دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ربا

No image
ربا

كلمات كليدي : قرآن، ربا، معامله، افزوني بر سرمايه، بيع، دين

نویسنده : يوسف عاصم آبادي

ربا در لغت به معنی افزون شدن و فراتر شدن است[1]و در اصطلاح بر دو نوع است، یکی حلال و دیگری حرام، ربای حلال آن است که انسان به برادر مسلمانش قرضی دهد به این امید که او به هنگام باز پس دادن، چیزی بر آن بیفزاید، بی آن که شرطی در میان این دو باشد، در این صورت اگر شخص وام گیرنده چیزی بیشتر به او دهد، این افزایش برای اوحلال است ولی ثوابی از قرض دادن خود نخواهد برد و این همان است که قرآن در جمله؛«فَلا یَربُوا عِنْدَالله » (روم/39)بیان کرده است.

اما ربای حرام آن است که انسان قرضی را به دیگری بدهد و شرط کند که بیش از آن که وام گرفته به او باز پس گرداند و این ربای حرام است.[2]

معامله حرام

در آیه 275 سوره بقره می‌خوانیم؛

«وَاَحَلَّ اللهُ البَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبوا »

«یعنی خداوند معامله‌ای را که در آن ربا نباشد حلال کرده است و معامله‌ای را که در آن ربا باشد حرام نموده است.»

و فرق آنها این است که در معاملۀ نخست، زیادی پول در اثر خود معامله است ولی در معامله دوم، پول بواسطۀ تأخیر بدهکاری اضافه شده است و نیز معامله، معاوضه پول با جنس است ولی در معامله ربائی زیادی پول در برابر جنس قرار نگرفته است بلکه در برابر تأخیر بدهی می‌باشد.

از رسول اکرم (ص) رسیده این است که زیاد کردن در شش چیز حرام است؛ طلا، نقره، گندم، جو، خرما، نمک (و بعضی کشمش را هم گفته‌اند) و فرمودند؛

«بدانید که هر چیز به مثل آن و به همان مقدار که داده می‌شود باید باشد و آنچه زیادتر بدهد یا بگیرد ربا می‌باشد.»

پس در نزد شیعه ربا در چیزهایی می‌باشد که با کیل و وزن معامله می‌شود و بعضی گفته‌اند؛ از آن جهت ربا حرام است که موجب مختل ماندن کار و کسب تجارت می‌شود. زیرا وقتی که قرض دهنده دید پول خود را با مقدار زیادتری می‌گیرد طبعاً دیگر به کار و کوشش نمی‌پردازد.

از امام جعفر صادق (ع) نقل شده که فرمود:

«علت این که ربا به این شدت حرام شده است، این است که در صورت رواج ربا مردم از نیکی در قرضی و کمک به دیگری خودداری می‌کنند.»[3]

رباخواری نقطه مقابل انفاق و صدقه

خداوند متعال در آیات مبارک 270 ص 274 سوره بقره، انفاق در راه خدا را مورد بحث قرار داده و در ادامه آیات از آیه 275 الی 281 سوره بقره از مسأله رباخواری که درست بر ضدّ انفاق است سخن می گوید و در حقیقت، هدف آیات گذشته را تکمیل می‌کند، زیرا رباخواری موجب افزایش فقر در جامعه و تراکم ثروت در دست عده‌ای محدود، ومحرومیت اکثر افراد اجتماع، پیدایش بُخل،‌کینه، نفرت و ناپاکی است و انفاق سبب پاکدلی، طهارت نفس و آرامش جامعه است.[4]

و این چنین در مقایسه ربا و انفاق می‌فرماید:

«یمحِقُ اللهُ الرِّبا وَیُربیِ الصَّدَقاتِ وَاللهُ لایُحِبُّ کلّ کَفّارٍ أثیمٍ » (بقره / 276)

«خداوند ربا را نابود می‌کند و صدقات را افزایش می‌دهد و خداوند هیچ انسان گنهکاری را دوست نمی‌دارد.»[5]

و حتّی در سوره روم و آل عمران نیز مسأله ربا مقارن با مسأله انفاق و صدفه واقع شده است و این نشان از آن دارد که آثار سوئی که بر رباخواری بار می‌شود درست مقابل آثار نیکی است که از صدقه و انفاق به دست می‌آید.[6]

قرآن و مبارزه با ربا

تمام آیات مربوط به ربا هنگامی نازل شد که ربا خواری با شدت هرچه تمام تر در مکّه و مدینه و جزیره عربستان رواج داشت و لذا مبارزه قرآن با ربا بخش مهمی از مبارزات اجتماعی اسلام را تشکیل می‌دهد.[7]

خداوند در آیه 275 سوره بقره بعد از تشبیه و بیان حال رباخواران در قیامت به مانند کسی که در تماس شیطان به او دیوانه شده و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند، در ادامه با شدّت با ربا خواران برخورد کرده و هشدار می‌دهد؛

«فَإنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأزَنُوا بِحَربٍ مِنَ اللهِ وَرَسُولِهٍ وَإنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أموالِکُمْ لاتَظلِمُونَ و لا تُظْلَمُونَ »(بقره / 279)

«اگر به کار خود همچنان ادامه دهند و در برابر حق و عدالت تسلیم نشوند و به مکیدن خون مردم محروم مشغول باشند پیامبر اسلام (ص) ناچار است با توسّل به جنگ جلو آنها را بگیرد.»

حرمت ربا

آیات 275 الی 281 سوره بقره در مقام تأکید حرمت ربا است و آن آیه‌ای که می‌توان گفت حرمت ربا را تشریع کرده آیه 130 سوره آل عمران است که می‌فرماید:

«یا أیُّها الّذینَ آمَنُوا لا تاْکُلُوا الرِّبوا...»

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا را که همان دو چندان گرفتن است مخورید.»[8]

خدای سبحان در آیات مربوط به ربا در امر رباخواری شدّتی به کار برده که دربارۀ هیچ یک از فروع دین شاید این شدت را به کار نبرده باشد، حتی لحن قرآن در مورد «زنا» و «شرب خُمر» و «قمار» و «ظلم» وگناهانی بزرگتر از این، چون کشتن افراد بی گناه، ملایمتر از این گناه است و این نیست مگر برای اینکه فساد آن گناهان از یک نفر و یا چند نفر تجاوز نمی‌کند و آثار شومش تنها بعضی از ابعاد زندگانی را در برمی‌گیرد و آن عبارت است از فساد ظاهر اجتماع و اعمال ظاهری افراد به خلاف ربا و حکومت بی دینان که آثار سوءش بنیان دین را منهدم می‌سازد و نظام حیات را تباه می‌سازد و پرده‌ای بر روی فطرت انسانی می‌افکند و حکم فطرت را ساقط می‌کند و دین را به دست فراموشی می‌سپارد.[9]

آثار اجتماعی صدقه و ربا

صدقه و ربا هر دو با زندگی طبقه محروم و محتاج تماس دارد، همچنانکه یکی از خصوصیات صدقات این است که نموّ می‌کند، امنیت را گسترش داده و دلها را از اینکه به سوی غضب و دزدی و افساد و اضلاس بگراید باز می‌دارد، از آن طرف نیز یکی از خواص ربا کاهش مال و فنای تدریجی آن است، چون ربا باعث قساوت قلب و خسارت می‌شود و این دو باعث بغض و عداوت و سوء ظن می‌گردد و امنیت و مصونیت را سلب نموده، نفوس را تحریک می‌کند...پس این که فرموده:

«یَمْحَقُ اللهَ الرِّبوا و یُربِیَ الصَّدَقات »

«خداوند ربا را نابود می‌کند و صدقات را افزایش می‌دهد »

احوال ربا و صدقات و آثاری که این دو دارند را بیان می‌کند. ربا هر چند که نامش ربا (زیادی) است لیکن از بین رفتنی است و صدقه هر چند که نامش را زیادی نگذاشته باشند زیاد شدنی است.[10]

سیمای ربا خواران

ذیل آیه275 سوره بقره از امام صادق (ع) روایت آمده که فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است: وقتی مرا شبانه به آسمان بردند به مردمی برخوردم که وقتی می‌خواستند برخیزند از بزرگی شکمها نمی‌توانستند، از جبرئیل پرسیدم اینها کیانند؟ گفت: اینها آن کسانی هستند که در دنیا

ربا می‌خورند و خداوند درباره‌شان فرمود:

«الَّذینَ یَأکُلُونَ الِّربوا لا یَقُومُونَ اِلّا کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطَُهُ الشَیطانُ مِنَ المَسّ..»(بقره/ 275)

«کسانی که ربا می‌خورند(در قیامت)برنمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان، دیوانه شده...»

و قوم نامبرده را دیدم که مانند آل فرعون هر صبح و شام بر آتش عرضه می‌شدند، ایشان از شدت دلهره می‌گفتند؛ پروردگارا قیامت کی بپا می‌شود.

این مشاهده که رسول خدا (ص) در معراج داشته، مثال برزخی بوده که گفتار آن جناب را تأکید و تصدیق می‌کند که فرمود:

«کَما تَعیشُونَ تَمُوتُونَ وَکَما تَمُوتُونَ تُبْعَثُونَ»

«هر جور زندگی کنید همان طور می‌میرید و هر جور بمیرید همان طور زنده می‌شوید.»[11]

مقاله

نویسنده يوسف عاصم آبادي
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - احکام و فقه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS