دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تکنولوژی آموزشی

No image
تکنولوژی آموزشی

كلمات كليدي : يادگيري، نظام آموزشي، وسايل آموزشي، تكنولوژي آموزشي، علوم تربيتي

نویسنده : سمانه محمدي قراسويي

واژه "تکنولوژی"، غالبا فرآورده‌های صنعتی از قبیل ماشین‌آلات، کامپیوتر، رباط و آدم‌آهنی، آدم‌واره، سفینه فضایی، ماهواره و غیره را به ذهن متبادر می‌کند و تصور می‌شود مردمی که دارای محصولات صنعتی هستند، از تکنولوژی برتری برخوردارند.

تکنولوژی، عبارت از اختراعات پیچیده و شگفت‌انگیز نیست. اختراعات علمی که گاه پیچیدگی‌های بالایی هم دارند، در واقع محصول تکنولوژی هستند نه خود تکنولوژی. برای تکنولوژی چند تعریف مشخص وجود دارد:

1. تکنولوژی یعنی، علم عمل(در برابر علم محض)

2. تکنولوژی یعنی، استفاده از علم محض به منظور تغییر محیط به خواست و میل خود برای ایجاد بهبود

3. تکنولوژی یعنی، دانشی که به وسیله آن، چیزهای لازم و مورد نیاز یا مورد تقاضا فراهم می‌شوند.

در یک جمله می‌توان گفت؛ تکنولوژی، شیوه‌‌های به‌کارگیری دانش محض را تعیین کرده و راه ایجاد تغییرات مطلوب را برای ما هموار می‌سازد. استفاده از دانسته‌ها، آگاهی‌ها و اطلاعات در هر سطحی که باشد، تکنولوژی است.[1]

تکنولوژی، واژه مرکبی است که از دو واژه مستقل "تکنو" مشتق از تکنیک[2] به معنی راهکار یا روش اجرای کار و "لوژی"[3] به معنی شناخت، تشکیل شده است. پس تکنولوژی یعنی شناخت راه‌ها و روش‌های کار و عمل.

تکنولوژی آموزشی

هر کار، حرفه و صنعتی، تکنولوژی مخصوص به خود را دارد. ما می‌توانیم از تکنولوژی‌های مختلف حرف بزنیم، مثل تکنولوژی کشاورزی، تکنولوژی معماری، تکنولوژی استخراج نفت و ده‌ها بلکه صدها تکنولوژی دیگر که به حرفه‌های مختلف مربوط می‌شوند.

تکنولوژی آموزشی هم، یکی دیگر از آنهاست که در کار و حرفه آموزش و یا یاد دادن برای یاد گرفتن استفاده می‌شود. تکنولوژی آموزشی مانند هر علم دیگر، برای تولید محصولات خود که همانا روش‌ها و ابزارهایی برای بهبود و تسهیل یادگیری است، از عناصری کمک می‌گیرد که آنها مکمل یکدیگرند و بدون یکی از آنها، تکنولوژی آموزشی کامل نخواهد بود. بنابراین تکنولوژی آموزشی، تنها به‌کارگیری وسایل و ابزار یا دستگاه‌ها یا استفاده از یافته‌های تحقیقات در زمینه تئوری‌های یادگیری نیست. تکنولوژی آموزشی، با بهره‌گیری از یافته‌های تمام علوم به حل مسایل آموزشی اقدام می‌کند. بدیهی است استفاده از یافته‌های علومی که با آموزش، ارتباط نزدیک‌تر و مستقیمی دارند(مانند تئوری‌های روان‌شناسی تربیتی یا تئوری‌های یادگیری)، بیش از علومی مانند بیولوژی، گیاه‌شناسی و غیره می‌باشد.[4]

جالب است بدانیم، در هنگام بررسی واژه تکنولوژی آموزشی و یا گفتگو با معلمان مدارس و حتی مدرسان دانشگاه‌ها، درمی‌یابیم مفاهیمی که از این واژه علمی در ذهن آنها وجود دارد، بسیار متفاوت است. دلیل این گوناگونی تصورات ذهنی از یک رشته و یک واژه علمی، نحوه وارد شدن این رشته به سیستم آموزشی کشورها و به‌طور کلی تکامل مفهوم تکنولوژی آموزشی است.[5]

در سال‌های اولیه دهه 1950 که سال‌های شروع گسترش دانش تکنولوژی به عنوان یک علم مستقل می‌باشد، تکنولوژی آموزشی را آن رشته از فعالیت‌های منظمی می‌دانستند که ماشین، موارد تکنیک را برای رسیدن به هدف‌های آموزش و پرورش به یکدیگر نزدیک کند. همچنین تعریفی که کمیته مخصوص تکنولوژی آموزشی در آکادمی ملی مهندسی آمریکا ارائه می‌دهد چنین است: مجموعه‌ای از معلومات ناشی از کاربست علوم آموزشی و یادگیری در دنیای حقیقی کلاس درس، همراه با ابزار و روش‌هایی که کاربست علوم نامبرده را تسهیل کند.

در سال‌های اخیر به وسیله سازمان‌ها و گروه‌های مختلف، چندین تعریف از تکنولوژی آموزشی ارایه گردیده است که سه مورد از آنها ارایه می‌گردد.

تعریف شورای ملی تکنولوژی آموزشی انگلستان: تکنولوژی آموزشی عبارت است از، توسعه کاربرد و ارزشیابی سیستم‌ها، متون و مواد آموزشی به منظور بهبود فرایند یادگیری انسان.

تعریف مرکز ملی یادگیری برنامه‌ای انگلستان: تکنولوژی آموزشی عبارت است از، کاربرد دانش علمی در زمینه یادگیری و شرایط یادگیری به منظور بهبود اثربخشی و کارآیی تدریس و تعلیم.

تعریف کمیسیون تکنولوژی آموزشی آمریکا: تکنولوژی آموزشی عبارت است از، روش یا راه منظم،[6] طراحی،[7] اجرا[8] و ارزشیابی[9] کل فرایند[10] تدریس برحسب اهداف معین و براساس تحقیقات در زمینه یادگیری و ارتباط انسانی و به‌کارگیری منابع انسانی و غیرانسانی به منظور فراهم آوردن یادگیری و آموزش موثرتر، پایدارتر و عمیق‌تر.

تشابه هر سه تعریف در این است که هر سه، بر عملکرد اولیه تکنولوژی آموزشی یعنی "بهبود کارآیی فرایند یادگیری" تاکید دارند.[11] از تعاریف ارایه‌شده، کامل‌ترین و جامع‌ترین تعریف، مورد سوم است که بیشترین کاربرد را در ایران دارد که توجه عمیق به تعریف یاد شده، خواننده را به چند نتیجه‌گیری اساسی هدایت می‌کند که عبارتند از:

الف. تکنولوژی به کاربرد صرف ابزار و وسایل آموزشی خلاصه نمی‌شود، بلکه دامنه‌ وسیع‌تری دارد و کاربرد وسایل آموزشی به عنوان قسمتی از آن محسوب می‌شوند.

ب. نظر به اینکه تکنولوژی آموزشی، نوعی راه یا روش سیستماتیک(منظم) به حساب می‌آید، بنابراین مانند هر پدیده یا دستگاه منظم، از مجموعه قسمت‌های مختلف تشکیل‌دهنده خود بیشتر است. زیرا کنش و واکنش یا تعامل میان اجزا تشکیل‌دهنده آن منتج به آثار و تاثیرات و نتایجی می‌شود که از حاصل جمع عناصر تشکیل‌دهنده آن بیشتر است.

ج. تکنولوژی آموزشی، راه یا روشی است جهت طراحی، اجرا و ارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری. به عبارت دیگر ما می‌توانیم با استفاده از آن قبل از اجرای تدریس، طرح تدریس را آماده کرده و برای یادگیری فراگیران نیز طرح از پیش‌‌تدوین‌شده داشته باشیم. پس براساس طرح تهیه‌شده، تدریس را اجرا کرده و یادگیری طراحی و پیش‌بینی‌شده را در فراگیران خود به وجود بیاوریم و سرانجام از تدریس به‌عمل‌آمده و یادگیری ایجادشده، ارزیابی لازم را به عمل آوریم.

د. تکنولوژی آموزشی به منظور طراحی، اجرا و ارزیابی کل فرایند تدریس و یادگیری از یافته‌های علومی چون روان‌شناسی و علم ارتباطات انسانی بهره می‌گیرد.

ه. تکنولوژی آموزشی، ترکیب مناسبی از منابع انسانی و غیرانسانی را به خدمت می‌گیرد. به عبارت دیگر، برخلاف کاربرد صرف مواد و وسایل آموزشی و یا آموزش دیداری و شنیداری که در آنها کاربرد صرف وسایل و ابزار مادی مطرح است، در تکنولوژی آموزشی از منابع انسانی مناسب استفاده منطقی به عمل می‌آید.

و. همان‌گونه که در پایان تعریف مطرح است، استفاده از تکنولوژی آموزشی در کنار مزایای بی‌شماری که داراست، می‌تواند به ایجاد نوعی یادگیری منجر شود که ویژگی‌های آن عبارتند از: عمیق بودن، موثر بودن و پایدار بودن.[12]

در مفهوم تخصصی تکنولوژی آموزشی، اهداف نقش اساسی را در طراحی، اجرا و ارزیابی از آموزش ایفا می‌کنند. این اهداف به خودی خود شکل نمی‌گیرند بلکه عمدتا نتایج بررسی و تحلیل نیازها بر تدوین آنها تاثیر می‌گذارد.

مقاله

نویسنده سمانه محمدي قراسويي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS