دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ماده و جهت

No image
ماده و جهت

كلمات كليدي : ماده، جهت، وجوب، امكان، امتناع، امكان عام، امكان خاص، مطلقه، غير موجهه

نویسنده : مهدي افضلي

هر قضیه حملیه مرکب از موضوع، محمول و حکم است. میان موضوع و محمول رابطه‌ای برقرار است که میتواند حالات مختلفی داشته باشد. این حالت را منطق‌دانان کیفیت نسبت می‌نامند. کیفیت نسبت محمول به موضوع وقتی ملاحظه شود، از چند حالت بیرون نیست؛ یا اینکه محمول برای موضوع ضرورت دارد یا ممتنع است یا امکان دارد. لذا سه اصطلاح وجوب، امتناع و امکان به میان می‌آید و در اصطلاح مواد قضایا، عناصر عقود و اصول کیفیات نامیده می‌شود. اینک هریک از این سه اصطلاح به اختصار بیان می‌شود:

1. وجوب

اگر ثبوت محمول برای موضوع ضرورت داشته باشد، به گونه‌ای که سلب آن از موضوع ناممکن باشد، در این صورت ماده‌ای که در چنین قضیه‌ای وجود دارد وجوب نامیده می‌شود. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود "عدد چهار زوج است" ثبوت "زوج بودن" برای "چهار" امری ضروری است و نمی‌توان آنرا از عدد چهار سلب کرد. در اصطلاح آنرا ماده وجوب می‌نامند.

2. امتناع

عکس آنچه در وجوب طرح شد، در امتناع، ثبوت محمول برای موضوع امتناع دارد و سلب آن ضروری است. از باب مثال وقتی نسبت اجتماع را به دو نقیض ملاحظه کنیم خواهیم دید که نمی‌توان سخن از ثبوت اجتماع به میان آورد. هستی و نیستی نسبت به یکدیگر نقیض به شمار می‌آیند و جمع‌شان امکان پذیر نیست. در اصطلاح آنرا ماده امتناع می‌نامند.

3. امکان

برخلاف دو مورد پیش‌ گفته در امکان، هیچ یک از ثبوت و عدم ثبوت محمول برای موضوع ضرورت ندارند. محمول هم می‌تواند برای موضوع ثابت شود و هم می‌تواند نفی گردد، که در اصطلاح آنرا امکان می‌نامند. البته این امکان که سلب هر دو ضرورت است، نزد منطق‌دانان و فیلسوفان به امکان خاص معروف است در برابر امکان عام که آنرا سلب ضرورت از طرف مخالف می‌نامند. در این معنا وقتی گفته می‌شود چیزی ممکن است مراد آن است که ممتنع نیست. ولی در جانب موافق‌ آن در این که در حقیقت وجوب دارد یا امکان، مورد نظر دارد. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود وجود داشتن خداوند متعال ممکن است، بدین معناست که وجود خداوند ممتنع نیست، ولی در حقیقت این مصداق وجوب دارد و فراتر از امکان خاص است. چنانکه اگر گفته شود وجود داشتن انسان ممکن است، نیز بدین معناست که وجود انسان ممتنع نیست، بلکه ممکن است، اما امکان آن به معنای امکان خاص است. در ناحیه سلب نیز اگر گفته می‌شود چیزی ممکن است، بدین معناست که ثبوت محمول برای موضوع ضرورت ندارد، ولی این‌که سلب آن ضرورت دارد یا نه، مورد نظر نیست. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود "ممکن است خداوند شریک نداشته باشد"، این امکان به معنای امتناع شریک برای خداوند است، ولی اگر گفته می‌شود "ممکن است انسان موجود نباشد"، بدین معناست که وجود برای آن ضرورت ندارد. بنابراین امکان عام چیزی است که در طرف اثبات اعم از وجوب و امکان خاص است و در طرف سلب اعم از امتناع و امکان خاص است. در جانب ایجاب نفی ضرورت عدم است و در جانب سلب نفی ضرورت وجود است.

جهت

از نظر منطق‌دانان هرگاه در قضیه معقوله کیفیت نسبت مورد توجه و تصور باشد اگر در قضیه ملفوظه کیفیت نسبت مذکور باشد قضیه موجهه و گر نه مطلقه است. تفاوت ماده و جهت در این است که ماده همان نسبت واقعی است که در واقع میان موضوع و محمول برقرار است، و این نسبت می‌تواند از عبارت فهمیده شود و می‌تواند فهمیده نشود، ولی جهت، نسبتی است که در قضیه وجود دارد و با تامل در عبارت از آن فهمیده می‌شود. اگر از تامل در یک قضیه جهت آن بدست نیاید معلوم می‌شود که قضیه جهت نداشته است.

نکته مهم این است که لزوما ماده و جهت یک قضیه با یکدیگر مطابقت ندارند، چه بسا در موردی ماده و جهت یکی باشند و شاید در مواردی یکی نباشند. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود انسان ضرورتا حیوان است، در این صورت ماده این قضیه ضرورت است و جهت نیز ضرورت می‌باشد. همان چیزی که از تامل در نسبت موضوع و محمول فهمیده می‌شود در کلام نیز ذکر شده است. اما وقتی گفته می‌شود انسان ممکن است (به امکان خاص) حیوان باشد، ماده قضیه ضرورت است، ولی جهت آن امکان عام می‌باشد.

قضایایی که در آن کیفیت نسبت موضوع و محمول بیان شده است در اصطلاح منطق‌دانان موجهه نامیده می‌شود، ولی قضایایی‌ که در آن کیفیت نسبت موضوع و محمول بیان نشده قضایای مطلقه یا غیر موجهه نامیده می‌شود.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS