دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دفتر دادگاه

No image
دفتر دادگاه

دفتر دادگاه، مدير دفتر، كارمندان اداري، رئيس دادگاه، دادگاه، دادسرا

نویسنده : محمد مهدی حکیمی

دفتر در لغت به معنی اطاق کار و محل جمع آوری نامه‌ها است. جایی است که منشیان و دبیران در آن جا نامه‌ها را می‌نویسند. [1] دفتر دادگاه محل تنظیم شکایات و دادخواست‌ها و تهیه مقدمات دادرسی که به تصدی مدیر دفتر و اعوان او که به قدر کافی اعضاء دارد، اداره می‌شود. دفتر دادگاه تحت ریاست رئیس دادگاه یا رئیس شعبه دادگاه انجام وظیفه می‌کند.[2]

در سال 1310 برای امور دفتری دادگاه‌های تهران سازمان مخصوصی ایجاد گردید که مبتنی بر اصول تمرکز بود. دستگاه‌های جداگانه متمرکز برای هر یک از انواع کارهای دفتری از قبیل ثبت عرایض، تبادل لوایح، ابلاغات، بایگانی، قرائت پرونده‌ها و غیره به وجود آمد که هر یک در سهم خود نزد همه شعب جمعاً مأموریت داشتند. این سازمان با عادات و اخلاق کشور ما سازگار نبود و منشأ اختلال و موجب شکایات گردید. وزارت دادگستری آن را منحل کرد و شعب دادگاه‌ها هر یک مجدداً دارای دفتر و بایگانی مخصوص خود شدند. اما در آن سازمان اصلاحات سودمندی راجع به طرز تنظیم پرونده‌ها و حفظ اسناد مردم و ایجاد دفاتر مخصوص برای ثبت لوایح و احکام و اظهارنامه‌‌ها و غیره و تحویل دادن و گرفتن پرونده‌ها و تحریر صورت مجلس دادگاه‌ها و تفکیک دفتر راکد و دفتر جاری و غیره مطابق اصول جدید به عمل آمد که اکثر آن هنوز در سازمان قضایی ما معمول و متداول است.[3]

مطابق ماده 10 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب در هر حوزه قضایی که عبارت از قلمرو یک بخش یا شهرستان یا نقاط معینی از شهرهای بزرگ است، یک دفتر دادگاه خواهد بود که در صورت تعدد شعب یک دفتر کل نیز دایر خواهد شد. دفتر دادگاه انجام کلیه امور اداری مربوط به پرونده از ثبت پرونده تا تکمیل و انجام مقدمات و تصمیمات اداری که حسب قوانین بر عهده دفاتر می‌باشد، را بر عهده دارد. علاوه بر مدیر دفتر به تعداد کافی کارمند در پست‌های سازمانی، بایگانی و ثبات و غیره خواهند داشت.[4]

مدیر و کارکنان دفتر دادگاه مانند سایر کارمندان اداری دادگستری خدمت گزارانی هستند که تابع قانون استخدام کشوری بوده و از حیث حقوق و حدود در ردیف کارمندان دولت قرار دارند. این افراد کارهای اداری و دفتری دادگستری را انجام داده و با دادرسان همکاری می‌کنند.[5]

کارمندان دفتر دادگاه و وظایف آنها

هر یک از دادگاه‌ها یک نفر مدیر دفتر برای تنظیم پرونده‌ها و تهیه مقدمات دادرسی مطابق ترتیب مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی در تحت ریاست و مسئولیت رئیس دادگاه خواهد داشت.[6] در صورتی که دادگاه دارای چند شعبه باشد ممکن است هر شعبه مدیر مخصوصی داشته باشد.

مدیر دفتر هر شعبه در تحت ریاست و مسئولیت همان شعبه است. هر مدیر دفتری به قدر لزوم در تحت ریاست و مسئولیت خود تقریر نویس و ثبات و ضابط (بایگان ) و مأمور احضار و ابلاغ خواهد داشت. [7] البته باید گفت که ابلاغ اوراق قضایی و اجرای احکام محاکم اگر چه در گذشته توسط کارمندانی انجام می‌شد که در دفتر دادگاه خدمت می‌نمودند، اما در حال حاضر این وظیفه به واحد‌های ابلاغ و اجرای حوزه قضایی محول شده است. بنابراین این دو امر به موجب مقررات و در عمل از دفاتر دادگاه‌ها جدا شده است.

دادسراها نیز یک نفر مدیر دفتر در تحت ریاست و مسئولیت دادستان خواهد داشت. مدیر دفتر دادسراها به قدر لزوم اجزاء تحریری و مأمورین احضار تحت ریاست و مسئولیت خود دارد. کارهای دفتری شعب کیفری دادگاه شهرستان و مستنطقین با دفتر دادسرا است.[8] هم چنین دادسرای کل دیوان عالی کشور نیز دارای یک مدیر دفتر کل و به تعداد لازم کارمند اداری است که انجام امور اداری را عهده دار می‌باشند.[9]

وظایف دفتر دادگاه در امور مدنی عبارت است از دریافت دادخواست‌ها و لوایح از اصحاب دعوا، رفع نواقص و ابلاغ آن، تبادل لوایح، تعیین و تنظیم جلسات دادرسی، احضار اصحاب دعوا، و مرتب کردن پرونده‌ها و حفظ اسناد و دادن رونوشت و به طور کلی اداره کردن بایگانی دادگاه‌ها، وصول هزینه دادرسی و دفتر به وسیله فروش تمبر و الصاق آن که اصول آن وظایف در آیین دادرسی مدنی معین گردیده است. (مواد 53، 54، 55، 66، 67، 72، 77، 153،300، 301 و غیره.)

طرز اجرای وظایف دفتر دادگاه در جریان کارهای قضایی دارای اهمیت زیادی است. در عمل دیده شده است دادگاه‌ها اگر از زبردست‌ترین دادرسان تشکیل شده باشد، اما دستگاه دفتر و بایگانی آن منظم نباشد، دعاوی در تراکم و دچار اختلال می‌شود.

به همین دلیل است که برای حسن جریان دفتر دادگاه اصول قانونی مربوط به وظایف آن تدریجاً به موجب آیین نامه‌ها و دستورهای وزارتی مقرر گردیده و این مقررات باز به حکم تجربه به جرح و تعدیل و تکمیل می‌شود.[10]

مدیر دفتر دادگاه، اگر چه سمت اداری دارد. اما در تشکیل پرونده و جریان آن تا صدور رأی قاطع دعوا، وظایفی به عهده دارد که بعضی از آنها به وظایف قضایی بیشتر شبیه است؛ از جمله در صورت ناقص بودن دادخواست در مواردی اقدام به صدور قرار رد دادخواست، می‌نماید و در سایر موارد، با صدور اخطار رفع نقص و عدم تکمیل دادخواست در فرجه معین توسط دادخواست دهنده، قرار رد دادخواست را صادر می‌نماید.[11] هم چنین به موجب ماده 64 قانون اصول تشکیلات عدلیه مدیر دفتر در بعضی از موارد جانشین دادستان می‌شد. این ماده بیان داشته بود که: هر گاه دادستان یا یکی از دادیاران از ایفای وظیفه خود معذور ماند و سایر دادیاران نیز به واسطه مشاغل فوق العاده یا فوتی یا موانع قانونی نتوانند به جای او معین شوند و هم چنین وقتی دادستان در محل نباشد. یکی از مدیر دفترهای دادگاه شهرستان یا استان یا کارمند علی البدل یا یکی از مأمورین وزارت کشور موقتاً وظیفه نماینده دادسرا را انجام می‌‌دهد. یا مطابق ماده 450 قانون آیین دادرسی مدنی سابق در رجوع به کارشناس دادگاه می‌تواند مدیر دفتر را برای نظارت در تحقیقات مأمور کند.[12] هم چنین در قانون جدید آیین دادرسی مدنی نیز به موجب ماده 153 قرار تأمین با ارجاع رئیس دادگاه می‌تواند توسط مدیر دفتر اجراء شود.

هم چنین باید به این موضوع اشاره نمود که مدیر دفتر و سایر کارمندان دفتر دادگاه مانند سایر کارمندان اداری دادگستری مشمول قانون استخدام کشوری می‌باشند. بنابراین در صورت تخلف از مقررات، پیگرد آنها علی الاصول در هیأت‌های بدوی و تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری انجام می‌‌شود.[13] با توجه به این که مدیر دفتر و سایر کارمندان اداری تحت نظارت و مسئولیت رئیس دادگاه انجام وظیفه می‌نمایند، مسئولیت سوء جریان امور اداری متوجه رئیس دادگاه نیز خواهد بود. در رأی شماره 1079 مورخ 20/4/11 آمده است که چون مطابق قانون اصول تشکیلات مسئولیت امور دفتر و حسن جریان آن به عهده رئیس دادگاه مقرر گردیده، مسئولیت تأخیر جریان پرونده به عذر فقدان آن نیز به عهده رئیس دادگاه است. کارمندان اداری نیز در حدود وظایف محوله، مسئول بوده و در صورت تخلف از مقررات، برابر قانون رسیدگی به تخلفات اداری، قابل تعقیب در مراجع اداری می‌باشند.

مقاله

نویسنده محمد مهدی حکیمی
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS