دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبدیل تأمین

No image
تبدیل تأمین

تأمين، تبديل تأمين، توقيف اموال، خواسته، خواهان، خوانده

نویسنده : محمد حسين رامين

تبدیل در لغت به معنی عوض کردن و گرفتن چیزی بجای دیگری می‌باشد.[1] تأمین نیز در لغت به معنی امنیت دادن و اطمینان بخشیدن است.[2] در اصطلاح حقوقی، مقصود از تأمین عبارت است از توقیف نمودن اموال منقول[3] یا غیر‌منقول[4] خوانده‌‌ی دعوا[5] به دستور دادگاه.

فلسفه‌ی وجود تأمین این است که اگر دادگاه حکم را به نفع خواهان[6] صادر کرد، بتوان به سادگی، حق او را از اموال خوانده استیفاء[7] نمود. به عبارت دیگر تأمین یک اقدام احتیاطی برای جلوگیری از تلف شدن یا حیف و میل نمودن اموال مدیون برای فرار از پرداخت دین است.[8] در این میان ممکن است خواهان و یا خوانده از مرجع صالح تقاضا نماید که بجای مال توقیف شده یا مالی که قرار است توقیف شود، مال دیگری معرفی و توقیف شود. به این عمل در اصطلاح حقوقی، تقاضای تبدیل تأمین گفته می‌شود.[9]

شرایط تأمین خواسته

برای اینکه دادگاه با تقاضای تبدیل تأمین موافقت نماید، وجود شروط ذیل ضروری است، مگر در صورتی که خواهان نسبت به تبدیل تأمین اعلام رضایت نماید.[10]

شرط نخست : درخواست تبدیل تأمین تنها یک بار مجاز است

به موجب ماده 53 قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1356، خوانده یا خواهان فقط می‌تواند یک بار تا قبل از شروع عملیات راجع به فروش، تبدیل مالی را که توقیف شده است به مال دیگر درخواست نماید.[11] مقصود از عملیات راجع به فروش، همان مزایده‌ی[12] مال است. چرا که به استناد ماده‌ی 114 ق.ا.ا.م،[13] فروش اموال توقیف شده از طریق مزایده بعمل می‌آید.

شرط دوم : مال توقیف شده، عین خواسته نباشد

به موجب ماده‌ی 124 قانون آئین دادرسی مدنی در صورتی که مال توقیف شده، دقیقاً همان مورد خواسته‌ی خواهان باشد، تبدیل آن به مال دیگر جایز نیست، مگر در صورت رضایت خواهان.[14] بعنوان مثال ممکن است شخص الف در دادگاه ادعا کند که شخص ب اتومبیلی به شماره‌ی پلاک معین را به وی فروخته است؛ لیکن از تحویل آن خودداری می‌کند. دادگاه به درخواست شخص الف (خواهان)، دستور به توقیف نمودن اتومبیل مذکور می‌دهد. اگر پس از توقیف شدن اتومبیل، شخص ب (خوانده) تقاضا کند که بجای اتومبیل، مال دیگری از وی توقیف شود، دادگاه تنها در صورتی با چنین تقاضایی موافقت می‌کند که شخص الف (خواهان) رضایت خود را نسبت به آن اعلام نماید. در مقابل ممکن است، شخصی در دادگاه ادعا نماید که دیگری به وی مدیون است و برای تأمین خواسته‌ی خود، اتومبیل مدیون را به دادگاه معرفی نموده و دادگاه آنرا توقیف نماید. در چنین حالتی اگر خوانده تقاضا کند که مال دیگری از وی توقیف شود، در صورت وجود سایر شرایط، نیازی به کسب رضایت خواهان نمی‌باشد و دادگاه دستور به تبدیل تأمین می‌دهد.

نکته

ممکن است که عین خواسته به دستور دادگاه بازداشت شده باشد. سپس با توافق خواهان و خوانده، از آن رفع توقیف شود و مال دیگری از خوانده، بجای آن بازداشت شود. در چنین حالتی اگر دادگاه نهایتاً به نفع خواهان حکم صادر کند، باز هم باید عین خواسته از خوانده اخذ و به خواهان تحویل داده شود و نمی‌توان به این دلیل که خواهان با تبدیل تأمین موافقت نموده است، او را به قبول چیزی غیر از عین خواسته وادار نمود. لیکن هرگاه در زمان اجرای حکم، عین خواسته تلف شده باشد یا به دلیلی از دلایل در دسترس نباشد، باید مال بازداشت شده را از طریق مزایده فروخت و بهای خواسته را به خواهان پرداخت.[15]

شرط سوم : بهای مال معرفی شده کمتر از بهای مال توقیف شده نباشد

دادگاه در صورتی با درخواست تبدیل تأمین موافقت به عمل می‌آورد که ارزش و بهای مال پیشنهاد شده، کمتر از مالی که قبلاً توقیف شده است یا قرار است که توقیف شود، نباشد (ماده 124 ق.آ.د.م). البته دادگاه برای تشخیص این مسأله، علی‌القاعده باید به کارشناس رجوع کند.[16]

شرط چهارم: مال معرفی شده به اندازه‌ی مال توقیف شده، سهل الفروش باشد

مالی که برای جای‌گزین شدن مال توقیف شده معرفی می‌شود، باید به اندازه‌ی مالی که قبلاً بازداشت شده است، به آسانی و سهولت قابل فروش باشد تا در صورتی که خواهان در دعوا پیروز شد، بتواند به آسانی خواسته خود را از محل فروش آن مال بدست آورد.[17] در این خصوص نیز، علی القاعده دادگاه به کارشناس رجوع می‌کند.

نکته

نکته‌ی مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که هر گاه درخواست تبدیل تأمین از سوی خواهان باشد، این درخواست باید به گونه‌ای اجرا شود که، اموال خوانده حداکثر به میزان خواسته، در بازداشت باقی بماند.[18] در نتیجه مرجع صالح مکلف است قبل از اینکه دستور توقیف مال دیگری از خوانده را بدهد، از توقیف قبلی رفع اثر نماید.[19]

موارد تبدیل تأمین

هر یک از خواهان و خوانده می‌توانند در موارد ذیل از مرجع صالح تقاضای تبدیل تأمین نمایند.

الف) تبدیل تأمین به تقاضای خواهان

به استناد ماده‌ی 53 ق.ا.ا.م مصوب 1356 خواهان حق دارد تنها یک بار قبل از شروع عملیات راجع به فروش مال توقیف شده، از مرجع صالح درخواست کند تا مال دیگری از خوانده به عنوان تأمین، توقیف شود. بدیهی است همانگونه که خواهان در ابتدا حق دارد مال یا اموالی از خوانده معرفی کند، اگر بعد از توقیف اولیه‌ی مال، مال دیگری از خوانده دعوی پیدا نماید که با سهولت بیشتری به فروش می‌رسد، درخواست تبدیل تأمین، منع قانونی ندارد. مگر اینکه مال توقیف شده عین خواسته باشد. چرا که به استناد ماده‌ی 122 ق.آ.د.م، اگر خواسته مال معینی باشد که توقیف آن ممکن است، دادگاه نمی‌تواند مال دیگری را به جای آن توقیف نماید.[20]

البته باید توجه داشت که هرگاه طرفین دعوا ( خواهان و خوانده ) به چنین تبدیل تأمینی رضایت داشته باشند، هیچ گونه مشکلی پیش نیامده و مالی که جدیداً معرفی می‌شود به جای مال قبلی توقیف خواهد شد.[21]

ب) تبدیل تأمین به تقاضای خوانده

خوانده نیز می‌تواند در قبال مالی که دادگاه می‌خواهد توقیف کند و یا قبلاً توقیف کرده است، (در صورتی که عین خواسته نباشد) در 3 مورد درخواست تبدیل تأمین نماید.

البته نباید فراموش کرد که در هر صورت اگر خواهان با درخواست تبدیل تأمین از سوی خوانده موافقت نماید، هیچ اشکالی بوجود نمی‌آید و خود دایره‌ی اجرای احکام[22] مبادرت به تبدیل تأمین می‌نماید. دخالت دادگاه زمانی لازم است که خواهان با تقاضای خوانده مبتنی بر تبدیل تأمین موافق نباشد.[23]

موارد تبدیل تأمین به تقاضای خوانده به قرار ذیل می‌باشد:

1- سپردن وجه نقد به جای مال توقیف شده

به استناد ماده‌ی 124 ق.آ.د.م، خوانده می‌تواند به عوض مالی که دادگاه می‌خواهد آن را توقیف کند و یا قبلاً توقیف کرده است، به میزان بهای همان مال، وجه نقد در صندوق دادگستری یا یکی از بانک‌ها بسپارد.[24]

شرط مهمی که در رابطه با این تبدیل تأمین وجود دارد، این است که وجه نقد سپرده شده در بانک، باید تحت اختیار دادگاه درآید، به گونه‌ای که در صورت لزوم، بانک مکلف باشد بدون هیچ عذری، وجه مزبور را به شخصی که دادگاه معرفی می‌کند بپردازد.[25]

دراین میان تفاوتی بین بانک های دولتی و یا خصوصی نمی‌باشد[26] و بیان قانون‌گذار در ماده‌ی 124 ق.آ.د.م نشان می‌دهد که در این موارد، دادگاه مکلف به پذیرش درخواست تبدیل تأمین است.[27]

2- سپردن اوراق بهادار

به استناد ماده 124 ق.آ.د.م، خوانده می‌تواند به عوض مالی که دادگاه می‌خواهد آن را توقیف کند و یا قبلاً توقیف کرده است، به میزان بهای همان مال، اوراق بهادار در صندوق دادگستری یا یکی از بانک‌ها بسپارد.[28]

از آنجایی که قانون‌گذار در ماده‌ی 124 ق.آ.د.م،[29] اوراق بهادار را در کنار ( وجه نقد) آورده است، باید گفت مقصود از اوراق بهادار، اوراقی است که دارای ارزش معین و به نوعی تضمین شده بوده و قابل نقل و انتقال به غیر باشد. مانند چکهای بین بانکی، چکهای تضمین شده[30]، چکهای مسافرتی[31]، اوراق قرضه[32]، سهام شرکت‌ها[33] و ... . بنابراین ضمانت نامه‌های بانکی[34] نمی‌تواند بعنوان جای‌گزین مال توقیف شده از طرف دادگاه پذیرفته شود.

نکته

باید توجه داشت که اگرچه قانون‌گذار در ماده 124 ق.آ.د.م مقرر داشته است که وجه نقد یا اوراق بهادار باید به میزان همان مالی باشد که بازداشت شده است یا قرار است که بازداشت شود، لیکن باید پذیرفت که فرض این ماده این است که "ارزش مال بازداشت شده" بیش از میزان خواسته نمی‌باشد. در نتیجه می‌توان گفت، خوانده کافیست به میزان بهای خواسته، وجه نقد یا اوراق بهادار در صندوق دادگستری یا بانک بسپارد ولو اینکه بهای خواسته کمتر از ارزش مال توقیف شده باشد.[35]

تبدیل مال توقیف شده به مال دیگر

به استناد ماده‌ی 124 ق.آ.د.م، خوانده می‌تواند از مرجع صالح درخواست کند که بجای مالی که توقیف شده است یا قرار است توقیف شود، مال دیگری را توقیف نماید. این درخواست در صورتی پذیرفته می‌شود که مال پیشنهاد شده، از نظر قیمت و سهولت در فروش از مالی که قبلاً توقیف شده است کمتر نباشد.

در مواردی که عین خواسته توقیف شده باشد، تبدیل مال منوط به رضایت خواهان است.[36] همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، بهتر است دادگاه برای احراز قیمت و سهولت در فروش از نظر کارشناس استفاده نماید. مگر اینکه وضع مال معرفی شده از نظر قیمت و سهولت فروش به اندازه ای روشن باشد که کسب نظر کارشناس غیر ضروری باشد.

مرجع صالح برای درخواست تبدیل تأمین

به استناد ماده‌ی 124 ق.آ.د.م و 53 قانون اجرای احکام مدنی، تا زمانی که اجرای حکم شروع نشده است، صدور دستور تبدیل مالی که بازداشت شده است، در صلاحیت دادگاه می‌باشد. لیکن در صورتی که حکم توسط دایره‌ی اجرای احکام در حال اجرا باشد، تبدیل تأمین در صلاحیت دایره‌ی اجرا است. در این مورد تنها در صورتی که خوانده یا خواهان به تصمیم قسمت اجرا معترض باشند، می‌توانند برای اعتراض به دادگاه صادر کننده اجرائیه[37] مراجعه نمایند. تصمیم دادگاه در این مورد قطعی و غیر قابل اعتراض است.[38]

مقاله

نویسنده محمد حسين رامين
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS