دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظریۀ فمنیستی

No image
نظریۀ فمنیستی

كلمات كليدي : فمينيستي، انگاره تلفيقي، زنان، نابرابري، ستمگري، تفاوت

نویسنده : داوود رحیمی سجاسی

نظریۀ فمنیستی بخشی از یک رشته پژوهش دربارۀ زنان است که به طور ضمنی یا رسمی، نظام فکری گسترده و عامی را دربارۀ ویژگیهای بنیادی زندگی اجتماعی و تجربۀ انسانی از چشم‌انداز یک زن ارائه می‌کند.

سابقۀ فمنیسم، از تحول پیوسته و ناگسسته‌ای برخوردار نیست؛ به هر روی، زنان در جوامع غربی همیشه یک گروه به نسبت کم قدرت و زیردست، یا یک نوع اقلیت بوده‌اند. اعتراض فمنیستی به این منزلت اقلیتی نیز همیشه اکثریت قدرتمندتر و مسلّط‌تر یعنی مردان را تهدید می‌کرده و در نتیجه پیوسته مورد مخالفت آنها بوده است. فرصتهای اعتراض علنی فمنیستی در مواقع دگرگونیهای آزادیبخش و آمادگی برای پذیرش تغییر، افزایش می‌یافت و در دوران غلبۀ محافظه‌کاری و سرکوبی کاهش پیدا می‌کرد. در خلال این فراز و نشیبها، زنان نظریه‌های فمنیستی را خلق کردند.[1]

جهات اتکاء نظریه

این نظریه از سه جهت متکّی به زنان است:

  1. موضوع عمدۀ تحقیق و نقطۀ شروع همۀ بررسی‌هایش، موقعیت‌ها و تجربه‌های زنان در جامعه است؛
  2. این نظریه زنان را به عنوان موضوع‌های کانونی در فراگرد تحقیق در نظر می‌گیرد؛ یعنی درصدد آن است که جهان را از دیدگاه‌های متمایز زنان در جهان اجتماعی نگاه کند؛
  3. نظریۀ فمنیستی دیدگاه انتقادی و فعالانه‌ای به سود زنان دارد و در پی آن است که جهان بهتری را برای زنان بسازد. بدین ترتیب جهان برای بشریت نیز بهتر خواهد شد.

مواجهه نظریه با نظریه‌های جامعه‌شناسی

نظریۀ فمنیستی از چندین جهت با بیشتر نظریه‌های جامعه‌شناسی تفاوت دارد:

نخست آن که،‌ این نظریه کار یک اجتماع چندین رشته‌ای است که نه تنها جامعه‌شناسان بلکه دانشورانی از رشته‌های دیگر، مانند انسان‌شناسی، زیست‌شناسی، اقتصاد، تاریخ، حقوق، ادبیات، فلسفه، علوم سیاسی، روانشناسی و خداشناسی را نیز در برمی‌گیرد؛ افراد وابسته به این نظریه را باید نویسندگان خلّاقی به شمار آورد که خودشان را بیشتر فعّالان سیاسی و سخنگویان زنان رنگین پوست به شمار می‌آورند و در میان آنها نویسندگانی‌اند که از اجتماعات روشنفکری کشورهای اروپایی و نیز جهان سوّم برخاسته‌اند.

دوم آن که، جامعه‌شناسان فمنیست، مانند نظریه‌پردازان فمنیست دیگر، تنها بخشی از کوشش‌هایشان را در جهت بسط رشته اصلی‌شان به کار می‌بندند. چیزی که برای همۀ پژوهشگران فمنیست اهمیت اساسی دارد، همانا رشد یک فهم انتقادی از جامعه است تا از این طریق جهان اجتماعی دگرگون شده و در مسیرهای عادلانه‌تر و انسانی‌تر افتد.

سوم آن که، بیشتر جامعه‌شناسان از گنجاندن نظریۀ فمنیستی در کار جامعه‌شناختی اکراه دارند، بخشی به خاطر آن که نظریۀ فمنیستی بسیار نو و تندروانه است، بعضی دیگر برای آن که بسیاری از آفرینندگان این نظریه جامعه‌شناس نیستند و بخشی دیگر بخاطر آن که در مورد اعتبار علمی کارهایی که در ارتباطی این چنین نزدیک با فعالیت سیاسی انجام گرفته‌اند، بدگمانیهایی وجود دارد.

چهارم این که نظریۀ فمنیستی در هیچ‌یک از سه انگاره‌ای که از دیرباز به عنوان الگوی جهت‌گیری جامعه‌شناسی به موضوع بررسی‌اش عمل کرده‌اند؛ یعنی انگارۀ واقعیتهای اجتماعی، انگارۀ تعریف اجتماعی و انگارۀ رفتار اجتماعی، جای نمی‌گیرد.

یکی از دلایل مهیج نظریۀ فمنیستی برای جامعه‌شناسی این است که به نظر می‌رسد، می‌تواند مرزهای نفوذناپذیری را که تاکنون میان این سه انگاره وجود داشته از میان بردارد و به ما نشان دهد که زندگی اجتماعی در واقع همبافتگی ظریف فراگردهای رفتارگرایانۀ غیرتأملی با ساختارها و نهادهای اجتماعی تعیین‌کننده و فراگردهای تعریفی جاری به وسیلۀ افراد و جمعها، به شمار می‌آید. نظریۀ فمنیستی علاوه بر نزدیک ساختن این جهت‌گیریهای گوناگون به زندگی اجتماعی، آنها را در چهارچوب یک نظریۀ اجتماعی به گونۀ کارآمدی ترکیب می‌سازد، نظریه‌ای که از هر یک از انگاره‌های جا افتاده فراتر می‌رود و با انگارۀ تلفیقی تطبیق پیدا می‌کند.[2]

انواع نظریه‌های فمنیستی

انواع نظریه‌های فمنیستی را می‌توان در سه نظریه مطرح کرد:[3]

  1. تفاوت(جایگاه و تجربۀ زنان در بیشتر موقعیتها، با جایگاه و تجربۀ مردان در همان موقعیتها تفاوت دارد)؛
  2. نظریۀ نابرابری(جایگاه زنان در بیشتر موقعیتها نه تنها متفاوت از جایگاه مردان، بلکه از آن کم بهاءتر و با آن نابرابر است)؛
  3. نظریۀ ستمگری(زنان علاوه بر نابرابر بودن و تفاوت داشتن از مردان تحت ستم نیز قرار دارند، یعنی تحت قید و بند، تابعیت، تحمیل، سوء استفاده و بدرفتاری مردان به سر می‌بردند).

هر کدام از این نظریه‌ها شاخه‌های متفاوت دارند. بطوری که خود نظریۀ تفاوت‌های جنسی در حوزه‌های فمنیسم لیبرالی و فمنیسم مارکسیستی و نظریۀ ستمگری در حوزۀ فمنیسم روانکاوانه و فمنیسم رادیکالی و فمنیسم سوسیالیستی بحث و تبیین شده است.[4]

نظریه‌های فمنیستی سرچشمه‌های تازه‌ای را الهام می‌بخشند که می‌توان به کارشان گرفت و از زوایای منحصر به فردی اجتماع را مورد کنکاشت و تبیین قرار داد.[5] نظریۀ فمنیستی به جهان از دیدگاه اقلیتی نگاه می‌کند که تا کنون به رسمیت شناخته نشده بودند(یعنی زنان) با گوشۀ چشمی به کشف شیوه‌های مهم ولی بهاء نداده‌ای که از طریق آنها فعالیت‌های این اقلیت به تکوین جهان ما یاری می‌رساند.[6]

 

مقاله

نویسنده داوود رحیمی سجاسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS