقوق بشر و از دیدگاه معرفت شناسی و خردسنجی به مساله ارتداد و تغییر نظر دینی و فکری نگاه کنیم، اصلاً به سراغ تمثیل «غده سرطانی» و «آلوده کردن اجتماع» و «تضییع حقوق انسان» و نظایر آن نخواهیم رفت.[20]

به باور این افراد، در حکم فقهی ارتداد حق انسانها در انتخاب عقیده، و قدرت عقل انسانها در تشخیص حقیقت نادیده گرفته شده است.

ب. برخی دیگر معتقدند که حکم ارتداد در تعارض با برخی از آیات قرآن کریم است؛ زیرا که برخی آیات دلالت بر آزادی انسان در انتخاب عقیده می‌کنند و اجبار در پذیرفتن یا ترک دین را رد می‌کنند. به عنوان نمونه آیات زیر قابل توجه است:

«لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی»[21]

در قبول دین اکراهی نیست؛ زیرا راه راست از راه انحرافی روشن شده است.

«فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر»[22]

پس تذکر بده که تو فقط تذکر دهنده‌ای. تو سلطه‌گر بر آنان نیستی (که بر ایمان) مجبورشان کنی.

پاسخ

پاسخ شبهه اول:

اسلام آزادی انتخاب عقیده را کاملا محترم می شمارد و هرکسی را در انتخاب یا ترک یک عقیده خاص مورد پی گرد قرار نمی دهد ولی باید توجه داشت که احکام ارتداد چنانچه قبلا گفته شد به صرف ترک دین اسلام و انتخاب دین دیگر به اجرا درنمی آید، مرتدی به مجازات می رسد که ارتداد خود را علنی کرده باشد و به تبلیغ و انتشار آن بپردازد که نتیجه آن، ضعیف شدن عقاید کسانی خواهد بود که توانایی تحلیل مسایل دینی را ندارند. و طبق منشور حقوق بشر، آزادی یک فرد در صورتی به رسمیت شناخته می شود که به حقوق افراد دیگر لطمه ای وارد نکند و فرد مرتد با این کار، حق معنوی دیگران را در معرض تهدید قرار می دهد.به بیان دیگر مجازات فرد مرتد به خاطر تغییر عقیده نیست بلکه به خاطر این است که با به خطر انداختن عقاید دیگران، مرتکب جرم شده است.

پاسخ شبهه دوم:

با توجه به مطالب مطرح شده، جواب این آیات روشن است. ارتداد صرف تغییر یا ترک عقیده نیست تا با آزادی عقیده مورد پذیرش آیات در تقابل باشد بلکه در آن، شخص مرتد کار مجرمانه انجام می‌دهد و علاوه بر اینکه از اعتقاد خودش دست برمی‌دارد در جامعه اسلامی به تبلیغ و ترویج اعتقادات خود می‌پردازد و در نتیجه موجب سست شدن اعتقادات افراد دیگر می‌شود. لذا هرکس آزاد است عقیده خودش را انتخاب کند ولی حق ندارد عقاید دیگران را در معرض تهدید قرار دهد.

مقاله

نویسنده مهدي جدي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS