دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اضطرار

No image
اضطرار

كلمات كليدي : عوامل موجهه ي جرم، اضطرار، ضرورت

نویسنده : ميثم مراديان

اضطرار در لغت به معنای ناچاری و درماندگی است.[1]

گاه قانون‌گذار در اوضاع و احوال خاص که خود آن را دقیقا تعیین می‌کند، ارتکاب افعالی را که در وضع عادی جرم است جرم نمی‌شناسد؛ یعنی آن وصفی که فعل یا ترک فعلی را جرم می‌سازد می‌زداید. این اوضاع و احوال عوامل موجهه‌ی جرم نامیده می‌شوند و حالت اضطرار یا ضرورت یکی از آنهاست.[2]

در مقررات مدنی اضطرار از عوامل فسخ معامله شناخته نشده است. ماده‌ی 206 قانون مدنی بیان می‌کند: «اگر کسی در نتیجه‌ی اضطرار اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله‌ی اضطراری معتبر خواهد بود.»

اما در حقوق کیفری موضوع متفاوت است. اضطرار موقعیت شخصی است که با فقدان هرگونه تعرض بیرونی، برای حفظ حقوق یا اموال در معرض خطر خود یا دیگری ناگزیر از ارتکاب جرم می‌شود. مانند سرقت مواد غذایی برای تغذیه یا سقط جنین برای نجات جان مادر قبل از دمیده شدن روح.[3]

در حقوق روم و ‌ژرمن که ضرب‌المثل «در ضرورت قانون وجود ندارد»‌ از آنجا نشأت گرفته، حالت ضرورت یک عامل عدم مسئولیت بود.[4] در قرون وسطی نیز در موقع بروز قحطی سرقت اضطراری که در حین تحمل رنج گرسنگی ارتکاب می‌یابد قابل مجازات نبود؛ علمای حقوق جزا، دزدی در حالت اضطرار را مورد توجه و بحث قرار داده و عدم مجازات سرقت اضطراری را اینچنین توجیه می‌کردند که در زمان بروز خطر کلیه‌ی اموال مشترک می‌شوند. به علاوه این‌طور فرض می‌شد که مالک هیچ‌گاه میل ندارد تا هم‌نوعش از گرسنگی فوت شود.[5]

در قانون مجازات 1810 فرانسه در مورد حالت ضرورت مقررات کلی وجود نداشت، فقط چند ماده مخصوص عدم مسئولیت مرتکب جرم لازم را پیش‌بینی می‌کرد؛[6] ولی در قوانین بعدی به این عامل موجهه کاملا اشاره شد.

اضطرار از نظر حقوق اسلام

در حقوق اسلام، ارتکاب گناه و جرم که حرام و منکر شناخته شده در حالت اضطرار و ناچاری مباح و جایز و در پاره‌ای موارد واجب می‌گردد، مثلا چنانکه فردی که برای رهایی از مرگ، ناچار به نوشیدن شراب یا خوردن گوشت خوک یا مردار شود، گناهی انجام نداده است.

قاعده‌ی «الضرورات تبیح المحظورات» نیز از قواعد مسلم اسلامی است که مأخذ آن آیه‌ی 173 سوره‌ی ‌بقره می‌باشد: «انما حرم علیکم المیته و الدم ولحم الخنزیر و ما اهل به لغیر الله فمَن اضطر غیر باغ و لاعاد فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم» (=به تحقیق حرام گردانید خدا بر شما مردار و خون و گوشت خوک را و هر چه را که به اسم غیر خدا کشته باشند. پس هر کس به خوردن آنها محتاج شود، در صورتی که به آن تمایل نداشته باشد و از اندازه‌ی سد رمق نیز تجاوز نکند گناهی بر او نخواهد بود که به قدر احتیاج بخورد به درستی که خدا آمرزنده و مهربان است.)

دلیل دیگر حدیث نبوی معروف به حدیث رفع است. در این‌باره پیامبر(ص)‌ می‌فرماید: «رفع عن امتی تسعه اشیاء: الخطأ... و مااضطرو الیه» (از امت من نه چیز برداشته شده است: خطا... و آنچه ناگذیر شده‌اند.) مراد از این حدیث آن است که اگر شخصی در مقام دفع ضرورتی به کاری که به آن اضطرار یافته دست زد و مرتکب گناه شد بخشوده می‌شود. گذشته از این حدیث، احادیث دیگری نیز در همین رابطه وارد شده است.[7]

مبانی اضطرار

حقوق‌دانان برای معافیت شخص مضطر از مجازات مبانی مختلفی ارائه داده‌اند که نظریات آنها در مجموع از دو بینش ذهنی و عینی متأثر هستند.

1. بینش ذهنی

عده‌ای از حقوق‌دانان مبنای معافیت را در اضطرار فقدان اراده‌ی آزاد می‌دانند. بدین معنا که انسانی که برای حفظ حیات یا مال خود با خطر روبه‌رو می‌شود و ناگزیر مقررات کیفری را نقض‌ می‌کند، فاقد اراده‌ی آزاد است.

اشکال این فرض (اجبار معنوی) این است که هرچند ممکن است در بعضی از موقعیت‌ها رفتار شخص مضطر را توجیه کند ولی درباره‌ی کسی که آگاهانه و خونسرد و با تمام قدرت تصمیم‌گیری برای حفظ حیات یا قدرت دیگری تلاش می‌کند، صادق نیست.[8]

بعضی دیگر از حقوق‌دانان فقدان نیت مجرمانه را در حالت اضطرار دلیل معافیت از مجازات پنداشته‌اند؛ مثلا اگر شخصی به علت گرسنگی نانی را بدزدد، به علت فقدان سوء نیت معاف از مجازات است. این توجیه نیز حتی اگر مبنایی برای اضطرار باشد اولا عموما در مورد جرایم عمدی موضوعیت پیدا می‌کند نه در جرایم غیر عمد؛ ثانیا اشکال مهم این نظریه این است که میان سوءنیت و انگیزه فرقی نمی‌گذارد، زیرا در جرم اضطراری فاعل به رفتاری که قانون‌گذار آن را امر یا نهی کرده است آگاهی کامل دارد و فقط داعی یا انگیزه‌ی‌ جرم ممکن است شرافتمندانه باشد.[9]

2. بینش عینی

به عقیده‌ی حقوق‌دانانی که به این بینش اعتقاد دارند، ضرورت مانند دفاع مشروع یک عامل توجیه کننده بوده و بر مبنای منفعت اجتماعی قرار دارد.[10] در این نگرش، جرم مضطر لزوما از روحیه‌ی اجتماع‌ستیزی ریشه نمی‌گیرد و نشانه‌ی تباهی اخلاقی مضطر نیست. بنابراین مجازات مجرم مضطر بیهوده و از نظر هدف‌های سیاست کیفری یعنی بازپروری بزهکار و عبرت‌آموزی دیگران بی‌فایده است.[11]

تمایز اضطرار از اکراه و اجبار

منظور از اجبار از دست رفتن آزادی عمل و قدرت فرد بر انجام کار است. در صورتی که ارتکاب جرم نتیجه‌ی خواست فاعل نباشد و اراده‌ی او بر ارتکاب فعل مذکور استقرار نیافته باشد، جرم را نمی‌توان به حساب او گذاشت و او را مؤاخذه کرد. اکراه نیز بیان مرتبه‌ای از اجبار است که در آن حال، شخص به عمل یا ترک عملی وادار شده که از آن کراهت دارد و منشأ این فشار روانی تهدیدی نامشروع علیه جان و مال و ناموس مکرَه است. [12]

در بیان تفاوت اضطرار با اجبار و اکراه باید گفت: اگرچه اضطرار نیاز شدید و نیروی غیرقابل مقاومت درونی است، در جهت حفظ حیات یا مال باارزش‌تر از طریق ارتکاب جرم، ولی در عین حال مضطر بین تحمل صدمه و ارتکاب جرمی که موجب اجتناب از ورود صدمه و زیان می‌گردد، مختار بوده و امکان انتخاب دارد. یعنی می‌تواند با فدا کردن جان و مال خود از ارتکاب جرم پرهیز کند. حال آنکه در اکراه عادتا غیر قابل تحمل، شخص مکره علی‌رغم میل و رضای درونی خود مرتکب جرم می‌شود و برای معافیت از کیفر باید مکره به ارتکاب جرم وادار شده باشد.[13]

از سوی دیگر همانطور که قبلا اشاره شد، اضطرار یا ضرورت یکی از عوامل موجهه‌ی جرم می‌باشد منظور از عوامل موجهه شرایط و اوضاع و احوال خاصی است که باعث می‌شوند قانون‌گذار عملی را که در شرایط عادی جرم تشخیص داده در آن شرایط جرم نداند و فرد مرتکب آن عمل را مجازات نکند. اما اکراه و اجبار عناوینی هستند که ذیل مبحث عوامل رافع مسئولیت کیفری مطالعه می‌شوند. عوامل رافع مسئولیت کیفری، کیفیاتی هستند مربوط به شخص مرتکب جرم که باعث می‌شوند تا عمل مجرمانه به مرتکب آن قابلیت انتساب نداشته باشد مانند جنون‌.[14] به عبارت دقیق‌تر تفاوت ضرورت با اجبار و اکراه در این است که هنگام ضرورت به انجام فعل یا ترک فعل، در واقع از ابتدا جرمی انجام نمی‌شود که قابلیت مجازات داشته باشد اما در اکراه و اجبار شخص مرتکب جرم را انجام داده اما این جرم قابل انتساب به شخص مورد نظر نیست.

تمایز اضطرار از دفاع مشروع

اضطرار مانند دفاع مشروع مبتنی بر نفع اجتماعی است. ولی این دو تأسیس حقوقی از جهاتی با یکدیگر متفاوت هستند زیرا لازمه‌ی دفاع مشروع وجود قبلی حمله است، درحالی‌که در مورد اضطرار، ارتکاب جرم توسط مضطر بدون تهاجم و تعرض قبلی انجام می‌شود.[15]

حالت ضرورت در قوانین ایران

قانون مجازات عمومی 1304 در مورد حالت ضرورت ساکت بود اما از این اصطلاح در ماده‌ی 41 برای دفاع مشروع استفاده می‌شد.

ماده‌ی 40 قانون اصلاحی مجازات 1352 عنوان می‌کرد: «هرکس هنگام بروز خطر شدید از قبیل سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد، مشروط بر اینکه خطر را عمدا ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و برای آن ضرورت داشته باشد.»[16]

در قوانین پس از انقلاب، ماده‌ی 30 قانون راجع به مجازات اسلامی متن ماده‌ی 50 قانون اصلاحی سال 1352 دوباره به کار رفت و فقط تبصره‌ای به آن اضافه شد که در آن دیه و ضمان مالی را از حکم این ماده استثنا کرد.[17]

با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال 1370 متن ماده‌ی 30 قانون سابق عینا تکرار شد و فقط عبارات «آتش سوزی» نیز در کنار خطرات شدید اضافه شد. ماده‌ی 50 این قانون ‌بیان می‌کند: «هرکس هنگام بروز خطر شدید از قبیل آتش‌سوزی، سیل و طوفان به منظور حفظ جان یا مال خود یا دیگری مرتکب جرمی شود مجازات نخواهد شد مشروط بر اینکه خطر را عمدا ایجاد نکرده و عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب بوده و برای رفع آن ضرورت داشته باشد.»

شروط تحقق اضطرار

1. بروز خطر شدید

همچنانکه در ماده‌ی‌55 آمده است، شرط وجود حالت اضطرار بروز «خطر شدید» است که جان یا مال مرتکب یا دیگری را تهدید کند. بدیهی است ذکر خطراتی از قبیل سیل و طوفان در این ماده از باب تمثیل است و جنبه‌ی حصری ندارد و هرگونه خطر دیگری نظیر زلزله، آتش‌سوزی، بمباران‌های هوایی و... را شامل می‌شود. تفاوتی نمی‌کند که منشأ خطر بیرونی یا درونی باشدو آنچه مهم است به خطر افتادن حقی از حقوق انسان است که فقط با ارتکاب جرم محفوظ می‌ماند.[18][19]

2. محتمل یا قریب‌الوقوع بودن خطر

دومین شرط تحقق اضطرار آن است که خطر و ضرر مسلم و قریب‌الوقوعی مرتکب را تهدید کند، مثل عمل کسانی که برای نجات از سیل‌زدگی بلافاصله درصدد تغییر مسیل به طرف زمین همسایه برآیند؛ ولی اگر فردی قبل از جاری شدن سیل و به صرف احتمال اینکه ممکن است در آینده سیلی جاری و به منزل او آسیب ب‌رساند دیوار همسایه را تخریب کند، عمل وی قابل توجیه نیست زیرا خطر فعلیت نداشته و قریب‌الوقوع نیست.[20]

3. اتفاقی بودن خطر

عده‌ای از حقوق‌دانان یکی از شرایط خطر را اتفاقی بودن آن دانسته‌اند؛ به این معنی که نمی‌توان برای اجتناب خطری که ثابت و مداوم است یا در آینده پیش خواهد آمد، به حالت اضطرار استناد نمود. بنابراین دائم‌الخمر را برای شرب خمر و معتاد به مواد مخدر را در غیر موارد درمانی نمی‌توان مضطر شناخت.[21]

4. ضرورت ارتکاب جرم

هرچند خطر شدید باشد جنانچه دفع آن به وسایلی غیر از ارتکاب جرم ممکن گردد به نحوی که جان یا مال شخص یا دیگری در معرض مخاطره قرار نگیرد، باید از آن وسیله استفاده کرد. مثلا اگر فرد گرسنه‌ای که نیاز به غذا دارد، با امکان استفاده از طرقی غیر از سرقت، به دزدی نان مبادرت کند، نمی‌تواند از حالت ضرورت برای توجیه کار خود استفاده‌ کند.[22]

علاوه بر آن به عقیده‌ی برخی حقوق‌دانان فعل مجرمانه باید همان ضرورت را برطرف کند و گرنه معافیت منتفی است؛ برای مثال کسی که برای رفع گرسنگی کالایی را می‌دزدد تا بفروشد و با پول آن خوراک تهیه کند نمی‌تواند ادعا کند در حالت ضرورت بوده است، زیرا دزدیدن کالا مستقیما ضرورت را برطرف نکرده است.[23]

5. فقدان عمد در ایجاد خطر

منطق ایجاب می‌کند کسی که خطری را ایجاد کرده خود نیز عواقب آن را برعهده بگیرد. ماده‌ی‌55 ق.م.ا با توجه به همین نکته بیان کرده: «... مجازات نخواهد شد، مشروط بر اینکه خطر را عمدا ایجاد نکرده باشد.»

6. تناسب خطر با جرم ارتکابی

حالت اضطرار ایجاد نمی‌شود مگر اینکه «عمل ارتکابی نیز با خطر موجود متناسب» باشد.احراز تناسب میان عمل ارتکابی و خطر موجود امری است موضوعی و دشوار که به عهده‌ی قاضی می‌باشد. در حالتی که دو حق یا دو منفعت در تقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و ارزش یکسان دارند، برخی از حقوق‌دانان معافیت قانونی را مردود دانسته‌اند. در مقررات کیفری اسلام نیز اگر دفع خطری شدید که جان انسان را به خطر می‌اندازد، جز با سلب حیات دیگری ممکن نباشد، ارتکاب جرم قتل به شمار می‌رود.[24][25]

آثار حالت اضطرار

اضطرار حالتی نوعی است و از همه‌ی کسانی که در چنین حالتی مرتکب جرم شده‌اند رفع تقصیر می‌کند؛ یعنی عمل ارتکابی جرم نیست و اثر کیفری بر آن مترتب نخواهد شد. اما ماده‌ی 55 ق.م.ا با به‌کار بردن عبارت‌ «مجازات نخواهد شد»‌ ظاهرا مضطر را فقط معاف از مجازات شناخته است و حرمت عمل ارتکابی را باقی گذاشته است، اما با توجه به مبانی فقهی این تأسیس که به استناد آن، ضرورت‌ها حرمت افعال را زایل می‌کند و سبب اباحه‌ی آن می‌گردد در اینجا هم باید گفت عمل ارتکابی اصلا جرم نیست.[26]

اما این مباح شدن عمل مرتکب، آن را از تبعات زیان‌آور آن معاف نمی‌کند. ق.م.ا در تبصره‌ی ماده‌ی 55 به همین موضوع اشاره کرده است:‌ «دیه و ضمان مالی از حکم این ماده مستثنی است.» دلیل این امر آن است که متضرر از جرم اقدامی در ایجاد حالت خطر نکرده و خطایی مرتکب نشده تا سزاوار محروم ماندن از اموال خود گردد.[27]

مصادیق اضطرار در ق.م.ا

علاوه‌ی بر ماده‌ی 55 که اضطرار را به طور کلی تعریف کرده قانون‌گذار در مواد دیگری نیز برخی از مصادیق اضطرار را بیان کرده است:

1. سقوط مجازات تخریب در و پنجره‌ی منزل دیگری برای داخل شدن به محل وقوع حریق برای نجات جان اشخاص (بند 2 م 56)؛

2. سقوط کیفر رجم در زنای مرد یا زنی که هر یک همسر دائمی دارند ولی به واسطه‌ی مسافرت یا حبس و مانند آن به همسر خود دسترسی ندارند. (م 86)؛

3. سقوط مجازات حد مسکر در موارد اضطراری مثل نجات از مرگ یا درمان بیماری (م167)؛

4. سقوط مجازات در سرقت اضطراری (بند 10 م 198)؛

5. سقوط مجازات سقط جنین برای نجات مادر (م 17 اصلاحی آئین‌نامه انتظامی پزشکی)؛

6. سقوط مجازات راشی هنگام اضطرار و ناچاری به احقاق حق (م 591 و تبصره‌ی م 592).

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS