دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهشت

No image
بهشت

كلمات كليدي : قرآن، بهشت، جاودانه، پاداش، رضوان، عمل صالح، ايمان

نویسنده : کاظم احمدزاده

واژه قرآنی آن "جنّه" و جمع آن "جنات" است و جنّة به هر باغ و بستانی گویند که دارای درختان انبوه باشد و زمین را بپوشاند. [1] نامگذاری بهشت به جنة؛ یا به جهت تشبیه به باغهای دنیاست و یا به خاطر پوشیده بودن نعمتهایش از ساکنین دنیاست چون در بهشت از خیر و سعادت چیزهایی

هست که بر قلب هیچ بشری خطور نمی‌کند: [2]

«فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْیُنٍ »(سجده/17)

«هیچ کس نمی‌داند چه پاداش‌های مهمی که مایه روشنی چشم‌هاست برای آنها نهفته شده »

ویژگی‌های بهشت: [3]

1- خرمی و شادابی:

« إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ »(حجر/45)

«به یقین پرهیزگاران در باغهای (سرسبز بهشت) و در کنار چشمه‌ها هستند.»

«...جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ »(فتح/17)

«باغهایی(از بهشت) که نهرها از زیر (درختانش) جاری است »

2- تنوع و فراوانی:

« لَهُم مَّا یَشَاؤُونَ فِیهَا وَ لَدَیْنَا مَزِیدٌ »(ق/35)

«هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست و نزد ما نعمتهای بیشتری است (که به فکر هیچ کس نمی‌رسد)»

3- جاودانگی:

«إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِیمِ خَالِدِینَ فِیهَا وَ عْدَ اللَّهِ حَقًّا ...»(لقمان/8-9)

«کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، باغهای پرنعمت بهشت از آن آنهاست، جاودانه در آن خواهند ماند این وعده حتمی الهی است...»

4- امنیت و آرامش:

«...وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ »(سبا/37)

«آنها در غرفه‌های بهشتی در (نهایت) آرامش خواهند بود »

«لاَ یَمَسُّهُمْ فِیهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِینَ »(حجر/48)

«هیچ خستگی در آنجا به آنها نمی‌رسد و هیچ‌گاه از آن اخراج نمی‌گردند.»

ملاک‌ و معیارهای بهشتی شدن:

1- تقوا و پرهیزگاری:

«جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَآؤُونَ کَذَلِکَ یَجْزِی اللّهُ الْمُتَّقِینَ»(نحل/31)

«باغهایی از بهشت جاویدان که وارد آن می‌شوند... خداوند پرهیزگاران را چنین پاداش می‌دهد.»

2- ایمان و عمل صالح:

«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَات أُوْلَـئِکَ أصحَابُ الجَنّةِ هُم فیها خَالِدُون »(بقره/82)

«و آنها که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، آنان اهل بهشتند و همیشه در آن خواهند بود.»

3- جهاد و پایمردی:

«لَـکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ... أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ » (توبه/88-89)

«ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جانهایشان جهاد کردند... خداوند برای آنها باغهایی از بهشت فراهم ساخته که نهرها از زیر درختانش جاری است...»

4- شهادت:

«إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ »(توبه/111)

«خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری کرده، که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد. (به این گونه که (در راه خدا پیکار می‌کنند، می‌کشتند و کشته می‌شوند...»

ناگفته نماند ملاک و معیارهای بهشتی شدن موارد زیادی دارد که ذکر همه آنها مختصر نمی‌گنجد.[4]

زمینه‌های محرومیت از بهشت:

1- شرک و کفر:

«...إِنَّهُ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ...» (مائده/72)

«...هر کس شریکی برای خدا قرار دهد خداوند بهشت را بر او حرام کرده است...»

«وَ نَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُواْ عَلَیْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْکَافِرِینَ »(اعراف/50)

«و دوزخیان، بهشتیان را صدا می‌زنند که (محبت کنید!) و مقداری آب، یا از آنچه خدا به شما روزی داده، به ما ببخشید، آنها (در پاسخ) می‌گویند: خداوند اینها را بر کافران حرام کرده است!»

2- حق ستیزی و استبکارورزی:

«إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَ اسْتَکْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَ لاَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیَاطِ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ »(اعراف/40)

«کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‌شود؛ و (هیچ‌گاه) داخل بهشت نخواهند شد مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این گونه، گنهکاران را جزا می‌دهیم.»

پاداش‌های معنوی بهشت:[5]

بهشت علاوه بر پاداشها و نعمتهای مادی از نعمتهای معنوی نیز برخوردار است که برترین پاداش و جوایز بهشت به شمار می‌رود. [6] که به عنوان نمونه مواردی ذکر می‌شود:

1) قرب الهی:

حضور در پیشگاه الهی و وصل به فیض دائمی و پایان ناپذیر یکی از

مواهب معنوی بهشت برین به حساب می‌آید قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیکٍ مُّقْتَدِرٍ »(قمر/ 55-54)

«یقیناً پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند، در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر »

آنچه از کلمه "عند" استفاده می‌شود نهایت قرب و نزدیکی معنوی به خدای بهشت آفرین است که افراد پرهیزگار از چنین موهبت ویژه‌ای بهره‌مند خواهند شد.[7]

2) رضوان:

قرآن، مسأله رضوان الهی را بالاتر از همه پاداشها دانسته، آنجا که می‌فرماید:

«...وَ مَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ »(توبه/72)

«...و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته) و رضای خدا، (از همه اینها) برتر است و پیروزی بزرگ، همین است.»

3) سلامتی:

سلامتی از هر گونه مرض و بیماری جسمی و روانی؛

«ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِینَ »(حجر/456)

4) پاکی روح و روان از هر گونه صفات زشت اخلاقی:

« وَنَزَعْنَا مَا فِی صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ ... »(اعراف/43)

«و آنچه در دلها از کینه و حسد دارند، بر می‌کنیم (تا در صفا و صمیمیت باهم زندگی کنند)...»

5) لباسهای زیبا و انس با دوستان و رفیقان:

«یَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِینَ »(دخان/53)

«در میان باغها و چشمه‌ها؛ آنها لباسهایی از حریر نازک و ضخیم می‌پوشند و در مقابل یکدیگر می‌نشینند.»

واژه"متقابلین" یعنی روبروی همند تا با هم انس داشته باشند چون نزد اهل بهشت هیچ ناملایمتی نیست[8] بخاطر اینکه فرموده: «در مقابل امین قرار دارند.»[9]

سرّ جاودانگی بهشتیان در بهشت:

امام صادق (ع) فرموده است:

«خلود و جاودانگی اهل آتش بخاطر آن است که نیتشان این بود که اگر در دنیا جاوید باشند خدای متعال را الی الابد معصیت کنند و جاودانگی اهل بهشت به خاطر آن است که نیاتشان در صورت جاوید بودن دنیا بر اطاعت ابدی خداوند بود. پس به سبب نیتها هر کدام جاودانگی در بهشت و جهنم را بدست آوردند.»[10]

مقاله

نویسنده کاظم احمدزاده
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - معادشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS