دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همنوایی Conformity

No image
همنوایی Conformity

كلمات كليدي : همنوايي، اطاعت، همنوايي اطلاعاتي، همنوايي هنجاري، ناهمنوا، روان شناسي اجتماعي

نویسنده : سمانه خالدی

همنوایی یا همرنگی، فرایندی است که طی آن، شخص احساس فشار خیالی یا واقعی از سوی گروه نسبت به خودش کرده و در نتیجه، رفتار خویش را تغییر می‌دهد.[1]

قدیمی‌ترین آزمایشی که در خصوص این مفهوم صورت گرفته، مربوط به کار شریف Sherif در سال 1935 می‌باشد. وی طبق تحقیقی نشان داد که افراد، تحت تأثیر گفته‌های دیگران قرار می‌گیرند. او یک منبع ثابت نور در اتاقی کاملاً تاریک بر روی پرده‌ای تاباند. بدیهی است که پس از چند لحظه آزمودنی‌ها نقطه مزبور را متحرک خواهند دید، اما احساس میزان جابه‌جایی نقطه نورانی در همه یکسان نخواهد بود، وی با دو آزمایش جداگانه انفرادی و جمعی، تغییر زیادی را در نظر آزمودنی‌ها در میزان جا به‌جایی نقطه مزبور(نورانی) دریافت و این امر نشان داد که افراد خود را با گروه و نظر سایر افراد، همنوا می‌کنند.

تفاوت همنوایی با اطاعت

همنوایی یعنی توافق درونی شده با قواعد، هنجارها و قراردادهایی که در بیرون قرار گرفته‌اند. مانند زمانی که با یک گروه، یک تفکر قالبی، موازین قانونی و یا آموزه مذهبی سازگار می‌شویم.

همنوایی را باید از اطاعت(Compliance) تمییز داد. همنوایی بر توافق درونی با دیگران دلالت دارد در حالی که اطاعت، به معنای توافق صوری بوده و ممکن است با پیامد فوری مخالفت هم روبرو شود. اطاعت غالبا، فرمانبرداری از اقتدار تلقی شده و می‌‌‌‌‌‌تواند شالوده‌ای برای مصلحت‌بینی درازمدت در آینده باشد. همنوایی یا آگاهانه است یا ناآگاهانه اما اطاعت لزوماً آگاهانه است.2

عوامل مؤثر بر همنوایی3

مطالعات زیادی درباره همنوایی انجام گرفته است. این بررسی‌ها نشان داده‌اند که بسیاری از عوامل موقعیتی، میزان تسلیم شدن یک فرد را به فشار گروهی تحت تأثیر قرار می‌دهند. این عوامل به قرار زیرند:

1. اتفاق‌ نظر یا عدم‌ اتفاق ‌نظر اکثریت بر روی یک موضوع، اثرگذار بر میزان همنوایی است و فرد، نظر جمع را پذیرفته و کمتر با آن مخالفت می‌کند. اگر در جمعی، فرد تنها باشد ولو اینکه احساس کند نظرش درست است از ابراز آن خودداری می‌کند.

2. نوع شخصیت افراد در همنوایی مؤثر است. فردی که اعتماد به نفس کمتری دارد امکان بیشتری دارد که با جمع همنوایی کند.

3. ویژگی افرادی که گروه مورد همنوایی را تشکیل می‌دهند بر میزان و نحوه همنوایی اثر می‌گذارد، افرادی که عزت نفس بیشتری دارند کمتر به فشار گروه تن می‌دهند.

4. میزان احساس امنیت از نکاتی است که بر همنوایی اثر می‌گذارد. اگر عدم همنوایی هیچ مشکل امنیتی برای فرد ایجاد نکند بدیهی است که همنوایی کاهش می‌یابد.

دلایل همنوایی کردن

مردم به دو دلیل عمده همنوایی می‌کنند؛ یکی آن که احساس می‌کنند جمع، نظر و افکار درستی دارند و نظر جمعی را نسبت به نظر خود ارجح می‌دانند؛ دوم آن که از دیگران بخاطر احراز پاداش یا احتراز از تنبیه تبعیت می‌کنند. این دو دلیل منجر به پیدایش دو نوع همنوایی می‌شود: همنوایی اطلاعاتی Informative Conformity و همنوایی‌ هنجاری Normative Conformity. همنوایی ‌اطلاعاتی زمانی است که فرد احساس می‌کند نظر جمع درست است. این امر نه تنها بر ظاهر عملکرد وی تأثیر می‌گذارد، بلکه منجر به همنوایی خصوصی نیز می‌شود. مقصود از همنوایی خصوصی، پذیرش واقعی یا حقیقی است.

همنوایی هنجاری هنگامی است که فرد به دلیل پیامدهای ناشی از عدم همنوایی، همنوایی کند. یعنی به این دلیل که دیگران او را تنبیه نکنند و یا پاداشی را از او دریغ نکنند، همنوایی می‌کند.4 در همنوایی هنجاری فرد از درستی کار یا نظر خود آگاه است ولی برای اینکه مخالف جمع تلقی نشود نظر خود را نادیده گرفته و مصداق بارز این ضرب‌المثل فارسی می‌شود: "خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو".

ناهمنوایی

وقتی که فرد رفتارش را بدون در نظر گرفتن هنجارهای گروه انجام دهد ناهمنوایی کرده است که رفتارهای مبتنی بر استقلال رأی از این دسته‌اند. انواع رفتارهای غیرهمنوا را تحت دو عنوان کلی، استقلال رأی و ناهمنوایی می‌توان تقسیم کرد.

کراچفیلد در بررسی گروهی از افراد نظامی، ‌نشان داد که آنهایی که استقلال رأی دارند، استعداد رهبری بیشتر، احساس حقارت کمتر، خودکنترلی بیشتر و نگرش‌های اقتدارطلبانه بیشتری دارند. در صورتی که افراد همنوا؛ احساس وابستگی بیشتر، عزت نفس کمتر و خودسرزنشی بیشتری دارند. برخی از منتقدان اجتماعی معتقدند پیچیدگی‌های جوامع کنونی میل به همنوایی در انسان‌ها ایجاد کرده است. از منظر دیگر، افراد به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: افراد خودراهبر و دگرراهبر. افراد خودراهبر(Inner - directed)، افرادی هستند که خودشان ارزش‌ها و هنجارهایشان را تعیین می‌کنند و افراد دگرراهبر(Other- directed) چشم به هدایت دیگران دارند. نوع اخیر یعنی دگرراهبر، مصداق افراد همنوا بوده که در جامعه کنونی رو به افزایش می‌باشند.5

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS