دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقلید Imitation

No image
تقلید Imitation

كلمات كليدي : تقليد حسي ـ حركتي، تقليد پيش عملياتي، نظريه هاي تقليد، روان شناسي رشد

نویسنده : طيبه خلج

در روان‌شناسی قدیم، تقلید به عنوان یکی از غرایز اساسی مطرح شده است. اما بررسی‌های تحولی نشان داده‌اند که این پدیده مانند بسیاری از سایر پدیده‌های روان‌شناسی با عنوان کردن غریزه غیر قابل حل است و فرایند تقلید باید مانند سایر فرایندهای روانی بر اساس یافته‌های عینی مورد تبیین قرار گیرد. با بررسی مساله شکل‌گیری تقلید، می‌بینیم که در این عمل جنبه غریزی حاکی از یک حرکت خودکار به چشم نمی‌خورد. یعنی تقلید یک مکانیزم از پیش داده شده نیست که بلافاصله بعد از تولد، طفل بتواند آن را به کار اندازد، بلکه از همان ماه‌های اول همبستگی دقیق و باریکی بین فرایند تقلید و محور اصلی تحول وجود دارد. اهمیت تقلید از این لحاظ است که در یادگیری‌های مختلفی که انسان با آن‌ها روبه‌رو است مرتبا آن را به عنوان پایه مورد استفاده قرار می‌دهد. مثلا یادگیری زبان تا حد نسبتا زیادی تابع تقلید است. نقش دیگر تقلید در انتشار هیجان‌هاست. مخصوصا در گروه‌هایی که اعمال سازمان‌یافته انجام می‌گیرد تقلید نقش مهمی بر عهده دارد. همراه با تحول ذهنی، تقلید نیز در فرد آدمی به کار می‌افتد و شاید بتوان در این راه از یک نوع گرایش یا سوگیری کلی سازمان روانی سخن گفت. همچنین اهمیت تقلید در این است که مقدمه‌ای برای تجسم است. یعنی اینکه قبل از رسیدن به زندگی تجسمی مکانیزم تقلید زیربنای تجسم یا اساس تصویر ذهنی را فراهم می‌کند.[1]

آلبرت بندورا می‌گوید: تقلید در حقیقت نوعی فعالیت مربوط به پردازش اطلاعات است و همزمان با مشاهداتی که کودک از جهان اطراف خود دارد، اطلاعاتی به مجموعه داشته‌های شناختی او راه یافته و مورد پردازش قرار می‌گیرد، که بعدها الگویی برای عمل او خواهد بود.[2]

تقلید دو خصوصیت معین دارد، اول اینکه باید تکرار رفتاری باشد که سرمشق انجام داده است. دوم اینکه باید انتخابی باشد، یعنی، پاسخی که ما به آن تقلید می‌گوییم باید در برابر صرفا یکی از رفتارهای سرمشق باشد نه در برابر تعداد زیادی از شرایط مختلف انگیزش.[3]

دوره‌های تقلید

1. از تولد تا دو سالگی: تقلید حسی ـ حرکتی

مرحله اول: مرحله بازتاب‌های کلی است و تقلید به شکل فراهم‌سازی‌های بازتابی است. یعنی، بدین‌ترتیب مقدمات تقلید فراهم می‌شود. غالبا محرک‌هایی که در محیط کودک قرار می‌گیرند در این سطح در حکم تحکیم کلی اعمالی هستند که کودک انجام می‌دهد. مثلا اگر کودک گریه کند ممکن است گریه سایر اطفال موجب تقویت یا تحکیم گریستن او شود.

مرحله دوم: نخستین عادات شکل می‌گیرند و زمان بروز واکنش‌های دورانی نخستین و تحقق بازتاب‌های شرطی است. تقلید جنبه گاه‌گاهی دارد. در این مرحله تقلید را می‌توان در سه شکل مشاهده کرد:

الف. سرایت صوتی: کودک بیشتر تحت تاثیر صدای محرک‌های صوتی قرار می‌گیرد اما دقیقا همان اصوات را تقلید نمی‌کند بلکه آن صداها فعالیت‌های کمابیش مشابهی در وی به وجود می‌آورند.

ب. به صورت تقلید متقابل: در این مرحله حرکات یا صداهایی که کودک از خود بروز می‌دهد اگر در حوزه دید او تکرار شوند کودک پس از مکثی، دوباره آن‌ها را انجام می‌دهد.

ج. تقلید گاه‌گاهی: ممکن است طفل موقعیت‌های ناشناخته‌ای را تقلید کند، منتهی در حد بسیار محدود و آن هم گاه‌گاهی.

مرحله سوم: در این مرحله کودک به تقلید نظام‌دار اصواتی که مربوط به خود وی هستند می‌پردازد. اگر الگوهایی حضور داشته باشند کودک می‌تواند از این الگوها که در زمینه تولید صوتی است استفاده کند. اما هنوز تقلید به صورت مجموعه حرکات و اصوات است و مطابقت جزء به جزء برای کودک ممکن نیست.

مرحله چهارم: در این مرحله، مقدمات تقلید حرکات نامرئی وجود دارد و از نظر تقلید نظام "ردها" تشکیل می‌شود. یعنی با داشتن یک نشانه محسوس یا ملموس کودک قادر است که از یک الگو تقلید کند؛ تقلیدهایی که با تجسس ضمنی یا پیگردی همراهند، بدین‌ترتیب که کودک بلافاصله قادر نیست از یک موقعیت یا الگو استفاده کند بلکه قادر است لااقل مطابقت اعضاء را به صورت حسی با مدل یا الگو کشف کند.

مرحله پنجم: حد این مرحله چنان است که تقلید موقعیت‌های نامرئی یا قسمت‌های نامرئی بدن به صورت آسان‌تر و به شکل نظام‌دار قابل انجام است. مثلا اگر انگشت را روی پیشانی بگذاریم کودک سعی می‌کند که این عمل را انجام دهد، اما در آغاز انگشت را به سوی چشم برده و سپس با یک سلسله جابجایی‌ها موقعیت تقلید را به طور کامل انجام می‌دهد.

مرحله ششم: در این مرحله روان‌بنه‌ها درونی شده و ظرفیت تقلید در غیاب الگو بروز می‌کند. به‌تدریج فرایند ذهنی کودک به مرحله‌ای از تحول می‌رسد که می‌تواند روان‌بنه‌هایی از موقعیت را برای خود مجسم کند، یعنی فعالیت تقلیدی را از زمینه منحصرا حسی ـ حرکتی یا عمل جدا کند. البته این تقلید در ابتدا در حوزه‌ای نزدیک عمل می‌کند و سپس با فواصل فضایی و زمانی بیشتر انجام می‌پذیرد. مثلا در آغاز کودک نمی‌تواند دستش را پشت گردنش بگذارد یا وقتی امکان مطابقت دادن جزء با جزء نیست به این حالت دست یابد، ولی به دنبال تحول و مخصوصا از مرحله ششم به بعد توانایی تقلید بدون الگو در وی گسترش می‌یابد.[4]

2. از دو تا هفت سالگی: تقلید پیش‌عملیاتی

در این دوره که آن را "نیمدوره اول دوره دوم تحول" می‌نامند و سازمان روانی در حال تغییر و گسترش است تقلیدها از چارچوب حسی ـ حرکتی جدا شده و جنبه تقلید تجسمی به خود می‌گیرند. در دوره قبل، کودک از مدل‌هایی تقلید می‌کند که می‌بیند و می‌شنود. البته گاهی از مدل‌هایی تقلید می‌کند که قبلا آن‌ها را دیده است ولی اکنون در مقابلش نیستند، بی‌آنکه تجسم در این کار نقش داشته باشد. اما در دوره دوم، کودک از نمونه‌هایی تقلید می‌کند که هم‌اکنون قابل ادراک نیستند. برای مثال ادای کودکی را درمی‌آورد که در حال حاضر حضور ندارد و قبلا او را دیده است(یا مثلا به عروسک خود غذا می‌دهد).[5] در بسیاری از فعالیت‌های کودک به‌خصوص آن قسمت از فعالیت‌ها که جنبه تخیلی دارند مساله تقلید در کار است. در بسیاری از بازی‌ها وقتی که جنبه سازندگی یا تخیلی پیدا می‌کنند از مساله تقلید استفاده می‌شود. در بازی‌های رمزی هم از مکانیزم تقلید استفاده می‌شود. یعنی برای رمزها یا تصاویری که مجسم می‌شوند از تقلید استفاده می‌شود.

3. از هفت سالگی به بعد

دوره سوم تحول تقلید از هفت سالگی به بعد است. فرایندهای عقلی در این دوره، تحول بیشتری پیدا کرده و جنبه عملیاتی به خود می‌گیرند. پس تقلید واجد جنبه تعقلی یا عملیاتی و تابع مکانیزم‌های اصلی هوش می‌شود. تقلید در این دوره با مسایل اصلی نظام روانی فرد درآمیخته است. یعنی وارد مجموعه اصلی می‌شود و اگر در آغاز دوره حسی ـ حرکتی به‌تدریج از جنبه برون‌سازی روان‌بنه‌ها که در ابتدا بیشتر جنبه درون‌سازی داشتند جدا می‌شد، در این دوره دوباره با پیوستن به جنبه‌های بیشتری از درون‌سازی وارد مجرای اصلی یعنی مکانیزم "هوش" می‌شود. پس به این ترتیب تقلید در سه دوره تحول می‌یابد و با سایر کنش‌ها یا مؤلفه‌های روانی در رابطه است.[6]

نظریه‌های تقلید

نظریه غریزی: در مکاتب مختلف روان‌شناسی قبل از اینکه تحقیقات تحولی به وجود آیند، تقلید مرتبا به عنوان یک غریزه معرفی می‌گردید که غریزه تطبیق با محیط اجتماعی و تبعیت از الگوهای اجتماعی خوانده می‌شد. برخی از نظریه‌پردازان معاصر بر این باورند که «تقلید پدیده‌ای است همگانی و مربوط به رسش؛ نوعی توانایی است که منشا فطری داشته و در ذات آدمی وجود دارد». ملتزوف و مور[1] نیز تحقیقاتی در این زمینه انجام داده و یافته‌های خود را چنین خلاصه کرده‌اند که نوزادان انسان از نوعی توانایی فطری برخوردارند که آن‌ها را قادر می‌سازد تشابه بین فعالیت‌های خود و دیگران را درک کنند.[7]

مطالعات "گیوم"[2] درباره تقلید نشان می‌دهند که به هیچ وجه تقلید جنبه غریزی ندارد و مساله‌ای است که به‌تدریج در زمینه روانی ساخته می‌شود و از ابتدا به فرد داده نشده است. اگر به صورت دقیق و علمی از غریزه صحبت کنیم باید به دو نکته اساسی توجه کنیم. اولا در غریزه یک تمایل باید وجود داشته باشد. ثانیا همراه با تمایل یک سلسله روش‌های عملی مشخصی که احتیاج به یادگیری ندارند در فرد وجود داشته باشد، به عبارت دیگر مکانیزمی باشد که به صورت ارثی در ارگانیزم از پیش سوار شده باشد. در بررسی‌ها می‌بینیم که در دو غریزه تغذیه و غریزه جنسی هم تمایل وجود دارد، هم طرز عمل یا روش و هم تجهیزات معین. پس بدین وسیله می‌بینیم که قبول کردن تقلید به عنوان یک مساله غریزی امری بسیار دشوار است و عملا بررسی‌ها به ما اجازه تصور چنین نظریه‌ای را نمی‌دهند.

نظریه برون‌سازی: بر اساس نظریه پیاژه، درون‌سازی و برون‌سازی دو قطب یک روان‌بنه هستند که تعادل بین آن‌ها موجب رفتارهای سازش یافته می‌شود. ولی زمانی که درون‌سازی بر برون‌سازی مقدم باشد و هدف تعادل‌جویی از میان برخیزد، بازی تحقق می‌پذیرد و زمانی که برعکس برون‌سازی بر درون‌سازی تقدم داشته باشد و هدف تعادل‌جویی در کار نباشد، تقلید پدیدار می‌گردد. بنابراین، اولویت برون‌سازی روان‌بنه‌هاست که تقلید را به وجود می‌آورد.[8]

[1] Meltzoff & Moore

[2] Guillaume

مقاله

نویسنده طيبه خلج

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS