دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مجازات اعدام

مجازات اعدام در یک تقسیم بندی از اقسام مجازاتهای در شمار مجازاتهای بدنی قرار می‌گیرد که منجر به سلب حیات فرد مجرم می‌شود.
مجازات اعدام
مجازات اعدام

مجازات اعدام[1]

مجازات اعدام در یک تقسیم بندی از اقسام مجازاتهای در شمار مجازاتهای بدنی قرار می‌گیرد که منجر به سلب حیات فرد مجرم می‌شود. مباحث مهم مربوط به این مسأله عمدتاً در مواجهه با موضوع حمایت از حق حیات مطرح می‌شود. در هنگام تدوین مقررات مربوط به حمایت از حق حیات در اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) به عنوان نخستین سند مدون در حمایت از حقوق بشر مدرن، یکی از مهمترین مباحث، مربوط به مسأله مجازات اعدام بود. دولت شوروی (سابق) طرحی را ارایه نمود که به موجب آن بر الغای مجازات اعدام در زمان صلح تأکید شده بود.[2] در مقابل چنین طرح تاکتیکی روسیه کشورهای غربی در موقعیت دشواری قرار گرفتند اما در نهایت این طرح با رأی اکثریت رد شد و سرانجام ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948)[3] بدون آنکه هیچ اشاره به مسأله مجازات اعدام نماید صرفاً به حمایت از حق حیات بسنده نمود. اما مباحث پیرامون مسأله مجازات اعدام کماکان ادامه یافت تا این که زمان تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966) فرا رسید. در هنگام تدوین ماده 6 میثاق مذکور در حمایت از حق حیات مباحث متعددی از جمله تعیین وضعیت حقوقی مجازات اعدام مطرح گردید. اما در نهایت در تدوین مقررات مربوط به حمایت از حق حیات در میثاق مشابه آنچه در هنگام اعلامیه جهانی حقوق بشر رخ داده بود از کنار مسأله مجازات اعدام به راحتی عبور نکردند و در ماده مذکور و مقرراتی در راستای ایجاد محدودیت برای وضع و اجرای مجازات اعدام تدوین نمودند. خلاصه مهمترین شروطی که در میثاق مذکور آمده است به شرح زیر است:

1- مجازات اعدام فقط در خصوص جرایم بسیار مهم و با اهمیت (جرایم جدی و بسیار خطرناک)[4] تحمیل شود.[5]

2- تحمیل مجازات اعدام باید مطابق با قانون لازم الاجرا در زمان ارتکاب جرم باشد.[6]

3- مجازات اعدام نباید مغایر با مقررات میثاق حاضر یا کنوانسیون ژنوساید باشد.[7]

4- مجازات اعدام درباره اشخاصی که در زمان کمتر از 18 سال سن دارند، قابل اعمال نیست.[8]

5- مجازات اعدام درباره زنان باردار قابل اعمال نیست.[9]

6- شخص محکوم به اعدام سزاوار طلب عفو یا تخفیف مجازات است و در تمامی موارد باید امکان بهره‌ مندی از عفو عمومی یا خصوصی یا تخفیف مجازات وجود داشته باشد.[10]

با تدوین چنین مقرراتی میثاق بین المللی گامی بسیار مهم در راستای اعمال محدودیت بر وضع و اجرای مجازات اعدام برداشت و با وجود این که تدوین چنین مقرراتی به نفسه نمی‌تواند برای تأخیر یا منع الغاء مجازات اعدام از طرف دولتهای عضو مورد استناد قرار گیرد.[11]ولی با این حال با چنین مقرراتی میثاق، مجازات اعدام را ملغی ننموده است. تلاشهای جامعه بین الملل در راستای مخالفت با مجازات اعدام پس از تدوین مقررات میثاق در سطوح مختلف کماکان ادامه یافت تا این که در سال 1989 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب دومین پروتکل الحاقی به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی برای الغای مجازات اعدام[12]، گامی بسیار مهم را در راستای الغای مجازات اعدام در سطح جهانی برداشت. در ماده یک پروتکل دوم الحاقی در خصوص الغای مجازات اعدام آمده: «1- هیچ کس در حوزه صلاحیت دولتهای عضو این پروتکل اعدام نخواهد شد. 2. هر دولت عضو پروتکل حاضر تمامی اقدامات لازم را جهت الغای مجازات اعدام در حدود صلاحیت خود به عمل خواهد آورد.» با وجود چنین تصریحی به الغای مجازات اعدام، پروتکل حاضر حق شرط نسبت به اجرای مجازات اعدام در شرایط جنگی را توسط دولتهای عضو پذیرفته است. با این حال تلاشهای جامعه بین المللی کماکان جهت الغای مجازات اعدام ادامه دارد و تعداد اعضایی که این مجازات را رسماً یا عملاً اجرا نمی‌نمایند و آن را ملغی نموده‌اند در سطح بین المللی در حال افزایش است. در سطوح منطقه‌ای، نظام حمایت از حقوق بشر نیز مقرراتی مشابه در خصوص منع و الغای مجازات اعدام موجود است. به عنوان نمونه کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر در ماده 4 خود مقرراتی مشابه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966) را در راستای اعمال محدودیت بر وضع و اجرای محازات اعدام تدوین نموده است و به این وسیله تمایلش را به الغای مجازات اعدام نشان داد اما این مجازات را صریحاً ملغی ننمود تا این که در سال 1990 پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی صریحاً دولتها را از اعمال این مجازات منع نموده است.

در مقررات مربوط به نظام اروپایی حقوق بشر نیز در حالی که کنوانسیون اروپایی حقوق بشر (1950) هیچ مقرراتی را در خصوص مجازات اعدام مقرر ننموده، پروتکل ششم الحاقی به کنوانسیون مذکور مجازات اعدام را در زمان صلح ملغی اعلام نموده و پروتکل سیزده الحاقی به کنوانسیون نیز مجازات اعدام را در تمامی شرایط و اوضاع و احوال ملغی نموده که شامل زمان جنگ هم می‌شود.

شاید اگر بخواهیم نخستین گامهایی را که در خصوص الغای مجازات اعدام برداشته شده را برشماریم ناگزیر باشیم به اصلاحاتی که در خصوص منع اجرای علنی مجازات اعدام صورت گرفته اشاره نماییم. چرا که از حیث تاریخی، نخست مخالفتها با مجازات اعدام بیشتر در قالب مخالفت با اجرای علنی این مجازات جلوه گر شد اما به هر حال سیر تحولی آن از هر کجا که شروع شده باشد اینک در مقررات مربوط به حقوق بشر به شرحی که توضیح داده شد، تلاشهای متعددی در جهت الغای آن صورت پذیرفته اشت.

البته در این تلاشها توجه به دلایلی که مخالفان مجازات اعدام و طرفداران الغای مجازات در تأیید دیدگاهشان مطرح می‌نمایند امری در خور توجه است. آنها به دلایل اخلاقی گوناگون و متعددی در این راستا متمسک می‌شوند. در این میان ارزش و احترام برای حیات انسانی و احترام به کرامت انسان از جمله مهمترین ارکان این استدلالها به شمار می‌آید. به عبارت دیگر مخالفان مجازات اعدام، چنین مجازاتی را مغایر با احترام به کرامت انسان و نقض حق حیات و به عنوان رفتاری غیرانسانی برمی‌شمارند.

البته در کنار این استدلالها برخی هم از داده‌های آماری و بی اثر بودن وضع این گونه مجازاتهای شدید در کاهش جرایم غیرمنصفانه بودن این گونه مجازاتها و فقدان منفعت اجتماعی در اجرای آنها و....سخن می‌گویند.[13] البته بدیهی است که در نقطه مقابل نیز عده‌ای کماکان بر لزوم اجرای چنین مجازاتهایی با تأکید بر کارآمدی و سودمندی آنها بر مبانی مختلف تأکید دارند. اما حسب شواهد و رویه عملی دولتها هر چه زمان می‌گذرد بر دامنه مخالفتها با اجرای این گونه مجازاتها در سطوح مختلف افزوده می‌شود.

    پی نوشت:
  • [1] . Death penalty
  • [2] . A/C.3/265.UN Doc
  • [3] . UDHR (1948),Art.3.
  • [4] . most serious crimes
  • [5] . ICCPR(1966),Art.6(2)
  • [6] . ICCPR(1966),Art.6(2)
  • [7] . ICCPR(1966),Art.6(2)
  • [8] . ICCPR(1966),Art.6(5)
  • [9]. Ibid
  • [10] . ICCPR(1966),Art.6(4)
  • [11] . ICCPR(1966),Art.6(6)
  • [12] . GA,Res. 44/ 128 of 15 Dec 1989: second optional protocol to the International covenant on civil and political Rights, Aiming at the Abolition of the Death penalty.
  • [13] .ر.ک: Hugo Adam Bedau, An Abolitionists survey of the Death penalty in America Today, ini Debating the Death penalty, Edited by: Hugo Adam Bedau and paul G. Cassell, oxford university press, first published, 2004 , pp. 17- 35.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل - حقوق بشر

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

پروتکل دوم اختیاری میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

پروتکل دوم اختیاری میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

به عنوان یکی از حقوق اساسی و بنیادین بشری در ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر....

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS