دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توسعه پایدار Sustainable Development

توسعه از نظر اندیشه‌وران علوم اقتصادی و اجتماعی، به‌معنای ارتقای مستمّر کلّ جامعه و نظم اجتماعی به‌سوی زندگی بهتر یا انسانی‌تر است؛
توسعه پایدار Sustainable Development
توسعه پایدار Sustainable Development

كلمات كليدي : توسعه پايدار، توسعه اقتصادي، شاخص هاي توسعه پايدار، محيط زيست

نویسنده : حسين كفشگر جلودار

توسعه از نظر اندیشه‌وران علوم اقتصادی و اجتماعی، به‌معنای ارتقای مستمّر کلّ جامعه و نظم اجتماعی به‌سوی زندگی بهتر یا انسانی‌تر است؛[1] اما «توسعه‌اى که نیازمندی‌های حاضر را بدون لطمه زدن به توانایى نسل‌هاى آتى در تأمین نیازهاى خود برآورده می‌سازد، توسعه پایدار گویند».[2]

توسعه پایدار، ترکیبی از دو واژه است که دو جنبه متفاوت (پیشرفت اقتصادی-صنعتی و کیفیت محیط زیست)را در یک نماد (توسعه پایدار) متحد می‌سازد.به‌عبارت دیگر دو مفهوم اقتصاد و اکولوژی در کنار هم قرار گرفته و زیربنای استراتژی توسعه پایدار را شکل می‌دهد.[3] آنچه در تعاریف مربوط به توسعه پایدار مشترک است، جنبه پویایی آن، رفع نیازهای اساسی، توجه خاص به حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از تخریب و آلودگی آن است.[4]شرط لازم جهت دستیابی به توسعه پایدار، حفظ کارآیی در تخصیص منابع و شرط کافی آن عبارت است از:

  1. تقلیل منابع تجدید نشدنی و احیای دوباره و حفاظت از آن؛
  2. جایگزینی منابع تجدیدپذیر با منابع تجدیدناپذیر؛
  3. ایجاد تعادل در جذب فضولات توسط محیط زیست در مقابل مقدار فضولات وارد شده به محیط زیست.[5]

به‌رغم این‌که از ابتدای طرح توسعه، منابع طبیعی نقش اساسی در شکل‌گیری آن داشت؛ اما تا دهه‌های اخیر از توجه جدی به آن غفلت شده بود.[6]رشد شتابان اقتصادی در دوران انقلاب صنعتی از طریق استخراج منابع طبیعی برای به‌کار انداختن صنایع سنگین، بسیار مورد استفاده قرار گرفت؛ تا جایی‌که هرچه بیشتر شدن دود سیاه از دودکش کارخانه‌ها را معرف پیشرفت اقتصادی و مدرنیزه شدن به‌شمار می‌آوردند.[7] در این میان، بشر در اشتیاق خود به‌منظور دست‌یابی هرچه بیشتر به توسعه تکنولوژی و صنعت، بیشتر از آن‌که بتواند محیط زیست را مجددا برای زندگی مساعد کند، از آن بهره‌برداری نمود و دیگر فراموش کرد که میزان توسعه و کاربرد منابع توسط انسان‌ها طبیعت را با چه سرعتی تخریب و آلوده می‌کند.بشر حقوق نسل‌های آینده را نسبت به ذخایر غیر قابل تجدید که در معرض پایان‌پذیری است، نادیده گرفته و به سهم فرزندان از منابع و طبیعت هیچ توجهی نکرده است.[8] به‌مرور زمان و مشاهده آثار زیان‌بار توسعه اقتصادی، همگان نسبت به استراتژی توسعه حساس شده و حفاظت از محیط زیست را وظیفه عمومی تلقی کردند.[9]برای همین از اوایل دهه 1970، در رویکردهای علمی به توسعه، تجدیدنظر اساسی پدید آمد.[10]بنا به‌دعوت کنفرانس سازمان ملل پیرامون محیط زیست انسانی (United Nations Conference on the Human Environment) اجلاسی با حضور کارشناسان در سال1971 در شهر "فونکس"سوئیس با هدف ایجاد ارتباط بین توسعه اقتصادی و محیط زیست تشکیل شد.این حرکت در اجلاس "استکهلم"در سال 1972 قوت بیشتری گرفت و در اعلامیه کوکویک (Cocoyoc Declaration) در سال 1974 تفسیر جامع‌تر و عمیق‌تری از آن عرضه شد. چالش جدید که در آغاز توسعه بوم‌شناسانه (Ecodevelopment) خوانده می‌شد، سرانجام با عنوان توسعه پایدار عالم‌گیر شد تا به طرح الگویی برای توسعه اقتصادی بپردازد که برای محیط زیست بشری مضر نباشد.[11]

اهداف توسعه پایدار

توسعه پایدار همواره در مباحث خود به موارد زیر تأکید داشته است:

  1. به‌هم پیوستگی محیط زیست و توسعه اقتصادی به‌عنوان اساس بحث توسعه پایدار
  2. اهمیت افراد در دستیابی به توسعه پایدار و توجه به مردم به‌عنوان محور توسعه و تلاش در جهت برقراری زمینه‌های مشارکت
  3. توجه به مردم و رفع نیازهای اولیه و اساسی آن‌ها؛ از جمله مسکن مناسب، بهداشت و تکنولوژی مناسب برای همه
  4. توجه به توسعه درونی در چارچوب محدودیت‌های منابع طبیعی
  5. کمک به فقرا و تهیدستان؛ چراکه راهی جز تخریب و آلودگی محیط زیست برای این گروه باقی نمانده است.
  6. تلاش برای دستیابی به عدالت اجتماعی و برابری "درون‌نسلی" و "بین‌نسلی" و سعی در برقراری عدالت اقتصادی.

توسعه پایدار و توسعه اقتصادی[12]

توسعه پایدار تفاوت‌هایی با توسعه اقتصادی دارد؛ که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

1.در مباحث مربوط به توسعه پایدار، خود توسعه به‌صورت فرایندی فرهنگی درمی‌آید و هدف، به‌جای حصول ثمرات کوتاه‌مدت، به برقراری رابطه‌ای فرهنگی بین محیط طبیعی، انسان و برنامه توسعه تبدیل می‌شود.

2.در تفکر توسعه اقتصادی، سرمایه طبیعی و سرمایه تولیدی، تقریبا به‌طور کامل جانشین یکدیگر در نظر گرفته می‌شود و تکنولوژی می‌تواند هرگونه کاهش منابع طبیعی را جبران نماید.در مقابل، تفکر توسعه پایدار براین باور است که تکنولوژی را همیشه نمی‌توان جایگزین بسیاری از عملکردهای حیاتی طبیعی نمود.

3.نگرش جزء‌گرا در توسعه اقتصادی، انسان و محیط زیست را به‌عنوان دو پدیده مستقل و مختلف در نظر گرفته و بر این اساس، برنامه‌ریزی و طراحی می‌کند که در نهایت این‌دو را در مقابل هم قرار می‌دهد.حال آنکه در تفکر توسعه پایدار، مبنای نظری و فکری کل‌گرایانه حکم‌فرما است.

4.آموزش در توسعه پایدار، آموزشی از طریق مشارکت مستقیم و فعال با اتکا به نگرش کل‌گرایانه است.اجزای چنین توسعه‌ای باید به‌صورت نهادهای مشخص و قابل شناسایی، درک و منتقل شوند.این آموزش از یک سو باید سیاست‌گذاران، تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان، طراحان و مجریان را دربرگیرد و از سوی دیگر، در نهایت شامل کسانی که توسعه را تحقق می‌بخشند (یعنی مردم) گردد.

5.پایه و اساس بحث توسعه پایدار، استفاده معقول و منطقی از محیط زیست و منابع طبیعی است.این امر مستلزم توجه به نیاز نسل‌ها است. توسعه پایدار در درون فرهنگ خود، عدالت بین نسلی و درون‌نسلی را در کنار هم مورد تأکید قرار می‌دهد و به برخورداری از شرایط یکسان در استحصال از منابع زیست‌محیطی توجهی خاص دارد.

6.توسعه پایدار، به‌واسطه نیاز اساسی به مشارکت و هم‌فکری عمومی، وحدت، همبستگی اجتماعی، عدالت و توازن را می‌طلبد.چنین حالتی، بدون وجود عدالت اجتماعی و ازبین رفتن فقر در جامعه و نیز بدون توزیع عادلانه امکانات، قابل حصول نخواهد بود.

7.از نظر توسعه پایدار، ارزش تمام منافع و هزینه‌های اجتماعی، از جمله کاهش ارزش منابع طبیعی و ارزش‌گذاری میزان آلودگی و تخریب محیط زیست، باید در نظام حسابداری به‌منظور تعیین نقش توسعه در نظر گرفته شود و به‌دلیل اینکه بازارها نمی‌توانند از کارآیی لازم در این زمینه برخوردار باشند، بر لزوم دخالت دولت تأکید می‌شود.

عوامل موثر در توسعه پایدار[13]

مهم‌ترین عوامل رسیدن به توسعه پایدار عبارتند از:

  • نیاز به تغییر نهادهای موجود و ایجاد نهادهای جدید؛
  • اولویت‌دادن به سرمایه انسانی به‌ویژه زنان و جوانان در جهت پایداری توسعه؛
  • نقش رهبری در به دوش‌کشیدن و بالابردن تلاش توسعه‌ای از بالا؛
  • نقش سازمان‌های مدنی اجتماعی برای پیش‌راندن توسعه از پایین به بالا؛
  • اهمیت حقوق بشر و مفهوم و هدف گسترده آن؛
  • آمیختن توسعه با ساختار اجتماعی و فرهنگی؛
  • ارتباط درونی میان پایداری توسعه و اعتماد به نفس.

ویژگی های توسعه پایدار[14]

الف) توسعه‌یافتگی؛ نخستین ویژگی و به‌تعبیری، لازمه توسعه پایدار، تحقق خود توسعه است؛ تا از پایداری آن سخن رود.توسعه، جریان چندبُعدی است که مستلزم تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی، ‌طرز تلقّی مردم،‌ نهادهای ملّی، ‌تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه‌کن کردن فقر مطلق است.توسعه در اصل باید نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوّع اساسی و خواسته‌های افراد و گروه‌های اجتماعی داخل نظام، از حالت نامطلوب، به یک زندگی بهتر (از نظر مادی و معنوی)، سوق یابد.[15]این هدف زمانی محقق می‌شود که منابع انسانی، فیزیکی و طبیعی در دسترس به‌‌صورت کارآمد و در جهت رسیدن به این هدف تخصیص داده شوند.استفاده کارآمد از منابع طبیعی، به‌معنای این است که هیچ‌گونه افراط و تفریطی در استفاده از آنان صورت نگیرد.رفتارهای بهره‌وران، براساس عدل باشد و هیچ‌گونه انحصار و تکاثری در استفاده از آنان صورت نگیرد.

ب) سلامت محیط زیست؛ گام دوم، فراهم‌ساختن محیط زیست سالم و جلوگیری از تخریب آن است؛ زیرا حتی در صورتی‌که بتوانیم رشد اقتصادی را نیز محقق سازیم، بدون داشتن چنین محیطی، اسباب آسایش انسان فراهم نخواهد شد؛ بنابراین؛ یکی دیگر از ویژگی‌های توسعه پایدار، توجه اکید به مسائل زیست‌محیطی و رعایت شاخص‌های آن است.این ویژگی، در ادبیات توسعه پایدار به‌اندازه‌ای اهمیت دارد که کنار عدالت بین نسلی در بسیاری از منابع، توسعه پایدار را نیز تعریف کرده است.

ج) انعطاف‌پذیری؛ در مسیر پایداری، نارسایی‌ها و موانعی از جانب محیط و نیز استفاه‌کنندگان از آن پیش می‌آید.یکی از ویژگی‌های توسعه پایدار، ظرفیت جامعه در واکنش به این‌گونه موانع طبیعی تحمیلی است و به‌تعبیری دیگر، انعطاف‌پذیری یا قابلیت نظام برای ترمیم یا نگهداری سطح بهره‌وری در بی‌نظمی‌های کوتاه یا بلندمدّت است.به‌صورت روشن، این ویژگی نیز همانند ویژگی پیشین در جهت استمرار تعادل موجود در عناصر طبیعت بوده و انعطاف‌پذیری، قابلیت نظام زیست‌محیطی به‌منظور مقابله با عدم تعادل‌ها یا برگرداندن وضعیت به حالت تعادل است.

شاخص‌های معرف توسعه پایدار[16]

شاخص‌های معرف توسعه‌پایدار، شاخص‌هایی هستند که بر پایه آن می‌توان ملاحظات زیست‌محیطی را در تصمیم‌گیریهای اقتصادی-اجتماعی دخالت داد.

  1. شاخص‌های معرف اوضاع جنگل‌زدایی و بیابان‌زدایی؛ متوسط نرخ رشد مساحت جنگل‌زدایی و متوسط رشد تخریب چراگاه‌های دائمی موجود از جمله این شاخص‌ها هستند؛

2.شاخص معرف انهدام گونه‌های جانوری و گیاهی؛ نسبت گونه‌های پستاندار رو به انقراض به کل گونه‌های رو به انقراض، از جمله شاخص‌های این دسته‌اند.

  1. شاخص‌های معرف میزان اثرات گازهای گلخانه‌ای (Green House Effect)؛ در صورت وجود این وضعیت، شاهد افزایش سطح آب دریاها، جاری شدن سیل و تغییرات اقلیمی ناگهانی، تخریب مزارع و عدم امکان سازگاری گروهی حیوانات و گیاهان خواهیم بود. انتشار گاز گلخانه‌ای و نتایج ناگوار تغییرات در کاربری زمین، در زمره این شاخص‌ها هستند.
  2. شاخص معرف وضع منابع آب؛ دو شاخص مهم در این زمینه عبارتند از نسبت تفاوت تولید و فروش آب به کل تولید آب و سهم سرانه از مصرف خانگی در استخراج آب شرین.
  3. شاخص معرف شدت انرژی (Energy Intensity)؛ بیانگر مصرف انرژی به‌ازای یک واحد تولید محصول ناخالص داخلی (GDP) است.دو شاخص مهم در این زمینه عبارتند از:مصرف انرژی به‌ازای هر واحد محصول ناخالص داخلی و درصد سوخت سنتی از کل سوخت‌های مصرفی.

در کنار شاخص‌های معرف توسعه زیست‌محیطی، لزوم وجود شاخص‌های اجتماعی به‌نام شاخص‌های انسانی احساس می‌شود؛ که در کل از شاخص‌های توسعه پایدار محسوب می‌شوند.این شاخص‌ها عبارتند از شاخص‌های بهداشتی، شاخص‌های آموزشی، جمعیت، ارتباطات و اطلاعات.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS