دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دیونوسیوس (Dionysius)

No image
دیونوسیوس (Dionysius)

كلمات كليدي : ديونوسيوس،خدايان، اساطير يونان، بازگشت جاودانه، نيچه

نویسنده : مهدي عبداللهي

فرهنگ اساطیری یونان باستان مملو از خدایان گوناگون است. یکی از محبوب‌ترین خدایان یونان که تشخیص وضع و مقام او در سلسله خدایان بسی دشوار است، دیونوسوس است. دیونوسیوس در اصل یک خدای تراسی (Thracian) بود. تراسیان از لحاظ تمدن خیلی عقب‌تر از یونانیان بودند، و یونانیان آنها را وحشی می‌دانستند. این مردم مانند همه کشاورزان بدوی در میان خود مراسمی داشتند که می‌پنداشتند برای فراوان ساختن محصول زمین مفید است، و خدایی به نام باکوس یا سابازیوس داشتند که تولید را برکت می‌داد. هنگامی که تراسیان راه ساخت شراب را پیدا کردند و از نوشیدن آن مست شدند، مستی را امری خدایی دانسته، مقام و منزلت باکوس در نظر آنها گرامی‌تر شد. در نتیجه وظیفه اصلی باکوس که عبارت بود از برکت‌دادن به محصولات زمین، تحت تأثیر وظیفه خاص وی در مورد انگور و مستی شراب قرار گرفت. کمی پیش از آغاز دوران تاریخی، پرستش باکوس از تراس به یونان سرایت کرد، و با وجود مخالفت شدید متعصبان، جای خود را باز کرد.

یونانیان او را که سرانجام برای نجات بشریت تن به مرگ داد، خدای شراب و مستی و نگهبان تاک و ضامن فراوانی نعمت می‌شمردند. اشکال بسیاری از افسانه دیونوسیوس وجود دارد که مطابق یکی از آنها، وی از آمیزش زئوس با دختر خود پرسفونه زاده شده و در ابتدا به صورت زاگرئوس (کودک شاخ‌دار) بوده است. وی به سبب محبت شدید زئوس، در کنار او بر مسند آسمانی می‌نشست، ولی هرا بر منزلت او رشک برد و غول‌ها (تیتان‌ها) را به کشتن او برانگیخت. با این که زئوس او را برای دفع خطر به شکل گاو درآورد، غول‌ها وی راشناخته، پاره‌پاره کردند، و همه گوشت‌های تنش به جز دلش را خوردند. زئوس دل او را به سمله داد و سمله از آن آبستن شد، و باعث تولد دوباره سابازیوس گردید، این بار، دیونوسیوس نام گرفت.

موضوع مرگ و زندگی مجدد دیونوسیوس، موجد مراسم دینی بسیاری گشت. یکی از جلوه‌های عمده در پرستش دیونوسوس در دوران کلاسیک، تشکیل دسته‌هایی از زنان و دختران موسوم به ماینادها بود که به هنگام جوانه زدن درخت مو، برای تماشای تولد دوباره دیونوسیوس به کوه‌ها می‌رفتند و دو روز تمام به می‌گساری و پای‌کوبی می‌پرداختند و معتقد بودند که هر کس با شراب، عقل از سر ندهد، بی‌خرد است. در مهم‌ترین قسمت این مراسم، زنان میش یا گاو یا حتی انسانی را که تجسم خدا می‌انگاشتند، به یاد پاره‌پاره شدن دیونوسیوس توسط غول‌ها، تکه‌تکه می‌کردند و می‌خوردند و عقیده داشتند که همان طور که غول‌ها موجوداتی خاکی بودند، ولی پس از خوردن خدا پرتوی آسمانی در وجودشان سرشته شد، با خوردن این شام ربانی مقدس، خدا داخل بدن انسان می‌شود و با روح او می‌آمیزد. از این رو، هدف مناسک آیین باکوسی این بود که انسان را هر چه بیشتر آسمانی سازد. این آیین در نمایشنامه اوریپید با نام باکوسیان (The Bacchai) به تصویر کشیده شده است.

کاهنان معبد دلفی و فرمان‌روایان آتن خواستند این گونه مراسم دینی را نسخ نمایند، ولی توفیق نیافتند، فقط توانستند آن را تعدیل نموده، دیونوسیوس را در شمار خدایان اولمپی درآورند و رنگ یونانی به آن بدهند. پس دیونوسیوس تحت تأثیر آپولون قرار گرفت، چنان که بعدها، آپولون هم میدان را برای عیسی مسیح خالی کرد.[1]

برتراند راسل معتقد است که پرستش این خدا، بسیاری از فلاسفه را تحت تأثیر قرار داد و حتی در تشکیل الهیات مسیحی نیز سهمی داشت، و هر کس بخواهد جریان رشد فلسفه یونان را مطالعه کند، باید این نکته را دریابد.[2]

لازم به ذکر است که فردریش نیچه فیلسوف مشهور آلمانی، در قرن نوزدهم در آثار خود همچون زایش تراژدی بار دیگر اسطوره دیونوسیوس را زنده کرد و برای معنابخشی به زندگی به این افسانه یونان باستان پناه برد. او در پاره 295 فراسوی نیک و بد[3]، خود را شاگرد دیونوسوس می‌خواند و در انتهای قطعه پنجم فصل «آن چه من وامدار باستانیان‌ام» از کتاب غروب بت‌ها[4] خود را آخرین شاگرد دیونوسوس فیلسوف و آموزگار بازگشت جاودانه می‌نامد.

بازگشت جاودانه، نظریه‌ای است که نیچه برای چاره‌اندیشی در باب معمای مرگ دست و پا نموده‌است. او در چنین گفت زرتشت، بر شور جاودان‌خواهی خود تأکید نموده، راه نیل به آن‌را، بازگشت جاودانه می‌خواند. بر اساس آموزه‌های او، «همه چیز جاودانه بازمی‌گردد و ما خود نیز با آن‌ها. و ما تاکنون بی‌شمار بوده‌ایم و همه چیز با ما بوده است.»[5] او سخنان خود را این‌گونه از زبان زرتشت، نقل می‌کند:

«من بازخواهم گشت، با این خورشید، با این زمین، با این عقاب، با این مار؛

اما نه به یک زندگی نو، یا زندگی بهتر، یا زندگی همانند:

«من جاودانه به همین و همین زندگی، با بزرگ‌ترین و کوچک‌ترین چیزهایش، بازخواهم گشت تا دیگر بار، بازگشتِ جاودانه همه چیز را بیاموزانم.»[6]

سستی نظریه نیچه بدان‌روی است که اولاً او برای اثبات دیدگاه خود، هیچ استدلالی نیاورده است، و تنها به صرف ادعا بسنده نموده است، ثانیاً او با طرح این نظریه، به دنبال فائق آمدن بر رنج معمای دردناک مرگ بود، در حالی که براساس بازگشت جاودانه، همان طور که زندگی، بی‌شمار تکرار می‌شود، مرگ نیز به همان اندازه تکرار می‌گردد، از این رو، نظریه بازگشت جاودانه، نه تنها معمای مرگ را حل نکرده است، بلکه بی‌شمار بار این معمای دردناک را تکرار نموده است.[7]

مقاله

نویسنده مهدي عبداللهي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS