دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همبستگی ملی؛ روایتی حزبی یا روایتی ملی؟!

یادداشت | حمیدرضا فتحی

همبستگی ملی؛ روایتی حزبی یا روایتی ملی؟!
همبستگی ملی؛ روایتی حزبی یا روایتی ملی؟!

از بعدازظهر روزی که آتش‌بس برقرار شد، یک خط روایت خبری، رسانه ای شکل گرفت که محور و اساس این پیروزی، ملت و مردم بودند و این روایت تا جایی پیش رفت که به روایت اصلی فضای داخلی تبدیل شد و محور سخنان رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت و بسیاری از سیاست‌مدارن و اثرگذارن اجتماعی قرار گرفت؛ این روایت، روایت صحیحی است که تقریبا همه آن را قبول دارند اما متأسفانه در برخی از جریان‌های داخلی، بواسطه تجربه، دانش، مهارت و زیر ساخت‌های رسانه‌ای و شبکه‌ای، این طمع ایجاد شده حال که جنگ‌ها آبستن تحولات گسترده اجتماعی هستند، می‌بایست در لابلای تحلیل‌های خود از جنگ، روایت مختار خود یا هم‌حزبی‌های خود را بالا آورده و بالتبع اهداف جناحی خود را در موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی دنبال کنند اما باید توجه کرد این دقیقاً همان نقطه‌ای است که می‌تواند نقطه قوت کشور را به نقطه ضعف آن تبدیل کند لذا باید همه نخبگان و مسئولین و دلسوزان، مراقب این روایت‌سازی‌ها باشند؛

 

رد این سوء استفاده‌های حزبی را در چند مثال زیر می‌توان پی گرفت:

 

1- در مطلبی تحت عنوان "ایران همه؛ درسی از همدلی و همبستگی ملی" که در سایت شرق آمده است می‌خوانیم: 
«پس ایران برای همه ایرانیان باید محور سیاست‌ها باشد. تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، ارزشی و غیر ارزشی، اسلام‌گرا و ملی‌گرا و انواع دوقطبی‌های دیگر، به وحدت ملی زیان می‌رساند. اصلاحات ساختاری در چهار محور کلیدی اقتصادی، حکمرانی، بین‌المللی و اجتماعی لازم است. پذیرش تنوع فرهنگی و تقویت نهادهای مدنی، برداشتن محدودیت‌های خاص در استخدام‌ها، زمینه‌سازی گفت‌وگوی ملی، تغییر گفتمان با مردم ازجمله این تغییرات ضروری است.

 

2- در مطلب دیگری در همین سایت، ضمن پاسداشت جانفشانی‌های صورت گرفته طی این مدت، آمده است: 
«بر صاحبان قدرت است تا هر چه سریع‌تر نشان دهند این تغییر رخ خواهد داد و در بر همان پاشنه نخواهد چرخید. انسجام ملی در دوره آتش بس است که میتواند از تکرار وقایع قبلی جلوگیری کند و بدون یک اقتصاد پایدار و شکوفا، بدون تجارت با کشورهای دنیا، بدون دست‌یابی به جایگاهی قوام یافته در بازارهای جهانی، انسجام تضمین نخواهد شد. برای رسیدن به چنین جایگاهی باید با تغییر نگاه، مذاکره را به نتیجه برسانیم و با الگوگیری از بسیاری از کشورهایی که در چند دهه اخیر راه توسعه یافتگی را پیمودند استقلال کشور را در راستای تعامل با همه کشورهای جهان جستجو کنیم.»

 

3- در یادداشتی تحت عنوان "جنگ و ملت غایب از صداوسیما" ضمن انتقاد از عملکرد صداوسیما در اهمیت ندادن به تنوع ملی می‌خوانیم:
«... تنگ‌نظری و انحصارطلبی گروهی چنان در تلویزیون ایران حاکم بوده است که حتی از انتشار خبر بیانیه‌های جداگانه بزرگانی مانند مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی، زهرا رهنورد و...هم خودداری کرد.

 

4- در یادداشت دیگری با عنوان " سرمایه‌های ایران در مقابله با تجاوز اسرائیل و آمریکا" نویسنده ضمن واکاوی ابعاد حقوقی، سیاسی و اجتماعی جنگ، بر حاکمیت فرض دانسته که در آینده می‌بایست از سیاست‌های تفرقه انگیز پرهیز کند! اینکه مصداق این سیاست‌ها کدامند و مراد نویسنده از سیاست‌های تفرقه انگیز چیست، خیلی جای بحث ندارد!

 

5- جمعی از چهره‌های منتقد در متنی تحت عنوان "دفاع تمام قد از ایران" ضمن محکوم کردن حملات رژیم غاصب، حاکمیت را مورد تخاطب قرار داده و ابراز داشته‌اند: «حاکمان باید قدر این مردم صبور را بدانند... تفرقه را کنار بگذارید. منتقدان را نرانید. حاکمان باید تنوع ملت را بپذیرند و از همه ظرفیت‌های اجتماعی برای نجات ایران بهره بگیرند. در کنار این، تحکیم دیپلماسی و بهره‌گیری از ظرفیت گفت‌وگو با جهان، می‌تواند راهی هوشمندانه برای تقویت موقعیت ملی و عبور از بحران باشد.»

 

مخاطب خوب می‌داند که عباراتی نظیر تنوع ملت، نراندن منتقدان، بهره‌گیری از همه ظرفیتهای اجتماعی، گفتگو با جهان، تحکیم دیپلماسی کلماتی است حق که یراد بها منافع حزبی.

 

6- شورای سردبیری روزنامه‌ای در یادداشت کوتاهی با تیتر "بازهم بگیر و ببند؟" اینگونه نوشته: «تجربه نیم قرن شکست برایتان کافی نیست که بگیر و ببند و برخورد حتی اگر امکان آن را داشته باشید باز هم به جایی نمی‌رسد.می‌پرسید آیا باید دست روی دست گذاشت و اجازه داد کالاها هر روز گران‌تر شود؟ خیر راه‌حل این است که راه واردات باز و رقابت بیشتر شود.»

 

 و ده‌ها یادداشت و مقاله و سرمقاله دیگر، در همین یک روز با همین هدف؛

 

نکته اینکه پیوسته دم از انسجام زدن و بر حذرداشتن از ایجاد گسست اجتماعی و قطبی‌سازی جامعه، اهمیت زیادی  دارد اما در صورتی که ابعاد و عمق آن مشخص نشود و تفسیر خوبی از آن صورت نگیرد، می‌تواند منجر به بهره‌برداری‌های حزبی و جناحی نیز شود و اتفاقا نتیجه عکس دهد.

 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS