دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از منافقت تا حقیقت

احمدشاه مسعود، فرمانده‌ی نامدار مجاهدین در دره‌ پنجشیر در نهم سپتامر سال ۲۰۰۱ با انفجار انتحاری دو عضو شبکه‌ی القاعده که خود را خبرنگار نامیده بودند، در خواجه بهاالدین ولایت تخار ترور شد.
از منافقت تا حقیقت
از منافقت تا حقیقت

احمدشاه مسعود، فرمانده‌ی نامدار مجاهدین در دره‌ پنجشیر در نهم سپتامر سال ۲۰۰۱ با انفجار انتحاری دو عضو شبکه‌ی القاعده که خود را خبرنگار نامیده بودند، در خواجه بهاالدین ولایت تخار ترور شد.

شنبه برابر است با پنجمین سالروز شهادت احمد شاه مسعود. به گزارش بی.بی.سی در همین ارتباط وحید مژده، نویسنده و پژوهشگر افغان نوشته است: «در تاریخ معاصر افغانستان از احمد شاه مسعود به عنوان یک شخصیت برازنده نظامی سیاسی نام برده می‌شود. مسعود یک فرمانده نظامی مبتکر و یک سیاستمدار زیرک بود. سخنی از وی نقل شده که گفته بود: "سیاستمدار ناکام کسی نیست که از پیش‌بینی آینده عاجز است،‌ سیاستمدار ناکام کسی است که تحلیل منطقی، روشن و واقع بینانه از شرایط موجود ندارد".

از نظر موضع گیری‌های سیاسی، چهار دوره در تحول زندگی مبارزاتی احمد شاه مسعود قابل توجه است: عضویت در تحریک اسلامی و قیام علیه رژیم داودخان، ایستادگی در برابر اشغال افغانستان توسط شوروی، جنگهای داخلی و مقاومت علیه طالبان.

●مسعود در آغاز تحریک اسلامی

تحریک اسلامی در سال ۱۳۴۸ شمسی از دانشگاه کابل آغاز شد و احمد شاه مسعود نیز به آن پیوست. پس از کودتای داود خان در سال ۱۳۵۲، او به پاکستان رفت. مسعود در قیام سال ۱۳۵۴ علیه رژیم داود خان عضو گروهی بود که در پنجشیر دست به قیام مسلحانه زدند. این قیام سرکوب شد. او از این معرکه جان سالم بدر برد توانست فرار کند.

شکست این قیام که باید در چند ولایت به صورت همزمان صورت می گرفت، موجب دو دستگی میان تحریک اسلامی شد.

گلبدین حکمتیار علی‌رغم شکست، از این قیام جانبداری می کرد و آن را یک موفقیت می پنداشت اما احمدشاه مسعود از منتقدین این حرکت بود.

این نقطه آغاز اختلاف میان مسعود و حکمتیار بود که با گذشت زمان ریشه دار ترشد. مسعود در آغاز این دوره از حیات سیاسی اش به تندروی تمایل داشت اما پس از شکست قیام سال ۵۴ تمایل بسوی اعتدال از وی به مشاهده رسید. برخی ها ریشه جنگهای پس ورود مجاهدین به کابل را ناشی از همین اختلاف میان مسعود و حکمتیار می‌دانند.

● اشغال افغانستان

مسعود در دوران جهاد (جنگ علیه حضور شوروی در افغانستان) نه تنها یک فرمانده نظامی موفق بلکه یک سیاستمدار زیرک بود که حتی توان بهره گیری از نیروی دشمن را علیه خودش داشت.

معاهده‌ آتش بس که وی با روسها در دوران جهاد امضا کرد، یکی از ابتکارات متهورانه او در زمانی بود که چنین کاری را بسیاری از رهبران مجاهدین بدعتی کفرآمیز می پنداشتند.

اما مسعود با این کار، روسها را وادار کرد تا مجاهدین را به عنوان یک قدرت و یک جهت در معادلات سیاسی نظامی افغانستان رسما قابل توجه و اعتنا بشمار آورند. او با این ابتکار، مشروعیت دولت کابل را حتی در ذهن هوادارانش نیز زیر سوال برد. از نظر گرایش های فکری، مسعود در این دوره یک مسلمان تا حدی بنیادگرا بشمار می آید ولی با افراطی گری‌های معمول آن زمان میانه‌ای ندارد.

●حکومت مجاهدین

در هنگام سرنگونی دولت دکتر نجیب الله،‌ نیروهای تحت امر مسعود نخستین گروه مجاهدین بودند که وارد کابل شدند ولی بزودی جنگ میان احزاب مختلف مجاهدین آغاز شد. مسعود در این دوره درگیر جنگی شد که خصلت قومی داشت و او قهراً به جهت گیری و دفاع از منافع یک قوم خاص متهم شد. یکی از خصلت های این جنگ این بود که هر قومی قهرمان خود را از قوم خود برگزید.

به باور منتقدان، مسعود در این دوران محبوبیت خود را تا حدی از دست داد. او ناتوان شد و تسلیم این خواست بعضی از رهبران مجاهدین گردید که اجازه دهد تا اسامه بن لادن از سودان به افغانستان برگردد. به این امید که وی میان مجاهدین و طالبان وساطت کند و جنگ به پایان برسد. طرحی که در ۱۹۹۶ عملی شد اما نتیجه‌ کاملا معکوس ببار آورد. این مرحله با سقوط کابل بدست طالبان به پایان رسید.

● مقاومت علیه طالبان

چهارمین مرحله از مبارزه‌ مسعود، مقاومت وی در برابر طالبان است. او در این دوره نه تنها با تاکتیکهای خاص رزمی خود، طالبان و القاعده را پنج سال درگیر جنگ خسته کننده و فرسایشی کرد و آنها را در شمال کابل زمینگیر ساخت، بلکه در این دوره، وی از نظر سیاسی با چهره ای‌ کاملا متفاوت ظاهر شد.

مسعود این دوره از ضرورت دموکراسی، آزادی های فردی و ایجاد نهادهای جامعه‌ مدنی برای افغانستان فردا سخن می گوید و در عین حال حضور القاعده در افغانستان را که در دوران جهاد از یاران مجاهدین بشمار می آمد، خطری بزرگ برای جامعه جهانی می خواند و در این مورد هشدار می دهد. او تلاش پیگیر در جلب حمایت غرب از این مقاومت داشت ولی غرب به این خواست او جواب مثبت نداد.

●ترور مسعود

بعضی ها بر این باورند که ترور احمد شاه مسعود با واقعه یازدهم سپتامبر در رابطه است و در این توطئه جای پای سازمانهای بزرگ استخباراتی (جاسوسی) در سطح بین المللی را مشاهده می کنند.

آنها حتی دست داشتن کسانی در داخل جبهه متحد را نیز در این ماجرا منتفی نمی دانند.

اما این گونه تحلیل ها تا متکی به یک تحقیق بی طرفانه و همه جانبه نباشد، بخاطر موارد ابهامی که در آن نهفته است، مبالغه آمیز به نظر می رسد. قرابت زمانی نهم با یازدهم سپتامبر با توجه به اینکه انتخاب زمان مصاحبه با مسعود در اختیار دو "تروریست" نبود، بیشتر می تواند ناشی از تصادف باشد.

●ترور مسعود برای نجات اسامه از تنگنا

تصمیم به ترور احمد شاه مسعود زمانی گرفته شد که اسامه بن لادن از یک طرف تحت فشار عناصری در صف طالبان قرار گرفت که از نحوه فعالیت های وی در افغانستان انتقاد داشتند و از جانب دیگر او به مشکلات مالی مواجه شد.

فشارهای آمریکا موجب شد تا اسامه از دسترسی به بخش مهمی از منابع مالی که قبلا داشت، محروم شود. مدتها بود که وی نمی توانست به طالبان در جنگ، کمک مالی کند.

با تشدید فشارهای آمریکا بر رژیم طالبان که از طریق شورای امنیت سازمان ملل متحد اعمال شد، در میان طالبان این فکر روز به روز قوت می گرفت که وجود اسامه جز ایجاد مشکل، ثمر دیگری برای آنان ندارد. کسانی در صف طالبان در ابتدا خواهان آن بودند که اسامه از تماس و سخن گفتن با رسانه ها خودداری کند، به عنوان مهمان، آداب مهمان بودن را نگهدارد و برای میزبان مشکل آفرین نباشد. اما اسامه می‌دانست که این آغاز روندی است که می تواند برای وی در آینده خطرات جدی در قبال داشته باشد و شاید در آینده، کسانی از طالبان ضرورت‌ خروج وی از افغانستان را هم به عنوان یک مصلحت برای بقای نظام مطرح کنند و این مساله موجب دو دستگی در میان طالبان گردد. او مجبور بود برای بیرون آمدن از این موقعیت دشوار، راه موثری را جستجو کند. پس تصمیم گرفت تا هدیه ای به طالبان بدهد و آنان را برای همیشه مدیون خود کند.

اگر احمدشاه مسعود از میان برداشته می شد،‌ با توجه به اینکه در صف جبهه متحد، چهره بارز دیگری که بتواند به خوبی و تدبیر او مقاومت علیه طالبان را سامان دهد وجود نداشت، تمام افغانستان به چنگ طالبان می افتاد و جنگ به پایان می رسید. اسامه بخاطر این خدمت بزرگ به طالبان، می توانست از فشار آنها رهایی یابد.

●رابطه ترور با یازدهم سپتامبر

اسامه بن لادن پس از یازدهم سپتامبر در تاریخ چهارشنبه ۱۶ رجب ۱۴۲۲ (آن زمان طالبان تقویم رسمی افغانستان را به هجری قمری تغییر داده بودند) نامه مفصلی به ملا محمد عمر نوشت.

در این نامه ضمن سایر پیشبینی ها در مورد احتمال حمله امریکا به افغانستان و پیامد های آن، مطلبی هم ذکر شده که رابطه‌ ترور احمدشاه مسعود با واقعه یازدهم سپتامبر از دید القاعده را نشان می دهد.

او در این نامه گفته است: "... در شمال باید روی مخالفین فشار وارد شود و آنان قبل از اینکه بدور یک رهبری قوی مانند رهبر قبلی خود احمدشاه مسعود یکجا شوند، از میان برده شوند. زیرا در شرایط فعلی یگانه تکیه گاه آمریکا همین مخالفین و پادشاه سابق محمد ظاهر شاه است که در حقیقت تکیه گاه ضعیفی است".

بدشانسی القاعده این بود که دو تروریست در انتظار ملاقات با مسعود تصادفا مدت طولانی معطل نگهداشته شدند و موفق به دیدار با مسعود و پیاده ساختن طرح خویش در مدت زمان کوتاه نشدند.

اگر این کار مثلا دو ماه جلوتر عملی می شد، القاعده و طالبان می توانستند از ضعف روحیه جبهه متحد به نفع خود سود ببرند اما دو روز بعد از این ماجرا، واقعه‌ یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد.

با این جریان مشخص بود که آمریکا در صدد گرفتن انتقام از طالبان است و این خود روحیه جبهه‌ متحد را در مقاومت علیه طالبان قوی نگهداشت. به نظر می رسد که اگر رابطه ای هم میان واقعه یازدهم سپتامبر و ترور مسعود وجود داشته، ناشی از این نگرانی رهبران القاعده بوده که مبادا امریکا از احمدشاه مسعود و تجارب وی در جنگ، علیه طالبان و القاعده در افغانستان بهره گیرد.

اکنون در پنجمین سالروز واقعه ۹ سپتامبر، بعضی از سخنرانان خارجی در سمینار "مسعود شناسی" در کابل به همین موضوع اشاره کردند که اگر مسعود زنده می بود، جامعه جهانی در افغانستان مشکلات امروز را نمی‌داشت.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS