دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رزق

No image
رزق

كلمات كليدي : رزق، روزي، معارف قرآن

نویسنده : كاظم احمدزاده

"رزق" در لغت به معنى عطا و بخشش مستمر است[1] و از آن تعبیر به روزی می‌شود. و در اصطلاح به هر چیزى که مایه دوام حیات مخلوقات زنده است، رزق گویند. در واقع رزق موهبت و بخششی است از ناحیه خدای متعال به بندگانش، بدون اینکه استحقاق آن را داشته باشند.[2]

روزی دهنده خداست:

« وَ مَا مِن دَابَّةٍ فىِ الْأَرْضِ إِلَّا عَلىَ اللَّهِ رِزْقُهَا... »(هود/6)

« هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست مگر اینکه روزى او بر خداست!»

از این رو فرزندکشی را به خاطر ترس از تأمین مخارج آنان، حرام کرده است:

« وَ لَا تَقْتُلُواْ أَوْلَادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلَاقٍ نحَّْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکمُ‌ْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطًْا کَبِیرًا »(اسراء/31)

«و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشید! ما آنها و شما را روزى مى‌دهیم مسلماً کشتن آنها گناه بزرگى است!»

خدای متعال در استدلال بر عدم توانایی معبودانِ ساختگی مشرکان

نسبت به روزی رساندن بر آنان چنین می‌فرماید:

« وَ یَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ شَیًْا وَ لَا یَسْتَطِیعُون »(نحل/73)

«آنها غیر از خدا، موجوداتی را مى‌پرستند که هیچ رزقى را براى آنان از آسمانها و زمین در اختیار ندارند و توان این کار را نیز ندارند.»

و مشرکان را که از پیش خود و بى اذن او، بخشى از رزق حلال را بر خود حرام کرده بودند مورد ملامت و سرزنش قرار داده است.

« قُلْ أَ رَءَیْتُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ لَکُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَ حَلَالًا قُلْ ءَاللَّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلىَ اللَّهِ تَفْترَُونَ » (یونس/59 )

«بگو: آیا روزیهایى را که خداوند بر شما نازل کرده دیده‌اید، که بعضى از آن را حلال، و بعضى را حرام نموده‌اید؟! بگو: آیا خداوند به شما اجازه داده، یا بر خدا افترا مى‌بندید (و از پیش خود، حلال و حرام مى‌کنید؟!)»

واژة "رازق" و "رزّاق" به معنای حقیقى کلمه، تنها بر خدای متعال

اطلاق مى‌شود، و اگر در غیر او به کار رود، جنبه مجازى دارد.[3]

« ..وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ... »(بقره/233)

«..پدران موظفند زنانى را که فرزندانشان را شیر مى‌دهند بطور شایسته روزى دهند و لباس بپوشانند...»

اقسام رزق:

از آنجا که به هر گونه بهره‌اى را که خداوند نصیب بندگان مى‌کند اعم از مواد غذایى، مسکن، پوشاک و یا علم، عقل، فهم، ایمان و اخلاص رزق گفته مى‌شود، رزق تنها رزق مادی نیست بلکه شامل رزق معنوی

نیز می‌شود. قرآن در باره شهیدان مى‌گوید:

« ...بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ »

«...آنها زنده‌اند و نزد پروردگار شان روزى مى‌برند.»(آل عمران/ 169)

روشن است که روزى شهیدان، آن هم در جهان برزخ، نعمتهاى مادى نیست، بلکه همان مواهب معنوى است.[4]

1.رزق کریم :

« فَالَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لهَُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیم »(حج/50)

«آنها که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، آمرزش و روزى پر ارزشى براى آنهاست!»

در این آیه نعمتهای بهشت، رزق کریم نامیده شده است،[5] که مومنان خداترس[6] و دارای عمل صالح و مردان و زنان پاکدامن[7] به عنوان پاداش الهی از آن بهره‌مند خواهند شد.

همچنین رزق کریم از آن مواهب الهی است که جهادگران و مهاجران و

انصار به آن نوید داده شده‌اند.

« وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ ءَاوَواْ وَّ نَصَرُواْ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لهَُّم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ »(انفال/74)

«و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یارى نمودند، آنان مؤمنان حقیقى‌اند براى آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزى شایسته‌اى است.»

2.رزق معلوم:

« إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ أُوْلَئکَ لهَُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ »(صافات/40-41)

« جز بندگان مخلص خدا (که از کیفرها برکنارند)! براى آنان [بندگان مخلص‌] روزى معیّن و ویژه‌اى است.»

"رزق معلوم" یعنی خداوند در بهشت برای بندگان مخلَص خود، رزقی می‌دهد که غیر از رزقِ دیگر بهشتیان است و هیچ شباهتى بر رزق دیگران ندارد، اگر چه نام رزق ایشان و رزق دیگران یکى است، به آن جهت که آنان جز به خداى تعالى به هیچ چیز دیگرى وابستگى ندارند، نه به زینت زندگى دنیا و نه به نعمتهای آخرت، چرا که در دل ایشان غیر از خدا چیز دیگرى وجود ندارد.[8]

3.رزق حسن:

« وَ الَّذِینَ هَاجَرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُواْ أَوْ مَاتُواْ لَیَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَیرُْ الرَّازِقِین »(حج/58)

«و کسانى که در راه خدا هجرت کردند، سپس کشته شدند یا به مرگ طبیعى از دنیا رفتند، خداوند به آنها روزى نیکویى مى‌دهد که او بهترین روزى‌دهندگان است!»

در این آیه "رزق حسن" را پاداش همه مهاجران الهی قرار داده، خواه به مقام شهادت رسیده باشند خواه در این راه به مرگ طبیعی از دنیا رفته باشند.

"رزق حسن" اشاره به نعمتهایى است که وقتى چشم انسان به آن مى‌افتد، چنان مجذوب مى‌شود که نمى‌تواند دیده از آن بر گیرد و به غیر آن نگاه کند، و تنها خدا قدرت دارد که چنین روزى را به کسى دهد.[9] همچنین درقرآن به مقام نبوت و به فایده‌های حلال درخت انگور،[10] رزق حسن اطلاق شده است.

تقوا عامل برخورداری از روزی بی‌حساب:

« ...وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَْعَل لَّهُ مخَْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ... » (طلاق/2-3)

«...و هر کس تقواى الهى پیشه کند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‌کند. و او را از جایى که گمان ندارد روزى مى‌دهد...»

مشیت روزی رسانی الهی:

« لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ بِکلُ‌ِّ شىَ‌ْءٍ عَلِیم‌ »(شوری/12)

«کلیدهاى آسمانها و زمین از آن اوست روزى را براى هر کس بخواهد گسترش مى‌دهد یا محدود مى‌سازد او به همه چیز داناست.»

بر اساس بخش اخیر آیه «إِنَّهُ بِکلُ‌ِّ شىَ‌ْءٍ عَلِیم‌» توسعه و تنگی روزیِ بندگان از روی حکمت و علم الهی است.[11]البته اراده خدا در زمینه وسعت و تنگى روزى، مشروط به شرائطى است که بر زندگى انسانها حکم ‌فرماست، و تلاش و کوشش و اخلاص و فداکاری، و به عکس سستى و تنبلى و بخل و آلودگى نیت، نقش تعیین کننده‌اى در آن دارد، به همین دلیل قرآن مجید کرارا انسان را در گرو سعى و کوشش و تلاش و فعالیت خود شمرده، و بهره او را از زندگى به میزان سعى و تلاشش مى‌داند.[12]

در حدیثى از امام صادق (ع) مى‌خوانیم:

« لا تَکسَلوا فى طَلَبِ مَعایشِکم فَإنّ آباءَنا کانوا یَرکُضُون فیها و یَطلُبونَها »[13]

«در طلب روزى و نیازهاى زندگى تنبلى نکنید چرا که پدران و نیاکان ما به دنبال آن مى‌دویدند و آن را طلب مى‌کردند.»

در آیه دیگری حکمت روزی رسانی خود را چنین بیان می کند.

« وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْاْ فىِ الْأَرْضِ وَ لَکِن یُنزَِّلُ بِقَدَرٍ مَّا یَشَاءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرُ بَصِیر »(شوری/27)

«هر گاه خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم مى‌کنند از این رو به مقدارى که مى‌خواهد (و مصلحت مى‌داند) نازل مى‌کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بیناست!»

ویژگیهای رزق بهشت

1.با ارزش تر از تمام نعمتهای دنیایی:

« وَ لَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلىَ‌ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنهُْمْ زَهْرَةَ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا لِنَفْتِنهَُمْ فِیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیرٌْ وَ أَبْقَى‌ »(طه/131)

«و هرگز چشمان خود را به نعمتهاى مادّى، که به گروه‌هایى از آنان داده‌ایم، میفکن! اینها شکوفه‌هاى زندگى دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و روزى پروردگارت بهتر و پایدارتر است!»

مقابله "رزق ربک" با "زَهْرَةَ الحَْیَوةِ الدُّنْیَا" گویای آخرتی بودن آن است.[14]

در آیه دیگری رزق دنیا را در مقابل رزق آخرت متاعی بیش نمی‌داند.

« اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ وَ یَقْدِرُ وَ فَرِحُواْ بِالحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ مَا الحَْیَوةُ الدُّنْیَا فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا مَتَاع »‌(رعد/26)

«خدا روزى را براى هر کس بخواهد (و شایسته بداند) وسیع، براى هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرار مى‌دهد ولى آنها [کافران‌] به زندگى دنیا، شاد (و خوشحال) شدند در حالى که زندگى دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزى است!»

2.جاودانگی و پایان ناپذیری:

« جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لهَُّمُ الْأَبْوَاب‌...إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَاد »(ص/50و54)

«باغهاى جاویدان بهشتى که درهایش به روى آنان گشوده است... این روزى ما است که هرگز آن را پایانى نیست! »

3.بهره مندی تمام وقت بهشتیان از روزیهای بهشت:[15]

« ...وَ لهَُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا »(مریم/62)

«...و هر صبح و شام، روزى آنان در بهشت مقرّر است.»

آمدن رزق در صبح و شام، کنایه از آمدنِ آن پشت سر هم و بدون انقطاع است‌.[16]

منابع رزق

1.آسمان:

« هُوَ الَّذِى یُرِیکُمْ ءَایَاتِهِ وَ یُنزَِّلُ لَکُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَ مَا یَتَذَکَّرُ إِلَّا مَن یُنِیبُ »(غافر/13)

«او کسى است که آیات خود را به شما نشان مى‌دهد و از آسمان براى شما روزى (با ارزشى) مى‌فرستد تنها کسانى متذکّر این حقایق مى‌شوند که بسوى خدا باز مى‌گردند.»

منظور از این رزق آسمانى باران است که بوسیله آن گیاهان میروید که روزى بندگان است و علّت اینکه باران را رزق نامیده، آن است که باران سبب روزى است‌.[17]

2.زمین:

« قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ... »(یونس/31)

«بگو: چه کسى شما را از آسمان و زمین روزى مى‌دهد؟...»

روزی دادن از زمین به معنای این است که زمین محل رویشِ گیاهان و درختان و انواع متعدد مواد غذایی است.

مقاله

نویسنده كاظم احمدزاده
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - خداشناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS