دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مشورت‌

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: در هر کارى، خواه اخروى و خواه دنیوى، مشورت با مؤمنین لازم است، امّا در کار آخرت، باید مشورت کنى با کسى که در او پنج خصلت باشد، عقل و علم و تجربه و نصح و تقوى. یعنى: کسى که قوّت تمیز میان حسن و قبح داشته باشد. و علم به اوامر و نواهى نیز او را حاصل باشد.
مشورت‌
مشورت‌

قال الصّادق علیه السّلام: شاور فی أمورک ممّا یقتضی الدّین من فیه خمس‌خصال، عقل و علم و تجربة و نصح و تقوى، فان لم تجد فاستعمل الخمسة، و اعزم و توکّل على الله، فانّ ذلک یؤدّیک إلى الصّواب.

حضرت امام صادق علیه السّلام مى‌فرماید که: در هر کارى، خواه اخروى و خواه دنیوى، مشورت با مؤمنین لازم است، امّا در کار آخرت، باید مشورت کنى با کسى که در او پنج خصلت باشد، عقل و علم و تجربه و نصح و تقوى. یعنى: کسى که قوّت تمیز میان حسن و قبح داشته باشد. و علم به اوامر و نواهى نیز او را حاصل باشد. و در کارها صاحب تجربه باشد. و هر چه گوید به محض دیندارى و خاطر خواهى گوید، نه از روى فریب و غدر. و متّقى باشد. پس اگر شخص این چنین نیابى، این صفات را خود به عمل آر و بعد از رجوع و استغفار، با خود مشورت کن و عزم را جزم کرده و توکّل به خدا نموده، هر چه به خاطرت افتاد به او عمل کن، که البتّه صواب است.

و ما کان من امور الدّنیا الّتی هی غیر عائدة إلى الدّین، فارفضها و لا تتفکّر فیها، فانّک إذا فعلت ذلک أصبت برکة العیش و حلاوة الطّاعة.

مى‌فرماید که: اگر آن کارى که در نظر دارى و در کردن و نکردن او متردّدى، اگر کارى باشد دنیائى و نفع اخروى در او نباشد، پس از او بگذر و فکر در او مکن، که نکردن او اولى است و هر گاه از او گذشتى و دست از او برداشتى، پس به تحقیق که به برکت زندگى دنیا رسیده‌اى و حلاوت طاعت حضرت بارى را ادراک نموده‌اى.

و فی المشورة اکتساب العلم، و العاقل ما یستفید منها علما جدیدا، و یستدلّ به على المحصول من المراد.

مى‌فرماید که: در کارها مشورت با مؤمنین کردن، موجب تحصیل علم است و عاقل کسى است که به وسیله مشورت با مؤمنین، علم جدیدى تحصیل کند و از آن علم راه به مقصود و مراد خود ببرد و بداند که آن چه از مشورت حاصل شده،محض صدق است و از اغواى شیطان دور است. این حلّ، بنا بر آن است که «ما» موصوله باشد و «ما» اعمّ است از «من» و استعمال در ذوى العقول هم مى‌شود. و ممکن است که «ما» نافیه باشد و مراد این باشد که: استفاده نمى‌کند عاقل از مشورت، علم جدیدى، بلکه راه مى‌یابد از مشورت به تعیین مراد. چرا که مشورت در صورت تردّد است و تردّد مستلزم بودن طرفین است در ذهن، پس، از مشورت حاصل نمى‌شود مگر تعیین یک طرف، نه علمى که نبوده باشد حاصل شود. بنا بر حلّ اوّل، ضمیر مذکور راجع است به علم جدید، و بنا بر حلّ ثانى، راجع است به مشورت به اعتبار مصدر بودن.

و مثل المشورة مع أهلها مثل التّفکّر فی خلق السّماوات و الارض و فنائهما، و هما غنیّان عن القید، لانّه کلّما تفکّر فیها غاض فی بحور نور المعرفة، و ازداد بهما اعتبارا و یقینا.

یعنى: مشورت کردن با مردم خوب و اهل علم، مثل تفکّر کردن است در خلق آسمان‌ها و زمین و فناى آسمان و زمین، که ایستاده‌اند هر کدام به جاى خود بى قید و ستون. یعنى: چنانکه فکر کردن در اینها باعث غوص کردن است در دریاهاى نور معرفت الهى، و موجب زیاد شدن یقین است به وجود خالق حکیم، همچنین مشورت کردن با مؤمنین هم، موجب حصول یقین است در کارها و باعث بر طرف شدن تردّد و شکّ است در شغلها و عملها.

و لا تشاور من لا یصدّقه عقلک، و ان کان مشهورا بالعقل و الورع.

مى‌فرماید که: در حین تردّد در کارها، مشورت مکن با کسى که عقل تو تصدیق او نکند، هر چند که او در تمیز و عقل، مشهور و معروف باشد، چرا که دل مؤمن آینه است و غلط کم مى‌کند.

و إذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک، و ان کان بخلاف مرادک، فانّ النّفس تجمح من قبول الحقّ، و خلافها عندالحقائق أبین.

مى‌فرماید که: هر گاه در کارى با کسى مشورت کردى که عقل تو تصدیق او مى‌کند و در مراتب علم و عمل خویش مى‌دانى، پس هر چه او مى‌گوید عمل کن و مخالفت گفته او را جایز مدان، چرا که نفس آدمى سرکش است و به آسانى قبول حقّ نمى‌کند، و به حکم: «الحقّ مرّ»، حقّ به مذاق او تلخ است و رشد و راستى در مخالفت او است.

قال الله تعالى: وَ شاوِرْهُمْ فی الْأَمْرِ [1].

اى پیامبر، با صحابه و مؤمنین در کارها مشورت کن.

و قال تعالى: وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ [2].

درباره صفات مؤمنین خداوند مى‌فرماید که: در کارها با همدیگر مشورت مى‌کنند.[3]

    منبع : شرح(ترجمه) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانى، انتشارات پیام حق، تهران، 1377 هجرى شمسى‌
    پی نوشت:
  • [1] - آل عمران- 159
  • [2] - شورى- 38
  • [3] - ترجمه مصباح الشریعة، ص: 349 الی 352

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS