دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پلورالیسم اخلاقی

واژه‌ پلورالیسم به معنای کثرت‌گرایی و مکتب اصالت کثرت است. اما اصطلاح پلورالیسم اخلاقی به نظریه‌ای اطلاق می‌شود که معتقد است مفاهیم، ارزش‌ها، الزام‌ها و حتی اصول بنیادین اخلاق ذاتاً مختلف بوده، از این رو ارایه یک نظام اخلاقی هماهنگ و فراگیر امکان ندارد. البته پلورالیسم اخلاقی، منطقاً مساوی با نسبیت‌گرایی اخلاقی نیست؛ زیرا این نظریه ارزش‌های اخلاقی را سابژیکتیو و یا محصول سلیقه یا فرهنگ خاص نمی‌داند و در اینکه می‌توان درباره ارزش‌ها، احکام معتبر عینی صادر کرد، با رئالیسم اخلاقی هم عقیده است. و اساساً اخلاقی بودن یک حکم را محصول یک سری قیود عقلی می‌داند؛ اما معتقد است که احکام اخلاقی تماماً...
No image
پلورالیسم اخلاقی

پلورالیسم اخلاقی خبرگزاری فارس: واژه‌ پلورالیسم به معنای کثرت‌گرایی و مکتب اصالت کثرت است. اما اصطلاح پلورالیسم اخلاقی به نظریه‌ای اطلاق می‌شود که معتقد است مفاهیم، ارزش‌ها، الزام‌ها و حتی اصول بنیادین اخلاق ذاتاً مختلف بوده، از این رو ارایه یک نظام اخلاقی هماهنگ و فراگیر امکان ندارد. واژه‌ پلورالیسم به معنای کثرت‌گرایی و مکتب اصالت کثرت است. اما اصطلاح پلورالیسم اخلاقی به نظریه‌ای اطلاق می‌شود که معتقد است مفاهیم، ارزش‌ها، الزام‌ها و حتی اصول بنیادین اخلاق ذاتاً مختلف بوده، از این رو ارایه یک نظام اخلاقی هماهنگ و فراگیر امکان ندارد. البته پلورالیسم اخلاقی، منطقاً مساوی با نسبیت‌گرایی اخلاقی نیست؛ زیرا این نظریه ارزش‌های اخلاقی را سابژیکتیو و یا محصول سلیقه یا فرهنگ خاص نمی‌داند و در اینکه می‌توان درباره ارزش‌ها، احکام معتبر عینی صادر کرد، با رئالیسم اخلاقی هم عقیده است. و اساساً اخلاقی بودن یک حکم را محصول یک سری قیود عقلی می‌داند؛ اما معتقد است که احکام اخلاقی تماماً با یکدیگر سازگار نیستند. به عبارت دیگر، در این نظریه هرچند احکام اخلاقی، در مقام نظر، وابسته به قیود عقلانی هستند، امّا در مقام عمل، طرح یک نظام اخلاقی هماهنگ و منسجم با مشکلاتی روبرو خواهد شد. هم از این رو است که برخی از پلورالیست‌های اخلاقی معتقدند طرح الگوی واحد اخلاقی برای رفتار همگانی، به سیاست‌های اجتماعی مخرب منجر می‌شود؛ چرا که طراحان چنین الگویی ممکن است بدون توجه به ایرادهای آن، بر آن تصلب ورزیده، هیچ‌گاه درصدد اصلاح آن بر نیایند. و نیز برخی دیگر از پلورالیست‌ها، با عنایت به دغدغه‌های علمی، تأکید می‌کنند که تنها به رسمیت شناختن تفاوت ارزش‌هاست که می‌تواند توصیه‌های کاربردی و قابل اجرای اخلاقی را به بار آورد؛ اگر اخلاق تنها برای یک جهان کمال‌یافته مناسب باشد، کسانی که خود را در قبال مسایل عملی (و نه صرفاً نظری) مسئول می‌دانند، توصیه‌ها و راهنمایی‌های آن را طرد خواهند کرد. در اینجاست که ظاهراً باید نسبت به سطوح مختلف افراد و جوامع انسانی، توصیه‌های اخلاقی متفاوتی ارایه نمود تا همگان بتوانند، دست کم، به سطح خاصی از اخلاق عمل کنند. یکی از مهم‌ترین دلایل پلورالیست‌ها واقعی بودن معضلات اخلاقی است. آنان معتقدند که در موارد بسیاری، انسان در مقام نظر با معضلات اخلاقی روبرو می‌شود؛ مثلاً در مورد شخصی به لحاظ نظری، هم موظف است که راست بگوید و هم موظف است که صدمه‌ای غیرضروری را از خود دفع کند، اما انجام هر دو وظیفه برایش امکان ندارد، او واقعاً با یک معضل اخلاقی مواجه است. همین‌طور در موردی که دو نفر، هر دو وظیفه دارند که دو کودک در حال غرق شدن را به داخل یک قایق کوچک ببرند، اما قایق تنها ظرفیت یک کودک را دارد. در چنین مواردی، با اینکه هر دو وظیفه به لحاظ نظری، وظیفه‌ای اخلاقی و معتبر هستند، اما به لحاظ عملی، برای رهایی از این معضل و بن‌بست‌، چاره‌ای نداریم جز اینکه تنها یک وظیفه را، آن هم به اختیار فاعل‌، لازم‌الاجرا بدانیم؛ یعنی با اتخاذ موضع پلورالیستی دست فاعل را باز بگذاریم. مخالفان پلورالیسم اخلاقی، مشکل معضلات اخلاقی را واقعی و جدّی نمی‌دانند و می‌گویند: از آنجا که تکلیف به آنچه مقدور نباشد (تکلیف بما لایطاق) ممکن نیست، در مورد معضلات اخلاقی، معقول نیست که هر دو وظیفه را به لحاظ نظری معتبر بدانیم؛ بلکه یا بایستی قائل به استثناء شویم و یا در این گونه موارد، احکام ثانویه صادر کنیم. بنابراین مشکل معضلات اخلاقی در همان مقام نظر ـ از طریق استناد و یا احکام ثانویه ـ‌ قابل حل است و نوبت به اتخاذ موضع پلورالیستی در مقام عمل نمی‌رسد. پلورالیست‌ها در پاسخ به این نقد اظهار می‌دارند: برای حفظ ثبات در اخلاق (که می‌تواند به عنوان یک آرمان دنبال شود) بایستی در مقام نظر، تئوری‌هایی ارایه شوند که در شرایط و موقعیت‌های مختلف، انسجام و ثبات خود را حفظ کنند؛ اگر تئوری‌های اخلاقی، به ناچار، تعارضات اخلاقی را مجاز بشمارند، ثبات و جهان‌شمولی خود را از دست خواهند داد. هر چند انسجام، ثبات و جهان‌شمولی در اخلاق، یک آرمان است و نه یک شرط لازم و ضروری برای کارآمدی در مقام عمل. منابع: 1- Encyclopedia of Ethics, lawrencec,Becker, v,2 p.1138 – 41. 2- Routledge Encuclopedia of Philosophy. ed.Edward Craig v.p529 – 31. منبع:ماهنامه معارف، شماره 50

خبر گزاری فارس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله سبحانی؛ جوانان برای حفظ اعتقادات خود به علمای اسلام رجوع کنند

آیت الله جعفر سبحانی، دیروز در مسجد مقدس جمکران گفت: با جداشدن فرهنگ مهدویت و انتظار از تفکر دینی ما، چیزی از عقیده شیعی باقی نمی ماند.
رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

رفع دغدغه‌های معاصر با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی

جدا از تمرکز بسیاری از رسانه بر دیدار میان پادشاه عربستان و پاپ، گروه‌ها، جوامع و نهادهای دینی طی هفته ای که گذشت به بررسی سهم خود در بحران ایدز، زمینه های تازه همکاری، عرفان و رابطه علم و دین تمرکز کردند تا فصل تازه ای از دغدغه های معاصر خود را با بهره گیری از آموزه های دینی برطرف کنند .

پر بازدیدترین ها

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

قرآن و روزه از نگاه مهاتما گاندی

" موهنداس کرمچند گاندهی " ، مشهور به " مهاتما گاندی " (1948-1869) رهبر بزرگ استقلال هند از یوغ استعمار انگلیس، از معدود رهبرانی بود که از روشهای معمول در مبارزات آزادیبخش استفاده نکرد، بلکه با سلاح عشق و ایمان و اهرم مبارزه منفی توانست به سلطه بی چون و چرای استعمار در کشورش پایان بخشد.
No image

اعمال شب نیمه‌ی شعبان

No image

حج اقساطی جایز نیست

No image

اساس نواندیشی دینی ترکیب تغییر و ثبات است

استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل در نشستی که عصر امروز در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، گفت: مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی دو اصل تغییر و مداومت هستند. در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند. به گزارش خبرنگار مهر، عصر امروز در نشست "نگاهی به افکار فقهی و درون فقهی نواندیشان دینی معاصر" که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد، دکتر احمد کاظمی موسوی، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، به اندیشه‌های پنج نواندیش دینی در عصر حاضر، محمد اقبال لاهوری، محمود طه، ابوسلیمان، طه جابر و نصر حامد ابوزید پرداخت. دکتر کاظمی سخن خود را با اشاره به مبنای جامعه‌شناختی نواندیشان دینی آغاز کرد و آن را دو اصل تغییر و مداومت خواند و گفت: در قرآن و سنت نیز اصل تغییر بر مبنای مداومت و حفظ سنت مورد تأیید قرار گرفته‌اند و این اندیشمندان برای جلوگیری از تغییرات ناگهانی و انقلاب در اندیشه‌ها به تفسیر و نواندیشی می‌پردازند. وی که سالها به عنوان استاد دانشگاه مالزی به تدریس مطالعات اسلامی می‌پرداخته، در ادامه مهمترین شاخص اندیشه‌های محمد اقبال لاهوری را تأکید او بر خودباوری خواند و گفت: اقبال معتقد است که اگر انسان به خودش باور نداشته باشد، نمی‌تواند به سوژه مدرن بدل شود و همواره به صورت ابژه باقی می‌ماند. درحالی‌که در اصول دینی ما نیز بر بازگشت به خود تأکید شده است. او در کتاب "اسرار خودی"، به این موضوع با توجه به دو بحث انسان به عنوان خلیفه خدا در زمین و تخلق انسان به خلق خدا تأکید می‌کند. دکتر کاظمی سپس با تأکید بر اینکه از نگاه اقبال، با ختم نبوت عقل جانشین وحی می شود، به معرفی اندیشه‌های محمود طه، نواندیش سودانی پرداخت و گفت: محمود طه با رساله "رساله الثانویه"، که غوغایی در جهان عرب به پا کرد، کوشید نشان دهد که در اسلام عقیده به مساوات و عدالت طبی اصل است و انسانها، زن و مرد در پیشگاه خدا یکسانند. وی با اشاره به روش تفسیر طه از آیات مکی و مدنی قرآن، به تأثیر او بر دیگر نواندیش مسلمان، عبدالحمید ابوسلیمان اشاره کرد و گفت: ابوسلیمان که مدتها رئیس دانشگاه بین المللی مالزی بوده، همچون نقیب العطاس بحث اسلامی کردن علوم را دنبال می‌کرده و با تأکید بر اصول ضرورت و تلفیق، بر اهمیت نواندیشی در اصول فقهی اسلامی صحه می‌گذارد. دکتر کاظمی به تأثیر اندیشه‌های ابواسحاق شاطبی بر تفکر ابوسلیمان تأکید کرد و گفت: شاطبی انسان بسیار متدینی بوده که در دو کتاب "مقاصد الشریفه" و "الموافقات" کوشیده با تفاسیر قشری از کتاب و سنت مخالفت کند. ابوسلیمان با تأکید بر اصل تلفیق معتقد است که بحران فکری مسلمانان در عصر جدید تحجر و ناتوانی از تلفیق با شرایط جدید است. او به‌خصوص در روابط بین‌الملل به فقه شافعی نقد دارد و از تفاسیر جنگ‌طلبانه پرهیز دارد. دکتر کاظمی در ادامه به اندیشه‌های طه جابر الفیاض العوانی، متفکر عراقی پرداخت و گفت: عوانی که دانش آموخته الازهر است، معتقد است که اصول فقه مهمترین منبع برای فهم منابع اسلامی هستند، اما برای فهم درست از آن باید سه کار صورت بگیرد: نخست درک درست سنت، دوم تشکیل شورای علما که متاسفانه صورت نگرفته است و سوم فهم مقاصد شریعت در بستر آنها. دکتر کاظمی بخش پایانی سخن خود را به معرفی اجمالی اندیشه‌های نصر حامد ابوزید، متفکر مصری مقیم هلند اختصاص داد و عنصر محوری در اندیشه او را وارد کردن هرمنوتیک به تفسیر متون و نصوص دینی خواند و گفت: ابوزید معتقد است که تمدن اسلامی، تمدن متن است، بر خلاف تمدن یونانی که تمدن عقل است و این را از سیره امام علی(ع) نیز می‌توان استنباط کرد. وی گفت: ابوزید همچون پیتر نورث راس، معتقد است که فهم یک متن با خواندنش شروع نمی‌شود بلکه پیشتر با گفتگویی آغاز می‌شود که آن متن با فرهنگی که ادراک خواننده را تشکیل می‌دهد، شروع می‌شود. وی بر این اساس معتقد است که سه عامل باعث بدفهمی ما از دیالوگ نص با خودمان می‌شوند: نخست اشتباه گرفتن دلالت لغوی با دلالت شرعی، دوم تفسیر نادرست آیات مدنی و مکی که به نظریه اشاعره در مورد لوح محفوظ منجر شده است و سوم آشفته شدن بستر محتوایی آیات. دکتر کاظمی در پایان گفت: از نظر ابوزید، منطوق آیات قرآن بسته به ثابت است، اما مفهوم آنها قابل فهم در هر عصری است و با این حساب مسلمانان همیشه در تاریخ بسته به ضرورت، مناسبت، مقاصد و اولویت ها به اجتهاد در نص و تعویق بعضی از نصوص می‌پرداخته‌اند.
Powered by TayaCMS