دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی مقم معظم رهبری آیت الله سید علی خامنه ای

No image
فعالیت های سیاسی مقم معظم رهبری آیت الله سید علی خامنه ای

مبارزات سیاسى

آیت الله خامنه اى به گفته خویش «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى امام خمینى(ره) هستند»([28]) امّا نخستین جرقّه هاى سیاسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید سید مجتبى نوّاب صفوى در ذهن ایشـان زده است زیرا نـوّاب صفوى با عـدّه اى از فدائیان اسـلام در سـال 31 به مشهد رفتـه در مـدرسه سلیمان خان سخنرانى پرهیجان و بیـدارکننده اى در موضـوع احیاى اسـلام و حاکمیت احکام الهى، و فریب و نیرنگ شاه و انگلیس و دروغـگویى آنان به مـلّت ایران، ایراد کردند. آیت الله خامنه اى که آن روز از طلّاب جوان مدرسه سلیمان خان بودند، به شدّت تحت تأثیر سخنان آتشین نوّاب واقع شده بود. ایشان مى گویند:

« همان وقت جرقه هاى انگیزش انقلاب اسلامى به وسیله نوّاب صفـوى در من به وجود آمده و هیچ شکى ندارم که اولین آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».([29])

بنابراین نخستین حرکت انقلابى رهبر انقلاب و چند نفر از دوستانش در سالهاى 34 ـ 35 علیه استاندار لاقید و فاسد استان خراسان به نام «فرّخ» شروع شد. زیرا او به شعائر اسلامى احترام نمى کرد. آیت الله خامنه اى و دوستانش اعلامیه اى در ارتباط با امر به معروف و نهى از منکر نوشته، با پست به اطراف فرستادند.([30])

همگام با امام خمینى(ره)

آیت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم بودند و حرکت انقلابى و اعتراض آمیز امام خمینى علیه سیاستهاى ضداسلامى و آمریکا پسند محمدرضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیبهاى فراوان و شکنجه ها و تبعیدها و زندانها مبارزه کردند و از هیچ خطرى نترسیدند.

نخستین بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمینى(ره) مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیت الله میلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرّم و افشاگرى علیه سیاستهاى آمریکایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریکا پرداختند. بدین خاطر در 9 محرّم (12 خرداد 1342) دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اینکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15 خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند.([31]) ده روز در آنجا با سخت ترین شرائط و شکنجه و آزارها زندانى شدند و عمّال پهلوى موذیانه ترین توهینها و تمسخرها را نسبت به ایشان اعمال کردند. ایشان مى گویند:

«بد نبود! تجربه جدیدى بود، یک دنیاى جدیدى بود با ساواک، با بازجویى ها و دعواها و اوقات تلخى ها، اهانتهاى شدید و خلاصه ناراحتیهاى مبارزه».([32])

دوّمین برداشت

رهبر مجاهد و مبارز، آیت الله خامنه اى پس از آزادى از بازداشتگاه لشکر مشهد، به قم رفته فعّالیتهاى تحصیلى و عملى خود را ادامه دادند.

در بهمن 1342 ـ رمضان 1383 که امام بزرگوار در قم نبود، علما و روحانیون مبارز بخصوص شاگردان ایشان، سعى مى کردند رسالت خویش را در آن ماه مبارک انجام دهند، زیرا ماه رمضان، ماه خداست و فرصت مغتنمى براى بیان حقایق بر مردم مسلمان. از طرفى هنوز تلخى پانزده خرداد و محبوس بودن امام خمینى از یادها نرفته بود. آیت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانش بر اساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانیها و افشاگریهاى پرشور ایشان بویژه در ایّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن(علیه السلام) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاستهاى شیطانى و آمریکایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار حدود دو ماه در زندان قزل قلعه زندانى شدند و به صورت انفرادى انواع اهانتها و شکنجه ها را تحمّل کردند. پس از آزادى، بى درنگ به دیدار امام خمینى در قیطریه مى روند. امام در قیطریه در یک منزل تحت نظارت در واقع زندانى بود.

آیت الله خامنه اى یک ربع ساعت با شور و اشتیاق تمام به همراه شهید آیت الله سید مصطفى خمینى، در محضر امام نشستند و امام را زیارت کردند. در خصوص این دیدار مى گویند:

«... خستگى را از تنم دور کرد و به قدرى ذوق زده بودم که گریه کردم و امام خیلى ملاطفت فرمودند. به امام عرض کردم: این ماه رمضان به علّت نبودن جنابعالى، آنطور استفاده نشد که بایدلذا از حالا، باید به فکر محرّم آینده بود!»([33])

سوّمین و چهارمین بازداشت

رهبر فرزانه انقلاب، در سال 1345 کتاب «المُستقبلُ للاسلام». (آینده در قلمرو اسلام) اثر سید قطب مصرى را به فارسى ترجمه کردند. این کتاب نخستین اثر قلمى و چاپى ایشان بود.([34]) همزمان با ترجمه این کتاب، فعالیتهاى پایه اى و ایدئولوژیک سیاسى را در سطح حوزه و دانشگاه و حتّى در سطح جامعه تداوم و گسترش مى بخشید و کلاسهاى تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامى او در مشهد و تهران با استقبال کم نظیر جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیتها سبب عصبانیت ساواک شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند.([35]) بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگى مى کرد. کتاب «آینده در قلمرو اسلام» قبل از آنکه از چاپخانه بیرون بیاید، همه نسخه هایش جز چند نسخه که از قبل بوسیله دوستان هوشیار برداشته شده بود، به غارت ساواک رفت و همه مباشران چاپ و نشر، دستگیر و زندانى شدند! مترجم مجاهد و متفکر هم تحت تعقیب قرار گرفت و یک سال بعد (1346) دستگیر و محبوس شد!([36]) همین فعالیّتهاى علمى و نوشتن و ترجمه و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نیز دستگیر و زندانى گردد.

پنجمین بازداشت

آیت الله خامنه اى درباره پنجمین بازداشت خویش به دست ساواک مى نویسد:

« از سال 48 زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پیوستن جریانهاى مبارزه مسلّحانه به کانونهاى تفکّر اسلامى به شدّت بیمناک است و نمى تواند بپذیرد که فعالیّتهاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریانها بیگانه و به کنار است.

پس از آزادى، دایره درسهاى عمومى تفسیر و کلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا کرد.([37])

بازداشت ششم

در بین سالهاى 1350 ـ 1353 درسهاى تفسیر و ایدئولوژى آیت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت»، «امام حسن»، «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشکیل مى شد و هزاران نفر از مردم مشتاق بویژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلّاب انقلابى و معتقد را بر این سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصیل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغه ایشان از شور و حال دیگرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان «پرتوى از نهج البلاغه» تکثیر و دست به دست مى گشت و فضاى گرفته شهر شهادت را روشن مى ساخت!... طلّاب جوان و انقلابى که درس حقیقت و مبارزه را از محضر مقام معظم رهبرى در آن سالها مى آموختند، مى رفتند و در اطراف و شهرهاى دور و نزدیک ایران، افکار مردم را با آن حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند.

این فعالیّتها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آیت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشتها و نوشته هایشان را ضبط کردند.

این ششمین و سخت ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز 1354 در زندان کمیته مشترک شهربانى زندان بودند. در این مدت در سلولى با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند. سختیهایى که ایشان در این بازداشت تحمّل کردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان که آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است!».([38]) پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاشهاى علمى و تحقیقى و انقلابى. البته دیگر امکان تشکیل کلاسهاى سابق را به ایشان ندادند.([39])

پایه گذارى «جامعه روحانیت مبارز»

آیت الله خامنه اى در سال 1356 به اتفاق عدّه اى از روحانیون و علماى بزرگ قم و تهران، طرح «جامعه روحانیت مبارز» سراسر کشور را ریختند.([40])نقش این نهاد در طول تاریخ انقلاب اسلامى و روند آن بر هیچ کس پوشیده نیست.

در تبعید

رژیم جنایتکار پهلوى در اواخر سال 1356 آیت الله خامنه اى را با وضعى تأثّربار دستگیر و به ایرانشهر براى مدّت سه سال تبعید کرد که البتّه در اواسط سال 1357 با اوج گیرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ایران، آن رهبر مجاهد از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم سفّاک پهلوى قرار گرفتند([41])و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه را دیدند و آن واقعه عظیم پیروزى انقلاب کبیر اسلامى ایران و سقوط خفّت بار حکومت سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و در نتیجه برقرارى حاکمیت اسلام در این سرزمین بود.

در آستانه پیروزى

آیت الله خامنه اى در مشهد مقدس و در صفوف مبارزه مردمى بودند و امام خمینى رهبر کبیر انقلاب در پاریس مبارزات مردمى به شدّت ادامه داشت و رفته رفته اوج مى گرفت. اواخر دى ماه 1357 که محمدرضا شاه پهلوى خونخوار و جنایتکار مجبور به فرار از ایران شد، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصیتهاى مبارز و بزرگى همچون شهید مطهرى از سوى امام خمینى در ایران تشکیل گردید، آیت الله خامنه اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمد. پیام امام توسط شهید مطهرى به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.([42])

پس از پیروزى

آیت الله خامنه اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیّتهاى ارزشمند جامعه اسلامى و در جهت نزدیکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى، پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظیر و پایه اى و خطیر و بسیار مهمّ بودند. ما در این نوشتار مختصر به ذکر رؤوس آنها مى پردازیم و توضیح و تفصیل را به جاى دیگر وامى گذاریم که اگر ان شاءالله توفیق الهى شامل گردد به آن خواهیم پرداخت.

1 ـ پایه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» در اسفند 1357 ش با همکارى و همفکرى علماى مبارز و همرزم خود شهید بهشتى، شهید باهنر، موسوى اردبیلى و هاشمى رفسنجانى در اسفند 1357.

2 - معاونت وزارت دفاع در سال 1358.

3 ـ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.

4 - نماینده امام خمینى(ره) در شوراى عالى دفاع، 1358.

5 - نماینده امام (ره) در سیستان و بلوچستان، در فروردین ماه 1358 و حلّ مشکلات و مسائل سیاسى آن دیار.

6 ـ نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.

7 - حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم، در جبهه هاى دفاع مقدس در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صدّام حسین به مرزهاى ایران با تجهیزات و تحریکات قدرتهاى شیطانى و بزرگ از جمله آمریکا و شوروى سابق.

9 ـ ترور نافرجام ایشان توسط منافقین خلق در 6 تیرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.

10 ـ ریاست جمهوری به دنبال شهادت مرحوم رجائى دوّمین رئیس جمهور ایران، که نخستین رئیس جمهور شایسته اسلام و انقلاب و مردم ایران بود.([43]) آیت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام(ره) به مقام ریاست جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 براى دوّمین بار به مقام و مسوؤلیت انتخاب شدند.([44])

11 ـ ریاست شوراى انقلاب فرهنگى، 1360

12 ـ رهبرى و ولایت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب امام خمینى(ره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام والا و مسؤولیت عظیم انتخاب شدند و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شایستگى تمام توانستند امّت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمایند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS