دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرمقاله

سرمقاله
سرمقاله

سرمقاله

پیش‌فرض هرگونه پژوهش در باب زوایا و اقسام جنبش‌های نوپدید دینی، نهفته در اهتمام به ارائه تعریفی دقیق از این جنبش‌‌ها خواهد بود. به نظر می‌رسد در گام نخست این اهتمام، می‌توان در دو حوزه به تأمل پرداخت: الف) ارائه تعریف با تحلیل مضمون این مدل به اجماع اهل فن بهترين - يا يكي از بهترين – اسلوب تعريف امور است. در قالب اين مدل مي‌بايستي به تبيين معناي سه واژه جنبش، نوپديد و ديني پرداخت. اول، جنبش‌هاي اجتماعي است كه عبارتنداز: سازماني كاملا مشخص و شكل‌گرفته كه به منظور دفاع، گسترش و دستيابي به اهداف خاصي به گروه‌بندي و تشكل اعضا مي‌پردازند. آنچه اصولا جنبش اجتماعي را مشخص مي‌سازد کوششی برای شناساندن ايده‌ها، منافع و پيروز گردانيدن ارزش‌هاي معيني است. بدين منظور پيوسته خواهان جلب توجه عامه و افزايش اعضا خواهند بود. دوم، نوپديد‌ بودن چنين جنبش‌هاي اجتماعي است. انصافا جرج كريسايدز (Ceorge chryssides) با تقسيم نوپديد به «زماني» و «ماهوي» مرتكب عمل تحسين‌ برانگيزي شده است. اما براي فهم مناسب نوپديد بودن، اكتفا به يكي از «زماني» يا «ماهوي» به تنهايي كفايت نمي‌كند مي‌بايستي هر دو را لحاظ كرد و به ديگر سخن، جمع ميان هر دو كرد. بنابراين جنبش‌هاي اجتماعي كه نوپديد ماهوي‌اند، بدين‌معنا كه متاثر از مدرنيته و فضاي جديد فلسفي – اجتماعي دوران معاصراند و نوپديد زماني‌اند، بدين‌معنا كه بعد از عصر روشنگري، يعني در دهه 1800 ميلادي به اين سو ظاهر شده‌اند. براي بسط نحوه ادغام نوپديد ماهوي و زماني بايد اضافه كرد كه قرائت معنوي از مولفه‌هاي مدرنيته در اوائل رنسانس شاهد مثال‌هاي اندك و نحيفي دارد اما تاملات كانتي در عصر روشنگري نقطه عطفی بر اين ماجرا است. او اول‌كسي بود كه با عقلانيت افراطي و ابزاري مدرنيته، به تحليل كامل دين و اخلاق پرداخته و مدل جديدي ارائه كرد. سومين فاز و مهمترين مرحله نوپديد ماهوي بعد از جنگ جهاني دوم رقم مي‌خورد همان زماني كه سيل عظيم مهاجران شرقي به غرب وارد شدند و معنويت شرقي - كه توان وافري در ارائه معنويت سكولاري داشت - را به مغرب زمين تزريق كردند. اين هماني است كه از آن به نظريه «شرقي‌شدن غرب» ياد مي‌كنند. اما «غربي‌شدن شرق» در اوائل دهه 1800 ميلادي با ورود مدرنيته و فرهنگ مدرن به مشرق‌ زمين آغاز شده بود. در پس تقابل و تداخل فرهنگ مدرن و فرهنگ مردمان مشرق - مراد بیشتر مردمان آسياي شرقي است- تغييرات اجتماعي فراواني پديد آمد، كه حوزه معنويت شرقي نيز از آن بي‌بهره نماند. در اندك زمان، اساتيد معنويي ظاهر شدند كه تعاليم و آموزه‌هاي سنتي خويش را متاثر از فرهنگ جديد عرضه مي‌داشتند و هواداراني پديد آمدند كه راه رسيدن به حقيقت غايي را پيروي از چنين اساتيدي مي‌دانستند. سوم، آن دسته جنبش‌‌هاي اجتماعي كه به معناي مذكور نوپديد و البته «ديني» بودند. مراد از ديني بودن، داراي ساختار و اهداف مصطلح اديان بزرگ نيست، بلكه شامل تمامي مراسم و آيين‌هاي شبهه‌ديني نيز مي‌شود. اين نكته مهم با توضيح دو واژه «Religious» و «Religion» بيشتر روشن مي‌گردد. كلمه Religious و Religion هر دو در معناي دين و مذهب به كار مي‌روند با اين تفاوت كهReligious در معناي عام‌تر استعمال مي‌شود و مراد از آن، همه‌ي آيين‌ها و مناسكي است كه جنبه ديني و معنوي دارند. در مقابل كلمه Religion به نسبت در معناي خاص‌تري به كار مي‌رود و مراد از آن، اديان بزرگ و ساختارهاي ديني با انسجام و چارچوب مستحكم‌تر است. زماني كه درباره ديني بودن جنبش‌هاي نوپديد سخن مي‌گوييم Religious را در سر مي‌پرورانيم و نه Religion را. بنابراين اينان جنبش‌هاي اجتماعي نوپديدي هستند كه ديني‌اند و از تعاليم و آموزه‌هاي معنوي شكل مي‌گيرند و داعيه به سعادت‌رساندن پيروان خود را دارند. ب) ارائه تعریف با ارجاع به مصداق ركن اصلي در اين تعريف، استناد به خصوصيات مصاديق خارجي است. يعني همان خصيصه‌هاي مشترك و پايداري كه هويت مصداق را روشن مي‌كند؛ در قالب كلمات و جملات در آمده، چارچوب اصلي تعريف را تبيين مي‌نمايد. اما جنبش‌ نوپديد ديني داراي مصاديق بيشماري است كثرت فراوان و تنوع بيش از اندازه آنان موجب مي‌شود تا تصمیم‌گیری درباره مولفه‌هايي که در تمام آنها یکسان است بسیار مشکل جلوه کند. به ديگر سخن، با نگاه كلي به اين پديده، بايد چنين گفت كه مهمترين قدرمتيقن اذعان به اين نكته است كه «جنبش‌ها به شدت با یکدیگر متفاوت‌اند» با اين همه آيا مي‌توان به برخي از موارد كليدي و مشترك اشاره كرد؟ در اينجا تلاش مي‌كنم تا به پاره‌اي از قدر متيقن‌ها اشارتي داشته باشم. با اين‌حال، شايد بتوان مصاديقي را يافت كه فاقد موارد ذيل باشند، لكن مهم آن است كه اگر بخش قابل‌توجهي از اين موارد در گروه معنوي جديدي يافت شود مصداقي از جنبش‌هاي نوپديد ديني است و يا لااقل پتانسيل تبديل به جنبش معنوي را به خوبي حائز است.

  1. رهبر فرهمندي در رأس امور وجود دارد که داعيه‌دار پیام منحصر به فرد است؛
  2. تنها یک عقیده درست و یک راه حقيقي وجود دارد؛
  3. توقع وفاداری بی‌چون و چرا و اطاعت محض از پيروان؛
  4. اومانيسم معنوي و فردگرايي در آنها موج مي‌زند (معنويت شخصي) ؛
  5. وجود نوعی سیر و سلوک درونی و خواهان تجربه معنوي – عرفاني؛
  6. عضوگیری فرقه غیر معمول و از میان کلیت جامعه است؛
  7. در مقایسه با ادیان رسمی تلاش می‌کنند برداشت‌های دقیق‌تر و روشن‌تری از حقیقت ارائه دهند؛
  8. به وجوه اشتراکی تمامی ادیان سنتی توجه دارند و از آنها در نظام عقيدتي خويش بهره مي‌گيرند؛
  9. بیش از حد احساسی و عاطفی‌اند؛
  10. فاقد خصیصه‌هاي ریاضت‌کشی‌ هستند؛
  11. با سنت‌هایي که از دل آنان بیرون آمده‌اند تفاوت‌های فاحشی دارند و معمولا به نقد آنها مي‌پردازند؛
  12. آنها نسبت به وضعیت معنوی معاصر دیدگاه انتقادی داشته و یا لااقل سکوت می‌کنند؛
  13. معمولا به نظم و دگرگونی‌های آخرالزمانی معتقدند و بعضا خواهان ابداء و احياء مدينه فاضله‌اند؛
  14. خواهان تربیت انسان‌های خوب هستند؛
  15. گسترش تناسخ باوری در میان جنبش‌ها جدید حیرت‌انگیز است؛
  16. توصيف و تبلیغ تصورات جدیدی از رستگاری؛
  17. خدمت به دیگران - يا همان«خدمت بدون چشم‌داشت» - موضوع فراگیري در جنبش‌ها است؛
  18. تعصب‌زدایی نسبت به اعتقادات قبلی؛
  19. شور و اشتیاق فراواني در نسل اول اعضا مشاهده مي‌شود؛
  20. وضوح و قطعیت در نظام‌ اعتقادی؛ تعهد در سبک زندگی؛ تمایز میان خودی و غیرخودی؛
  21. بی‌بهره يا فاقد مباني و مباحث معرفتي هستند. آنچه در قالب تحليل مضموني و تعريف با ارجاع به مصداق بيان شد، آخرين تلاش براي ارائه تعريف جنبش‌هاي نوپديد ديني ناظر به گسترش و پراكندگي آنها نیست. به خوبي مي‌دانيم كه مي‌توان مصاديقي در گوشه و كنار جهان يافت كه تعريف ما را نقض كنند. با اين‌همه، آنچه آمد كوششي براي ارائه تعريفي ناظر به كليت جنبش‌ها بود و به همان اندازه كه جهاني و بين‌المللي است به همان اندازه خالي از برخي موارد نقض‌كننده نيست. اما جداي از ارائه تعريف فراگير مي‌توان به «تعريف جزئي» نيز بسنده كرد. منظور از تعاريف جزئي تبيين جنبش‌هايي است كه در يك منطقه جغرافيايي پديد آمده‌اند و يا تبيين جنبش‌هايي است كه از دل يك سنت فرهنگي – معنوي خاص سر برآورده‌‌اند. مزيت فوق‌العاده اينگونه تعاريف احاطه بهتر و كاملاتر بر مصاديق موردنظر بوده و عيب بزرگ آن فقدان كليت و جامعيت مبتني بر مصاديق جهاني است. سردبیر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

چگونه دعا و نیایش شفابخش‌اند؟

چگونه دعا و نیایش شفابخش‌اند؟

نیروى سحر آفرین ایمان تا چه اندازه در سلامتى روانى و جسمانى انسان مفید و اثربخش است؟
آرزوهای طولانی و شیطان

آرزوهای طولانی و شیطان

ابلیس (پدر شیطان‌ها) سخت ناراحت گردید. و بالای کوهی در مکه به نام «تور» رفت و ‌فریادش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه یاران و ‌فرزندان شیطان‌ جمع شدند.
چهار بال اخلاق در قرآن

چهار بال اخلاق در قرآن

چهار کلمه‌ى فوق چهار مرحله‌ى رفتارى را نشان مى‌دهد که بر حسب اراده و تقوا و تسلط بر نفس، انسان مى‌تواند در برابر کسانى که به او بدى مى‌کنند، عکس العمل نشان دهد.
No image

تناسخ و معاد

No image

نماز و امنیت‌

پر بازدیدترین ها

No image

فرقه وهابیه

خبرگزاری فارس: این فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » از مردم «نجد» مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مکتب «ابن تیمیه » گرایش داشت . نام این فرقه از پدر «محمد» که «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » که از علماى عینیه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى را نزد پدرش «عبدالوهاب » که از علماى هنابله بود، فرا گرفت...
No image

رابطه ایمان و عمل صالح

در آموزه های قرآنی ایمان و عمل صالح از چنان ارتباطی برخوردارند که فقدان هر یک، کارآیی و تأثیرگذاری دیگری را کم اهمیت و یا بی ارزش می کند. ایمان و عمل صالح دو بال پرواز بشر به مقام انسانیت و درک خلیفه اللهی و وصول به سرمنزل مقصود است. در آموزه های قرآنی، عمل صالح، بازتاب بیرونی ایمان واقعی است. هر کس به ایمان واقعی دست یافته باشد در منش و کنش خویش نیک کردار خواهد بود. این نوشتار تلاشی برای تبیین این همبستگی استوار میان ایمان و عمل صالح است...
No image

نگاهى به آفرینش زن با توجه به داستان آدم و حوا در قرآن

خبرگزاری فارس: مسأله آفریده شدن حوا از پهلوى آدم، چیزى است که قرآن درباره آن صراحتى ندارد؛ و عبارت<و خلق منها زوجها» را نیز نباید بر آن معنى حمل کرد، به گونه‌اى که گزارش قرآن همسان گزارش تورات گردد، توراتى که در دست مردم است و آفرینش آدم را یکسان یک داستان تاریخى نقل...
No image

آفرینش انسان از دیدگاه فلسفه و عرفان اسلامى

خداوند به انسان اختیار داده و او را بر سر دوراهى قرار داده است تا با انتخاب خود، راه شناخت و پرستش خدا را برگزیند و در سایه ى آن به رحمت الهى و سعادت دست یابد و چون هرگونه رحمتى در نزدیکى به خداست، مى توان گفت: هدف نهایى از آفرینش انسان همان قرب الهى است...
No image

فلسفه و حکمت دعا (در روز جمعه)

هر که در روز جمعه پیش از نماز صبح سه مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ‌ »
Powered by TayaCMS