دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بازداشت موقت

No image
بازداشت موقت

تأمين، قرار، بازداشت، بازپرس، دادستان، توقيف احتياطي

نویسنده : ميثم مراديان

بازداشت در لغت به معنای منع، جلوگیری، توقیف و حبس می‌باشد.[1] بازداشت موقت مهم‌ترین و شدیدترین قرار تأمین کیفری است که به موجب آن به منظور تضمین دسترسی به متهم در مواقع لزوم، آزادی او به طور موقت سلب می‌شود. درست است که در سایر انواع قرارها مثل کفالت و یا وثیقه نیز اگر متهم قادر به معرفی کفیل و یا سپردن وثیقه نباشد به بازداشت منجر می‌شود و از این لحاظ با قرار بازداشت موقت نتیجه‌ی یکسانی دارند، اما در قرار بازداشت موقت، متهم با وجود امکان معرفی کفیل یا سپردن وثیقه باز هم زندانی می‌شود.[2] با اینکه ماده‌ی ۱۳۲ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری را به ذکر انواع قرارهای تأمین اختصاص دارد، اما قبل از آن در ماده‌ی ۳۲ همان قانون به ذکر قرار بازداشت که یکی از همین تأمین‌هاست، پرداخته. این تأمین تقریباً در تمام کشورها مورد پذیرش واقع شده.[3]

اما باید توجه کرد که این نوع قرار با اصل برائت[4] و اصل آزادی رفت ‌و ‌‌آمد افراد مغایر است و نتایج زیان‌بار آن غیر قابل جبران است. قانون‌گذاران در مشروعیت بکارگیری آن تردید کرده و سعی نموده‌اند آن را اختیار قاضی خارج کنند و تحت قاعده و قانون درآورند تا دادرسان نتوانند به اراده‌ی خود افراد را بازداشت کنند.[5]

در قانون آ.د.د.ع.ا.ک موارد صدور قرار بازداشت موقت توسعه داده شده و قاضی می‌تواند،در هر شرایطی متهم را توقیف کند. بند «د» ماده‌ی ۳۲ به تنهایی کافی است تا هر قاضی بتواند قرار بازداشت صادر کند.[6] این بند به قاضی اجازه داده تا در مواردی که آزادی متهم باعث از‌بین‌رفتن آثار و دلایل جرم شود یا موجب تبانی با متهمان دیگر یا شهود و مطلعین واقعه گردد یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع نمایند، همچنین هنگامی که بیم فرار یا مخفی‌شدن متهم باشد و به طریق دیگری نتوان از آن جلوگیری کرد، قاضی حق دارد متهم را بازداشت موقت کند. البته باید توجه داشت که هرچند این قانون در مواردی دچار اشکال و نیازمند اصلاح است اما روی‌هم رفته نسبت به قانون مصوب سال ۱۳۷۳ مترقی‌تر و به اصل برائت نزدیک‌تر است[7]

قرار بازداشت موقت به دو صورت در قانون آ. د. د. ع. ا. ک پیش‌بینی شده است:

۱. بازداشت موقت اختیاری:

در ماده‌ی ۳۲ ق.آ.د.د.ع.ا.ک به این نوع قرار اشاره شده و موارد آن ذکر شده، این ماده بیان می‌کند: «در موارد زیر هرگاه قرائن و امارات موجود دلالت بر توجه اتهام به متهم نماید صدور قرار بازداشت موقت جایز است:

الف. جرایمی که مجازات قانونی آن اعدام، رجم، صلب و قطع عضو باشد؛

ب. جرایم عمدی که حداقل مجازات قانونی آن سه سال حبس باشد؛

ج. جرایم موضوع فصل اول کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی؛

د. در مواردی که آزاد بودن متهم موجب از‌بین‌رفتن آثار و دلایل جرم شده و یا باعث تبانی با متهمان دیگر و مطلعین واقعه گردیده و یا سبب شود که شهود از ادای شهادت امتناع نماید، همچنین هنگامی که بیم فرار یا مخفی شدن متهم باشد و به طریق دیگری نتوان از آن جلوگیری نموده؛

ه. در قتل عمد با تقاضای اولیای‌دم برای اقامه‌ی بینه حداکثر به مدت 6 روز

تبصره‌ی‌۱. در جرایم منافی عفت چنانچه جنبه‌ی شخصی نداشته باشد در صورتی بازداشت متهم جایز است که آزاد‌بودن وی موجب افساد شود.

تبصره‌ی۲. رعایت مقررات بند (د) در بندهای (الف)، (ب) و (ج) نیز الزامی است.»

نکات قابل توجه اینکه :

1- طبق این ماده چنانچه مجازات جرمی اعدام باشد بازداشت موقت جایز است، حال آنکه در بند الف ماده‌ی ۳۵ اتهام به انجام جرمی که مستحق چنین مجازاتی باشد از موارد الزامی صدور قرار بازداشت موقت دانسته شده؛[8]

2- منظور از جرایم منافی عفت در تبصره‌ی ۱ کلیه‌ی جرایم علیه عفت و عمومی می‌باشد نه جرایم منحصر در فصل هجدهم از باب پنجم قانون مجازاتاسلامی؛[9]

3- جرایم موضوع فصل اول کتاب پنجم ق. م. ا جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور می‌باشد؛

4- بعد از معاینه‌ی محل و بازجویی از شهود و مطلعین نمی‌توان به جهت اول و دوم بند (ب) برای توجیه بازداشت استناد کرد، همچنین احراز جهت سوم یعنی بیم فرار یا مخفی‌شدن متهم نیز چون امری نسبی است، مشکل می‌باشد، پس دادرس باید قرینه‌ای داشته باشد که بیم احتمال فرار متهم را بدهد تا بتواند او را بازداشت کند.[10]

۲. بازداشت موقت اجباری

در این‌گونه موارد، قضلت رسیدگی‌کننده ملزم به صدور قرار بازداشت برای متهم هستند و نمی‌توانند از این قاعده سرپیچی کنند. از نظر علمی، اجبار مرجع قضایی به صدور قرار بازداشت موقت توجیهی ندارد و این تحمیل ‌نظر نوعی مداخله در امور قوه‌ی قضائیه محسوب می‌شود و مخالف اصل تفکیک قوای کشور است.[11] ضمن اینکه قانون‌گذار نمی‌تواند در زمان تصویب قانون، اشراف کافی بر کیفیت و نحوه‌ی وقوع تمام جرایم و شرایط آنها داشته باشد[12]، البته برخی دیگر اعتقاد دارند باید راه تسامح در جرایم متهم به روی قاضی بسته شود و چنین کاری برای تضمین اجرای عدالت بهتر است. [13]

ماده‌ی ۳۵ ق.آ.د.د.ع.ا.ک مقرر می‌دارد: «در موارد زیر با رعایت قیود ماده‌ی ۳۲ این قانون و تبصره‌های آن هرگاه قراین امارات موجود دلالت بر توجه اتهام به متهم نماید صدور قرار بازداشت موقت الزامی است و تا صدور حکم بر وی ادامه خواهد یافت.

مشروط بر اینکه مدت آن از حداقل مدت مجازات مقرر قانونی جرم ارتکابی تجاوز ننماید.

الف- قتل عمد، آدم‌ربایی، اسیدپاشی و محاربه و افساد فی‌الارض.

ب- در جرایمی که مجازات قانونی آن اعدام یا حبس دائم باشد.

ج- جرایم سرقت، کلاهبرداری، اختلاس، ارتشا، خیانت در امانت، جعل و استفاده از سند مجعول در صورتی که متهم حداقل یک فقره سابقه‌ی محکومیت غیر قطعی یا دو فقره یا بیشتر سابقه‌ی محکومیت غیر قطعی به علت ارتکاب دو یک از جرایم مذکور را داشته باشد.

د- در مواردی که آزادی متهم موجب فساد باشد.

ه- در کلیدی جرایمی که به موجب قوانین خاص مقرر شده باشد.»

عده‌ای گفته‌اند با توجه به صدر ماده که قاضی را در صورتی مجاز به صدور قرار کرده که قیود ماده‌ی ۳۲ را رعایت کند و بند(د) ماده‌ی ۳۲ نیز قاضی را در صورتی ملزم به صدور قرار بازداشت موقت دانسته که بیم فرار متهم یا تبانی او را بدهد، پس قاضی می‌تواند حتی با وجود ماده‌ی ۳۵ از صدور قرار بازداشت امتناع کند.[14] البته با توجه به اعلام‌ نظر شورای نگهبان مبنی بر عدم تجویز لغو مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام، بازداشت موقت اجباری محدود به موارد دوگانه‌ی مندرج در قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشا و کلاهبرداری می‌شود.[15]

معایب بازداشت موقت

۱) مغایرت با اصل برائت

با صدور قرار بازداشت موقت، متهمی که هنوز مجرمیت او به اثبات نرسیده در شرایطی قرار می‌گیرد که در صورت احراز مجرمیت و صدور حکم به مجازات در آن شرایط قرار خواهد گرفت. بدین ترتیب سلب آزادی متهم که ممکن است نتیجه‌ی محکومیت وی باشد در مرحله‌ی قبل از ثبوت مجرمیت او، برخلاف اصل برائت به شمار می‌رود؛[16]

۲) تأثیر بر سرنوشت دعوا

قرار‌گرفتن متهم در شرایط بازداشت تأثیری منفی بر ذهن قاضی دادگاه گذاشته و ممکن است در رأی وی تأثیر بگذارد. تحقیقات انجام شده در برخی از کشورها به وضوح حکایت از این تأثیر منفی دارد؛ احتمال اینکه متهمانی که به صدور قرارهای تأمین دیگر آزاد هستند رأی بر برائت دریافت کنند، بسیار بیشتر از کسانی است که در بازداشت موقت به سر می‌برند؛[17]

۳) لطمه‌خوردن به حیثیت فرد

بازداشت فرد متهم این احتمال که اطرافیان وی از موضوع آگاه شوند بیشتر می‌شود و حتی ممکن است به طرد وی از خانواده و اطرافیان بیانجامد؛[18]

۴) تعارض با برخی نهادهای کیفری

سلب آزادی متهم بر خلاف اصولی مثل برابری سلاح‌هاست که یکی از اصول شناخته‌شده در آیین دادرسی به شمار می‌آید.[19] از دیگر قواعد متعارض با بازداشت موقت می‌توان به نهاد تعلیق مجازات، اصلاح بزهکار و ... اشاره کرد.[20]

مزایای بازداشت موقت

۱) مؤثرترین وسیله برای دستیابی به متهم و تضمین حضور او در مواقع لزوم و مرجع قضایی است. با صدور این قرار هرگاه نیاز به حضور متهم باشد، وی با مراقبت کامل نزد مرجع قضایی آورده خواهد شد و بدین ترتیب از تبانی متهم با سایر متهمان نیز جلوگیری می‌شود؛

2) این قرار موجب جلوگیری از فشار متهم نسبت به بزه‌دیده و شهود برای جلوگیری یا پس‌گرفتن شکایت است؛

3) گاه بازداشت موقت وسیله‌ای برای تأمین امنیت او و مصونیت او از انتقام بزه‌دیده و سایر بستگان او می‌باشد.

صورت‌های شکلی صدور قرار بازداشت موقت

مقامات صالح برای صدور قرار بازداشت موقت

قبل از احیای دادسرا طبق ماده‌ی ۳۳ و ۳۴ ق.آ.د.د.ع.ا.ک قرار بازداشت موقت توسط دادگاه صادر و به تأیید رئیس حوزه‌ی قضایی یا معاون وی می‌رسید. البته خود رئیس حوزه‌ی قضایی نیز شخصاً مجاز به صدور این قرار بود. ماده‌ی ۳۴ نیز به قاضی تحقیق، اجازه داده بود در تمام مراحل تحقیقات قرار بازداشت موقت صادر کند و ظرف مدت ۲۴ ساعت از زمان صدور قرار، پرونده را جهت امعان‌نظر نزد قاضی مربوطه ارسال نماید. با تصویب قانون احیای دادسراها در سال ۸۱، مقام صالح برای صدور این قرار بازپرس می‌باشد که باید ظرف مدت ۲۴ساعت قرار را به تأیید دادستان برساند،مطابق بند «ح» ماده‌ی ۳ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب «هرگاه دادستان باقرار بازداشت به عمل آمده موافق نباشد نظر دادستان متبع است و چنانچه علتی که موجب بازداشت است مرتفع شده وموجب دیگری برای ادامه‌ی بازداشت نباشد بازداشت با موافقت دادستان رفع خواهد شد و همچنین در موردی که دادستان تقاضای بازداشت کرده و بازپرس با آن موافق نباشد حل اختلاف حسب مورد بادادگاه عمومی یا انقلاب محل خواهد بود.» اما با توجه به قسمت آخر بند ۳ همان ماده، دادستان نیز می‌تواند در غیر جرایمی که در صلاحیت کیفری استان قرار دارد رأساً قرار بازداشت موقت متهم را صادر کند. در صورتی که دادیار به جای دادستان اقدام به صدور این قرار کند باید این قرار به تأیید دادستان برسد.[21]

مدت اعتیار قرار بازداشت موقت

در ق.آ.د.د.ع.ا.ک مدت اعتبار قرار بازداشت موقت، تا صدور حکم بدوی از دادگاه کیفری صالحه بود، مشروط بر اینکه مدت آن از حداقل مدت مجازات مقرر ارتکابی تجاوز نکند. در بند ط ماده‌ی ۳ ق.ت.د.ع.ا مصوب ۱۳۸۱ مدت اعتبار قرار بازداشت موقت در جرایمی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه کیفری استان است ۴ ماه و در بقیه‌ی جرایم که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاه‌های کیفری عمومی یا اختصاصی است ۲ماه می‌باشد؛ البته به همان شرط که مدت حبس از حداقل مجازات مقرر قانونی جرم ارتکابی تجاوز نکند.[22] در صورتی که پس از مواعد مذکور دادسرا تصمیم نهایی خود را نگرفته باشد، مکلف به تخفیف قرار تأمین یا ابقای آن با ذکر علل موجود است.[23] در مواردی که دادگاه رأساً مکلف به انجام تحقیقات مقدماتی می‌باشد (مانند دادگاه استان در رسیدگی به اتهام زنا یا لواط)، رعایت مقررات مندرج در ماده‌ی ۳۳ ق.آ.د.د.ع.ا.ک، از جمله تمدید بازداشت و ابقای قرار در پایان هر ماه ضروری است.[24]

طبق قسمت آخر بند ماده‌ی ۳ «... هرگاه دادستان با قراربازداشت به‌عمل آمده موافق نباشد نظر دادستان متبّع است و چنانچه علتی که موجب بازداشت بوده است مرتفع شده و موجب دیگری برای ادامه‌ی بازداشت نباشد، بازداشت با موافقت دادستان رفع خواهد شد و همچنین در موردی که دادستان تقاضای بازداشت کرده و بازپرس با آن موافق نباشد حل اختلاف حسب مورد با دادگاه عمومی یا انقلاب محل خواهد بود... .»

مدت اعتراض به قرار بازداشت موقت

در ماده‌ی ۳۳ ق.د.د.ع.ا.ک مصوب ۱۳۷۸، مدت اعتراض به این قرار ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ به متهم بود. با اصلاح ق.ت.د.ع.ا در سال ۱۳۸۱ بند (ن) ماده‌ی ۳ همین مدت را برای اعتراض به قرار مذکور مقرر کرده است. رسیدگی به اعتراض در جلسه‌ی اداری خارج از نوبت صورت گرفته و رأی صادره قطعی می‌باشد. قبلاً مرجع رسیدگی به این اعتراض دادگاه تجدید نظر استان بود ولی با تصویب قانون ت.د.ع.ا رسیدگی به اعتراض در همان دادگاه بدوی صلاحیتدار می‌باشد که بر حسب نوع جرم تعیین می‌شود.[25]خر آ

مقاله

نویسنده ميثم مراديان
جایگاه در درختواره حقوق جزا و جرم شناسی - آیین دادرسی کیفری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS