دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مهدویت در صحیحین

No image
مهدویت در صحیحین

نویسنده : وحيد خورشيد

كلمات كليدي : مهدويٌت ،صحيحين ،احاديث مهدويٌت ،نشانه هاي ظهور

یکی از مسائل مهم اسلام،اعتقاد به وجود مصلح و منجی است که با ظهور اسلام و پیامبر آخر الزمان، بحث مهدویٌت و حکومت جهانی امام مهدی (ع)مانند مسائل مهم دیگر ، بطور گسترده و دقیق در بین جامعه اسلامی بیان شد تا جایی که با مرور در مصادر حدیثی، تاریخی، عقیدتی، و تفسیری شیعه و سنی به این حقیقت پی خواهیم برد که نخستین کسی که موضوع مهدی منتظر و قیام جهانی او را مطرح کرد، همانا شخص پیامبر اکرم (ص)بوده است که مشخصات و ویژگی­های مهدی موعود، پدران و اجدادش را آنچنان دقیقا اعلام نمود که زمینه سوء استفاده مهدی­های دروغین را از عنوان «مهدی منتظر» منتفی کرد حضرتش بر اساس وحی الهی، مسئله مهدویٌت را پایه­گذاری کرد و با ایراد علائم و نشانه­های ظهور و ویژگیهای محلی و تاریخی قیامش، مسلمانان را هشدار داد که منتظر و آماده ظهور و قیام «مهدی واقعی» باشند.

مهدویٌت؛ مصدر جعلی است که از مهدی گرفته شده است در لغت به کسی که خدا او را بسوی حق هدایت کند، مهدی گفته می­شود و شخصی را که پیامبر (ص) به آمدن آن در آخر الزمان بشارت داده است، مهدی نامگذاری شده است[1]

در اصطلاح ،هر چیزی که به نوعی به حضرت مهدی علیه السلام نسبتی پیدا کند مثل اعتقاد به ظهور،نشانه­ها و علامتهای ظهور،حوادث قبل و بعد ظهور و غیره،مهدویٌت گفته می­شود.

منظور از کلمه صحیحن دو کتاب «صحیح مسلم وبخاری »است که اهل سنت این دو کتاب را بعد از قرآن از صحیح ترین کتابهای خود بشمار می آورند[2] .

کتاب شناسی مهدویٌت در اهل سنت

بیشتر کتابهای حدیثی اهل سنت چه صحاح[3] وچه غیر صحاح حدیثهای مرتبط با امام مهدی علیه السلام را یاد کرده­اند ،هرچند امروزه در دو کتاب مهم آنها (صحیح مسلم وبخاری)تصریح به نام حضرت دیده نمی­شود ولی در بیشتر کتابهایشان علاوه بر ذکر صفات و ویژگی­ها ،تصریح به نام امام مهدی علیه­السلام نیز دارند کتابهای حدیثی اهل سنت که ازحضرت مهدی (ع)سخن به میان آورده اند به دو دسته عمده تقسیم می­شوند:

1- کتابهای حدیثی عمومی، که درباره موضوعات مختلف سخن گفته­اند و بخشی از آن را هم به حدیثهایی در باره حضرت مهدی علیه السلام اختصاص داده­اند مانند؛«المصنف» صنعانی (م 211ه.ق)،« الفتن» نعیم بن حماد معاویه (م229ه.ق) و «مسند» احمد بن محمد حنبل (م241ه.ق)و.....

2-کتابهای اختصاصی اهل سنت که فقط درباره امام مهدی (ع)نوشته شده است؛ مثل«اربعون حدیث»،«مناقب المهدی»و«صفة المهدی» ابونعیم اصفهانی (م420ه.ق) دو کتاب اخیر ایشان در دسترس نمی­باشد ،«العرف الوردی فی اخبار المهدی» جلال الدین سیوطی (م911ه.ق).

منکرین احادیث مهدویٌت

با وجود اینکه بیشتر بزرگان اهل سنت همچون ،ابن حجر عسقلانی [4]،ابن حجر هیثمی [5]و سیوطی [6]و دیگران به تواتر و صحت حدیث­های مهدویٌت تصریح کرده­اند ولی عده کمی از علماء اهل سنت منکر احادیث مهدویٌت شده­اند که یکی از علتهای مهم آنها ،این است که در صحیح مسلم و بخاری هیچ اشاره­ای به احایث مهدی علیه­السلام نشده است و این نشان از این دارد که مسلم نیشابوری و بخاری حدیثهای که در باره مهدی (ع) ذکر شده است را قبول نداشته اند ،

ازجمله این افراد، رشید رضا می­باشد که در تفسیر مشهورش در ذیل آیه 187 اعراف چنین می­گوید:«تعارض در روایات « مهدی» قوی تر و ظاهرتر است و جمع آنها مشکل­تر و منکران زیادتر و شبهه درآ نها آشکارتر است بخاطر همین مسلم و بخاری در دو کتابشان به این توجه نکرده­اند»[7]

احمد امین نیز همین موضوع را به عنوان دلیل برای انکار احادیث مهدویٌت گرفته و می­گوید:« بخاری و مسلم هیچ یک از احادیث مهدی را ذکر نکرده­اند این دلیل بر آن است که این روایات نزد آنها صحیح نبوده است[8]».

جواب از منکرین روایات مهدویٌت

قبل از نقد گفتار کسانی که منکر روایات مهدویٌت هستند چند سوال را مطرح کرده و بعد پاسخ می دهیم.

آیا در دو کتاب معتبر اهل سنت احادیث مهدویٌت ذکر شده است یا نه؟ آیا نبودن حدیثی درصحیحین دلیل بر ضعیف بودن آن حدیث نزد مسلم وبخاری است؟ آیا ادعای بعضی از علماء اهل سنت در مورد ذکر نشدن روایات مهدویٌت در صحیحین حقیقت دارد یا نه؟ و آیا عدم تصریح به نام امام مهدی (ع)در آن دو کتاب،دلیل برعدم وجود احادیث مربوط به آن حضرت در صحیحین می­شود یا خیر؟ درپاسخ به شبهه­ی منکرین، ذکر چند مطلب ضروری است:

الف)اگر حدیثی را مسلم و بخاری نقل نکرده­اند ،دلیل بر ضعیف بودن آن حدیث نزد آنان نمی­شود،چون آنها درصدد جمع­آوری همه روایت­های صحیح نبودند و ادعا هم نکرده­اند که همه احادیث صحیح را گردآوری کرده­اند.ابن حجر عسقلانی شارح مشهور صحیح بخاری در مقدمه شرحش چنین می­گوید:«اسماعیل از بخاری نقل می­کند که او می­گفت هرچه در این کتاب آورده­ام، همه صحیح است ولی روایات صحیحی که نیاورده­ام ،ازآنها بیشتر بوده است[9]»و نیز نووی در شرحش بر کتاب مسلم می­گوید:«آن دو (بخاری و مسلم)ملتزم نبودند که تمام احادیث صحیح را نقل کنند ،بلکه آنها تصریح کرده­اند که همه احادیث را جمع­آوری نکرده­اند و قصدشان جمع آوری تعدادی از احادیث صحیح بوده است. »[10]

ب)بزرگان اهل سنت معتقدند که بسیاری از احادیث صحیح وجود دارد که در صحیح مسلم و بخاری ذکر نشده است .ابن صلاح در کتاب علوم حدیث کتابهایی را نام می­برد که احادیث صحیح دارند و تصریح می­کند که در این کتابها روایات صحیحی وجود دارد که نویسندگان آن بر صحت آن پافشاری می­کنند[11].

د).ما قرائنی داریم که این دو کتاب تحریف شده است به عنوان نمونه روایتی رانقل می­کنیم که بیش از 50منبع از منابع اهل سنت این روایت را ذکر کرده­اند که پیامبر صلی الله علیه واله و سلم فرمودند:«المهدیُّ من عترتی من ولد فاطمةمهدی علیه السلام از عترت من ازفرزندان فاطمه سلام الله علیها می­باشد چند نفر از بز گان اهل سنت که نسبت خطاء بر آنها ممکن نیست این روایت را می آورند و ادعا می­کنند این حدیث در صحیح مسلم است که نام دو تن از آنها که مشهورند را ذکر می کنیم.ابن حجر هیثمی این حدیث را می آورد ومی گوید:«و قد اخرجه مسلم.».[12]متّقی هندی صاحب کتاب کنزُ العمّال حدیث را می آورد و اشاره می­کند که این حدیث در کتاب مسلم بوده است ایشان نام­های نویسندگان کتابهای منبع را،بصورت رمزی ذکر کرده است که رمز مسلم (م)می­باشد.[13]

نقل کردن این روایت از مسلم، توسط بزرگانی مثل ابن حجر و متقی هندی که از استوانه های اهل سنت هستند ،به یقین می رسیم که درصحیح مسلم به نام مهدی علیه السلام تصریح شده است ولی بعدا حذف شده است مانند سنن ابی داود که ( کتاب المهدی ) آن درچاپهای جدید به (کتاب الهدی )تغییر کرده است و به عنوان شاهد، بعضی از چاپهای قدیمی صحیح مسلم در کتابخانه­های مدینه وجود دارد که به هیچ کس اجازه نمی­دهند از انها میکروفیلم تهیه کنند .

با توضیحی که بیان شد، هیچ راهی برای انکار یا تضعیف احادیث مهدویٌت باقی نمی­ماند.به عنوان نمونه روایاتی را از صحیحین نقل می­کنیم که به طور مستقیم به مهدویٌت مربوط می­شود، تا روشن شود که این احادیث فقط به موضوع مهدویٌت قابل تطبیق است هرچند نام آن حضرت به طور صریح ذکر نشده است .

امام مسلمانان و نزول عیسی

مسلم و بخاری هردو این روایت را نقل کرده­اند:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى­الله­علیه­وسلم«کَیْفَ أَنْتُمْ إِذَا نَزَلَ ابْنُ مَرْیَمَ فِیکُمْ وَ إِمَامُکُمْ مِنْکُمْ ».[14]پیامبر(ص) فرمود:«چه می کنید آن وقت که عیسی بن مریم نازل شود و امام شما ازشما باشد».

مسلم نیشابوری از جابر نقل کرده که گوید از پیامبر صلى الله علیه وسلم وآله شنیدم که چنین فرمودند:«همواره طایفه­ای از امتمتا قیا مت درراه حق نبرد می­کنند سپس عیسی بن مریم نازل می­شود .سپس امیر آن طایفه به او می­گوید:بیا برای ما نماز اقامه کن .عیسی در جواب می­گوید:نه،همانا برخی از شما بر برخی دیگر امیرید .این به سبب تکریم خدا درباره این امت است».[15]دراین دو روایت به امام مسلمانان اشاره شده که عیسی علیه السلام به او اقتداء می کند،اکنون این پرسش به ذهن می­آید که این امامی که نام او ذکر نشده است،چه کسی است؟ پاسخ این پرسش به آسانی از روایات دیگری که همین مضمون را نقل کرده­اند و به نام آن امام تصریح دارند ،به دست می­آید. سیوطی نقل می­کند،پیامبر(ص) فرمودند:عیسی نازل می شود پس امیرشان« مهدی (عج)»می­گوید:بیا برایمان نماز بخوان او جواب می­دهد:نه همانا برخی از شما بر بعضی امیرید این به سبب آن است که خدا این امت را تکریم کرده است [16]» آلوسی در تفسیرش می گوید:«امام در این روایت همان مهدی(عج) است و عیسی(ع) پشت سرش نماز می­خواند»[17] .

باتوجه به این که نام امام مهدی (ع) هرچند دراین دو حدیثی که از صحیحین نقل شده، نیامده است ولی شارحان صحیحین و بزرگان اهل سنت آن را به غیر امام مهدی(ع) تطبیق و تفسیر نکرده اند.

امام مهدی علیه السلام وبخشش فراوان

مسلم نیشابوری این روایت را چنین نقل می­کند:عَنْ أَبِى سَعِیدٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- « مِنْ خُلَفَائِکُمْ خَلِیفَةٌ یَحْثُو الْمَالَ حَثْیًا لاَ یَعُدُّهُ عَدَدًا ».[18]ابو سعید می گوید :پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:«از خلفای شما خلیفه­ای خواهد بود که چندان مال به مردم دهد که از شماره بیرون باشد.

در این حدیث پیامبر (ص)خلیفه­ای رامعرفی می­کند که دارای این صفت است که در زمان او خیر و برکت و فراوانی همه جا را فرا می­گیرد و خود آن خلیفه شخصی است سخاوتمند و گشاده دست که اموال را( مثل پاشیدن خاک )بدون حساب در اختیار مخلوقات قرار می­دهد. و تا بحال این واقعه به دست هیچ خلیفه­ای اتفاق نیفتاده است و تنها به دست آن خلیفه­ای به وقوع می­رسد که حکومت جهانی را با اجرای عدالت به دست بگیرد و مالک همه چیز باشد.هرچند نام این خلیفه در این روایت نیامده استولی با مراجعه به قرائن و احادیث دیگر پی می­بریم که آن خلیفه همان امام مهدی (عج)است که پیامبر(ص) آمدن آن را بشارت داده است.نیشابوری در جای دیگر چنین نقل می­کند:« یَکُونُ فِى آخِرِ الزَّمَانِ خَلِیفَةٌ یَقْسِمُ الْمَالَ وَلاَ یَعُدُّهُ »[19].پیامبر(ص) فرمود :«درآخر الزمان خلیفه­ای هست که مال را بدون شمارش تقسیم می کند.»

دراین دو روایت یک ویژگی ذکرشده است که در حدیث­های دیگر همین ویژگی به امام مهدی (عج) نسبت داده شده است .ترمذی در سنن خود از ابی­سعید خدری روایت می­کند که پیامبر(ص) فرمود: «فَیَجِیءُ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَیَقُولُ یَا مَهْدِیُّ أَعْطِنِی أَعْطِنِی قَالَ فَیَحْثِی لَهُ فِی ثَوْبِهِ مَا اسْتَطَاعَ أَنْ یَحْمِلَهُ»[20]پیامبر (ص)فرمود:«مردی سوی او می­آید ومی­گوید: یامهدی(عج) به من چیزی عطاء کن به من چیزی عطاء کن ،بعد پیامبر(ص) فرمود :«مهدی(عج)» تا آنجا که آن مرد توان حمل مال را دارد در دامن او می­ریزد» .

مناوی در شرح جامع الصغیر از بزر گان چنین نقل می­کند که آنها قائلند منظور از خلیفه در این حدیث صحیح مسلم«هو المهدی[21]» است.

با دقت در این روایات و اقوال بزرگان اهل سنت به این نتیجه می­رسیم که تفسیر خلیفه در روایت صحیح مسلم، همان امام مهدی (عج) از اهل بیت رسول خداست که امام و مالک تمام جهان می­شود که امنیت و آسایش عمومی را برای مردم به ارمغان می­آورد و تنها اوست که دنیای مردم را آنچنان تامین می­کند که مردم به هیچ کس محتاج نمی­شوند و مردم در بهترین شکل مادی در کنار هم زندگی می­کنند.

مهدویٌت ونشانه های ظهور

از جمله احادیثی که در صحیحین فقط برمهدویٌت دلالت می کند روایاتی است که به آخرالزمان و ظهور حضرت مهدی (عج)اشاره دارد .بعضی از آنهارا به عنوان شاهدنقل می­کنیم هرچنداهل تسنن نشانه های ظهور را به نشانه های قیامت تعبیر می­کنند.

نشانه های ده گانه

مسلم نیشابوری روایتی از پیامبر(ص) نقل می­کندکه فرمودند:«قیامت بر پا نمی­شود تا اینکه ده نشانه را قبل از آن ببینید؛ دخان ،دجال،طلوع خورشید از مغرب ،نزول عیسی ،یاجوج وماجوج،سه خسوف ؛خسوف در مشرق ومغرب و جزیرةالعرب و دیگری آتشی است از یمن خارج می شود تا مردم را به محشرشان بیندازد »[22].این ده نشانه را اهل سنت هر چند از علائم قیامت شمرده­اند ولی در واقع با نشانهای ظهور امام مهدی (عج) مطابقت دارد همچنان که بعضی از آنها( مثل نزول عیسی...) قبلا ذکر شد.

آشکار شدن جهل وانتشار فساد

مسلم، نشانه های دیگری را از انس بن مالک نقل می کند، پیامبر اسلام (ص)فرمود :از نشانه های قیامت از بین رفتن علم ، آشکار شدن جهل ، افشای زنا ، شرب خمر و همچنین از بین رفتن مردان و باقی ماندن زنان است تا جایی که یک نفر سرپرست پنجاه زن می­شود.»[23]

این حدیث مجموعه­­­ای از نشانه­هایی که در آخرالزمان اتفاق می­افتد را بیان می کند.که علم با از دست رفتن علماء و یا با عمل نکردن به آن دیگر اثری از آن باقی نمی­ماند در نتیجه جایش را نادانی و جهل پر می­کند و در آن زمان زنا و فحشاء و فساد در همه جا منتشر می­شود و مردم در عیش و نوش شراب و مسکرات غرق می­شوند .و با جنگهای فراوانی که رخ می­دهد اکثر مردان جان خود را از دست می دهند که نتیجه آن بیوه شدن زنان و بی سرپرست ماندن آنان است .

این نشانه ها را اهل سنت جزء نشانه های آخرالزمان می­دانند که نزدیک به قیامت رخ می­دهد ولی با دقت نظر معلوم می­شود که از نشانه های قیامت نیست زیرا طبق آیات قرآن مثل آیه «ان الارض یرثها عبادی الصالحون »[24] که زمین را بندگان صالح به ارث می برند» قبل از قیامت حکومت در دست مصلحان است و با وجود مصلح کُل در جهان ،فساد و ظلم از جامعه رخ بر می­بندد .پس اهل سنت راهی ندارند مگر اینکه مقصود از نشانه های قیامت را به علائم ظهور تعبیر کنند مانند شیعیان اثنی عشری که این امور را از نشانه­های ظهور می­دانند و قبل از ظهور است که زمین را ظلم و فساد می­گیرد و آن مصلح ظهور می­کند و به کمک عیسی بن مریم دجال های مفسد راریشه کن می­کند و آرامش و امنیت همه جا را فرا می­گیرد.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS