دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جریان داخواست

No image
جریان داخواست

دادخواست، مدير كل، دفتر دادگاه، دادگاه، شكايت، طرح دعوا

نویسنده : سيد محمد هاشم واعظ

دادخواست باید به دفتر دادگاه صالح و در نقاطی که دادگاه دارای شعب متعدد است به دفتر شعبه‌‌ی نخست ارایه شود.

از زمانی که دادخواست تقدیم این دفتر می‌شود تا روز دادرسی اقداماتی باید انجام شود که در ذیل به بررسی هر یک می‌پردازیم.

جریان داخواست در دفتر کل

دادخواست به دفتر دادگاه صالح و در نقاطی که دادگاه دارای شعب متعدد است به دفتر شعبه‌‌ی نخست که دفتر کل دادگاه شمرده می‌شود تقدیم می‌شود. مدیر دفتر دادگاه پس از وصول دادخواست باید فوری آنرا ثبت کرده، رسیدی مشتمل بر نام خواهان و خوانده، تاریخ تسلیم (روز، ماه، سال) با ذکر شماره ثبت به تقدیم کننده‌ی دادخواست ‌بدهد و در برگ دادخواست تاریخ تقدیم را قید ‌کند. تاریخ رسید دادخواست به دفتر، تاریخ اقامه دعوا محسوب می‌شود.[1] البته این تاریخ باید به تاریخ شمسی باشد، همچنین به فارسی درج شود و بنابراین درج تاریخ قمری یا میلادی خلاف قانون می‌باشد. ظاهرا مدیر دفتر موظف است که این دادخواست را بپذیرد هر چند ناقص باشد (البته در صورتی که دادخواست در برگ مخصوص و با زبان فارسی نوشته شده باشد و توسط دادخواست دهنده امضا شده باشد).[2] مدیر دفتر دادگاه باید پس از ثبت دادخواست آن را به نظر رییس شعبه‌ی نخست یا معاون وی برساند تا به هر شعبه‌ای که مصلحت می‌داند ارجاع نماید.[3]

این دستور مندرج در قانون است ولی آنچه عملا در محاکم جریان دارد این است که در نقاطی که یک شعبه می‌باشد، دادخواست به رییس شعبه‌ی همان دادگاه ارایه می‌شود و در شهرهای بزرگ که شعب متعددی از دادگاه وجود دارد، قسمتی به نام دایره ثبت دادخواست وجود دارد که دادخواست به آن دایره تسلیم می‌شود. این قسمت کلیه دادخواست‌های روزانه را به نظر رییس کل محاکم که رییس شعبه‌ی اول نیز می‌باشد، می‌رساند و وی دادخواست‌ها را به شعب مختلف موجود در آن شعبه‌ی قضایی ارجاع می‌کند. البته این امر معمولا توسط معاون او انجام می‌گیرد.[4]

انتخاب دادگاهی که دادخواست به آن ارجاع می‌شود کاملا منوط به نظر رییس شعبه‌ی اول می‌باشد و عملی است که نیاز به استدلال ندارد و بنابراین قابل شکایت نمی‌باشد. پس از ارجاع دادخواست هیج مقامی حتی مقام مزبور حق گرفتن این پرونده از این شعبه‌ و ارجاع آن به شعبه‌ی دیگر را ندارد مگر در مواردی که در قانون صراحتا بیان شده است.[5] مثلا طبق ماده ۱۰۳ هرگاه دعاوی مختلف ارتباط کامل داشته باشند، و در چند شعبه از دادگاه مطرح باشند طبق نظر رییس شعبه‌ی اول دادگاه، در یکی از شعب رسیدگی می‌شود. این امر مستلزم این است که رییس شعبه‌ی اول، دادخواست را از یک یا چند شعبه بازپس بگیرد و به شعبه‌ی دیگر ارجاع دهد. البته رییس شعبه‌ی اول، برای ارجاع پرونده، باید ماده‌ی ۸۹ را ملحوظ داشته باشد و پرونده را به دادگاهی ارسال کند که زودتر شروع به رسیدگی نموده است.[6]

جریان داخواست در دفتر شعبه‌ی مرجوع الیه

مدیر دفتر شعبه‌ای که دادخواست به آن ارجاع شده است، پس از وصول دادخواست آن را در دفتر مخصوص ثبت دادخواست ثبت کند. این دفتر هر سال از شماره‌ی یک شروع می‌شود. مدیر دفتر دادخواست را طبق ترتیب ارجاع، ذیل شماره‌ی مخصوص با قید مشخصات اصحاب دعوا، خواسته و ... ثبت می‌نماید. شماره‌ی کلاسه‌ی پرونده مجموعه‌ای از شماره‌ی ثبت، شماره‌ی شعبه و سال وصول می‌باشد. (برای مثال ۸۹/۱۵/۱۱۰ که به ترتیب از چپ به راست شماره دادخواست، شماره شعبه، سال می‌باشد.)

مدیر دفتر پس از قرار دادن دادخواست و پیوست‌های آن در پوشه و درج شماره پرونده بر آن، دادخواست و پیوست‌های آن را بررسی می‌کند در صورتی که کامل باشد یا در فرجه‌ی قانونی کامل شود آن را به پیوست گزارش در این خصوص (گزارش تکمیلی)، فوراً در اختیار دادگاه قرار می‌دهد که این صورت، موضوع بخش بعد می‌باشد و به تفصیل می‌آید.[7]

ولی در صورتی که دادخواست به جهتی از جهات ناقص باشد در این صورت بر حسب مورد، اقدامات زیر در مورد آن انجام می‌شود:

الف) موردی که نام و نام خانوادگی خواهان و یا آدرس او در دادخواست معلوم نباشد، در این صورت دادخواست ظرف مدت دو روز از تاریخ رسید، طی قراری توسط مدیر دفتر دادگاه یا در غیاب او توسط جانشینش رد می‌شود.

ب) موارد نقصی که ضمانت عدم اجرای آن توقیف دادخواست است.

۱. موردی که در دادخواست بند دو، سه، چهار، پنج و شش ماده ۵۱ قاتون آیین دادرسی مدنی رعایت نشده باشد. (این شرایط عبارت‌اند از قید نام و نام خانوادگی، اقامتگاه یا شغل خوانده و همچنین خواسته و بهای آن، تعهدات یا جهاتی که خواهان به موجب آن خود را مستحق مطالبه می‌داند، سایر آنچه را که خواهان از دادگاه می‌خواهد و ذکر ادله و وسایل اثبات دعوا)

۲. عدم پرداخت هزینه دادرسی.[8]

۳. عدم ارایه دادخواست و پیوست‌های آن باید به تعداد خوانده‌(گان) به علاوه‌ی یک نسخه جهت دادگاه.

۴. عدم ارایه پیوست‌های دادخواست.[9]

در تمام این موارد مدیر دفتر دادگاه، ظرف دو روز نقایص را به طور کتبی و مفصل از طریق ابلاغ به اطلاع خواهان می‌رساند. خواهان ده روز فرصت دارد تا از دادخواست مزبور رفع نقص نماید.

تکلیف دادگاه نسبت به دادخواست کامل

دستور تعیین وقت و ابلاغ

دادگاه پرونده را بررسی می‌کند و چنانچه آن را کامل تشخیص دهد، دستور می‌دهد تا وقت دادرسی تعیین شود. در تعیین وقت باید سال، ماه، روز و ساعت قید شود. وقت دادرسی را منشی دادگاه که از کارمندان دادگاه (نه دفتر دادگاه) می‌باشد تعیین نموده و در پرونده قید می‌کند و پرونده را به دفتر دادگاه برمی‌گرداند. مدیر دفتر پس از آن، دادخواست و پیوست‌های آن و وقت دادرسی را ، جهت ابلاغ به خوانده به واحد مربوط می‌فرستد. همچنین وقت دادرسی را جهت ابلاغ به خواهان به واحد ابلاغ می‌فرستد.[10]

رسیدگی توام یا تفکیک در صورت طرح دعاوی متعدد

در صورتی که خواهان دعاوی متعددی را طی یک دادخواست مطرح کند، این از دو صورت خارج نیست؛

الف: این دعاوی دارای ارتباط کامل باشند یا دادگاه بتواند ضمن رسیدگی به یکی، به دیگری نیز رسیدگی کند. در این صورت دادگاه ضمن یک دادرسی به هر دو دعوا رسیدگی می‌نماید. این تکلیف دادگاه در قانون در حقیقت برای قضاوتی شایسته و جلوگیری از صدور آرای معارض می‌باشد و بنابراین برای دستگاه قضایی بسیار ضروری می‌نماید. بنابراین قانونگذار نه تنها به خواهان اجازه داده که دعاوی مرتبط را در یک دادخواست مطرح کند بلکه همانطور که در بالا گفته شد رییس شعبه‌ی اول دادگاه باید دعاوی که در شعب مختلف در حال رسیدگی می‌باشند و دارای ارتباط کاملند را به یک شعبه ارجاع دهد.

ب: در صورتی که دعاوی دارای ارتباط کامل نباشند و یا تشخیص قاضی این باشد که به همه‌ی این دعاوی در یک دادرسی نمی‌توان رسیدگی نمود، در این صورت دادگاه این دعاوی را تفکیک می‌کند و به هر یک در صورتی که صالح باشد جداگانه رسیدگی می‌نماید. و در صورتی که صلاحیت رسیدگی به بعضی از این دعاوی را نداشته باشد، با صدور قرار عدم صلاحیت، به دادگاه صالح ارسال می‌نماید.[11]

مقاله

نویسنده سيد محمد هاشم واعظ
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS