دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تغيير اخلاق؛ دشوار يا محال

No image
تغيير اخلاق؛ دشوار يا محال

 پذیرش تغییر اخلاقی یا عدم آن، نقش بسیار مهمی ‌را در مباحث اخلاقی و تربیتی از خود نشان می‌دهد. در مجموع آنچه درباره تغییر پذیری و عدم تغییر پذیری اخلاق آدمیان مطرح می‌باشد در سه نظریه خلاصه می‌شود. معتقدین به نظریه اول بر این باورند كه اخلاق قابل تغییر نیست. برخی قائلند كه بعضی از صفات اخلاقی قابل تغییر و بعضی غیر قابل تغییر است و در توضیح گفته شده است آن صفاتی كه طبیعی و فطری است، قابل تغییر و تحول نمی‌باشد و آن صفاتی كه عوامل خارجی دارد قابل تغییر است. صاحب این نظریه معتقد است كه بعضی یا اكثر اخلاق قابل تبدیل است، زیرا اولاً این تغییر در انسانها امری محسوس و آشكار است و ثانیاً در غیر این صورت تشكیل نظامهای سیاسی و شرایع آسمانی باطل و بی معنی خواهد بود و ثالثاً تغییرپذیری در بسیاری از حیوانات پذیرفته شده است مانند زمانی كه حیوانی وحشی، اهلی می‌شود و اسب سركش رام می‌شود و سگ وحشی تربیت می‌شود و برای پاس و نگهبانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پس چگونه در انسان كه ویژگی‌های برتری دارد تربیت اخلاقی پذیرفته نشود. و اما اینكه بعضی از خلقیات كه البته كم هستند تغییر را نمی‌پذیرند. مانند آن نوع اخلاقی كه به قوه عقلیه آدمیان تعلق دارد مثل هوش و حافظه و خوش فكری و مانند آن و لذا اشخاص در آرایش و پیرایش این نوع خلقیات مختلف و متفاوتند. برخی زود و به آسانی و برخی دیر و به دشواری به این صفات آراسته می‌شوند و به همین جهت است كه اگر همه انسانها را مشاهده كنیم نمی‌توان دو نفر را مانند هم پیدا كرد.‌ مرحوم نراقی برای نظر خود و اختلاف در استعدادها به حدیثی از پیامبر اكرم(ص) اشاره می‌كند كه فرمودند: «عمل كنید كه هر كسی برای آنچه آفریده شده آمادگی دارد». او از ارسطو نیز عبارتی را برای تأئید مطلب خود ذكر نمود كه گفته است: «ممكن است انسانهای بد با تأدیب و تربیت اصلاح شوند كه البته این قاعده كلیت ندارد زیرا گاهی تربیت در برخی به گونه‌ای اثر می‌گذارد كه اخلاق بد را به كلی زایل و ریشه كن می‌كند و در بعضی آن اخلاق زشت را كاهش می‌دهد و در بعضی اصلاً تأثیر نمی‌كند».‌همان گونه كه دقت می‌شود برای این نظریه استدلال و برهانی ارائه نشده و فقط به مشاهده و تجربه بازگشت داده شده و به نظر می‌رسد آنچه آورده نه اینكه مدعای ایشان را ثابت نمی‌كند بلكه آن مباحث اثبات تغییر خلق را نتیجه می‌دهد، زیرا خلاصه سخن این بود كه افراد در آراستن صفات به لحاظ استعداد و هوش متفاوتند از این رو تحقق آن برای برخی آسان و برای بعضی دیگر دشوار است كه این سخن صحیح است ولی هیچ ربطی به اثبات این ادعا كه بعضی از اخلاق قابل تغییر نیست ندارد. تنها نتیجه‌ای كه از بعضی عبارات مانند آنچه از ارسطو نقل شد گرفته می‌شود، دشوار بودن تغییر برخی از صفات است نه امتناع و استحاله تغییر. بنابراین؛ این نظریه فاقد هر گونه دلیل می‌باشد زیرا چنین تفصیل و تفاوتی میان صفات قابل اثبات نمی‌باشد. اینكه گفته شود صفات و اخلاق طبیعی و فطری قابل تغییر نباشد و آن بخش از صفاتی كه از عوامل خارجی برخوردار است قابل تغییر است، چه دلیلی می‌توان بر آن اقامه كرد و بر فرض اینكه چنین تغییری در این نوع صفات پذیرفته شود چه دلیلی وجود دارد كه صفات فطری قابل تغییر نباشند؟ چگونه حالات طبیعی حیوانات تغییر پذیر باشد و خلق آدمیان تغییر نپذیرد؟ و چگونه تعلیم و تربیت نمی‌تواند آنقدر ریشه دار باشد كه اعماق وجود انسان را دگرگون سازد؟بهترین زمان برای تغییر دادن و شكل گرفتن اخلاق، دوران جوانی است كه باید آن را قدردان بود و ارزش آن را كاملاً محفوظ نگه داشت.‌

پيشگامی در عمل

مردم، در هميشه تاريخ، الگوپذير بوده‌اند و با پيروي از اسوه‌هاي انتخابي خويش، اعمال و حركات خود را تعيين كرده‌اند و مي‌كنند و واضح است كه زمامداران و عالمان هر جامعه‌اي، در اين باره، بيشترين اثر و نقش را دارند. از اين رو، پيشگامي آنان در انجام دادن كارهاي خير و سودمند، سبب مي‌شود تا مردم و رعيت، از آنان پيروي كنند و در پي آنان، به دنبال اعمال شايسته حركت كنند. در آيات و روايات، به اين مطلب توجه كافي شده است. مولا امام علي (ع) نيز بارها به اين حقيقت اشاره كرده است، از جمله: «بر زمامدار است كه خودش را آماده پذيرش (حقايق و اعمال خير) پيش از افراد (لشكريان) كند.» ابن ابي الحديد در شرح و تفسير اين حكمت مي‌گويد: فرع، هميشه، تابع و پيرو اصل است و اگر اصل، منحرف باشد، محال است كه فرع، مستقيم باشد. و نيز ضرب المثلي عربي مي‌گويد: «آيا سايه مي‌تواند راست باشد در حالي كه عود (صاحب سايه) كج است؟». بنابراين، كسي كه خودش را مدير كرده و شرايط و آداب لازم را نياموخته، مانند كسي است كه ادعاي صياغت (انگشترسازي) و نجاري كند و بر ساختن انگشتر يا تخته‌اي توان نداشته باشد و اين، نوعي از ديوانگي به شمار مي‌رود، بلكه ديوانگي محض است. در جاي ديگر، پيشگامي در خودسازي و كارهاي خير را از وظايف لازم هر مديری دانسته، مي‌فرمايد: « هر كس خودش را مدیر قرار داده، بايد پيش از آموزش ديگران، به آموزش خودش بپردازد.» مولا علي (ع) نه تنها در بُعد نصيحت و تبيين شرايط و ملاك‌هاي مديران، بر اين مطلب پاي فشرده كه در مقام عمل نيز چنين رفتار كرده است: « ‌اي مردم! سوگند به خدا! شما را به چيزي توصيه نمي‌كنم، مگر اينكه پيشگام شما هستم در عمل به آن و شما را از چيزي برحذر نمي‌دارم، مگر اينكه پيش از شما، خودم برحذر مي‌شوم. » در قرآن، در آيات فراواني، مديران و زمامداراني كه مردم را به كارهاي پسنديده و خير فرا مي‌خوانند، بي‌آنكه خودشان پيشگام در انجام دادن آنها باشند، مورد سرزنش و توبيخ واقع شده‌اند: « آيا مردم را به كارهاي نيك فرا مي‌خوانيد، در حالي كه خود شما، آن را فراموش كرده ايد؟»

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS