دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حلال خواری

No image
حلال خواری

كلمات كليدي : حلال خواري، مال حلال، كسب حلال، مشاغل ستوده، مشاغل مكروه

نویسنده : مصطفي همداني

حرام‌خواری در اسلام، اصطلاحی مجازی است؛ یعنی کسب درآمد از راه‌های غیرشرعی مانند رشوه، نزول، کم‌فروشی و... .[1] حلال‌خواری یعنی کسب روزی از راه حلال.[2]کلمه خوردن در این واژگان ترکیبی، یعنی هرگونه گرفتن و تصرف در مال اعم از پوشاک، تغذیه، ازدواج، مسکن و... نه فقط صرف غذا و خوراکی. این استعمال مخصوص زبان عربی هم نیست بلکه در سایر زبان‌ها نیز چنین است.[3] بنابراین، در این نوشتار، کسب و مصرف حلال و حرام هر دو مورد نظر است.

اهمیت حلال‌خواری و ترغیب به آن

خدای متعال به رسولان مکرمش دستور داده است غذای طیب بخورند[4]و رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم‌ طلب رزق براى به دست آوردن معاش خود و خانواده را یک فعالیت الهی و مقدس و در راه خدا [نه مادی و دنیاطلبانه] معرفی کرده[5] و فرموده است که مومن همواره به حلال‌ترین شکل کسب روزی می‌کند[6]

همچنین امام علیعلیه السلام‌ابتدا دستور به طلب حلال دادند و سپس امر به نیکی کردن به خانواده و رسیدگی مادی و رفتار درست با آنان را صادر و بعد از آن دستور به یاد همیشگی خدای متعال را دادند[7]و این ترتیب، حاکی از آن است که حلال خوردن، اساس هر نوع انفاق و احسان و سلوک و یاد خدا است و شاید به همین علت است که رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم از جمله چیزهایی که بر امت خود از آن می‌ترسیدند کسب حرام بوده است[8] و نیز به همین سبب است که از نظر علمای اخلاق حلال‌خواری اساس و بنیان هرگونه رشد و تربیت معنوی است[9]

گفتنی است به دست آوردن مال حلال، کار دشواری است همانطور که امام صادق علیه السلام آن‌ را از هماوردی با شمشیرها دشوارتر دانستند[10] و شاید به همین علت است که رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم طلب حلال را نوعی جهاد دانسته‌اند[11] و برترین بخش از هفتاد جزء عبادت را طلب حلال معرفی فرمودند[12]و شاید به همین جهت است که در آخرالزمان [که قطعه‌ای بسیار تاریک از تاریخ بشر و آکنده از انحطاط ارزش‌های الهی و انسانی است] مال حلال، نایاب‌ترین چیز می‌شود.[13]

وجوب کسب حلال و خجالت نداشتن از آن

رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم از طرفی به تامین نیازهای معیشتی اعتنا داشتند و هرگز، تن و اقتضاءات حیات دنیوی را فراموش ننمودند[14] و از طرف دیگر بارها از تن‌آسایی و بهره بردن از دسترنج دیگران نیز موکداً نهی فرمودند[15] و کسب حلال را از وظایف واجب یک مسلمان معرفی فرمودند.[16]بر اساس این روایت، علمای اخلاق معتقدند کسب حلال در کنار سایر وظایف چون نماز و تحصیل علم و... دارای وجوب است[17] و اگر فردی نتواند به کسب و عبادات و اذکار مستحب خود هر دو برسد باید کسب را مقدم کند مگر این‌که کسب لایق شأن او یافت نشود یا تحصیل علمِ واجب، مانع کسب او شود که در این صورت فقیر محسوب می‌شود و می‌تواند از اموالی که بیت‌المال برای فقرا قرار داده استفاده کند.[18]

رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:کسی که از طلب روزی حلال خجالت نورزد، از طرفی به خود سود مادی می‌رساند و نیازش رفع می‌شود و از طرف دیگر کِبر، از او دور می‌شود[19] اما اگر از کار حلال خجالت کشد خدا او را به حرام مبتلا می‌کند.[20]آن بزرگوار فرمودند: هیچ پیامبری نبوده است مگر این‌که چوپانی نموده است و من هم برای اهل مکه چوپانی کرده‌ام.[21] امام باقرعلیه السلام وقتی در گرمای ظهر در زمین زراعت خود کار می‌کردند و فردی از مخالفان آن حضرت که ادعای زهد و معنویت داشت به ایشان گفت: شما از بزرگان هستی و چرا در این وقت گرما برای دنیا این اندازه کار می‌کنی؟ و اگر در این لحظه مرگت فرا رسد چه می‌کند؟ آن حضرت فرمودند:من در حال اطاعت خدا هستم.زیرا برای بی‌نیازی خود و خانواده‌ام تلاش می‌کنم [که همانطور که گذشت مورد تاکید رسول گرامی خدا و یک واجب شرعی است]و اگر در این لحظه مرگم برسد در راه بندگی او از دنیا رفته‌ام.[22]امام کاظم علیه السلام در برابر کسی که کار پُرزحمت و کشت و زرع را مناسب ایشان نمی‌دانست فرمود:پدران من و رسول گرامی خدا و انبیا و صالحین همگی با دست خود کار کرده‌اند.[23]

آثار دنیوی و اخروی حلال‌خواری

کلیه‌ی آثاری که برای تقوا و ورع وجود دارد در حلال‌خواری نیز وجود دارد؛ زیرا حلال‌خواری نوعی ورع است.[24] (‌ «تقوا و پرهیزکاری») اما کسب حلال و مال حلال چه از نظر اقتصادی و معیشتی و چه از نظر معنوی و اخروی دارای آثار خاص گسترده‌ای به این شرح نیز هست:

1.رحمت، رضوان و عنایت و حمایت الهی:امام علی علیه السلام در گرمای روز برای طلب حلال به بیرون می‌رفتند و دوست داشتند خدای متعال او را در این حالت ببیند[25] و خدای متعال در حدیث معراج فرمود: حلال‌خواری فرد را در حفظ و حمایت الهی وارد می‌کند[26] و رسول گرامی اسلام فرمود: خداوند به فرد حلال‌خور نظر رحمت می‌فرماید.[27]

2. غفران الهی؛ همانطور که رسول اکرمصلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر کس غذای حلال بخورد، فرشته‌ای تا پایان غذا برای او استغفار می‌کند[28] و هر کس از خستگی ناشی از طلب حلال به خواب رود، خداوند او را می‌آمرزد.[29]

3. برکت؛ که در روزی حلال وجود دارد.[30] رسول گرامی خدا فرمودند: فرشتگان موکل به رزقِ بنی‌آدم، به امر الهی، هر بنده‌ای که دنبال روزی و مال حلال و میانه است را یاری می‌کنند[31]و فرمودند: یک درهم از حلال، بهتر از هزار درهم از حرام است[32] که این دو بیان می‌توانند ناظر به همین برکت‌دار بودن مال حلال باشند. زیرا در هیچ حرامی، خیر اخروی وجود ندارد اما منافع مختصر دنیوی برای آن قابل تصور است که همواره راه حلال، آن منافع را بهتر تامین می‌کند.

4. استجابت دعا؛ همانطور که پیامبر بزرگوار اسلام فرمودند.[33]

5. آسان شدن انجام اعمال نیک و تمکین اعضا و جوارح در انجام اعمال صالح.[34]

6. آثار اخروی مانند عبور سریع از صراط و نورانیت چهره در روز قیامت چون ماه[35] و رسیدن به بهشت و بلکه درجات والای آن[36] و حشر در زمره‌ی انبیا در قیامت و ورود به بهشت از هر دری که بخواهد.[37]

گفتنی است این آثار برای کسی است که با انگیزه‌ی الهی به طلب حلال برود؛ زیرا به طور کلی هیچ عملی نزد خدای متعال بدن قصد قربت ارزش ندارد[38] و روح ارزش دهنده در جهت مثبت یا منفی به اعمال تنها نیات است[39]رسول گرامی خدا نیز کسی را که برای دوری از حرام و وابستگی به دیگران و تامین نیاز خانواده خود و خدمت به همسایه [و ارحام و مومنین نیازمند]طلب حلال کند ستودند و فرمودند: در روز قیامت چهره‌اش چون ماه می‌درخشد[40] اما حتی حلال‌طلبی با انگیزه‌های منفی را سخت نکوهش کردند. (‌ همین نوشتار: «آسیب‌شناسی»)

آثار ترک حرام‌ْخواری

گرچه در ابتدا به نظر می‌رسد ترک حرام‌خواری یعنی همان حلال‌خواری اما این تساوی نه در تحلیل مفهومی درست است و نه مبانی اخلاق اسلامی و روایات شریف نبویصلی الله علیه و آله و سلم بر صحت آن گواهی می‌دهد؛ رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم درجات والایی که عمدتا فراتر از آثار حلال‌خواری هستند و ناظر به مراتب ترقیات عالیه‌ی روحی هستند را برای ترک حرام‌خواری ذکر فرمودند:سه صفت است که در هر کس باشد، حقایق ایمانی در او به کمال وجود خواهد داشت و از آن جمله است کسی که هنگام اقتدار دست به آن‌چه مال او نیست نیازد[41]و نیز کسی که به مال حرامی دست یابد و آن را از خوف الهی ترک کند، در محبت و رحمت الهی قرار گرفته و او را بهشتی خواهد نمود[42]و به نظر می‌رسد برخی از آثار بسیار ممتاز حلال‌خوری که پیش‌تر گفته شد نیز ناظر به همین مرتبه است.

مصادیق حلالْ‌خواری

علمای اخلاق در هر دو فرقه‌ی شیعه و سنی، گونه‌های مال و کسب حلال را بر اساس آموزه‌های قرآن و سنت در شش دسته تقسیم کرده‌اند:

· آن‌چه از مالکی خاص دریافت نشود مانند استفاده از معادن و رودها و طبیعت آزاد و جنگل و محصولات آن به شرط این‌که قبلاً کسی آن را تصرف و حیازت نکرده باشد.

· آن‌چه به زور از افرادی که مالشان حرمت ندارد گرفته می‌شود مانند غنائم جنگی و اموال محاربین که با شروط مقرر در غنیمت و جزیه بر مسلمانان حلال است.

· آن‌چه از مالکی به انسان منتقل شود منتهی با رضایت او اما بدون هیچ عوضی انجام گیرد؛ مانند هبه و ارث و صدقات و میراث به شرط حلال بودن کسب آن فرد (عدم علم به حرمت آن) و تحقق شرایط این انتقال.

· آن‌چه بر اثر مبادلات گوناگون با رعایت شروط آن‌ها به فرد منتقل شود [ و هر گونه کارگری و کارمندی و تدریس و تحقیق علمی که طبق قراردادهای کاری نیز انجام می‌گیرد و نوعی مبادله‌ی نیروی جسمی یا فکری و هنری با مال است و در روزگار ما فراوان هستند نیز در همین قسم داخل است]

· آن‌چه به شکل غیراختیاری به فرد منتقل می‌شود که همان ارث است.

· آن‌چه از طریق زراعت و منافع حیوانات به فرد منتقل شود به شرط حلال بودن بذر و کود و زمین و...[43]

لازم به ذکر است رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم تاکید داشتند که پاک‌ترین درآمد کسبی است که محصول دسترنج (جسمی یا فکری) خود فرد باشد.[44] بنابراین، گرچه حلال همواره پاک است اما برخی درجات آن پاک‌تر است[45] و دور از شبهه بودن و نیز مشاغل و اجتناب از حرفه‌های مکروه که در ادامه گفته خواهند شد، از مصادیق این تفاوت می‌تواند باشد.

مشاغل ستوده

کشاورزی، باغداری و دامداری[46] و تجارت[47] و خیاطی و ریسندگی[48] از مشاغل مورد تایید رسول گرامی خدا بوده است اما شغل از نظر ایشان منحصر در این موارد نبوده و آن حضرت به طور کلی هر کاری را که محصول دسترنج فرد باشد[49]و حرام نباشد و حقوق آن کار را درست ادا نماید تایید فرمودند و همانطور که گذشت، خجالت از کسب حلال را نکوهش فرمودند.

مشاغل مکروه

صرافی و کفن‌فروشی و فروش اغذیه و زرگری و حجامت و مکروه هستند[50]این دسته از مشاغل یا از نظر درآمد به نوعی مشکوک هستند و یا از نظر همسویی با احکام اسلامی گرایش چندان مثبتی ندارند و یا برای روح و معنویت انسان دارای ضررهایی هستند.

همچنین کفن‌فروشی به شرطی کراهت دارد که کارش این باشد نه این‌که در ضمن پارچه‌فروشی کفن هم بفروشد.[51] و قصاب [به این معنی که کارش ذبح حیوانات باشد نه گوشت‌فروشی که در روزگار ما مرسوم است.[52] اغذیه‌فروش هم اگر دست به احتکار نزند مکروه نیست[53] گرچه معمولاً در معرض این وسوسه قرار دارد. گفتنی است معمولاً از روایات نبوی استفاده شده است شغل حجامت مکروه است؛ که این استفاده گرچه مسلم است اما تطبیق آن بر حجامت جاری در زمان ما دارای قطعیت نیست.

راه‌های دست‌یابی به فضیلت حلال‌ْخواری

خجالت نداشتن از کسب حلال و لزوم دارا بودن شغل که پیش‌تر در همین نوشتار مورد توجه قرار گرفت و نیز آن‌چه در زمینه‌ی پرهیز از حرام‌خواری گفته شده است در این مورد کافی است. (‌ «حرامْ‌خواری»: «راه‌های پرهیز از حرام‌خواری»)

آسیب‌شناسی

1. کسی که از راه حلال نیز دنیا طلب کند اما قصد او تفاخر و تکاثر و خودنمایی باشد، خدا را در حالی ملاقات خواهد نمود که بر او غضب نموده است.[54]

2. کسی که در مصرف حلال زیاده‌روی کند، مرز او با حرام‌خواری نیز رقیق می‌شود و بسا به حرام نیز دست یازد.[55]چرا که مصرف‌گرایی فرد را ناتوان می‌کند و بسا نیازی از راه حلال قابل تحصیل نباشد و یا در آن لحظه مقدور نشود و این‌جا است که فردی که در پنجه‌ی نیاز اسیر است و با نوازش مادی انیس است تاب خود را از دست می‌دهد و از راه حرام می‌خواهد به آن نیاز دست یابد.

3. امام صادق علیه السلام فرمودند: مومن در کنار شبهات توقف می‌کند[56] و رسول اکرم فرمودند: در کسبش به کمترین شبهه‌ای راضی نمی‌شود[57] و آن‌چه مشکوک است را رها می‌کند تا در محرمات نیفتد. زیرا حلال آشکار مشخص است و حرام آشکار نیز و کسی که مشتبهات را ترک کند، از محرمات نجات می‌یابد و کسی که در مشتبهات افتد، بسا در محرمات فرو افتد.[58] بنابر این روایات، علمای اخلاق معتقدند تقوای صالحین در این است که نه فقط از محرمات آشکار بلکه از آن‌چه احتمال حرمت در آن وجود دارد پرهیز می‌کنند.[59] البته پرهیز از مال مشتبه و تاکید بر حلال‌خوری نباید به «وسواس» و «رنج خود و دیگران» یا «بدبینی به مسلمانان و اهانت به آنان» بیانجامد ( «حرامْ‌خواری»)

مقاله

نویسنده مصطفي همداني
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS