دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حقوق بشر رویه ای Human Rights Due process

حقوق بشر را از آن جهت که آن حقوق متضمن حق ماهوی هست، یا این که به عنوان شیوه، روش و رویه‌ای جهت تضمین رعایت حقوق و آزادی‌های دیگر است، به دو دسته حقوق بشر ماهوی و حقوق بشر رویه‌ای، یا به اختصار حقوق ماهوی و حقوق رویه‌ای تقسیم می‌نمایند.
حقوق بشر رویه ای Human Rights  Due process
حقوق بشر رویه ای Human Rights Due process

حقوق بشر را از آن جهت که آن حقوق متضمن حق ماهوی هست، یا این که به عنوان شیوه، روش و رویه‌ای جهت تضمین رعایت حقوق و آزادی‌های دیگر است، به دو دسته حقوق بشر ماهوی و حقوق بشر رویه‌ای، یا به اختصار حقوق ماهوی و حقوق رویه‌ای تقسیم می‌نمایند.

تعریف

بنابر این در تعریف حقوق رویه‌ای می‌توان گفت؛ حقوقی‌اند که اقدامات، سازوکارها، شرایط ضروری و رویه‌هایی را جهت حمایت و تضمین اجرای حقوق ماهوی مقرر می‌دارند. حقوق مذکور از آن جهت که قالب‌های کلی و اصول اساسی را در زمینه شیوه و رویه تضمینی حقوق ماهوی افراد در جامعه بیان می‌نمانید تحت عنوان حقوق بشر رویه‌ای نامیده شده‌اند.

اسناد

وقتی به اسناد مختلفی که در خصوص حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی تدوین شده اند نظری بیافکنیم با تعدادی از این دسته حقوق نیز در کنار حقوق ماهوی مواجه می‌شویم[1]. مود 10 و 11 اعلامیه جهانی حقوق بشر ( 1948)[2] ماده 14 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ( 196)[3]، ماده 6 کنوانسیون آمریکایی[4] حقوق بشر به برخی از مهمترین حقوق بشررویه‌ای از قبیل حق برخورداری از محاکمه عادلانه (منصفانه)، امکان دسترسی نه مراجع قضایی بی‌طرف و مستقل، حق داشتن وکیل، اصل برائت، رسیدگی علنی به جرایم، بهره‌مندی از شخصیت حقوقی در برابر قانون، برابری و تساوی افراد در برابر قانون، اصل عطف بماسبق نشدن قوانین و... اشاره نمود.

تحلیل حقوق

هر یک از حقوق دارای مباحث گسترده و مهمی‌اند که اهمیت آنها کمتر از حقوق بشر ماهوی نیست. زیرا در حقیقت تنها در صورت تضمین و حمایت از حقوق رویه‌ای می‌توان به تضمین حمایت از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی با ارزیابی نظام‌های رویه‌ای آن‌ها سنجیده می‌شود. با اطمینان می‌توان گفت در نظام‌هایی که حقوق بشر رویه‌ای را نادیدهده می‌گیرند یا در خصوص اجرای این حقوق تساهل می‌نمایند، حقوق بشر ماهوی هم جایگاه مناسبی در آن نظامها ندارند و غالباً نادیده گرفته می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت هر چند حقوق بشر رویه‌ای، حقوق ماهوی به معنای مضیق و حداقلی آن نیستند ولی شرط لازم و ضروری جهت اجرای حقوق بشر ماهوی هستند و زمینه‌ساز اجرای این حقوق محسوب می‌شوند. چنین تبیین و تحلیلی از حقوق بشر رویه‌ای ممکن است این تلقی را ایجاد نماید که حقوق مذکور از جمله حقوق مقدمه‌ای و سایه‌ایست و خودشان ارزش بالا ماله ندارند بلکه ارزش و اعتبار آنها صرفاً به جهت تضمین و حمایت از اجرای حقوق بشر ماهوی است. اما چنین تلقی از منظر دیگری صحیح نیست زیرا حقوق بشر رویه‌ای را نیز می‌توان از رویکرد دیگری به گونه‌ای تحلیل نمود که به عنوان حق‌های اصیل تلقی شوند نه آنکه صرفاً به عنوان حق‌های مقدمه‌ای در نظر گرفته شوند. حقوق بشر رویه‌ای از آن جهت که با کرامت، حیثیت و حق تضمین سرنوشت انسان گره خورده می‌تواند فی نفسه حقوق ماهوی محسوب شود و اصالتاً دارای ارزش و اعتبار باشند هر چند حقوق مذکور از طرف دیگری جهت تضمین عده‌ای دیگر از حقوق ماهوی قابل کاربرد هستند.

بنابراین می‌توان گفت انسان از آن جهت که انسان است و دارای کرامت انسانی است حق دارد وکیل داشته باشد و حق دارد از حمایت دادگاههای بی‌طرف و مستقل و محاکمه عادلانه (منصفانه) بهره‌مند شود همانگونه که جهت تضمین حق حیات یا سایر حقوق خود از این حقوق بهره‌مند است. در واقع این حقوق نظیر سایر حقوق بشر ماهوی جلوه‌های مختلف احترام به کرامت انسانی را مورد حمایت قرار می‌دهند. ریشه حقوق بشر رویه‌ای را می‌توان در مفاهیمی چون عدالت رویه‌ای یا عدالت طبیعی جستجو نمود.

    پی نوشت:
  • [1] Convention for protection of human Rights and  fundament freedoms 1950;213 UNTS 222 (1950) 
  • [2] Universal declaration on Human rights 1948; un Doc a/810aodember 1998
  • [3] International covenant on civil and political rights 1966; un doc. a/6316 (1966)
  • [4] American Convention on human rights 2969; OEA / SER.L./II. 23 DOC, rev.2.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS