دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نواصب

No image
نواصب

نویسنده : محمد اصغري نژاد

كلمات كليدي : نواصب، ناصبي، ناصب، نصب، اهل بيت، علي(ع)، دشمني، سّب

نواصب، جمع ناصب و ریشه آن، نصب است. نصب در لغت به معنای برپاداشتن و برپا کردن جنگ، دشمنی، سوء قصد نسبت به دیگری و نزاع و رفتار کینه‌ توزانه و آشکار ساختن دشمنی و غیر آن است.[1]

نصب در اصطلاح به معنای دشمنی با علی(ع) و کینه‌توزی نسبت به ایشان است[2] و ناصبی کسی است که با مذمت کردن و نکوهش امام علی(ع) ایشان را در مورد جسارت قرار دهد.[3]برخی تظاهر و اعلان دشمنی را در تعریف نصب در ناصبی بودن مطرح ساخته‌اند.[4]

کسی که نسبت به فرزندان علی(ع) یعنی امام حسن و دیگر امامان شیعه دشمنی بورزد، اهل نصب و ناصبی است.[5] دشمنی با پیامبر اعظم(ص) نیز، نصب است.[6]بلکه دشمنی با ایشان، رسواتر از دشمنی با اهل بیت می‌باشند. دشمنی با اهل بیت (علیهم‌السلام) با نشانه‌ها و در شکل‌ها و قالب‌های گوناگونی ظهور و بروز پیدا می‌کند و مصادیق فراوانی دارد و شامل انکار فضایل آنان، ترجیح دیگران بر آنان و اعتقاد به امامت و خلافت دشمنان اهل بیت و هتک حرمت اهل بیت، سبّ و دشنام ائمه هدی، پیکار با خاندان وحی، انکار یک یا چند امام، دشمنی با شیعه و... می‌شود.[7]

پیدایش نواصب

در واقع، ناصبی‌ها هم‌زمان با روی کار آمدن پیامبر(ص) و دعوت مردم به اسلام،‌ به وجود آمدند و کم‌کم ریشه دواندند؛ آنها به طور گسترده در زمان خلافت ظاهری امام علی بن ابی‌طالب(ع) مطرح شدند. (البته نه به صورت یک حزب با تشکیلات و ضوابطی ویژه) جنگ نهروان، خاستگاه اصلی و اولیة یکی از مهم‌ترین گروه نواصب بود؛ یعنی خوارج. این گروه، فرقه‌ای تندرو و از بدترین ناصبی‌ها در عصر ائمة هدی شناخته و معرفی شدند.[8] رشد نواصب در زمان امویان بویژه معاویه زیاد شد؛ مثلاً معاویه به کارگزاران خود طی نامه‌ای اعلام کرد: من هرگونه حمایت خود را از کسانی که حتی اندکی از فضیلت ابوتراب و اهل بیتش را روایت کند، برمی­دارم. خطبای دربار در پی بخش‌نامة معاویة در هر ناحیه و بر فراز هر منبر، به لعنت علی و بیزاری جستن از او پرداخته، ایشان و اهل بیتش را مورد سب و ناسزا قرار دادند. بر اثر سیاست اهریمنی معاویه و هوادران او، دشنام به اهل بیت به طور آشکار و جعل حدیث علیه آنان تا سال‌های متمادی ادامه پیدا کرد.[9]

عقیدة نواصب و نقد اجمالی آن

روایات شیعة امامیه، برخی از فرقه‌ها مثل خوارج و زیدیه و واقفیه را ناصبی و کافر و خارج از دین معرفی کرده است. مثلاً در روایتی از امام رضا(ع) دربارة واقفه آمده است:

آنها جزو مؤمنین و مسلمین نیستند و آنها از جمله کسانی می‌باشند که آیات خداوند را تکذیب کرده‌اند.[10]

ملاک و میزان این رهیافت، نفی فضایل اهل بیت(ع) توسط فرقه‌های مزبور و ترجیح غیر اهل بیت بر آنان و انکار ائمه یا برخی از آنان و سبّ و دشنام به علی و خاندان مطهر او(ع) و ، دشمنی با فرزندان پیامبر(ص) بوده است. این ملاک در تمامی فرقه‌های باطل آن زمان –اعم از شیعه و سنی– مثل عثمانیه، فطحیه، اسماعیلیه، کیسانیه و ناووسیه وجود داشت. بنابراین تمامی فرق مزبور، ناصبی‌اند و احکام نواصب مثل کفر بر آنها بار می‌گردد[11] ناصبی‌ها محدود به عصر ائمة هدی نبودند. از صدر اسلام تا زمان کنونی،‌در قالب حزب، دسته و تشکیلات سیاسی به صورت انفرادی و خارج از سازمان‌های حزبی فعالیت می‌کرده‌اند. نقطة مشترک اعتقادی آنها دشمنی با اهل بیت می‌باشد. این اعتقاد در ضدیت صریح با آیات قرآن، روایات و سخنان علمای اسلام است که دوستی خاندان وحی را واجب دانسته و دشمنی با آنان را کفر، نفاق و خروج از دین و در حد دشمنی با پیامبر اعظم(ص) و حتی خداوند اعلام کرده‌اند.[12] در بخشی از آیة 23 سورة شوری آمده است:

بگو: من مزدی از شما در برابر رسالت جز محبت نزدیکانم نمی‌طلبم.[13]

در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:

علی را فقط مؤمن دوست دارد و نسبت به او فقط کافر، کینه می‌ورزد.[14]

جایگاه نواصب در روایات اهل بیت (ع)

اهل بیت عصمت و طهارت یکی از دو رکن اساسی دین اسلام هستند و جایگاه معینی در تبیین و تشریح احکام و معارف، تفسیر قرآن، سیر و سلوک معنوی، تکامل و سعادت انسان در دنیا و آخرت دارند. روایت‌های سفینه[15] و ثقلین[16] و... نجات و پیراستگی از گمراهی را رهین دوستی اهل بیت(ع) و پیروی از فرامین آنان می‌دانند و این با رویکرد نواصب -که به دشمنی با خاندان وحی پرداخته و مسبب ایجاد نفرت در مردم نسبت به آنان شدند- به هیچ وجه سازگاری ندارد. به همین جهت در روایات شیعه به شدت با ناصبی‌ها و پدیده نصب برخورد شده و احکام ویژه‌ای برای آنها عنوان گشته است: بی‌نصیب بودن از اسلام، کفر، مهدور الدم بودن ناصبی دشنام دهنده به ائمه، بدتر بودن از حرام‌زادگی، بی‌بهره‌گی از شفاعت،‌ بی‌فایده بودن اعمال ناصبی در نجات او از جهنم، عدم جواز ازدواج با ناصبی (چه زن و چه مرد)، نجس­تر بودن ناصبی از سگ، کمک و ترحم نکردن به ناصبی و عدم رقت قلب نسبت به او از جمله آنهاست.[17]

سرانجام نواصب

بسیاری از شخصیت‌ها و فرقه‌های ناصبی عصر ائمه اطهار منقرض و نابود شدند و برخی از آنها مثل زیدیه و اباضیه –شاخه‌ای از خوارج- تا زمان حاضر باقی مانده‌اند. به علاوه، نواصب در هر عصر و دوره‌ای –تا این زمان- در قالب حزب و گروه یا به صورت پراکنده وجود داشته و با روش‌ها و اسلوب‌های گوناگونی، دشمنی خود را نسبت به اهل بیت (علیهم‌السلام) اظهار می‌کرده‌اند.

از مهم‌ترین ناصبی‌های معاصر، وهابیون هستند که در بسیاری از کشورهای جهان به طور رسمی یا مخفیانه فعالیت‌ می‌کنند. چون نقطه مشترک ناصبی‌ها دشمنی اهل بیت می‌باشد، کلیة مخالفان اسلام –تحت پوشش هر نام و نشان و عقیده و مذهب و مرامی که هستند– ناصبی می‌باشند و کمتر جایی در کرة خاکی می‌توان پیدا کرد که رد پای ناصبی‌ها در آنجا نباشد.

مقاله

جایگاه در درختواره تاریخچه فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS