دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مال دوستی

No image
مال دوستی

كلمات كليدي : مالْ دوستي، حب مال، تضييع مال، انفاق

نویسنده : مصطفي همداني

مال‌ْ‌دوستی در نگرش قرآن کریم، عبارت است از تعلق قلبی شدید به مال در حدی که جمع آن از راه حلال و حرام برای فرد تفاوت نکند و بپندارد مالش او را جاودانی می‌بخشد و این تعلق،‌ مانع انفاق مال در راه خدا و یاد خدا و آخرت باشد.[1]

نکوهش مال‌ْدوستی

شدت مال‌دوستی در قرآن کریم مذمت شده است[2]و رسول گرامی خدا در تحلیلی روان‌شناختی در مورد حب مال فرمودند:قلب انسان‌ها به مالشان چسبیده است.[3]حب مال یک غریزه است که اگر در راه درست مورد استفاده قرار گیرد ستودنی است و در غیر این صورت، زیان‌بار است.[4] همانطور که امام علی علیه السلام فرمودند مال اگر در راه درست مصرف شود از برترین نعمت‌ها است و اگر در راه گناه مصرف شود از بزرگترین رنج‌ها است[5]و فرمودند:مال برای صاحبش وبال است مگر آن‌چه در راه رضای الهی مصرف کند.[6]رسول گرامی خدا فرمودند:مال صالح که در دست مرد صالح باشد چیز خیلی خوبی است[7]و بر اساس فرمایش آن بزرگوار است که مولانا می‌گوید:

مال را کز بهر حق باشى حمول

«نِعْمَ مالٌ صَالِحٌ» خواندش رسول‌

آب در کشتى هلاک کشتى است

آب اندر زیر کشتى، پُشتى است[8]

منتهی باید دقت کرد که «مصرف راه رضای خدا»نه فقط صدقه بر نیازمندان است بلکه از نظر رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم تامین مخارج خود و خانواده [همسر و فرزندان و پدر و مادر که واجب‌النفقه‌اند]نیز مصداق «راه خدا»است[9](‌ همین نوشتار: «درمان») همانطور که جمع مال از راه حلال برای رفع نیازمندی خود نیز نه فقط مذموم نیست بلکه مورد تاکید اسلام است تا حدی که امام صادق علیه السلام فرمودند:کسی که به این اندوزش و برای این هدف نپردازد، خیری در او نیست.[10]رشد و نمو دادن به مال نیز در کلام امام سجاد علیه السلام مورد تاکید قرار گرفته است.[11] اما این اندوختن نباید تعلقی زائد بر حد غریزی (که تا آن حد برای حفظ مال لازم است) را ایجاد کند که در آغاز این نوشتار لوازم این تعلق منفی گوشزد گردید. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مورد بُعد منفی حب مال فرمودند: مال‌ْدوستی چون گرگی درنده معرفی است که در گله‌ی گوسفندانی بیفتد[12] و بر این اساس علمای اخلاق معتقدند اگر ذرّه‌اى از حبّ در سالک باقى باشد هرگز به کمال نخواهد رسید.[13]

اسباب مال‌ْدوستی

در تحلیل اساسی، «سبب اصلی»برای مالْ‌دوستی مانند هر بیماری اخلاقی دیگر، همان انحراف از کمال مطلق که ارضا کننده‌ی نیازهای انسان است محسوب می‌شود؛ همانطور که امام صادق علیه السلام فرمود: طالب علم و طالب مال هرگز سیر نمی‌شوند[14] که برخی علمای اخلاق در توضیح این روایت شریف گفته‌اند:انسان به جهت داشتن حیثیتی ربانی، طالب استیلا و برتری و تسلط بر موجودات است و این حس و نیاز درونی اگر در راه درست هدایت نشود، در او اشتهایی سیری‌ناپذیر نسبت به مادیات ایجاد می‌کند و به دنبال بروز مقتضیات خشم و شهوت می‌رود و هواره می‌خواهد با خشم و قهر و غلبه و درندگی و مال‌دوستی و جاه‌ْطلبی بر موجودات سیطره یابد.[15] همانطور که قرآن کریم از پندار مال‌اندوزان خبر داده و می‌فرماید: آنان خیال می‌کنند مالشان جاویدشان می‌نماید.[16] حب نفس و حب دنیا نیز که در کلام برخی از بزرگان در اسباب مال‌دوستی ذکر شده است[17]در واقع نوعی انحراف از حب کمال مطلق است که می‌تواند «سبب واسط»یا «سبب میانی»در این بیماری محسوب گردد.اما خوف از آینده فقیر شدن و بدگمانی به خدای متعال در نرسیدن روزی او و نیز آرزوی دراز به عنوان اسباب مال‌دوستی ذکر شده‌اند.[18] که می توانند «اسباب قریب» این بیماری باشند.

آثار مال‌ْدوستی

مال‌دوستی در کلام امام علی علیه السلام سبب فتنه‌ها[19] و علامت خذلان الهی و آغاز رسیدن شر و بدی به انسان معرفی شده است.[20] آثار مترتب بر این رذیله عبارتند از:

1.آرزوپروری؛ همانطور که قرآن کریم از پندار مال‌اندوزان خبر داده و می‌فرماید:آنان خیال می‌کنند مالشان جاویدشان می‌نماید[21] و به علت همین پندار زندگی جاودانی در دنیا و آماده نبودن برای سفر آخرت است که آرزوهای غیر لازم و دور و دراز و ناشی از افزون‌خواهی از مهم‌ترین موانع رشد انسان هستند.و امام علی علیه السلام نیز حب مال را باعث تقویت آرزوها دانستند [22]

2. پرورش نفاق، سست شدن دین و یقین؛ زیرا پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: حب مال، نفاق را در قلب رشد می‌دهد همانطور که آب، مایه‌ی رشد گیاهان است.[23]و امام علی علیه السلام نیز حب مال را سبب سستی دین و یقین دانستند. [24]

3.حرام‌ْخواری؛ زیرا حب مال از نظر قرآن کریم منشأ حرام‌خواری مانند خوردن مال یتیم و مال دیگر ورثه و نیز منع از انفاق نمودن در راه خدا است.[25]

4.حسد: حبّ مال که می‌تواند از علل حسدورزی نسبت به افرادی باشد که مال بیشتری نسبت به این فرد دارند.[26]

5. بخل؛ که خود از بیماری‌های مهلک است و یکی از اسباب مهم در ایجاد بخل، دوستی مال است.[27]

6.غفلت از یاد خدا؛ قرآن کریم از غافل کردن انسان از یاد خدا توسط مال بر حذر داشته است[28]

7.عدم انفاق مال در راه خدا؛ که قرآن کریم آن را مایه‌ی جهنمی شدن فرد معرفی فرموده است.[29]

پیشگیری از ابتلا به آفات مال

سه مرحله‌ی ارتباط انسان با مال یعنی «کسب»، «اندوزش»و «مصرف» از نقاطی هستند که اگر بر اساس هنجارهای قرآنی – روایی برگزار گردند، طالب معنویت را در عین استفاده‌ی بهینه از مال از آفات آن محفوظ می‌ماند و این مراحل در بیان علامه فیض کاشانی (ره) به این شکل طرح شده‌اند:

مال از جهتى خیر و از جهتى شرّ است و فقط کسى از زهر مال ایمن است که پنج وظیفه را انجام دهد:

1.هدف از مال و آفرینش آن‌را بداند و تا به دست نیاورد به آن محتاج نمى‌شود و به اندازه نیازش بیشتر نگاه ندارد و بیش از آن مقدار که شایسته است براى جمع مال تلاش نکند.

2.مراقب باشد که مال از چه راهى کسب مى‌شود و از مال حرام محض بپرهیزد و از مالى که بیشتر آن حرام است مانند مال شاهان، و از راههاى مکروه که به مروّت آسیب مى‌زند مانند هدیه‌هایى که شائبه رشوه در آن است اجتناب کند و از سؤالى که موجب خوارى و نابودى مروّت است و نظایر آنها دورى کند.

3.مواظب مقدارى باشد که کسب مى‌کند. پس نه بسیار کسب کند، نه کم؛ بلکه به مقدار واجب؛ و معیار واجب مقدارى است که نیاز دارد و نیاز عبارت است از لباس، مسکن و غذا و هر کدام سه درجه دارد: پایین، متوسط، بالا؛ و تا زمانى که به طرف کمى مایل باشد و به حدّ لازم نزدیک شود سبکبار خواهد بود و در زمره سبکباران به شمار آید، و اگر از این حالت تجاوز کند در چاهى بیفتد که عمق آن بى‌نهایت است.

4. مواظب راه مصرف بوده و در انفاق میانه‌رو باشد چنان که ذکر کردیم اسراف و سخت‌گیرى نکند و آنچه را از راه حلال کسب کرده در جاى خودش قرار دهد نه در جاى ناحق؛ چرا که گناه کسب مال از راه نادرست با خرج کردن مال در راه نادرست یکسان است.

5.در گرفتن و ترک و انفاق و نگاه داشتن مال نیّت خوب داشته باشد. پس آنچه را برمى‌دارد براى کمک به عبادت باشد و آنچه را رها مى‌کند به قصد پست شمردن مال و بى‌میلى به آن باشد و هرگاه چنان کند داشتن مال به او ضرر نمى‌رساند. [30]

درمان مال دوستی

بهترین درمان مال‌ْدوستی، انفاق است؛ زیرا قرآن کریم، زکات و صدقات را پاک‌کنننده‌ی فرد مسلمان (نه پاک کننده‌ی مالش)معرفی فرموده است[31]و روشن است که این پاک‌کنندگی به معنی پاک کردن از آفات تعلقات به مال و حب مال است.همچنین طبق روایات، فتنه‌ی مال در نگهداری آن است.[32]رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:مال، جذاب و شیرین است و هر کس آن را به سخاوت قلبی بگیرد برایش مبارک است و اگر با ولع نفس آن را بگیرد برایش مبارک نخواهد بود.[33]آن بزرگوار در تحلیلی روان‌شناختی در مورد حب مال فرمودند:قلب انسان‌ها به مالشان چسبیده است.آن حضرت در ادامه‌ی آن روایت و طبق همین مبنا در توصیه‌ای بسیار لطیف می‌فرمودند: اموالتان را در راه خدا انفاق کنید و به آخرت بفرستید تا دل‌هایتان نیز به عالم باقی کوچ کند و از دلبستگی دنیا درآید.[34] یعنی این تهدید ایمانی را به فرصتی بسیار سازنده برای رشد انسان تبدیل می‌فرمودند.

بر اساس آن‌چه گفته شد، علمای اخلاق نیز معتقدند درمان حبّ مال به این طریق است که در مقاصد مال و اینکه براى چه خلق شده بنگرد، و در نتیجه جز به قدر حاجت نگاه ندارد و باقى را بر مستحقّان بذل کند تا به ثواب جاوید آخرت برسد.[35]

لازم به ذکر است مصرف نمودن مال در موارد نیاز خود و خانواده نیز مصداق انفاق است؛ و «راه رضای خدا»نه فقط صدقه بر نیازمندان است بلکه از نظر رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم تامین مخارج خود و خانواده [همسر و فرزندان و پدر و مادر که واجب‌النفقه‌اند]نیز مصداق راه خدا است[36]بلکه کسی که این نیازها را تامین نکرده است حق انفاق در راه خدا را ندارد.[37] آن بزرگوار به عوف ثروتمند دستور دارد تا هر انفاقی کرد از عیال خود آغاز کند.[38] البته نه این‌که زیاده از حد و شآن به آنان رسیدگی کند؛ زیرا اسراف است و در نفقه اینان هم قانون اعتدال که پیش‌تر گفته شد باید مراعات شود.[39]کسانی که همه‌ی مال خود را در اواخر عمر انفاق می‌کردند و چیزی برای خانواده خود باقی نمی‌گذاشتند را به شدت نکوهش نموده و می‌فرموند:اینان کودکانی صغیر باقی نهادند که باید با تکدی‌گری زندگی کنند[40] بلکه کسانی که خانواده خود را تضییع می نمودند را لعنت می‌فرمودند.[41]

آسیب‌شناسی

این رذیله، از طرفی در نقطه‌ی مقابل آن یعنی بی‌تعلقی به مال دارای یک نقطه‌ی انحرافی است و از طرف دیگر در مرحله‌ی درمان نیز برخی درمان‌های نادرست برای آن توصیه شده است:

1. همان‌طور که حب مال نکوهش شده است، بی‌اعتنایی به حفظ مال و ضایع نمودن آن نیز مذمت شده است؛ زیرا خدای متعال فرمودند: مال، قوام حیات مادی بشر است[42] و بسیاری از دستورات دینی در حفظ اموال صادر شده است و طولانی‌ترین آیه‌ی قرآن شریف در مورد روش نگارش قراردادهای مبادلاتی است تا اموال به درستی جابجا شوند[43] و رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم اصلاح مال را از صفات متعالی انسانی شمردند[44] و امام سجاد علیه السلام بهره‌کشی و رشد دادن به مال را از صفات ممتاز انسانی داستند و بر آن مهر تایید زدند.[45] بنابراین، در درمان عملی حب مال باید توجه نمود که جمع نکردن مال و خرج کردن برای خود و خانواده و فقرا (هر کس که بیماری حب مال دارد، به نوعی به یکی از این سه عارضه یا هر سه مبتلا است) باید طبق ضوابط اسلامی و بدون اسراف و یا کوتاهی بلکه با ادای حق در هر مورد، انجام شود.

2.درمان حب مال در مرحله‌ی مصرف نمودن مال با «انفاق» به معنای صحیح و وسیع آن که گفته شد مورد تایید است اما ابوحامد غزالی از افرادی نام می‌برد که برای درمان حب مال، اموالش را فروخته و در دریا ریخته است. زیرا می‌ترسیده اگر آن‌ها را انفاق کند، ریا و احساس بخشندگی به سراغ او بیاید.[46] اما مرحوم فیض کاشانی بر این گفتار او ایراد می‌کند و آن را بدعت می‌داند.[47] زیرا همانطور که پیش‌تر در حرمت مال گفته شد، این سخن بر خلاف دین است و رسول گرامی خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز از تضییع مال نهی نموده و فرمودند: زهد در دنیا و حب مال نداشتن، به معنی تضییع مال نیست.[48]

مقاله

نویسنده مصطفي همداني
جایگاه در درختواره رذائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS