دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صبر Patience

No image
صبر Patience

كلمات كليدي : صبر، شكيبايي، استقامت، انظلام، جزع

نویسنده : محسن بدر الدين

صبر در لغت به معنای خویشتن داری و حبس نفس است بر چیزی که عقل و شرع آنرا اقتضا می کند یا نهی می‌کند.[1] در تعریف اصطلاحی مرحوم نراقی می‌گوید: ضد جزع و بی‌تابی، صبر و شکیبایی است و آن عبارت است از ثبات و آرامش نفس در سختی‌ها، بلایا و مصایب و پایداری و استقامت در برابر آنها به طوری که از گشادگی خاطر و شادی آرامشی که پیش از حوادث داشت، بیرون نرود و زبان خود را از شکایت و اعضای خود را از حرکات ناهنجار، نگاه دارد.[2]

علیرغم وضوح ظاهری این واژه، برخی آن را تحریف کرده و آن را به معنای انظلام(ظلم پذیری و سکوت در مقابل ظلم و ناملایمات) و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت گرفته‌اند. این تفسیر که در واقع ظالم‌ پروری و حقارت‌طلبی است ابداً در مورد صبر صحیح نیست؛ بلکه صبر به معنای مقاومت، پایمردی، برخورد صحیح با مشکلات و تحکیم و تثبیت حق است؛ هر چند مستلزم از دست دادن مال و جان و آبرو باشد.

تفاوت انظلام با صبر

سکوت کردن در مقابل ظلم (انظلام)[3]، نظیر صبر است اما در معنا ضد آن می‌باشد؛ سکوت در برابر ظلم، حالتی است برخاسته از خواری و ذلت نفس که دارنده این حالت به جای مبارزه با موانع راه کمال و پیمودن راه فطرت و وصول به قرب الهی، نشستن را بر رفتن، آسانی را بر سختی و در یک کلام، تسلیم را بر مبارزه بر می‌گزیند. سکوت در برابر ظلم، از اقسام صبر بر بلا نیست، بلکه گردن نهادن به ادامه بلاهاست. بنابراین سکوت در مقابل ظلم را نباید با صبر که نوعی مبارزه آرام و حساب شده در جای خود می باشد، اشتباه گرفت.[4]

ضرورت صبر در نظام اخلاقی اسلام

در تمام کتاب‌هاى آسمانى و گفتار همه پیامبران و اولیاء خدا و امامان(ع) با تاکیدهاى فراوان به صبر و استقامت سفارش شده است به طوری‌که آن را اکسیر اعظم و کیمیاى کلیدى مشکلات دانسته‌اند و ضد آن را موجب انحرافات و بدبختی‌هاى ویرانگر مى‌دانند. به قول مولانا:

صد هزاران کیمیا حق آفرید کیمیایى همچو صبر آدم ندید[5]

در سایه داشتن ویژگی صبر و پایداری است که انسان می‌تواند در عرصه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی، مادی و معنوی[6]، رشد و تکامل نموده و به اهداف خویش دسترسی پیدا نماید.[7]

امام علی(ع) می‌فرمایند:

« الصبر الظفر؛ صبر مساوی با پیروزی است.»[8]

اهمیت و ارزش صبر در فرهنگ اسلامی:

کلمه صبر از مفاهیم بسیار مهمى است که در سرلوحه دستورهاى سرنوشت‌ ساز قرآن قرار گرفته است. این واژه در 45 سوره از سور قرآن کریم، بیش از صد مرتبه و در بیشتر کتب اخلاقی مطرح شده و بیانگر اهمیت این موضوع است.
در اهمیت و ارزش صبر همین بس که امیر مومنان علی(ع) این فضیلت را یکی از اوصاف متقین و موقعیت صبر را در برابر ایمان، همانند موقعیت سر نسبت به بدن می‌دانند. ایشان در این مورد می‌فرمایند:

« صبر پیشه کنید! زیرا صبر براى ایمان همچون سر براى بدن است و هیچ خیرى در بدن، بدون سر نیست و هیچ خیرى در ایمانى که صبر با آن نیست نمى‌باشد.»[9]

این حدیث نشان می‌دهد که بدون صبر، ایمان کامل که التزام عملى به دین خداست امکان ‌پذیر نیست و صبر، نقش کلیدی برای تمام ابعاد زندگی دارد. به همین دلیل در حدیث نبوی آمده است:

« لا ایمان لمن لا صبر له؛ کسی که صبر و استقامت ندارد، ایمان او پایدار نخواهد ماند.»[10]

در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که "بهشت در ناراحتی‌ها و صبر پیچیده شده است. پس هر کس بر سختی‌های دنیا صبر کند داخل بهشت می‌شود و جهنم در لذات و شهوات پیچیده شده است. پس هر کس نفس خود را از لذات و شهوات بهره مند کند، وارد آتش می‌شود."[11]

رسول خدا(ص) فرمودند:

« الصبر کنز من کنوز الجنه: صبر گنجی از گنجهای بهشت است.»[12]

همچنین در باب ارزشگذاری صبر رسول خدا(ص) فرمودند:

« صبر بهترین مرکب سواری است؛ خداوند هیچ بنده‌ای را بهتر و گسترده‌تر از صبر روزی نداده است.»[13]

تعبیر به(بهترین مرکب) در این حدیث شریف اشاره به این دارد که صبر، وسیله رسیدن به همه سعادتها و خوشبختی‌هاست و انسان بدون آن به هیچ مقامی در دنیا و آخرت نمی‌رسد.

آثار و پیامدهای صبر

موفقیت و پیشرفت در امور زندگی: همان گونه که می‌دانید در نظام زندگی بر سر راه هر کار مهمی، موانعی قرار دارد که عبور از آنها فقط با نیروی صبر و شکیبایی ممکن است. امیر مومنان(ع) فرمودند:

« الصبر عون علی کل امر؛ صبر و شکیبایی به پیشرفت هر کار(مهمی) کمک می کند.»[14]

نشانگر واقعیت ایمان: پیامبر اکرم(ص) در کلامی زیبا، آینده امت اسلامی را دستخوش شرایطی می‌دانند که انسان ناچار از صبر در برابر آنهاست و در این دشواریها، صدیق واقعی کسی است که صبر پیشه سازد: "زمانی بر مردم پیش آید که سلطنت و مقام جز به وسیله کشتن و ستمگری به دست نمی‌آید؛ ثروت جز با غضب و بخل کسب نشود، دوستی جز به وسیله بیرون شدن از دین و پیروی هوس به دست نیاید. پس کسی که به آن زمان برسد و بر فقر صبر کند، با آنکه بر ثروت (از راه معصیت) توانایی داشته باشد و بر دشمنی مردم صبر کند در حالی که بر جلب دوستی آنان از طریق گناه توانا باشد و بر ذلت صبر کند با آنکه بر عزت (از راه معصیت) قادر باشد، خدا ثواب پنجاه صدیق از تصدیق کنندگان مرا به او عطا فرماید."[15]

فوز و رستگاری: امیرالمومنین(ع) در این باره مى‌‌فرمایند: " انسان شکیبا پیروزى را از دست نخواهد داد هر چند طول بکشد."[16]این حکم در تمام ابعاد معنوی و مادی زندگی انسانها است. در آیات الهی نیز، نصرت و پیروزی از پیامدهای صبر عنوان شده است.[17]

یاری در برزخ: صبر یاور انسان در برزخ و تأمین کننده بهشت در عالم قیامت است، امام صادق(ع) می‌فرمایند: "مومن چون داخل قبر شود نماز، طرف راست و زکات، طرف چپ اوست. احسان بر سرش سایه می‌افکند و صبر در طرفی دور از آنها می ایستد. چون دو فرشته که متصدی سوال از او هستند بر او وارد می‌شوند صبر به نماز، زکات و احسان می‌گوید: مواظب رفیق خود باشید، اگر درمانده شدید من حاضرم."[18]

اجر آخرت: در قرآن کریم آمده است:

« اولئک یجزون الغرفه بما صبروا؛ به پاداش صبر وبردباری غرفه های جنت و قصر بهشتی می یابند.»[19]

همچنین امام باقر(ع) در مورد اجر اخروی صبر می‌فرمایند: "بهشت در میان ناگواریها و شکیبایی‌ها است. پس هر که در دنیا بر ناگواریها صبر کند به بهشت خواهد رفت."[20]

اقسام و مراتب صبر

در بسیاری از گفتار و نوشتار علمای اخلاق و بزرگان اسلام، "صبر" به سه شاخه تقسیم شده است:

صبر از معصیت: یعنی ایستادگی در برابر انگیزه‌های نیرومند و محرک گناه.

صبر بر طاعات و عبادات: یعنی شکیبایی در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت خدا وجود دارد.[21]

صبر در مصیبت: یعنی پایداری در مقابل حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالی و ترک جزع و فزع.[22]

بزرگان اخلاق، این تقسیم سه گانه را از روایات اسلامی نیز گرفته‌اند؛ همانند روایتی که از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است:

« صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر معصیت، کسی که صبر بر مصیبت کند و آن را با شکیبایی و صبر جمیل تحمل نماید، خداوند سیصد درجه برایش می‌نویسد که فاصله میان هر درجه همانند فاصله آسمان و زمین است و هر کس صبر بر طاعت کند، خداوند ششصد درجه برایش می‌نویسد که فاصله هر یک با دیگری همانند فاصله انتهای زمین تا عرش خداست و هر کس صبر بر معصیت کند، خداوند نهصد درجه برایش می‌نویسد که فاصله هر یک با دیگری، همانند فاصله منتهای زمین تا منتهای عرش خداست.»[23]

در باب مراتب صبر از تعبیرات این حدیث، چنین استفاده می‌شود که ثواب و فضیلت صبر بر معصیت، به مراتب افزون‌‌تر از ثواب و فضیلت صبر بر طاعت است و ثواب و فضیلت صبر بر طاعت به مراتب بالاتر از ثواب و فضیلت صبر بر مصیبت مى‌باشد.

صابر کیست؟ (نشانه‌های صابران)

در این مورد رسول خدا(ص) فرمودند: "صابر و بردبار سه نشانه دارد:

- سست و کسل نمی گردد

- ناراحت نمی‌شود(بی‌قراری نمی‌کند)

- از پروردگارش شکایت نمی‌کند.

زیرا اگر سست و کسل شود حق را ضایع کرده است (مسلما در سستی و بیحالی حق اداء نمی‌شود و به حدود الهی عمل نمی‌گردد) و اگر بی‌تابی کند، ادای شکر نکرده است و اگر از خدا شکایت کند، نافرمانی و گناه کرده است (اگر علاوه بر ناراحتی شروع به شکایت و گله کند، نه تنها شاکر نبوده، بلکه بر قضای خداوند هم طاغی و عاصی شده است)."[24]

راه تحصیل صبر (چگونه مى‌توان صبور شد؟)

صبر هر چند بسیار مشکل است، اما با معجونی از علم و عمل دست یافتنی است؛ در مرحله علم، انگیزه دین تقویت می‌شود و در مرحله عمل علاوه بر تقویت انگیزه دین، انگیزه هوی نیز تضعیف می‌شود و بدین ترتیب انسان به مقام صبر دست می‌یابد.

راههای تقویت انگیزه دین

تقویت پایه‌های ایمان: هر قدر ایمان انسان به حکمت و رحمت پروردگار بیشتر باشد، صبر او نیز بیشتر خواهد شد.

تفکر در آیات و روایات صبر: انسان با اندیشه در این باب در می‌یابد که پاداش صبر، بیشتر از چیزی است که از دست داده است.

مطالعه سیره اولیاء الهی: مطالعه احوال انبیاء و اولیاء و بزرگان به انسان الهام می‌دهد که نباید در برابر حجم مشکلات بی‌تابی نمود.

راههای تضعیف هوی پرستی:

-خود سازی و ریاضت دادن به نفس

-توجه به ریشه‌ها و عوامل کم صبری و مبارزه با آن.[25]

-تلقین و اعتماد به نفس در تحمل سختی‌ها.

-مجالست با صابرین.

-راضی بودن به مقدرات الهی.[26]

جزع و بی‌تابی و آثار سوء آن

"جزع" نقطه مقابل "صبر" است و آن، حالت بی‌قراری و ناشکیبایی در برابر حوادث و مشکلات است، به گونه‌ای که انسان در برابر حادثه زانو زند، مایوس شود، بی‌تابی کند و یا از تلاش و کوشش برای رسیدن به مقصد چشم بپوشد.

افرادی که جزع می‌کنند، شتابزده و عجول هستند. قدرت مهار و کنترل خود را ندارند؛ زود دستپاچه شده و حوصله لازم را برای رسیدن به مقصد ندارند. نتیجه جزع و بی‌تابی، افزایش خطا و در نتیجه ندامت و پشیمانی است. کسی که بی‌صبری می‌کند نمی‌تواند نتیجه کار را تغییر دهد، فقط اجر خود را از بین برده و نیروها را هدر می‌دهد.

امیر مومنان علی(ع) در مذمت جزع می‌فرمایند:

« از جزع و ناشکیبایی بپرهیز. زیرا امید انسان را قطع و کوشش و تلاش را ضعیف ساخته و غم و اندوه به بار می‌آورد.»[27]

مقاله

نویسنده محسن بدر الدين
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS