دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظریه یادگیری گاتری Guthrie’s Learning theory

No image
نظریه یادگیری گاتری Guthrie’s Learning theory

كلمات كليدي : نظريه يادگيري گاتري، قانون مجاورت، يادگيري يكْ كوششي، روش آستانه، روش خستگي، روش پاسخ ناهمساز

نویسنده : مصطفي همداني

نظریه‌های یادگیری اکثرا کوشش‌هایی است برای تعیین قوانینی که به وسیله آن‌ها محرک‌ها و پاسخ‌ها باهم تداعی می‌شوند،[1]و نظریه یادگیری ادوین ری گاتری (Edwin Ray Guthrie: 1886-1959) روان‌شناس آمریکایی هم در همین راستا تدوین شده است.

روان‌شناسان معتقدند؛ مهم‌ترین کمک گاتری به روان‌شناسی تدوین یک نظریه یادگیری ساده بود که در کتاب روان‌شناسی یادگیری (The Psychology of Learning) (1935) او ارائه شده است.[2] نظریه وی، "نظریه محرک‌ - پاسخ"[3] یا نظریه مجاورتی (Contiguity Theory) نام دارد.[4]گاتری فکر می‌کرد که نظریه‌پردازانی چون ثرندایک، ‌اسکینر،‌ هال، پاولف و واتسون بسیار ذهنی‌گرا هستند، و خود او با کاربرد دقیق قانون ایجاز،‌ توانست همه پدیده‌های یادگیری را با استفاده از تنها یک اصل تبیین کند.[5]

مکتب مورد تعلق نظریه یادگیری گاتری

برخی محققین یادگیری معتقدند نظریه یادگیری گاتری که در اصل مجاورت خلاصه می‌شود را باید تبیینی دیگر از برخی نظریات ارسطو دانست و می‌گویند چون این اصل،‌ یکی از قوانین تداعی ارسطو است، به همین دلیل ما نظریه رفتارگرایی گاتری را جزو پارادایم تداعی‌گرایی می‌دانیم. درباره گاتری این اظهار نظر هم وجود دارد، که گاتری آشکارا یک رفتارگرا بود.[6]

تشریح نظریه یادگیری گاتری

گاتری معتقد بود قوانینی که به وسیله نظریه‌پردازانی چون ثورندایک و پاولف تدوین شده‌اند بی‌جهت پیچیده هستند، و او خود به‌جای این قوانین تنها یک قانون یادگیری، یعنی قانون مجاورت را پیشنهاد کرد و آن را به شرح زیر بیان نمود:ترکیبی از محرک‌ها که با حرکتی همراه شده است، وقتی که دوباره ظاهر شود،‌ همان حرکت را به دنبال خواهد داشت. توجه کنید که در اینجا هیچ چیز درباره "موج‌های تأیید‌کننده" یا تقویت یا اثرات خشنودکننده گفته نشده است. بیان ساده و مختصر از گزاره علمی قانون مجاورت (law of Contiguity) ایشان این است که:‌اگر شما در یک موقعیت معین عمل خاصی را انجام دهید، بار دیگر که در آن موقعیت قرار می‌گیرید همان عمل را انجام خواهید داد.[7]این تکرار، به پشتوانه اقتضای مکتب مورد تعلق گاتری یعنی رفتارگرایی تداعی‌گرایانه است؛ زیرا در نظریه‌های رفتارگرایی سعی می‌شود قوانینی تعیین شود تا چگونگی تداعی محرک(S)و پاسخ(R)تبیین گردد. گاتری هم از این وضع مستثنی نیست.[8]

با توجه به تعریفی که گاتری از قانون یادگیری ارائه کرده است یادگیری در نخستین همایندی‌های محرک و پاسخ رخ می‌دهد. این تعریف با اصل بسامد واتسون[9]تناقض دارد.طبق این اصل که از زمان ارسطو مطرح بوده است نیرومندی یک تداعی به دفعات وقوع آن تداعی وابسته است. در حالی که از نظر گاتری یادگیری، یکْ کوششی(One-Trial Learning) است و هیچ نیازی به قانون بسامد نیست.[10]

چرا تمرین موجب پیشرفت عملکرد می‌‌شود؟[11]

از آنجایی که گاتری به یک کوششی اعتقاد داشت انتظار بر این است که تمرین تأثیری بر یادگیری نداشته باشد؛ اما عملاً‌ می‌بینیم که همه افراد جهت عملکرد بهتر به تمرین روی می‌آورند. در اینجا گاتری با یک سوال مهم روبرو می‌شود: چرا تمرین عملکرد را بهبود می‌بخشد؟

او در پاسخ به این سوال سه مفهوم "عمل"، "حرکت" و "مهارت" را مطرح می‌کند. انقباض‌های ساده ماهیچه‌ای را حرکات گویند و اعمال از تعداد زیادی حرکت تشکیل می‌شود.اعمال بر اساس دستاوردها و پیامدهایی که به دنبال دارند تعریف می‌شود؛ یعنی تغییراتی که در محیط به وجود می‌آورند اعمال شامل خوردن یک وعده غذایی، پرتاب کردن توپ و غیره است.

از نظر گاتری تمرین عمل را بهبود می‌بخشد اما تأثیری بر حرکات ندارد.اعمال از حرکاتی که از انقباض‌ ماهیچه‌ای ناشی می‌شوند تشکیل می‌یابند و این انقباض‌های ماهیچه‌ای هستند که به طور مستقیم به وسیله ‌اصل تداعی (مجاروت)پیش‌بینی می‌‌شود.برای یادگیری حرکات که تابع "همه یا هیچ" است هیچ نیازی به تمرین نیست؛ فقط یک تجربه برای برقراری تداعی کافی است.

اما یادگیری یک عمل حتماً به تمرین نیاز دارد از نظر گاتری دلیل این امر آن است که عمل نتیجه‌ای به بار می‌آورد که تحت موقعیت‌های مختلف و به وسیله حرکت‌های مختلفی که متناسب با آن موقعیت‌ها هستند حاصل می‌‌آید. یادگیری عمل برخلاف یادگیری یک حرکت مسلماً به تمرین نیاز دارد زیرا لازم است که حرکات مقتضی با نشانه‌های خود تداعی گردند.

از نظر گاتری همچنان‌که عمل از تعداد زیادی حرکات تشکیل می‌شود، یک مهارت از تعداد زیادی عمل تشکیل می‌شود بنابراین یادگیری مهارت‌هایی همچون اتومبیل‌رانی شامل هزاران تداعی بین محرک‌های خاص و حرکت‌های خاص است. هر اندازه تمرین بیشتر باشد تعداد این‌گونه تداعی‌های خاص نیز بیشتر می‌شود.

از نظر گاتری دلیل اینکه ثرندایک دیده است که تمرین عملکرد را بهبود می‌بخشد این است که او یادگیری یک مهارت را مطالعه کرده است نه یادگیری حرکت‌های واحد. از نظر گاتری خروج گربه از قفس و دستیابی به غذا (آزمایش ثرندایک) مهارت پیچیده‌ای است که از تعداد زیادی حرکات تشکیل شده است.

تبیین گاتری از سازه‌های سه‌گانه پیرامونی یادگیری

در یادگیری هر موجود زنده‌ای سه عامل تقویت(Reinforcement) ، خوگیری یا عادت (Habituation) و خاموشی (Extinction) نقش مهمی را به عهده دارند.اگر پاسخ‌های آدمی پیوسته پاداش یا تنبیهی را به دنبال داشته باشند تقویت می‌شوند و اهمیت تازه‌ای کسب می‌کنند. خوگیری یا پدیده عادت بیانگر رفتاری است که بر اثر پاداش یا تنبیه انجام نمی‌شود، بلکه به واسطه حضور مکرر محرک صورت می‌گیرد.اما خاموشی عبارت از محو یا از بین بردن پاسخ‌های آموخته است.وقتی فکر یا رفتاری به طور مثبت تقویت شود پاسخ وابسته به آن راسخ می‌گردد و خوگیری یا عادت ایجاد می‌شود، اما اگر شرایط تغیییر کنند و پاداشی برای پاسخ وجود نداشته باشد خاموشی پدید می‌آید.به طور کلی یادگیری رابطه‌ای است میان محرک و پاسخ که بر اثر اصل تقویت حاصل می‌گردد.[12]اکنون به دیدگاه گاتری درباره این مفاهیم می‌پردازیم:

1)تقویت؛ اگرچه تقویت از عوامل بسیار مهم در یادگیری است، اما از آنجا که گاتری معتقد است اگر محرکی فقط یک‌بار پاسخی را فراخواند، ‌رابطهS-Rبرقرار می‌شود.در واقع این یک موقعیت یادگیری "یک‌نوبته"است که مشهورترین اصل اوست، بنابراین تکرار و تقویت، بخشی لازم از نظام فکری او را تشکیل نمی‌دهد.[13]

2)خاموشی؛وی، با توجه به اینکه پاسخ‌ها باید در برابر نشانه‌ها پایدار بمانند، نمی‌توانست خاموشی را تباهی نیرومندی عادت در نتیجه تکرارهای تقویت نشده بداند.از نظر او خاموشی ناشی از بازداری تداعی است، به این معنا که خاموشی حاصل یادگیری پاسخ‌های متفاوت و ناهمساز است.[14]

3)عادت؛ برای ترک عادت، قانون همواره یک چیز است:نشانه‌هایی که عادت بد را شروع می‌کنند پیدا نمایید و پاسخ دیگری را در حضور این نشانه‌ها تمرین کنید.

روش‌های ترک عادت[15]

گاتری سه راه برای وادار کردن ارگانیسم‌ها به انجام پاسخی به غیر از پاسخ نامطلوب در مقابل یک الگوی محرکی خاص پیشنهاد می‌‌کند:

1- روش آستانه یا تحمل (Threshold Method or Toleration)؛ طبق این روش، محرکی را که می‌خواهید مورد توجه قرار نگیرد چنان به صورت ضعیفی ارائه دهید که نتواند پاسخ مربوط را فراخواند.این همان روش عادت دادن اسب‌ها به زین است که اول توپی روی آن قرار می‌دهند و به‌تدریج به زین کردن کامل می‌رسند اما در هر مرحله طوری عمل می‌کنند که اسب هیجان زده نشود و رم نکند.

2- روش خستگی (Fatigue Method)؛ این روش را غرقه‌سازی (Flooding) یا فرسوده‌سازی (Exhaustion) نیز می‌نامند. گاتری برای توصیف این روش مثالی می‌زند، مثال مورد نظر دختر کوچکی است که با آتش زدن کبریت‌ها باعث نگرانی والدینش می‌شود.پیشنهاد گاتری به والدین این دختر این بود که به او اجازه دهند (یا حتی مجبورش کنند)تا آن‌قدر به روشن کردن کبریت‌ها ادامه دهد که دیگر برای او جنبه سرگرمی نداشته باشد. در این اوضاع و احوال کبریت به صورت نشانه‌ای برای اجتناب از کبریت در خواهد آمد نه روشن کردن آن.

3- ترک عادت روش پاسخ ناهمساز (Incompatible Response Method): این روش را شرطی شدن تقابلی (Counter Conditioning) و بازداری تقابلی (Reciprocal Inhibition) نیز می‌نامند. در این روش، محرک‌های پاسخ نامطلوب همراه با محرک‌های دیگری که پاسخ ناهمساز با پاسخ نامطلوب ایجاد می‌کنند ارائه می‌شود.برای مثال،‌ به کودک خردسالی یک خرس پاندا هدیه می‌شود.واکنش او ترس و اجتناب است. از سوی دیگر، مادر کودک یک احساس گرم و آرام در کودک ایجاد می‌کند. برای استفاده از روش پاسخ ناهمساز،‌ باید مادر را با خرس پاندا همراه کنید؛ به این امید که مادر محرک غالب است.اگر مادر محرک غالب باشد، واکنش کودک به ترکیب مادر و خرس پاندا، پاسخ آرام شدن خواهد بود.وقتی که این واکنش در حضور خرس ایجاد شد،‌ می‌توان خرس را تنها ارائه داد، و از آن پس خرس در کودک پاسخ آرام بودن را ایجاد خواهد کرد.

تبیین نظریه گاتری از فراموشی

گاتری برای فراموشی تبیین جالبی دارد.از نظر وی فراموشی در یک کوشش اتفاق می‌افتد.فراموشی یک پاسخ بر اثر انجام پاسخی دیگر در خصوص الگوی محرک اتفاق می‌افتد.بعد از آنکه یک الگوی محرک منجر به پاسخ دیگری به جز پاسخ اولیه شد، از آن پس الگوی محرک پاسخ تازه را فرا می‌خواند. بنابراین از نظر گاتری همه انواع فراموشی خود یک یادگیری تازه‌ای هستند.[16]

تبیین نظریه گاتری از تنبیه

هرچه گاتری درباره تنبیه گفته است با تنها قانون یادگیری او (قانون مجاورت)مطابقت کامل دارد.وقتی که محرک‌ها و پاسخ‌ها همراه می‌شوند، باهم تداعی می‌گردند و این تداعی حفظ می‌شود تا اینکه محرک‌ها در حضور پاسخ دیگری ظاهر شوند، ‌که در این حالت با پاسخ جدید تداعی می‌شوند. تنبیه وقتی که به طور مؤثر به کار رود، سبب می‌شود محرک‌هایی که قبلاً پاسخ نامطلوبی را فرا می‌خواندند، پاسخ مطلوبی را ایجاد کنند. دیدگاه‌های گاتری درباره تنبیه را می‌توان به نحو زیر خلاصه کرد:

1. آنچه درباره تنبیه مهم است، عملی است که ارگانیسم در نتیجه تنبیه انجام می‌دهد نه احساسی که بر اثر تنبیه در او به وجود می‌آید.

2. برای اینکه تنبیه مؤثر افتد، ‌باید رفتاری را ایجاد کند که با رفتار تنبیه‌شده ناهمساز است.

3. برای اینکه تنبیه مؤثر افتد، ‌باید در حضور محرک‌هایی که رفتار تنبیه‌شده را فرامی‌خوانند اعمال گردد.

اگر شرایط ذکر شده در بندهای 2 و 3بالا رعایت نشوند، تنبیه نامؤثر خواهد بود و حتی ممکن است پاسخ نامطلوب را قوی‌تر سازد.[17]

البته همه پژوهش‌های انجام شده درباره تنبیه از نظریه گاتری حمایت نکرده‌اند،‌ و اکنون معلوم گشته است که توجیه گاتری از تنبیه، ‌در بهترین صورت،‌ ناکامل بوده است.[18]

مقاله

نویسنده مصطفي همداني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS