دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بلند همتی

No image
بلند همتی

كلمات كليدي : همت، بلندهمتي، علو همت، دون‎همتي، كم‎همتي

نویسنده : زينب طاهري

بدون تردید همت بلند یکی از نشانه‌های روح بزرگ آدمی است. برنامه‌های اسلامی، انسان‌ها را تشویق می‌کند که روح بلند داشته و خود را محدود به امور پست نکنند.

همت در لغت از ریشه‌ی «همّ» به معنای عزم قوی[1] است. راغب همت را غم و اندوهى دانسته که انسان را ذوب و ضعیف مى‌کند[2]و در اصطلاح علوّ همت عبارت است از سعی و کوشش در تحصیل سعادت و کمال و طلب کردن کارهای بزرگ و عالی، بدون درنظر گرفتن سود و زیان دنیا، به‌طوری که به سبب دست یافتن به منافع دنیوی شادمان نشود و از فقدان آن اندوهگین نگردد بلکه در طریق طلب، از مرگ و کشته‌شدن و مانند آن‌ها باک نداشته باشد.[3] حضرت علی(ع) می‌فرماید: بهترین همت‌ها، بلندترین آن‌ها است.[4]ضد آن دون‌همتی است؛ به معنای پستی طبع و قصور همت از طلب کارهای بزرگ و قناعت نمودن به اعمال جزئی که این صفت خبیثه نتیجه کم‌دلی و ضعف نفس است.[5]

نشانه بلندهمتی

نشانه بلند‌همتی را می‌توان در رفتارهای شخص پیدا کرد و نشانه‌های آن را می‌توان در موارد زیر برشمرد:

- ایمان

ایمان یک شخص گواهی است بر همت بلند او چنان‌چه از امام على(ع) نقل شده است: بلندهمّتى از ایمان است.[6]

- بخشش و انفاق

انفاق، از سه جهت باعث تکامل فردى و رشد آدمى است:

نخست: موانع تکامل نفسى و رشد انسانى را از میان برمى‌دارد.

دوم: روح انسانیّت را در آدمى آشکار مى‌سازد، و نهال گذشت و بلند‌همّتى را در روح مى‌نشاند.

سوم: در آدمى روح تربیت اسلامى را رشد مى‌دهد. [7]

امام علی(ع) می‌فرمایند: «بذل و بخشش آدمی نشانه بلندهمتی اوست.»[8]

- اعمال زیبا

شخصی که دارای همت بلند است، در امور خود تمام دقت را به کار می‌برد وسعی برآن دارد که کار را به نحو احسن به پایان برساند.

حضرت علی(ع) می‌فرماید: «کردار زیبا خبر از بلندی همت می‌دهد.»[9]

- فرمانبری از خدا

امام علی(ع) می‌فرمایند: فرمانبری از خداوند همت زیرکان است. نافرمانی از خدا همت پلیدان است.[10]

- نگهداری حرمت و رعایت پیمان

امام علی(ع) می‌فرمایند: شریف‌ترین همت‌ها نگهداری حق و حرمت‌ها و رعایت عهد و پیمان‌هاست.[11]

- طمع نداشتن به آن‌چه در نزد مردم است، (نشان) بلندهمتی است.[12]

- پایبندی به قناعت، از والایی همت است.[13]

- بی‌نیازی از مردم و فرموده‌اند: عزت بی‌نیازی از مردم را با بلندی و بزرگی همت جلب نما. [14]

- اخلاق نیکو ثمره بلند همتی است.

امام علی(ع) می‌فرمایند: بهترین خوی‌ها برترى همّت‌ها است.[15]

موارد بکارگیری همت

انسان مؤمن باید بلند‌همت باشد و تمام همت خود را در مسیر آخرت قرار دهد که بنابر کلام امیرالمؤمنین علی(ع): هر کس که آخرت همتش باشد، از خیر به نهایت آرزویش می‌رسد.[16]

ایشان هم‌چنین می‌فرمایند: همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن[17]و همگى همّت و سعى خود را از براى رهائى از جایگاه بدبختى و عقاب و رستگارى از محلّ بلا و عذاب بگردان؛[18] زیرا هر که دنیا عزم او باشد بدبختى و غم او در روز قیامت طولانی شود[19]و اگر عزم و قصد او آنچه نزد خداى سبحان است نباشد، به آرزوهاى خود نمی‌رسد.[20]

هم‌چنین ایشان توصیه می‌فرمایند که همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آن‌چه را به کار تو نمی‌آید پیگیری مکن.[21]

آری، انسان باید در تمام شئون زندگی، بلندهمت باشد و این بلندهمتی را در همه جنبه‌های زندگی خود بکار گیرد؛ بدین‌صورت که در تمام زمینه‌ها از جمله کسب علم، انجام عبادات، تأمین معاش و امور دیگری چون صله‌رحم، خوش‌اخلاقی در برابر مردم، دوری از هرگونه گناه، پرداختن به کار خیر و هر امری که شایسته یک انسان مومن است؛ همت عالی را سرلوحه کار خود قرار دهد.

آثار بلندهمتی

دست‌یابی به آرمان‌های بلند نیاز به همتی بلند دارد؛ زیرا همت‌های بلند است که می‌تواند موانع را بردارد و آدمی را در مسیر خود، به اوج والایی برساند و آثار نیکویی نصیب انسان نماید که از جمله آن آثار عبارتند از:

- خشنودی خداوند متعال در کارهایی است که نشانگر همت عالی فرد باشد. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید:

«خداوند متعال از کارهای بزرگ و امور عالی خوشنود می‌گردد.»[22]

- تلاش برای اطاعت الهی، چون‌که شخص بلند همت، به کمتر از بهشت راضی نمی‌شود.[23]

- شرافت نصیب کسی می‌شود که همت خود را صرف امور ناچیز نگرداند. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) می‌فرمایند: شرف و بلندى مرتبه به همّت‌هاى بلند است نه به استخوان‌هاى کهنه شده. [24] امام محمد باقر(ع) فرمودند: هیچ شرفی همانند بلندهمتی نیست.[25]

- همت عالی صاحبش را به عظمت و بزرگی می‌رساند. حضرت علی(ع) می‌فرماید: هر که از نردبان همت بلند بالا رود؛ جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند[26]و نیز می‌فرمایند: هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد. [27]در کلام دیگر ایشان بزرگواری و آقایی را نتیجه داشتن همت بلند دانسته‌اند. [28]

- هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته‌هایش خواهد رسید.[29]

- ارزش آدمی به اندازه همتش است.[30]

- همت بلند، قناعت همیشگی همراه دارد.[31]

- شجاعت مرد به اندازه همت اوست.[32]

- بردباری: امام علی(ع) فرمود: بردبارى و درنگ هم آهنگ هستند و نتیجه آن بلند همّتى است.[33]

- از نشانه‌های مؤمن: حضرت صادق(ع) فرمود: مؤمن به ایمان نمى‌رسد مگر اینکه عقلش کامل باشد و عقلش به کمال نخواهد رسید مگر این‌که در او ده خصلت باشد: خیرش به همه برسد و مردم از شرش در امان باشند، کارهاى نیک را از خود اندک بداند و کارهاى اندک دیگران را بسیار بشمارد.... هر گاه با کسى که از او متقى‌تر است ملاقات کرد در برابر او تواضع کند.[34]

آثار کم‌همتی

کارهای پست نشانه بی‌همتی است. همان‌طور که همت بلند آدمی را رشد می‌دهد و به کمالات می‌رساند، همت کوتاه و بی‌تفاوتی، به سقوط انسان می‌انجامد و آثاری از خود برجای می‌گذارد که می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

· کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می‌رود.[35]

· محروم شدن از همنشینی با دیگران. امام علی(ع) می‌فرمایند: با آدم کوتاه‌همت هم‌صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می‌کند.)[36]

·کم‌ارزش بودن؛ امام علی(ع) می‌فرمایند: کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می‌آید[37]و نیز می‌فرمایند: آدمیّتى براى کسى که در او همّتى نباشد، نیست.[38]

·کم‌خیر بودن؛ امام علی(ع) می‌فرمایند: چه بی‌خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد.[39]

·کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود.[40]

·زیان‌کار نیست مگر کسى که همّت او نفس او باشد.[41]

·حسادت به دیگران؛ امام علی(ع) می‌فرمایند: حسادت دوست بر نعمتى از کمی همّت اوست.[42]

مقاله

نویسنده زينب طاهري
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS