دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه امامیه Imamiyah

No image
فرقه امامیه Imamiyah

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : شيعه، اماميه، رافضه، اثني عشريه، علويون

مکتب امامیه یا همان تشیع و اثنی عشریه در برابر مذاهب و فرق دیگر، امامت و جانشینی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به انتخاب افراد یا شورا نمی­داند. بلکه امامت را عهدی الهی برای علی بن ابی طالب و یازده فرزند ایشان می­دانند و از این رو می­توان به مومنین به این عقیده امامیه گفت.

باید دقت شود که عده­ای از نویسندگان فرق و مذاهب مانند شهرستانی برای غرض ورزی و زیاد نشان دادن فرق شیعی و همچنین کمرنگ نمایش دادن عظمت تشیع، هر یک از این مفاهیم را به عنوان فرقه­ای مستقل در دامن شیعه نمود داده­اند. غافل از اینکه شیعه و اثنی عشریه بدون اینکه فرق مستقلی باشد، همگی دارای یک اصول و عقیده و احکام می­باشند. زیرا این عناوین تماما حکایت از همان اسلامی است که خداوند به آن حکم فرموده و رضایت داده است.

اعلام خدا به اینکه دین اسلام کامل شد و نعمتش به نهایت رسید و رضایت خدا بر اینکه اسلام، دین کامل باشد به واسطه دستوراتی است که فقط در مکتب شیعه امامیه اثنی عشریه به آنها تمسک شده است. همانطور که بعد از اعلام ولایت و جانشینی امیرالمومنین علی علیه السلام در روز غدیر این آیه شریف نازل شد:[1]

الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‌ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا[2]

امامت

ولایت و حکمرانی بر مردم حق خداوند است و هیچ احدی بر دیگری چنین حقی ندارد مگر اینکه خداوند این حق را در مورد حکومت و ولایت به او تفویض کند. چنین حقی جز برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیست و کسی که منکر ولایت و امامت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد همانند کسی است که منکر نبوت و رسالت اوست. در واقع امامت منصبی غیر از منصب نبوت و رسالت است. چنانکه خداوند در قرآن در مورد حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام می­فرماید:

وَ إِذِ ابْتَلى‌ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً[3]

اما در مقام امامت و ولایت بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به عنوان جانشین آن حضرت اختلاف شد و از همین اختلاف اساسی، مذاهب اسلامی تشکیل می­شوند. هر عقیده خاصی که در این مرحله توسط مذاهب اظهار می­شود، سنگ بنای آن مذهب را تشکیل می­دهد و می­توان گفت که بزرگترین اختلاف مسلمین در این عقیده است .

عده­ای امامت و ولایت را صرفا حکومت انتخابی بر مردم می­دانستند. این اعتقاد در حکومت خلفاء ثلاثه و حکومت بنی امیه و بنی مروان و بنی العباس و بطور کلی مخالفان امامیه ملاحظه می­شود.

امامت از دیدگاه امامیه

بعد رحلت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عده­ای که جریان سقیفه را به راه انداختند از فرصت سوء استفاده کردند و با بیعت با ابوبکر او را به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر اعلام کردند و با مخالفان این بیعت به شدت برخورد نمودند تا جائیکه آنان را به عنوان مرتد شدگان از اسلام محکوم به کفر می­کردند و خونشان را می­ریختند.[4] اهل بیت علیهم السلام و اصحاب بزرگواری چون سلمان و ابوذر و مقداد و... با این جریان مخالفت نمودند.[5] زیرا در روز غدیر به حکم خداوند و اعلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، علی بن ابی طالب علیه السلام جانشین و امام و ولی مسلمین شد و مردمی که از حج باز می­گشتند همه با او بیعت کردند و مردم حاضر در صحنه امر شدند که این امر مهم را به غائبین برسانند [6] اما جریان سقیفه دشمن اصلی خود را همین مومنان می­دانست و تا سرحد اسارت و یا قتل امیرالمومنین علی علیه السلام نیز تصمیم­گیری نمودند[7]و با نیرنگ و درگیری و اهانت، امیرالمومنین علی علیه السلام را خانه نشین و فاطمه زهراء سلام الله علیها را به شهادت رساندند.[8] همین گروهی که به ولایت ظلم رضایت ندادند و به ظاهر سرکوب شده بودند، تابعین حقیقی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در سفارش ایشان به امامت هستند. همین افراد چون سلمان و ابوذر و مقداد و عمار در روز غدیر به امر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با امیرالمومنین علی علیه السلام پیمان بستند و همیشه بر این عهد و بیعت باقی ماندند.

امامیه

امامیه بر طائفه­ای اطلاق می­شود که به امامت امیرالمومنین علی علیه السلام و یازده فرزند معصوم او معتقد هستند و به امامت غیر ایشان اعتقادی ندارند. به این ترتیب امامیه سیر تاریخی و استمراری به مدت 250 سال به خود دیده است. حوادث مختلف در سیر این تاریخ می­تواند دورانهای مختلف بر امامیه را رقم بزند.

دوران معرفی امیرالمومنین علی علیه السلام

این دوره از آغاز رسالت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آغاز می­شود. ایشان بارها به اشاره و کنایه و نص صریح جانشینی امیرالمومنین علی علیه السلام را اعلام می­فرمودند و در روز غدیر در اجتماع عظیم مسلمانان رسما به دستور خداوند او را به عنوان امام امت اسلامی معرفی نمودند.[9] در طول تاریخ بشر هرگز چنین اجتماع عظیمی برای اعلام جانشین و بیعت برپا نشد.

بر کسی پوشیده نیست که هیچ یک از مدعیان به ناحق خلافت مانند خلفاء ثلاثه و خلفاء بنی امیه و بنی العباس با چنین وضعیتی به روی صحنه سیاست نیامدند. بلکه ظلم و کودتا و حیله و قتل و غارت و خونریزی، سیاست تمام این خلفاء بوده است.

امامیه از زبان اهل سنت

شهرستانی و دیگر نویسندگان ملل و نحل (فرق و مذاهب) به معرفی امامیه می­پردازند. اما بیاناتشان در مواردی جاهلانه و یا با تعصب کور مذهبی و جسارت است. او می­گوید:

امامیه کسانی هستند که امامت را بعد از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای علی علیه السلام می­دانند. این گروه در دین و اسلام امری را مهمتر از تعیین امام نمی­دانند. امامت را رکن دین می­دانند.

معنی ندارد پیامبر بدون تعیین این امر از دنیا رفته باشد. زیرا او برای حل اختلافات امت آمده است. چگونه می­شود که در امر مهم و حساس و اختلاف انگیز امامت دستوری نداشته باشد. به تحقیق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم علی علیه السلام را به این امر برگزید و معین فرمود. در مواردی به صراحت از امامت او سخن گفت و در مواردی با کنایه معین نمود.[10]

تعریضات پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم برولایت امیرالمومنین علی علیه السلام:

1.پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سوره برائت را به ابو بکر داد تا برای مشرکین در مکه بخواند ولی در بین راه علی علیه السلام را فرستاد تا او سوره برائت را بخواند. زیرا جبرئیل بر او نازل شده و از طرف خداوند دستور آورد که این سوره را باید خودت بخوانی و یا کسی که از خود تو باشد.

2. پیامبر اکرم ابوبکر و عمر را در سپاه عمر و عاص و نیز اسامه بن زید قرار داد در حالی­که آندو امیر بر ابوبکر و عمر بودند. در حالی­که امیرالمومنین علی علیه السلام را همیشه به عنوان امیر می­فرستاد.

تصریحات رسول خدا در مورد امامت علی علیه السلام

1. در ابتدای دعوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود هر کس با من، با جانش بیعت کند جانشین من است و کسی بیعت نکرد جز امیرالمومنین علی علیه السلام و به همین دلیل قریش ابوطالب را سرزنش می­نمود .

2. هنگام نزول آیه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ...» در غدیر خم به نماز ایستاد و فرمود: هر کسی که من مولای او هستم از این پس علی نیز مولای اوست .

3. پیامبر به اصحاب فرمود: کمال قضاوت نمودن در علی است.[11]

تضعیف امامیه

شهرستانی در تضعیف امامیه می­گوید: امامیه در تعیین امام بعد از امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین علیهم السلام بر یک نظر نبودند. بلکه اختلافاتشان از اختلافات همه فرقه­ها بیشتر است و به فرق بسیاری تبدیل شدند. [12]

اما این فرق کثیر که از آن یاد می­کنند این است: کاملیه، محمدیه، باقریه، ناووسیه، شمطیه، عماریه، اسماعیلیه، مبارکیه، موسویه، قطعیه، اثنی عشریه، هشامیه، وزراریه، یونسیه و شیطانیه.[13]

در جواب به این نویسنده باید گفت:

اولا: ساختگی بودن برخی فرق نامبرده شده مانند «هشامیه، زراریه، یونسیه و شیطانیه» بر کسی مخفی نیست. بزرگان اصحاب امامیه چون زراره بن اعین، هشام بن حکم، یونس بن عبدالرحمن، محمد بن نعمان ملقب به مومن، مورد تهمت­های دشمنان با قلم مسموم برخی گمراهان و جاهلان هستند.

ثانیا: امامیه مکتبی است که دو قرن و نیم استمرار یافت تا امامان خویش را درک نمود و در تمام این دو قرن و نیم با استقامت به راه خود ادامه داد و در این مدت علاوه بر تبیین صحیح معارف اسلام به مقابله با انحرافات دیگر مذاهب و فرق و منحرفین برخواست و هرگز انحراف و گمراهی بر دامن تشیع ننشست و نباید انحراف برخی افراد را به عنوان فرقه­ای درون مکتبی معرفی کرد بلکه اگر ملاک فرقه، انحراف افراد باشد فرق اهل سنت به عددی بی­شمار خواهد رسید.

اهانت به امامیه

شهرستانی بعداز ذکر اختلافاتی در امامیه به زعم خودش این روایت را بر آنها تطبیق می دهد: هرکسی که راه را گم کرد و حیران شد خداوند دیگر به او توجه ندارد که در کجا هلاک می­شود .[14] او بااین بیان شیعه را گمراه شده می­پندارد.

در پایان باید گفت که بهتر است شناخت هر مکتبی را از مطالعه آن مکتب بدست آورد وإلا حقیقت در لابلای تعصبات و عقائد باطل پنهان می­شود و هرگز به درستی شناخت صحیح روی نمی­دهد. به عنوان نمونه می­دانیم که اهل سنت به اصحاب بسیار تاکید دارند درحالی­که در معرفی امامیه از همین نقطه شروع می­کنند که امامیه اصحاب را کافر می­داند. در حالی­که امامیه دشمنان محارب با معصومین را کافر می داند نه اصحاب را و این نکته­ای است که نباید در شناخت عقاید و مذاهب و فرق از آن غافل بود.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS