دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الله الحکیم: «فاعبد الله مخلصا له الدین».

«خداى را پرستش کن و دین را براى او خالص گردان». (سوره زمر/2)
قال الله الحکیم: «فاعبد الله مخلصا له الدین».
قال الله الحکیم: «فاعبد الله مخلصا له الدین».

قال على (علیه‌السّلام):

«اخلص یجز منه القلیل».

«عمل را با اخلاص بجا بیاور که اندک آن تو را کفایت مى کند».[1]

شرح کوتاه :

کلید قبولى همه اعمال اخلاص است. هر کس خدا عملش را قبول کند اگر چه حدش کم باشد مخلص است؛ و آنکس که عملش زیاد باشد و خدا قبول نکند مخلص نیست .

مخلص با مجاهدات روح خود را از رذائل پاک مى‌کند و خون خود را در نیت و عمل بذل مى‌کند تا حق تعالى از او بپذیرد.

مراحل نیت و علم و عمل به تزکیه و تصفیه وابستگى دارد، اگر مخلص ‍ مراعات باطن را نمود به توحید رسیده است. کمترین حد اخلاص آنست عبد آنچه در توان دارد بذل کند، و براى کارش اجر و ارزشى نبیند.[2]

سه نفر در غار

پیامبر (صلى‌الله‌ علیه و آله) فرمود: سه نفر از بنى‌ اسرائیل با یکدیگر هم سفر شدند و به مقصدى روان شدند. در بین راه بارى ظاهر شد و باریدن آغاز نمود، خود را پناهنده به غارى نمودند.

ناگهان سنگى درب غار را گرفت و روز را بر آنان چون شب، ظلمانى ساخت. راهى جز آنکه به سوى خدا روند نداشتند. یکى از آنان گفت خوب است کردار خالص و پاک خود را وسیله قرار دهیم، باشد که نجات یابیم، و هر سه نفر این طرح را قبول کردند.

یکى از آنان گفت: پروردگارا تو خود مى‌دانى که من دختر عمویى داشتم که در کمال زیبائى بود، شیفته و شیداى او بودم، تا آنکه در موضعى تنها او را یافتم، به او در آویختم و خواستم کام دل برگیرم که آن دختر عمو سخن آغاز کرد و گفت: اى پسر عمو از خدا بترس و پرده عفت مرا مدر. من به این سخن پاى بر هواى نفس گذاردم و از آن کار دست کشیدم، خدایا اگر این کار از روى اخلاص نموده‌ام و جز رضاى تو منظورى نداشتم ،این جمع را از غم و هلاکت نجات ده ناگاه دیدند آن سنگ مقدارى دور شد و فضاى غار کمى روشن گردید.

دومى گفت: خدایا تو مى‌دانى که من پدر و مادرى سال‌خورده داشتم، که از پیرى قامتشان خمیده بود، و در همه حال به خدمت آنان مشغول بودم شبى نزدشان آمدم که خوراک نزد آنان بگذارم و برگردم، دیدم آنان در خوابند، آن شب تا صبح خوراک بر دست گرفته نزد آنان بودم و آنان را از خواب بیدار نکردم که آزرده شوند.

پروردگارا اگر این کار محض رضاى تو انجام دادم، در بسته به روى ما بگشا و ما را رهائى ده؛ در این هنگام مقدارى دیگر سنگ به کنار رفت سومى عرض ‍ کرد: اى داناى هر نهان و آشکارا، تو خود مى‌دانى که من کارگرى داشتم؛ چون مدتش تمام شد مزد وى را دادم، و او راضى نشد و و بیش از آن اندازه طلب مزد مى‌کرد، و از نزدم برفت .من آن وجه را گوسفندى خریدارى کرم و جداگانه محافظت مى‌نمودم که در اندک زمان بسیار شد. بعد از مدتى آن مرد آمد و مزد خود را طلب نمود. من اشاره به گوسفندان کردم. آن گمان کرد که او را مسخره مى کنم؛ بعد همه گوسفندان را گرفت و رفت.[3] پروردگارا اگر این کار را براى رضاى تو انجام داده ام و از روى اخلاص بوده، ما را از این گرفتارى نجات بده. در این وقت تمام سنگ به کنارى رفت و هر سه با دلى مملو از شادى از غار خارج شدند و به سفر خویش ادامه دادند.[4]

  • [1]- جامع السعادات، 2/4 40.
  • [2]- تذکرة الحقایق، ص 73.
  • [3] - در محاسن: مزدش نیم درهم بود وقتى برگشت هجده هزار برابر به او داد!!
  • [4] - نمونه معارف 1/53 - فرج بعدالشدة ص 23 - محاسن برقى 2/253.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

چگونه دعا و نیایش شفابخش‌اند؟

چگونه دعا و نیایش شفابخش‌اند؟

نیروى سحر آفرین ایمان تا چه اندازه در سلامتى روانى و جسمانى انسان مفید و اثربخش است؟
آرزوهای طولانی و شیطان

آرزوهای طولانی و شیطان

ابلیس (پدر شیطان‌ها) سخت ناراحت گردید. و بالای کوهی در مکه به نام «تور» رفت و ‌فریادش بلند شد و همه یارانش را به تشکیل انجمن خود دعوت نمود. همه یاران و ‌فرزندان شیطان‌ جمع شدند.
چهار بال اخلاق در قرآن

چهار بال اخلاق در قرآن

چهار کلمه‌ى فوق چهار مرحله‌ى رفتارى را نشان مى‌دهد که بر حسب اراده و تقوا و تسلط بر نفس، انسان مى‌تواند در برابر کسانى که به او بدى مى‌کنند، عکس العمل نشان دهد.
No image

تناسخ و معاد

No image

نماز و امنیت‌

پر بازدیدترین ها

No image

آثار استغفار و توبه

No image

معاد جسمانی

No image

فرقه وهابیه

خبرگزاری فارس: این فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » از مردم «نجد» مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مکتب «ابن تیمیه » گرایش داشت . نام این فرقه از پدر «محمد» که «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » که از علماى عینیه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى را نزد پدرش «عبدالوهاب » که از علماى هنابله بود، فرا گرفت...
No image

حج در کتاب خداوند

ذکر کلمه «حجّ» پس از «مواقیت للنّاس» و تخصیص یافتنِ این کلمه، از این جهت است که عرب ها پیش از نزول این آیه، بدون توجّه به رؤیت هلال با اعداد و ارقام و شمارش و حسابِ ماه ها، حجّ به جا می آوردند ولی اسلام، زمانِ حجّ را به رؤیت هلال مرتبط ساخت...
چهار بال اخلاق در قرآن

چهار بال اخلاق در قرآن

چهار کلمه‌ى فوق چهار مرحله‌ى رفتارى را نشان مى‌دهد که بر حسب اراده و تقوا و تسلط بر نفس، انسان مى‌تواند در برابر کسانى که به او بدى مى‌کنند، عکس العمل نشان دهد.
Powered by TayaCMS