دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هادویه

No image
هادویه

نویسنده : علي يزداني

كلمات كليدي : زيديه، هادي الي الحق، امامت، عباسيان، يمن، هادويه

در پی تنشهای سیاسی پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) و حوادث پس از آن، مسلمانان به دو گروه عمده سیاسی با نگرشهای متفاوت حکومتی تبدیل شدند. روند این حوادث در تحولات بعدی به درون فرقه شیعه نیز راه پیدا نمود و پس از شهادت مظلومانه امام حسین(ع) در عاشورای سال شصت و یک هجری، شیعیان در باب خلافت و شرایط آن به گروههای مختلفی تجزیه شدند. زید بن علی بن حسین(ع) با قیام علیه حکومت هشام بن عبدالملک، پایه گذار مکتب زیدیه در جهان اسلام شد. ائمه بعدی زیدیه با تمسک به دیدگاههای زید بن علی و با قیامهای گسترده، مشکلات فراوانی برای حکومتهای امویان و پس از آن عباسیان ایجاد نمودند. در پی این تلاشها، حکومتهای مختلفی از سوی زیدیان در مغرب، طبرستان و یمن تاسیس شد. با توجه به باز بودن باب اجتهاد در فرقه زیدیه و پیدایش آراء و نظرات گوناگون و نیازهای سیاسی و حکومتی، زیدیه نیز از این انشعابات به دور نماند و مکتبهای جدیدی در درون فرقه زیدیه ایجاد شد.

زیدیه

زیدیه در لفظ به گروهی که منسوب به زید بن علی بن حسین ابن علی بن أبی طالب(ع) هستند، اطلاق می­شود.[1] در اصطلاح دانش فرقه شناسی، زیدیه به شاخه‌ای از مذهب تشیع گفته می‌شود که پیروان آن معتقد به امامت زید بن علی بن حسین(ع) هستند.[2] نوبختی زیدیه را اینگونه تعریف کرده­است: « ....فرقة قالت ان الامامة صارت بعد مضی الحسین فی ولد الحسن و الحسین. فهی فیهم خاصة دون سائر ولد علی بن ابی­طالب و هم کلهم فیها شرع سواء من قام منهم و دعا الی نفسه فهو الامام المفروض الطاعة»[3]....گروهی پس از درگذشت حسین(ع) گفتند امامت فقط در فرزندان حسن(ع) و حسین(ع) می­باشد و سایر فرزندان علی(ع) را شامل نمی­شود، همه در امامت مساویند، هرکس از ایشان قیام و دعوت به خود نماید، امام و اطاعت از او واجب است.

گاه زیدیه، حسینیه هم خوانده شده­اند. اینان قائلند هرکس از خاندان محمد مردمان را به خدا دعوت کند و امر خویش را اظهار کند، امام واجب الاطاعة است[4] و هرکس از امام فوق سرپیچی کند و در قیام او را یاری نکند و مردمان را به خویشتن بخواند کافر است.[5] اندیشه «منصوص بودن امامت» و اعتقاد به وجود نص بر امامت اهل­بیت(ع) نقطه پیوندی است که زیدیه و امامیه را تحت عنوان عام «تشیع» قرار می­دهد. اما تلقی این دو فرقه شیعی از نص بر امامت متفاوت است. از نظر امامیه، پیامبراکرم(ص) صریحاً دوازده نفر از عترتش را به عنوان ائمه بعد از خود معرفی نموده است؛ اما از دیدگاه زیدیه، رسول­اکرم(ص) به صورت عام به امامت عترتش دستور فرموده که منظور از عترت نیز همه فرزندان فاطمه(س) (حسنی و حسینی) هستند. بنابراین، اولین شرط امامت از دیدگاه زیدیه این است که امام باید فاطمی باشد. علاوه براین، منتخب مردم بودن، اقدام به جهاد و قیام مسلحانه، امر به معروف و نهی از منکر، شجاعت، تقوا و عالم بودن، از دیگر شروط امامت نزد زیدیه به شمار می­رود.[6] به طور خلاصه این گروه از جمله فرقه­های مهم شیعی هستند که صاحب فلسفه سیاسی و کلامی نسبتاً متمایزی شدند و به پشتوانه قیامهای متعدد، حکومتهای مستقل شیعی در مغرب و طبرستان و یمن ایجاد کردند.

تحرکات سیاسی

زید بن علی بن حسین(ع) تنها قیام شیعه در دوران هشام بن عبد الملک (71-125 هـ ق) را هدایت و رهبری کرد.[7] در این قیام او کشته شد(122 هـ.ق) و یارانش شکست خوردند. مبانی فکری زید، سبب قیامهای گسترده زیدیان در قرن دوم هجری شد. پس از سرکوبی شدید این قیامها، به زودی بر همگان فاش شد که نقاط مرکزی جهان اسلام، نقاط مناسبی برای مخالفت با دولت مرکزی نمی­باشد. برخلاف عباسیان که از روی آگاهی و با طرح و نقشه به مناطق دور از شهرهای مرکزی چشم طمع دوختند[8] و داعیان خود را برای تبلیغ و جمع آوری نیرو علیه حکومت اموی به آن نقاط فرستادند. زیدیان به حسب یک اتفاق که در جریان قیام حسین بن علی بن حسن (شهید فخّ) اتفاق افتاد به اهمیت این مسئله پی­بردند. ادریس بن عبدالله از امامان زیدیه با شماری اندکی از یارانش به مصر رفتند و از آن جا عازم دیار اندلس (مغرب) شدند.[9] آنان توانستند دور از مرکز خلافت عباسی، اولین حکومت زیدیه را در مغرب و به نام ادریسیان در سال 172 هـ­ق تأسیس نمایند. پس از آن و به علّت شرایط خاص جغرافیایی شمال ایران و وجود زمینه­های مناسب اجتماعی برای دعوت مردم و جلب حمایت آنان، جمعی از سادات مانند یحیی بن عبدالله بن حسن بن ثالث برادر مؤسس ادریسان[10] به بلاد دیلم و گیلان روی آوردند. در سال 250 هجری، حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب(ع) که معروف به داعی کبیر بود، دومین حکومت زیدیان را تشکیل داد.[11] سی سال پس از تشکیل دومین حکومت زیدی، در سال 284 هـ ق، یحیی بن حسین بن قاسم رسی معروف به الهادی الی الحق، حکومت زیدیه یمن را تشکیل داد. پس از او سایر ائمه زیدیه طی دوره­ها مختلف در یمن به قدرت رسیدند. اینان توانستند به زیدیان یمن و دیدگاه هایشان ثبات بخشیده و فعالترین جنبش زیدی را که تا عصر حاضر در یمن وجود دارد، پدید آورند.

انشعابات و مبانی فکری زیدیه

جدای از تفکرات عمده کلامی که در جریانات و قیام­های نخستین زیدیان مانند جارودیه، صالحیّه و سلیمانیه شکل گرفتند؛ در برخی منابع دیگر همچون مروج الذهب و مسائل الجارودیه، فرقه­های دیگری مانند مرثدیه، ابرقیه، عقبیه، یمانیه و یعقوبیه – یاران یعقوب بن علی کوفی– در زمره فرقه­های زیدیه ذکر شده­اند. اما این گروهها در اصول و تعریف امامت با سه فرقه فوق متحد بوده­اند و برخی مسائل جدید را به مسائل قبلی اضافه می­کردند. این شعبه­ها به یک یا چند نفر ختم می­شدند. تنها علت ذکر این گروهها در برخی کتب، در پیروی از حدیث افتراق قابل تبیین است.[12] پس از این دوران و در جریان تشکیلات حکومتی زیدیان و نیازهای جدید؛ مکاتب فکری، کلامی و فقهی دیگری همچون ناصریه،[13] قاسمیه،[14] و هادویه مطرح شدند.

موسس مکتب هادویه

این مکتب فقهی کلامی، نامش با نام امام هادی الی الحق، یحیی بن حسین بن قاسم رسیّ پیوند خورده­است. در نیمه قرن سوم هجری هنگامی که سرزمینهای اسلامی دست خوش حوادث شده بودند و حکومت عباسیان رو به ضعف نهاده بود،[15] یکی از نوادگان قاسم رسّی، به نام یحیی بن حسین بن قاسم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب(ع) ملقب به الهادی الی الحق المبین[16] که از برجسته­ترین شخصیتهای علوی در زمان خود شد، در شبه جزیره عرب و در شهر مدینه به سال 245 هـ ق/ 859 م به دنیا آمد.[17] او در سال 280 پس از ورود به یمن به عنوان امام زیدیه دعوت به خویش کرد و از مردم بیعت گرفت،[18] ولی اندکی بعد به دلیل عدم استقبال مردم به حجاز بازگشت. هادی الی الحق مجددا در سال 284 هـق برای دعوت مردم به یمن بازگشت و سلسله امامان زیدی یمن را پایه گذاری کرد.[19]این سلسله تا بیش از ده قرن با فراز و نشیب­هایی دوام یافت و حدود پنجاه امام در رأس آن قرار گرفتند. هادی الی الحق یحیی بن حسین، صعده را مرکز فعالیت خود قرار داد. شهری که تا به امروز مرکز زیدیه با گرایش هادویه است. البته تذکر این نکته ضروری است که امام هادی و جانشینان او تا قرنها موفق نشدند بر تمام یمن تسلط پیدا نمایند. دوران امامت آنان معمولا با کشمکشها و درگیری با سایر حکومتها و رقیبان اعم از داخلی و خارجی همراه بود.[20] که در ادامه به طور گذرا به آن اشاره خواهد شد.

دیدگاه ها و اعتقادات

یحیی بن حسین با ارتقا بخشیدن به عقیده امامت در زیدیه، این دیدگاه را در حد یکی از اصول دین ارتقاء داد و آن را به جای اصل «المنزلة بین المنزلتین» در مکتب اعتزال نشاند و اصول پنج گانه مذهب زیدی را توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهی از منکر دانستو برای احراز مقام امامت شروطی تکمیلی قائل شد که تنها بر خود او منطبق بود،مانند دعوت علنی به خود، خروج با شمشیر، عمل به کتاب و سنت، اعلم مردم زمان خود بودن، از فرزندان حسن و حسین بودن،آمر به معروف و ناهی از منکر بودن، شجاعت، سخاوت، تقوی، تواضع و عدالت. او برای بیعت مردم در امر امامت نقشی قائل نبود و اجماع را شرط می­دانست، چه این که در نظر هادی الی الحق امامت منصبی است که از جانب خداوند اعطا می­شود و خواست مردم در آن دخالت ندارد، هرچند تبعیت مردم شرط قیام امام است. از طرف دیگر، مردم می­توانند در صورت ارتکاب کبیره امام را از مقام خود عزل کنند. اما در صورت عدم تبعیت مردم از امام جامع الشرایط، امامت امام به قوت خود باقی است و او باید هجرت کند و کنار بنشیند. نظریه اخیر او توجیهی برای صلح امام حسن(ع) و کنار نشستن امام قاسم رسی از امامان زیدیه و جد هادی الی الحق، نیز هست. با توجه به نظریه هادی الی الحق، در ردّ اجماع و شورا در مسئله امامت از دیدگاه او و همین طور اعتقاد به افضلیت علی(ع) و وجود نصّ پیامبر بر احقیت آن حضرت و حتی تصریح رسول گرامی اسلام(ص) بر احقیت حسن(ع) و حسین(ع)،برای یحیی بن حسین بن قاسم رسی، خلافت شیخین امری ناپذیرفتنی است. هادی الی الحق کتابی به نام «تثبیت الامامة» دارد که در آن به بررسی مسئله خلافت و جانشینی پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) پرداخته و بر ردّ خلافت شیخین و ردّ ادله مورد ادعای آنان استدلال کرده است. امام هادی الی الحق در فقه نیز تابع اجتهاد خود بود و به روایات اهل سنت توجه و نظری نداشت. وی دو کتابی که اهل­سنت آنها را صحیح می­نامند (صحیح بخاری و صحیح مسلم)، از صحت بی­بهره می­دانست.این نگرش در طی قرون متمادی تاکنون در مذهب هادوی وجود داشته و بی­اعتنایی به حدیث و فقه اهل­سنت کاملا روشن است. امام هادی همچنین اعتقاد به نصّ بر امامت علی(ع) و حسن(ع) و حسین(ع) را مورد تأکید قرار داد. او تقیه را جایز شمرد[21]و در مجموع بیش از گذشته، زیدیه را به امامیه نزدیک کرد [22] .مسیری که یحیی بن حسین بن قاسم رسیّ ترسیم کرده بود با نوساناتی در عرصه سیاسی و مذهبی یمن ادامه یافت و پس از او دو فرزندش مرتضی (299- 310) و ناصر (310- 322) و دیگر امامان زیدیه ادامه دهندگان مکتب هادویه شدند، هرچند پیروان هادی الی الحق خود به شاخه­هایی تقسیم شدند که مهم ترین آنها «حسینیه»، «مطرفیه» و «مخترعه» است. پس از این دوران و طی تحولات بعدی جزیرة العرب و جهان اسلام، سایر ائمه زیدی در دورانهای مختلف، هدایت زیدیان یمن را همچنان در دست خود حفظ کردند. به طور خلاصه می­توان دورانهای تاریخ سیاسی زیدیان یمن را به سه بخش تقسیم نمود، که عبارتند از:

1. دوره تشکیل حکومت تا سقوط توسط اسماعیلیان (از سال 284 هـ ق تا 444 هـ.ق). [23]

2. دوره احیاء زیدیه (از سال 532 هـ ق تا 965 هـ ق).

3. دوره مبارزه با عثمانی تا حضور جمهوری در یمن (از سال 965 هـ.ق تا 1382 هـ.ق). [24]

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - زیدیه - سایر فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS